فارسی
دوشنبه 27 اسفند 1397 - الاثنين 11 رجب 1440
  1812
  0
  0

ویژگیهای امام

ویژگیهای امام
 
مجله:صباح- شماره 13 و 14
 
 
بدان که در هر عصری از اعصار، مردان الهی نغمات الهی را در گوشها طنین انداز میکنند و ایشان حضرات اولیایند که طالبین حقیقت را از رحیق صهبای ازلیّت سرمست نموده و در عالم ملکوتی و لاهوتی به تأدیب میپردازند تا بدین وسیله سلسلهی تکامل انسانی باقی و ماء معین معانی احکام که اصل اصیل غصون تربیت است در جویبار دلهای عارفان جاری گردد.[1] شیعهی امامیه ایشان را امامان و پیشوایان خود به شمار میآورد و بر این باور است که آنان از ویژگیهایی برخوردارند که دیگر انسانها از آنها بیبهرهاند. در این نوشتار تنها به دو ویژگی امام از نگاه شیعهی امامیه نظر میافکنیم.

 

چرا امام باید برترین انسانها باشد؟ بهروز محمدی منفرد

 

بهروز محمدی منفرد

یکی از ویژگیهای اساسی امام که مورد اختلاف مسلمانان واقع شده،بایستگی برتربودن امام از سایرافراد امت است. شیعهی امامیه و برخی ازعلمای اهل سنت افضلیت را از شرایط امامت میدانند[2] و در مقابل، دیگرعلمای اهل سنت و جماعت و بسیاری ازمعتزلیان و خوارج و زیدیه چنین شرطی را برای امامت قایل نشدهاند و تقدیم مفضول بر فاضل را جایز میدانند.[3]

در این نوشتار مسئلهی افضلیت امام، تنها از دیدگاه شیعه بررسی میشود.

 

گسترهی افضلیت

 

افضلیت امام دایرهی گستردهای دارد که هم شامل کمالات دنیوی و فضایل ظاهری، همانند علم ،تدبیر، ذکاوت و شجاعت و... و هم در بردارندهی سعادت و تعالی معنوی است; به این معنا که ثواب و پاداش و بهرهی اخروی او از دیگر مردم بیشتر باشد و علاوه برآن، تمامی مسئولیتهای مربوط به امر امامت را شامل میشود.

شیخ طوسی میگوید:

و یجبُ أن یکون الامامُ افضلَ من کلّ رعیته فی کونه اکثر ثواباً عند الله و فی الفضل الظاهر;[4] و باید امام از رعیتش افضل و برتر باشد، هم در بیشتر بودن ثواب نزد خداوند و هم در فضل و کمال ظاهری.

سید مرتضی نیز مینویسد:

در استحقاق برای امامت، تنها عصمت شرط نیست، بلکه شرط است که امام در فضیلت ظاهری و کثرت ثواب از دیگران برتر باشد.[5]

بنابراین گسترهی افضلیت امام شامل تمامی کمالات و فضایل ظاهری و سعادت و تعالی و ثواب اخروی میشود.

 

دلیل افضلیت امام

الف) ادلهی عقلی

 

1. تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است.

این دلیل، تنها دربردارندهی بایستگی افضلیت امام در گسترهی کمالات دنیوی و فضایل ظاهری و همچنین ویژگیهای مربوط به امر امامت است.

علامه حلی (ره) در تبیین این دلیل میگوید:

امام یا در فضایل مساوی با امت است و یا ناقصتر از آنها و یا افضل از آنها; فرض اول محال است، زیرا در صورت تساوی بین امت و امام، ترجیح یکی بر دیگری به امامت محال[6] است; از فرض دوم نیز محال عقلی پیش میآید، زیرا عقلا ممکن نیست که مفضول بر فاضل مقدم گردد; بنابراین، فرض سوم مطلوب و متصور است.[7]

همچنین شیخ طوسی(ره) بیان میدارد:

دلیلِ این که امام باید در ظاهر افضل باشد این است که ضرورتاً تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است; زیرا به عنوان نمونه، قبیح است که یک حاکم، کسی را رییس خطاطان چیرهدست و ماهر بکند که مانند کودکان خط مینویسد و خطش از آنان برتر نیست و همچنین قبیح است کسی را رییس فقهایی همانند ابوحنیفه و شافعی و... بکند که در فقه از آنان ضعیفتر است. آری عقلای عالم این فعل حاکم را زشت میشمارند; زیرا تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است; و از آنجا که خداوند امام را نصب کرده است، بایستی کسی را نصب کند که در علم و گمان ما از همه افضل باشد.[8]

بنابراین، عقلا تقدیم مفضول بر افضل قبیح است و متکلمان امامیه به طرق مختلف این قاعده را در انطباق بر امامت تبیین نمودهاند.[9]

2. هدف از بعثت انبیا آن است که نفوس مردم کامل شود; بنابراین پیامبر باید در صفات کمال از مردمی که به سوی آنان برانگیخته شده است کاملتر و افضل باشد تا بتواند آنها را هدایت و کامل کند، و روشن است اگر در بین مردم کسی برتر از نبی و یا مساوی با ایشان باشد هدایت پیامبر در او تأثیری ندارد، در حالی که غرض از فرستادن رسولان این است که تمام مردم هدایت ،تزکیه و تربیت شوند و به کمال نهایی برسند. پس از روشن شدنِ این مسئله در مورد نبی، لازم است که امام نیز از مردم در صفات کمالی همچون شجاعت، کرم، عفت، صدق، عدل، تدبیر، علم و حلم و خلق و... افضل باشد; چون قائممقام و نایب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در تمامی امور ـ جز تلقی وحی ـ است.»[10]

این دلیل نیز لزوم افضلیت امام را در ویژگیها و فضایل ظاهری و کمالات دنیوی ثابت میکند.

3. دلیل دیگر عصمت است که به برتری امام در کمالات و ثواب بیشتر اخروی اشاره دارد.

متکلمان امامیه با ادلهای همانند «حافظ شریعت» و «امتناع تسلسل»، لزوم عصمت امام را ثابت نمودهاند.[11]

بنابراین، چنانچه کسی هم عصمت علمی[12] و هم عصمت عملی[13] داشته و از هرگونه خطا و اشتباه و گناهی ـ آن هم به سبب ایمان و یقین قلبی و اختیار خود ـ برحذر باشد، از دیگر افراد بشر که همواره مرتکب خطاها و اشتباهات و گناهان کوچک و بزرگ میشوند، برتر و افضل است و از ثواب و بهرهی اخروی بیشتری برخوردار میشود. شیخ طوسی میگوید:

وجود عصمت در امام دلالت میکند بر اینکه ثواب و بهرهی اخروی و پاداش امام بیشتر است و چنانچه عصمت امام ثابت شود، قطع پیدا میشود بر این که امام از نظر ثواب از دیگران برتر است.[14]

4. امام حجت خدا،[15] انسان کامل[16] و غایت خلقت[17] است. پژوهشگران امامیه درنوشتارهای پرشمار امامشناسی مقامات و مراتب وجودی فوق رابرای رییس عامهی انسانها در امور دین و دنیا ثابت نمودهاند و همچنین بیان کردهاند که امام قطب عالم امکان[18]و محور هستی، فلسفهی خلقت[19] و خلیفة الله در زمین است; و بدیهی است که شخصی با این درجات و مقامات عالی عرفانی از ارزش والای معنوی و متعالی برخوردار است و مقربترین شخص درگاه الهی به شمار میآید و بیتردید بهرههای معنوی و ثواب و پاداش اخروی چنین شخصی نیز بیشتر از دیگران است.

5. دلیل دیگر قاعدهی لطف است. لطف آن است که بنده را به طاعت نزدیک و از معصیت دور گرداند و امامت از بارزترین مصادیق آن به شمار میآید.[20] روشن است امامی که تنها با انگیزهی الهی و نزدیک کردن مردمان به طاعت و دور گرداندن آنها از گناه آن هم به عالیترین شکل ممکن و به نحو اتم و اکمل، سبب گردد که دیگران به خدا نزدیکتر و درنتیجه از ثواب اخروی برخوردار، و به سعادت و تعالی اخروی نایل شوند، خود از ثواب و بهرهی اخروی بیشتری برخوردار است. به یقین، خورشیدی که همگان از نعمت نورش بهره میگیرند خود از نور بیشتری برخوردار و بلکه عین نور است.

 

ب) ادلهی نقلی

 

1. (أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی);[21] آیا کسی که به حق هدایت میکند سزاوارتر است که تبعیت شود، یا کسی که هدایت نمیشود مگر اینکه او را هدایت کنند؟!

این آیه یکی از واضحترین آیات قرآن است که بر افضلیت امام دلالت دارد.[22] و از آن استفاده میشود که تقدیم مفضول (کسی که به واسطهی دیگری هدایت میشود یا اصلا هدایتپذیر نیست) بر فاضل (که دارای هدایت ذاتی است) قبیح است[23] و امام برترین انسانها در انجام مسئولیتهای امامت وکمالات ظاهری است.

 

نکات مهم آیه در دلالت بر افضلیت

 

الف) مراد از هدایت به حق، رساندن به مطلوب است، نه نمایاندن راهی که منتهی به حق میشود.

ب) مراد از (أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی)کسی است که به خودی خود هدایت نمیشود، که هم شامل کسانی است که به وسیلهی دیگری هدایت میشوند و هم کسانی که اصلا هدایت نمیشوند، نه بنفسه و نه بواسطهی غیر، نظیر بتها و خدایان دروغین که قابلیت هدایت به واسطه غیر را نیز ندارند.

ج) هدایت به حق به معنای رساندن به مقصد، تنها شأن خدا و کار کسی است که بنفسه هدایت شود; و هدایتش به واسطهی غیرنباشد.

یعنی بین او و خدا واسطهای در امر هدایت نباشد که شامل انبیا و اولیا میشود.»[24]

د) «امام باید معصوم از گناه و اشتباه باشد والا مهتدی بنفس نبوده و خود راه را نیافته و در هدایت محتاج به غیر است».[25]

با توجه به نکات فوق میتوان گفت آیهی ذکر شده دلالت دارد بر این که تنها کسی لیاقت و شایستگی برای امامت و پیشوایی دیگران را دارد که «خود هدایت ذاتی و بدون واسطه داشته و عمل او به هدایت خود و به تأیید الهی و تسدید ربانی صورت گرفته باشد»[26]که چنین شخصی سعید و پاک و معصوم و افضل و برترین انسانهاست و اوست که میتواند هدایتگر جامعه باشد، نه کسانی که یا اصلا هدایتشدنی نیستند و یا به واسطهی دیگری هدایت میشوند که در هر دو صورت، معصوم نبوده و مفضول هستند.

2. (قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ);[27] بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند!

این آیه به خردمندان یادآور میشود که چگونه امکان دارد یک شخص عالمتر، پرهیزکارتر و شریفتر از نظر حسب و نسب، فرمانبر و مطیع کسی باشد که از او، در این موارد پایینتر و پستتر است![28]

بنابراین، با توجه به این آیه میتوان گفت امام باید افضل از دیگر افراد امت باشد.

3.امام رضا(علیه السلام) میفرماید:

امام یگانهی زمان است، کسی به مقام اونمی رسد، هیچ دانشمندی با او برابری نمیکند، بدل و مانند و همتایی ندارد، و همهی فضایل را دارد بدون آن که آنها را درخواست نماید، بلکه داشتن آن فضایل امتیازی است که خداوند به فضل خود به او عطا فرموده است و... .[29]

این روایت گواهی است بر این که فضایل امام در بالاترین سطح خود است به گونهای که هیچ یک از انسانها و خلایق به پای او نمیرسند و جایگاه او، هم در ظاهر و هم در نزد خداوند، بالاتر از همگان است، البته گفتنی است این روایت ارشاد به حکم عقل و مؤید آن است.

 

چرا امام باید معصوم باشد؟ یدالله دادجو

 

l عصمت در لغت به معنای امساک و منع است. ابن فارس میگوید:

واژهی عَصَم در لغت به معنای امساک و منع است[30] و در اصطلاح، نوعی مصونیت است که با وجود آن انسان دچار گناه و لغزش نمیشود. علامه طباطبایی میگوید: عصمت نوعی علم و دانش است که صاحبش را از گناه و خطا باز میدارد.[31]

در این نوشتار دلیلهای لزوم عصمت امام بیان میشوند.

 

دلیل عقلی

 

امامت مقام و منصبی است که خداوند تعالی به امام ارزانی داشته است. امام شخصیتی است که به غیر از دریافت و ابلاغ وحی، از تمام شئون پیامبر(صلی الله علیه وآله) برخوردار است و بدین روی مقام امامت از عصمت انفکاکناپذیر است; زیرا «مقام امامت، آن گونه که از کتاب و سنت بر میآید، در رهبری سیاسی جامعهی اسلامی خلاصه نمیشود، بلکه دنبالهی نبوت و کامل کنندهی رسالت است. چنین تصویری از مسئله، پیامبر و امام را در کنار هم مینشاند و دلایل عقلی عصمت را به قلمرو امامت نیز میکشاند. با این تفاوت که در این جا، به جای ابلاغ وحی، از تبیین معارف وحیانی سخن میرود.»[32]

متکلمان و دانشندان برجستهی شیعه برای اثبات و لزوم عصمت امام به دلایلی تمسک جستهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:

 

1. برهان امتناع تسلسل

 

بر مبنای این برهان، امام باید معصوم باشد; چرا که «اگر امام معصوم نباشد باید امام دیگری باشد تا او را به راه صواب هدایت و خطای او را اصلاح کند; پس آن امام دیگر، امام و معصوم است; اگر او هم معصوم نباشد، امام سوم لازم است و هکذا; و چون تسلسل محال است، باید به معصوم منتهی شود; پس امام باید معصوم باشد.[33]

علامه حلی در شرح تجرید الاعتقاد میگوید:

اگر امام معصوم نباشد، تسلسل لازم میآید و تسلسل باطل است (تالی); پس معصوم نبودن امام نیز باطل است (مقدّم).

بیان ملازمه این است که مقتضی وجوب نصب امام عبارت است از امکان خطا و اشتباه مکلفان; پس اگر همین مقتضی در حق امام نیز ثابت باشد، او نیز نیاز به امام دیگری دارد که در این صورت تسلسل پیش میآید; بنابراین باید به امامی منتهی شود که او از خطا و اشتباه و گناه مصون است و او امام واقعی است.

 

2. برهان حفظ شریعت

 

آیین پاک و شریعت ناب محمدی(صلی الله علیه وآله) برای زمان محدودی نیامده، بلکه تا روز قیامت ضامن سعادت و رستگاری پیروان و رهروان خود است; بنابراین حفظ این آیین واجب است. از سوی دیگر، پاسداری از شریعت در صورتی امکانپذیر است که حافظ و نگهبان و پاسدار آن، شرایط لازم و کافی برای حفظ آن را داشته باشد; یعنی کسی که مسئولیت حفظ شریعت را به عهده دارد، باید بتواند شریعت را بدون کمترین تغییر و تحریف حفظ نماید و برای مکلفان بیان کند. بدین روی میتوان گفت:

1. شریعتی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آورده است بر عموم مکلفان تا روز قیامت واجب است; پس پیوسته به حافظی نیاز دارد که بدون هرگونه تغییر و تحریفی آن را برای مکلفان بازگوید; زیرا در غیر این صورت، تکلیف به ما لا یطاق لازم خواهد آمد.

2. آن ناقل و حافظ باید معصوم باشد; زیرا در غیر این صورت احتمال تغییر و تحریف در شریعت وجود دارد; بنابراین برای مصون ماندن آن از تغییر و تحریف، چارهای جز این نیست که حافظ آن مصون از هر خطا و گناه و اشتباه باشد و او کسی جز معصوم نیست.[34]

به تعبیر علامه شعرانی:

امام حافظ شرع است; اگر معصوم نباشد چگونه حفظ شرع کند؟ شرع را کسی باید حفظ کند که به دو صفت، متصف باشد: یکی اینکه همهی اسرار شرع را نیک بداند، به راه یقینی، نه از طریق ظنی; و دیگر آن که هوای خویش را در حفظ شرع به کار نبندد و احتمال چنین امور در وی داده نشود; و آن غیر معصوم نباشد.[35]

 

دلیل نقلی

 

دلایل نقلی متعددی از آیات و روایات برای لزوم عصمت امام وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

1. آیهی اولی الامر

خداوند تعالی میفرماید:

(أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ);[36] از خدا و رسول و اولیالامر اطاعت کنید.

آیهی شریفه بدون هیچ گونه قید و شرطی بر وجوب اطاعت از اولیالامر دلالت میکند و در آیات دیگر هم چیزی که مدلول این آیه را مقید کند وجود ندارد.

(أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ...)، معنایش این نیست که اولی الامر را در جایی که معصیت نکنند و تا به خطایشان واقف نشدید اطاعت کنید و هرگاه خطایی دیدید آن را با قرآن و سنت پیغمبر(صلی الله علیه وآله) راست نمایید.

به ویژه این که خداوند قیدهای واضحتر از این را که به مراتب پایینتر از اطاعت مفترضهی امام است بیان فرموده است; مثل:

(وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بِی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما);[37] به انسان نسبت به نیکی به پدر و مادر سفارش کردیم و اگر آنان تلاش کردند تا به آنچه علم نداری به من شرک بورزی، از آنان اطاعت نکن.

پس چرا در این آیه که اساس دین و ریشهی تمام خوشبختیهای انسانی است، چیزی از این قیود را ذکر نکرده است؟ با اینکه در آن بین رسول و اولیالامر جمع کرده و برای هر دو یک اطاعت خواسته است. برای رسول که امر به معصیت خدا یا اشتباه در حکم محال است; و اگر در اولیالامر محال نبود، چارهای نبود جز آن که قید آن را ذکر نماید و (چون قید ذکر نشده) پس آیه مطلق است و لازمهاش آن است که در اولی الامر هم قایل به عصمت شویم.»[38]

همچنین خداوند تعالی در آیهی شریفه به طور مطلق و بدون مقید کردن به چیزی، امر به اطاعت اولیالامر کرده است. از سوی دیگر، هیچگاه خداوند کفر و عصیان را برای بندگانش نمیپسندد، حتی اگر به نحو اطاعت از شخص دیگری باشد; بر این مبنا، اطاعت از اولی الامر، در صورتی که به عصیان امر کنند، حرام است; در نتیجه، مقتضای جمع بین این دو امر این است که اولی الامر، که اطاعتشان به طور مطلق واجب است، تنها معصومان(علیهم السلام)هستند که مطلقاً هیچ معصیتی از آنان صادر نمیشود.[39]

 

تطبیق اولیالامر بر ائمه(علیهم السلام)

 

طبق بیان پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) مصادیق و افراد اولی الامر همان ائمه(علیهم السلام) هستند. ابن بابویه از جابر بن عبدالله انصاری روایت میکند که وقتی آیهی شریفهی اولی الامر نازل شد، گفتم: یا رسول الله خدا و رسول را شناختیم، اولی الامر که خداوند اطاعتشان را همراه اطاعت تو قرار داده چه کسانی هستند؟ فرمود: جابر، آنان جانشینان من و پیشوای مسلمیناند. پس از من، اول ایشان علی بن ابی طالب است و پس از وی حسن و حسین و علی بن الحسین و فرزند علی، محمد معروف در تورات به باقر، که تو وی را خواهی دید ـ وقتی او را دیدی سلام مرا به او برسان ـ و سپس صادق، جعفر بن محمد و بعد موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و بعد همنام و همکنیهی من که حجت خدا و بقیةالله او در روی زمین و نزد بندگان است و فرزند حسن بن علی که خدا به دست وی مشرق و مغرب زمین را خواهد گشود... .[40]

 

2. حدیث ثقلین

 

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:

من دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم: کتاب خدا و عترت و اهلبیتم; تا زمانی که به این دو تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد. این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

در این حدیث، کتاب و عترت در کنار یکدیگر محور هدایت به شمار آمدهاند و دیگر آن که در این روایت بر جداییناپذیری قرآن و عترت تأکید شده است. اگر اهلبیت معصوم از گناه و خطا نبودند، پیروی از آنان همواره موجب هدایت نمیگردید و جداییناپذیری آنان از قرآن، معنای روشنی نمییافت.[41]

[1]. ر. ک: علی اللهوردیخانی، نبوت و امامت، (مشهد، 1379)، پشت جلد کتاب.

[2]. ر.ک: شیخ احمد غزنوی، اصول الدین، تحقیق: دکتر عمرو فسیق، (بیروت: دارالبشائر الاسلامیة)، ص 275; و ابن تیمیه که از سلفیان به شمار میآید میگوید: «تولیة المفضول علی الفاضل ظلم عظیم». ر.ک: میلانی، الامامه، ص275; و هم چنین از اشعری نقل شده است که: «امام باید افضل اهل زمان خود باشد; زیرا تقدیم مفضول برفاضل قبیح است.» ر.ک: تفتازانی، شرح المقاصد، تحقیق: عبدالرحمن عمیره، (قم: منشورات رضی)، ج 5، ص246; و هم چنین ماوردی و فراء لزوم این شرط را برای امام متذکر شدهاند ر. ک: الاحکام السلطانیه، محمدبن حسین الفراء، اعلام اسلامی، (تهران، 1406)، ص 7.

[3]. ر. ک: عبدالجبار معتزلی، المغنی، ج 20، ص 203، (قاهره: دار المصر للتألیف، و ر. ک: شرح المقاصد، ج5، ص233.

[4]. شیخ طوسی، الاقتصاد، (تهران: منشورات مکتبة جامع چهل ستون)، ص 190.

[5]. اقتباس از: شریف المرتضی، الشافی فی الامامة، (قم: ناشر اسماعیلیان، چ دوم)، ج اول، ص 328.

[6]. مراد از محال، استحالهی ذاتی نیست بلکه مراد آن است که عقلا وقوع آن قبیح است.

[7]. ر. ک: علامه حلی، کشف المراد، تحقیق آیت الله سبحانی، (قم: مؤسسه امام صادق)، ص 187.

[8]. شیخ طوسی، همان، ص 191.

[9]. ر. ک: علامه حلی، باب حادی عشر، (قم: انتشارات نوید اسلامی،) ص 75 و ر. ک: سید مرتضی، همان.

[10]. اقتباس از: محسن خرازی، بدایة المعارف الالهیه، (قم: مرکز مدیریت حوزهی علمیه)، ج 2، ص 1 ـ 50.

[11]. ر. ک: کتابهای متعدد کلام، بخش عصمت و ر. ک: علی ربانی گلپایگانی، فصلنامهی انتظار، ش 11 و 12 بهار و تابستان 1383، ص 72 به بعد.

[12]. عصمت از خطا و اشتباه.

[13]. عصمت از گناه.

[14]. الاقتصاد، همان.

[15]. قال ابی جعفر(علیه السلام): «و الله ما ترک الله ارضاً منذ قبض آدم(علیه السلام) الاّ و فیها امام یُهتدی به الی الله و هو حجّته علی عباده و لا تبقی الارض بغیر امام حجة و لله علی عباده». ر. ک: ملاصدرا، شرح اصول کافی، (تهران: مؤسسه تحقیقات و مطالعات فرهنگی، 1367) ص 485 به بعد.

[16]. علی ربانی گلپایگانی، «فلسفه امامت»، فصلنامهی انتظار، ش 7; بهار 82، ص 43.

[17]. ر. ک: علی اللهوردیخانی، نبوت و امامت، (مشهد: آستان قدس رضوی)، ص 74.

[18]. ر. ک: جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمهی قیصری، (قم: انتشارات دفترتبلیغات اسلامی)، ص 726.

[19]. علی ربانی گلپایگانی، همان.

[20]. ر.ک: مجلهی صباح، ش 11و12، ص 56 ـ 65.

[21]. سورهی یونس، آیهی 35.

[22]. میلانی، همان، ص 76.

[23]. ر.ک: علامه حلی، الرسالة العدلیه، ص83 و ر.ک: شبر، حق الیقین، ج 1، ص 140.

[24]. محمد حسین طباطبایی، المیزان، (قم، جامعه مدرسین)، ج 10، ص 60، ذیل آیه 35 سورهی یونس.

[25]. همان، ج 1، ص 271، ذیل آیهی 124، سورهی بقره.

[26]. همان.

[27]. سورهی زمر، آیهی 9.

[28]. علامه حلی، نهج الحق، ص 268.

[29]. کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 201.

[30]. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج 4، ص 331.

[31]. محمد حسین طباطبایی، المیزان، (اسماعیلیان، چ 1)، ج 5، ص 78.

[32]. حسن یوسفیان، پرسمان عصمت، تحقیق مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه، ص 52.

[33]. علامه شعرانی، ترجمه و شرح تجریدالاعتقاد، ص 510.

[34]. ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، (ناشر مکتبة آیت الله مرعشی نجفی، چ 2)، ص 178.

[35]. علامه شعرانی، همان، ص 510.

[36]. سورهی نساء، آیهی 59.

[37]. عنکبوت، آیهی 8.

[38]. ترجمه المیزان، ج 4، ص 568.

[39]. محاضرات فی الالهیات، جعفر سبحانی، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، ص 541.

[40]. ترجمهی المیزان، ج 4، ص 588.

[41]. الغدیر، ج 3، ص 297، پرسمان عصمت، ص 55.


منبع : پایگاه حوزه
  • امام، امامت، عصمت، علامه حلی، خدا، هدایت، عصمت امام، فضیلت،
  •   1812
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          توبه دو برادر در آخرین ساعات!
          افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
          امام جواد (ع) در آثار استاد انصاریان
          معناشناسي ليله الرغائب
          اقتصاد و اسراف‏
          معناى «لا اله الا اللّه»
          هوا و هوس
          آنچه به انسان می‌رسد؟!
          امام هادی(ع) خورشید هدایت
          جلوه‏اىی از اخلاق امام محمّد باقر (ع)

    بیشترین بازدید این مجموعه

          توبه دو برادر در آخرین ساعات!
          غیبت های حلال
          توصیه هایی برای افزایش روزی
          از کجا بدانيم خدا از ما راضي‌ است؟
          استغفار یکی از راه‌های زیادی رزق
          اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
          یک آیه و این همه معجزه !!
          شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
          حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
          زن شايسته برای شوهر

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز