فارسی
دوشنبه 27 خرداد 1398 - الاثنين 13 شوال 1440
  2032
  1
  0

مرگ پس از حيات اول

مرگ پس از حيات اول

منابع :

کتاب : تفسير حكيم جلد یک

نوشته : استاد حسین انصاریان

 

مرگ پس از حيات اول: ثُمَّ يُمِيتُكُمْ:

از آيات قرآن مجيد و روايات و معارف عقليه و براهين و دلايل فلسفيه به وضوح استفاده ميشود كه مرگ كه همانند حيات كارحضرت حق است ما را به چاه عدم محض و نيستى و نابودى سرنگون ميكند، بلكه ميان ما وغيرما و امور غيرلازم، و نهايتاً ميان ما و روح و حيات دنيائى ما جدائى مياندازد و بدن ما را براى مدتى هم چون جفت جنين زيرخاك برده و وجود اصلى ما را كه تشخص ما به آن است براى مدتى به عالم برزخ كه درقرآن مطرح است انتقال ميدهد و در اولين لحظه قيامت به اراده حق ذرات جسم خاك شده هم چون انبوه سلولها كه در رحم مادر جنين را تشكيل ميدهند دوباره به مانند بار اول بدن را سرپاكرده و روح به آن باز ميگردد تا به صورت همان انسانى كه براى زندگى موقت دنيا آفريده شده بود براى حيات ابدى و زندگى جاويد و سرمدى پا به جهان بگذارد و به مبدأ و ريشه خود حضرت حق بازگردد.

كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ: «1»

همان گونه كه شمار را آفريد، پس از مرگ به او باز ميگرديد.

قرآن مجيد و روايات ميراندن را بيواسطه يا به واسطه كار خدا ميداند، چنانچه حيات بخشى را ويژه حضرت او ميشمارد.

اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها: «2»

خداست كه جان مردم را هنگام مرگشان به طوركامل ميگيرد.

وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ: «3»

وفقط اوست كه زنده ميكند و ميميراند.

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ: «4»

بگو: فرشته مرگ كه برشما گماشته شده است جان شما را به طور كامل ميگيرد.

حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ: «5»

تا هنگامى كه يكى ازشما را مرگ در رسد دراين هنگام فرستادگان ما جانش را ميگيرند و آنان در مأموريت خود كوتاهى نميورزند.

وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ ... «6»

اى كاش ستمكاران را هنگامى كه در سختيها و شدايد مرگاند ببينى درحالى كه فرشتگان دستهاى خود را به سوى آنان گشوده و فرياد ميزنند جانتان را بيرون كنيد ...

حضرت صادق (ع) از رسول خدا روايت ميكند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه مرا به معراج بردند فرشته‏اى از فرشتگان را ديدم كه لوحى از نور در دست او بود و به راست و چپ نظر نداشت، به صورتى حزين به آن لوح توجه داشت. به جبرئيل گفتم: اين فرشته كيست؟ گفت: اين ملك الموت است كه به قبض ارواح اشتغال دارد.

به جبرئيل گفتم: مرا نزديك او ببر تا با وى سخن بگويم، پس مرا نزديك او برد به او گفتم: آيا همه آنان كه مردند و پس ازاين ميميرند قبض روحشان به دست توست؟

گفت: آرى، گفتم: خودت نزد همه آنان حاضر ميشوى؟ گفت: آرى دنيا به آن صورت كه خدا برايم مسخر كرده، و مرا نسبت به آن تمكن داده مانند درهمى در دست مردى كه است به هر صورت كه بخواهد آن را زير و رو ميكند. و هيچ خانه‏اى در دنيا نيست مگرآن كه من روزى پنج بار وارد آن ميشوم و به كسانى كه برمرده خود ميگريند ميگويم: براو گريه نكنيد، زيرا برعهده من لازم است كه به شما بازگردم تا آنجا كه يكى از شما باقى نماند! «7»

دراين مرحله توجه شما را به روايتى بسيار مهم از حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين جلب ميكنم كه آن حضرت به حقيقتى ضرورى كه بايد پيش از مرگ مورد نظر هركسى باشد هشدار ميدهد:

«حرام على كل نفس ان تخرج من الدنيا حتى تعلم انه من اهل الجنة هى ام من اهل النار:» «8»

برهرانسانى حرام است كه از دنيا بيرون رود مگر اين كه بداند اهل بهشت است يا اهل آتش.

درك اين مسئله به اين است كه انسان همه امورش را به كتاب خدا و فرهنگ اهل بيت عرضه كند، اگر با اين دو منبع اصيل هماهنگ است بداند كه اهل بهشت است و حفظ اين هماهنگى تا لحظه مرگ براو واجب است، و اگرهماهنگ نيست بداند اهل دوزخ است ولى پيش از مرگ ميتواند با توبه و انابه و اصلاح حال و مال، خود را از دوزخ رهانيده و مستحق بهشت الهى ميكند.

 

حيات دوباره پس از مرگ دوم‏

اعجاب انسان از زنده شدن پس از مرگ باتوجه به اين كه روزى خاك مرده بوده و به اراده حق زنده گشته اعجابى بيهوده و بيپايه است.

او اگر در اطوار خلقت خود، ونيز اطوار خلقت موجودات و مرگ و حيات آنان دقت كند نه اين كه نسبت به مسئله حيات پس از مرگ تعجب نخواهد كرد بلكه به راحتى و حتى بدون تكيه بر بحث علمى و فلسفى حيات پس از مرگ را خواهد پذيرفت.

چه بسا انفجارهائى كه در ذرات، در اتمهاى تراكم، در ستارهها انجام ميگيرد و برخى از اشخاص تصور ميكنند چهارچوب وجود آنها و ذات و هويتشان در گودال تاريك نيستى و عدم قرار ميگيرد، درحالى كه تصور آنان صددرصد باطل است و آزمايشات علمى، و تجربههاى دانشمندان و مشاهدات حسى اهل بصيرت غير اين را ميگويد.

مجموعه جهان ما كه به منزله يك اتم با حجمى غيرقابل اندازه گيرى است با يك اتم كه قوى ترين ابزار ذره بينى قابل مشاهده نيست از لحاظ پديدآمدن و مردن و حيات دوباره يافتن در سيطره يك نظم و در حاكميت يك قانون است، انفجار و پراكنده شدن ذرات سبب معدوم شدن نيست، بلكه اجزاء پراكنده چه اجزاء پراكنده جهان هستى باشد چه اجزاء پراكنده يك اتم مثلًا اتم اورانيوم دوباره ميتوانند از پراكندگى به اجتماع درآيند و جهان و اتم بعدى را به صورتى محكم تر و زيباتر و پابرجاتر بسازند.

قرآن مجيد در آيات بسيارى از انفجار كامل همه جهان خبر ميدهد ولى اعلام مينمايد كه پس از درهم ريخته شدن ستارهها و متلاشى شدن كوهها و برافروخته شدن و مشتعل گشتن درياها دوباره هستى صورت ديگر خواهد گرفت و همين زمين وآسمان به شكلى ديگر ظهور خواهند كرد.

يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ: «9»

در روزى كه زمين به غيراين زمين و آسمانها به غيراين آسمان تبديل شود و همه در پيشگاه خداى قهار حاضر گردند.

دانشمندان پس از مطالعات عميق و دقيقى كه در خصوص اتم اورانيوم به عمل آوردهاند چنين نتيجه گرفتهاند كه هرگاه يك برق قوى كه بيش از 7 تا 10 ميليون ولت برق داشته باشد از اتم اورانيوم برخلاف حركت وى عبور دهند حركت الكترونها متوقف ميشود و براثر اين توقف طبعاً انفجار مهيبى رخ خواهد داد كه چندين ميليون درجه حرارت توليد ميكند به طورى كه حرارت آن به اندازه حرارت ستارگان ميرسد.

در اين هنگام خورشيد اتم يعنى پرتون به خاموشى ميگرايد و تمام اجسام آن به حالت الكتريك درآمده و دنياى بمب اتم تمام موجودات خود را از دست خواهد داد.

جهان پهناور آسمانها و كهكشانها چون جهان شگفت ديگرى را ميتوان تصور كرد. و مطالعه درخصوص اتم و انفجار بمبهاى اتمى ميتواند نمودارى از چگونگى اين جهان و انفجار رستاخيز آن را در چشم انداز ما مجسم سازد و به ما بفهماند اين بمب اتمى كه منفجر ميشود درحقيقت جهانى هم چون جهان ماست.

آيا بمب اتم پس از انفجار نيست و نابود ميگردد و هيچ ميشود، و در تاريك خانه عدم و نيستى فرو ميرود؟! مسلم نه، بلكه وقتى يك بمب منفجر ميشود ذراتش به صورت گرد از هم پراكنده و پاشيده ميگردند و اين گردها همان پارههاى اتم هستند كه ازهم جدا و متفرق گشته اند.

اين اجزاء پراكنده دوباره رشد مينمايند و روبه تكامل ميگذارند و دومرتبه به صورت نخستين (اتم) عود كرده رستاخيز خود را آغاز مينمايند تا اين كه كدام يك سعادت داشته داخل شهر زيباى پرتون شده و الكترونها به دور آن پروانه وار بگردند، و كدام يك از سعادت محروم باشند كه جزء الكترونها گشته دائماً متحير و سرگردان، هم چون ذغال هاى آتش گردان به دورهسته آتش زائى درچرخش باشند، و نيز تا كدام يك از اتمها صالح باشند كه اجزاء و ذرات‏ الماس و طلا گشته و پيوسته برآويزه گوشوارهها قرار گيرند و كدام يك پست و بيمقدار باشند كه اجزاء و ذرات شن و لاى را تشكيل دهند و نيز تا كدام خوشبخت باشند كه ذرات گُل و ريحان را به وجود آورند و در باغستانها و در تالار مهمان خانهها جاى گيرند و كدام يك بدبخت و بدكار بوده كه اجزاء و ذرات هيزم گشته در آتش بسوزند.

ابداً نبايد به نظر بعيد برسد، و دور از عقل و منطق باشد كه جهان ما كه تراكمى از اتمهاى گوناگون است پس از انفجار و خاموش شدن خورشيدش اين چنين باشد، يقيناً جهان و انسان كه هريك به مثابه يك اتم هستند و ساختمانشان تركيبى از اتمهاست پس از متلاشى شدن و پراكنده گشتن ذراتشان دوباره شكل وصورت جديد ميگيرند خوشبختشان بهشت و بهشتى، و تيره بختشان دوزخ و دوزخى ميشود:

آرى بخشى از جهان درقيامت بهشت و دوزخ و گروهى از مردم كه مؤمن و صالحاند بهشتى و گروه ديگر كه كافر و ناصالحاند دوزخى ميگردند:

وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ: «10»

خدا به مردان و زنان با ايمان بهشتهائى را وعده داده كه از زير درختانش نهرها جارى است، درآن جاودانه اند، ونيز سراهاى پاكيزه‏اى را دربهشتهاى ابدى وعده فرموده، وهمچنين خوشنودى و رضايتى از سوى خدا كه از همه آن نعمتها بزرگ تر است، اين همان كاميابى عظيم است.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ ...

اى اهل ايمان خود و خانواده خويش را ازآتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهايند حفظ كنيد.

حيات پس از مرگ حقيقتى است كه چون يك رودخانه در بستر هستى درجريان است و ابداً جائى براى انكار و يا شگفتى و تعجب ندارد.

جزيره مرجانى بيكينى و اينوتوك در بين سالهاى 1946 و 1958 به وسيله بمبهاى اتمى آمريكا منفجرشد و آتش سوزان ناشى از بمبها همه جا را سوزانيد و به نظر اوليه نيست و نابود كرد، واثرى از حيات در دو جزيره و موجوداتش باقى نگذاشت.

همه وجودات زنده اين دو جزيره نابود شدند و ازميان رفتند و ديگر احدى اميد به زنده شدن و تجديد حيات مردگان دراين سرزمين نداشت ولى در برابر 59 آزمايش بمب اتمى كه در اين دو جزيره صورت گرفت و ازحيات كوچك ترين نشانه و اثرى نماند، بارديگر محيط اين دوسرزمين براى حيات آماده گشت و زندگى به صورت جالبى نمايان شد و اكنون اين دو منطقه رستاخيز و تجديد حيات خود را پس از گذشت 9 سال از بمباران به دست آورد.

آخرين گروه تحقيقاتى اعزامى كه درسال 1964 به اين مناطق سفر كردند، ارمغان تازهاى از تجديد حيات به همراه آوردند. در اين منطقه به تدريج پرندگان با زندگى و حيات انس دوباره گرفتند، و گياهان گوناگون تجديد حيات يافتند.

وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا: «11»

واين براى مردم نشانه‏اى [از قدرت خدا در رابطه با تجديد حيات و رستاخيز موجودات است‏] كه زمين مرده را زنده نموده و ازآن دانه رويانديم.

در جزيره نامو كه يكى از جزاير بيكينى است يك نوع نارگيل تجديد حيات يافته كه در زمين شوره زار آن جزيره روئيده شده است، با اين كه در هنگام انفجار بمب اتمى تمام درختان نارگيل و ساير گياهان و حيوانات اين جزيره به كلى محو و نابود شده بود.

آيا اين تجديد حيات و اين رستاخيز كه در برابر چشمان ما انجام گرفته پس از اين كه انفجار بمبها مرگ را بر گياهان و حيوانات جزيره براى چندين سال حاكم كرد و اثرى از حيات نگذاشت، دليل بر امكان رستاخيز و تجديد حيات و زندگى دوباره ما پس از مرگ و ويران شدن جهان نيست؟

بيترديد براساس آيات قرآن و روايات استوار و محكم و آنچه كه پس از بمبارانها در جزائر بيان شده اتفاق افتاد انسان پس از مرگ حيات دوباره مييابد: ثُمَّ يُحْيِيكُمْ‏

آرى همانطور كه در ابتداى كار دراين جهان باقدرت حق حيات پديد آمد و از مواد مرده و بيجان نباتات و حيوانات و سپس اولين انسان بدون پدرومادر به وجود آمدند و ديگر انسانها در رحم مادر از يك دانه سلول ساخته و پرداخته و زنده شدند، بار ديگر مردگان در جهان قيامت كه جهان جديد است حيات ميگيرند و زنده ميشوند.

كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ: «12»

آنگونه كه آغازتان كرد و از خاك مرده آفريدتان و حياتتان بخشيد به همان گونه و با تكيه برهمان قدرت آغازگر بازخواهيد گشت.

ذرات بدن انسانها كه پس از مرگ به خاك تبديل شده، از ميان قبرها و آشيانه پرندگان و لانه درنگان و ميدانهاى جنگ و اعماق درياها گردآورى ميشود و همان طور كه در رحم مادران پس از گردآمدن انبوه سلولها و مصالح ساختمانى بدن ناگهان انقلابى پديد ميآيد وهريك از سلولهاى مختلف و پراكنده كه مربرط به يك عضوى است اجزاء خود را پيدا كرده و تشكيل عضوى ميدهند، اعضاء و ذرات پراكنده مردگان نيز درسايه قدرت و اراده و خواست حق اجزاء خود را پيدا كرده انسانى را تشكيل ميدهند، سپس همانطور كه خدا ابتدا در پيكر بيحس و حال آدم و جنين روح دميد دراين جسمها روح ميدهد. «13» وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى‏ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ: «14»

و در صور ميدمند ناگهان همه آنان از قبرها به سوى پروردگارشان ميشتابند.

أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى‏؟ «15»

آيا ندانسته اند؟ [كه قطعاً دانستهاند و ميدانند] خدائى كه آسمانها و زمين را آفريد و از آفريدن آنها درمانده و خسته نشد قدرت دارد كه مردگان را زنده كند آرى بدون ترديد او بر هر كارى تواناست.

فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ: «16»

پس با دقت و تأمل به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مردگياش زنده ميكند، بيترديد اين خداى قدرتمند زنده كننده مردگان است و او برهركارى تواناست.

پس در رابطه با زنده شدن مردگان كه به اراده حق و قدرت بينهايت او انجام ميگيرد، و يك بار هم از خاك مرده انسان زنده آفريده است و بار ديگرهم مرده او را زنده ميكند هيچ ترديد و شكى باقى نميماند، و اين مطلب يعنى مردن و تجديد حيات كه در تمام هستى ديده ميشود و كسى تعجب نميكند نسبت به انسان هم كه يكى از اجزاء هستى است جاى تعجب و شگفتى ندارد.

«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ. ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.» «17»

اى مردم اگر در برانگيخته شدن پس از مرگ در ترديد و شك هستيد پس به اين حقيقت با كمال دقت توجه كنيد كه ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، آنگاه از علقه، بعد از آن از پاره گوشتى با آفرينش كامل يا غيركامل تا براى شما روشن كنيم [كه ما به برانگيختن مردگان توانائيم‏] و آنچه را ميخواهيم تا مدتى معين در رحمها مستقر ميكنيم آنگاه شما را به صورت كودك از رحم مادر بيرون ميآوريم تا آن كه به قدرت فكرى و نيرومندى جسمى خود برسيد و برخى از شما پيش از كهنسالى قبض روح ميشويد، و برخى از شما را به پائين ترين دوره عمر برميگردانند تا در نتيجه از دانشى كه داشتند چيزى ندانند، [واز نشانههاى ديگر قدرت ما اين كه‏] زمين را در زمستان خشك و افسرده ميبينى پس چون آب باران برآن نازل ميكنيم ميجنبد و برميآيد و از هرنوع گياه تر و تازه و بهجت انگيزى ميروياند. همه اين امور كه براى شما بيان شد بخاطر اين است كه بدانيد خدا همان حق است و اين كه او مردگان را زنده ميكند و اين كه او برهركارى تواناست.

دراين آيات روى مسئله حركت و تحول و تبدل تكيه شده و براى رفع استبعاد، و شگفتى و تعجب، همه مردم را متوجه مسئله حركت و تحول و تبدل ميكند، و اين كه ذرات خاكى بدن شما را باز باتحول و تبدل و باحركت دادن به صورت بدن اول درميآوريم، به طورى كه همين بدن فعلى شما را باحركت دادن و متبدل كردن خاك به صورت بدن درآورديم.

از لحن مخصوصى كه اين آيات دارد كاملًا اين حقيقت استفاده ميشود كه جسم و بدن انسان پس از تبدل به خاك، تبدلات و تحولاتى را درپيش دارد و با تحولاتى كه پيش خواهد آمد باز به صورت بدن و جسم براى روح درميآيد به اين معنى كه ذرات خاكى بدن انسان دفعة و بدون يك سلسله تحولات و تبدلات به صورت بدن درنميآيد، بلكه با يك رشته تحولات و تبدلاتى به صورت جسم و بدن درآمده و در قيامت حاضر ميشود، تحولاتى كه دراثر آن بدن ساخته شده متناسب با نظامهاى بيان شده است.

وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ (78)، قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ: «18»

در دو آيه نيز با لحن و بيان و تعبيرخاصى به همين حقيقت اشاره نموده ميفرمايد:

آنان كه منكر معاد هستند با لحن انكار و استبعاد ميگويند: چه كسى به استخوانهاى پوسيده حيات ميدهد و آنها را زنده ميكند، درپاسخشان بگو كه: استخوانهاى پوسيده را آن كه ابتداء آنها را از خاك مرده به وجود آورد و به آنها حيات داد زنده ميكند، يعنى همان مبدء متعال كه ابتداء با تدبير ربوبى خود و براساس يك سلسله قوانين و سنن حساب شده‏اى خاك و ذرات ديگر را به حركت آورد و بعد از يك رشته تبدلات آنها را به صورت استخوان درآورد و زنده ساخت، استخوانهاى پوسيده و به صورت ذرات خاك درآمده را نيز براساس يك سلسه قوانين حساب شده و باحركت و تبدل به صورت استخوان درآورده و به آنها حيات دوباره ميبخشد. ثُمَّ يُحْيِيكُمْ‏

در آخر آيه دوم نكته‏اى هست و با تعبير:

وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ‏

به آن اشاره شده اين است كه ميفرمايد: خداى متعال به هرخلق و ايجادى دانا است، يعنى او به خوبى ميداند كه ذرات خاكى بدن انسان و استخوانهاى پوسيده را دركدام شرايط و دركدام مسيرى بايد قرار دهد تا باز به صورت بدن و استخوانها آمده و زنده شود.

بنابراين ملاحظه ميكنيم كه قرآن مجيد در زنده شدن بدنهاى مرده و جسمهاى متلاشى شده روى مسئله حركت و تغيير و تبدل تكيه نموده و اين بعيد شمردن را كه چگونه بدن به خاك مبدل شده‏اى دوباره به صورت بدن وجسم اولى درميآيد؟ با اشاره به اين كه بدن اولى و جسم نخستين شما را با تبدل و حركت دادن ذرات به صورت بدن درآوريم برطرف نموده ميفرمايد: خلق و ايجاد بعدى و دوباره ساختن جسم شما مانند خلق و ايجاد اول است، و به طورى كه در ابتداى كار ذرات خاكى و غيره را با تبدل به صورت بدن درآورديم درقيامت و معاد هم ذرات بدنى انسانها را با تبدل به صورت همان بدنهاى نخستين درميآوريم، و اگر تبديل خاك و ذرات به بدن انسان كارى محال و ممتنع بود و اشكالى در اين تحويل وجود داشت نه تنها درهنگام معاد و قيامت، بلكه در اصل و ابتداى كام هم محال و ممتنع بود.

بنابراين استبعاد منكرين معاد، جزيك استبعاد بياساس چيز ديگرى نيست. «19»

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- اعراف، آيه 29.

(2)- زمر، آيه 42.

(3)- مؤمنون، آيه 80.

(4)- سجده، آيه 11.

(5)- انعام، آيه 61.

(6)- 93.

(7)- علم اليقين، ج 2، ص 845.

(8)- علم اليقين فيض، ج 2، ص 853.

(9)- ابراهيم، آيه 48.

(10)- توبه، آيه 72.

(11)- يس، آيه 33.

(12)- اعراف، آيه 29.

(13)- گذشته و آينده جهان، 167.

(14)- يس، آيه 51.

(15)- احقاف، آيه 33.

(16)- روم، آيه 50.

(17)- حج، آيات 6- 5.

(18)- يس، آيات 79- 78.

(19)- معاد يا زگشت به سوى خدا، 129.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  2032
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      اوصاف و ویژگی‌های نیکان
      کوچک شمرده گناهان!
      حساب و کتاب
      تخریب قبور ائمه بقیع، سند رسوایی وهابیت
      سرزمین نور (سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم ...
      الگوهای انسان در قرآن
      نیکی به همسایه
      خواستنی‌های انسان!
      نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
      دعای حضرت مهدی(عج) در روز عید فطر

بیشترین بازدید این مجموعه

      عيد فطر، عيد بخشش و مغفرت
      قطره ای از صبر و کرامت امام حسن مجتبی(ع)
      فضیلت ماه مبارک رمضان
      وداع با ماه مبارک رمضان
      این رفتارها روزی تان را زیاد می کند
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      سه شاهراهی که آدمی را از بدبختی نجات می‌دهد؟!

 
نظرات کاربر
ساسان
سلام علیکم، خیلی ممنون. در جمله اول اشتباه تایپی وجود دارد. نوشته اید: "ما را به چاه عدم محض و نيستى و نابودى سرنگون ميكند!" باید سرنگون نمیکند! باشد. یا علی(ع)
پاسخ
0     0
7 خرداد 1394 ساعت 10:19 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز