فارسی
پنجشنبه 14 فروردين 1399 - الخميس 8 شعبان 1441
  1274
  0
  0

اصمعی و تائب بیابانی

خداوند ، عالم به همه مخلوقات است

کتاب الهى در باره حضرت اسماعیل مى فرماید :

( وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ اِسْماعِیلَ اِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً * وَکَانَ یَاْمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَالزَّکَاهِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً ).

اسماعیل را به یاد آر که داراى اوصاف پسندیده بود : وفادار به پیمان ، فرستاده حق ، خبردهنده از حقایق ، وامر کننده زن و فرزند به نماز و زکات ، و بنده اى بود که خداوند در تمام برنامه ها از او خشنود بود .اصمعى مى گوید : در بصره به سر مى بردم ، نماز جمعه را خوانده و از شهر بیرون رفتم ، مرد عربى را دیدم بر شترى نشسته و نیزه اى در دست دارد ، چون مرا دید گفت : از کجایى و از کدام قبیله اى ؟ گفتم : از طایفه اصمع ، گفت : تو آنى که معروف به اصمعى هستى ؟ گفتم : آرى ، من آنم ، گفت : از کجا مى آیى ؟ گفتم : از خانه خداى عزّ و جل ، گفت :اَو للهِِ بَیْتٌ فِى الاَْرْضِ ؟

آیا در زمین براى خداوند خانه اى هست ؟گفتم : آرى ، خانه مقدس معظم ، بیت الله الحرام ، گفت : آنجا چه مى کردى ؟ گفتم : کلام خدا مى خواندم ، گفت :اَو للهِِ کَلامٌ ؟آیا براى خدا کلامى هست ؟گفتم : آرى ، کلامى شیرین ، گفت : چیزى از آن را بر من بخوان ، سوره والذاریات را خواندم تا به این آیه رسیدم :( وَفِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ).و روزى شما و آنچه که به شما وعده داده شده در عالم بالاست .گفت : این کلام خدا و سخن او است ؟ گفتم : آرى ، سخن اوست که به بنده اش محمد (صلى الله علیه وآله) نازل کرده ، گویى آتشى از غیب در او زدند ، سوزى در وى پدید آمد ، دردى شگفت آور از درونش سر زد ، نیزه و شمشیر را بینداخت ، شتر را قربانى کرد و به تهیدستان واگذاشت ، لباس ستم از تن بینداخت و گفت :ترى یقبل من لم یخدمه فى شبابه .اصمعى ! آیا به نظرت مى رسد کسى که در جوانى به عبادت و طاعت برنخاسته ، قبول درگاه شود ؟گفتم : اگر نمى پذیرفتند چرا پیامبران را مبعوث به رسالت کردند ، رسالت انبیا براى این است که فرارى را باز گردانند و قهر کرده را آشتى دهند .گفت : اصمعى این درد زده را دارویى بیفزاى ، و خسته معصیت را مرهمى بنه .دنباله آیات خوانده شده را شروع کردم :

( فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالاَْرْضِ اِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا اَنَّکُمْ تَنطِقُونَ).

پس به خداى آسمان و زمین قسم که وعده خدا حق است همانند سخنى که با یکدیگر دارید .چون آیه را قرائت کردم چند بار خود را به زمین زده و نعره کشید ، و همچون والهى سرگردان و حیران رو به بیابان نهاد .او را ندیدم تا در طواف خانه خدا ، دست به پرده کعبه داشت و مى گفت :من مثلى وانت ربّى ، من مثلى وانت ربّى ؟مانند من کیست که تو خداى منى ، مانند من کیست که تو پروردگار منى ؟به او گفتم : با این کلام و حالى که دارى مردم را از طواف باز داشته اى ، گفت : اى اصمعى ! خانه خانه او و بنده بنده او ، بگذار تا براى او نازى کنم ، سپس دو خط شعر خواند که مضمونش این است :اى شب بیداران ! چه نیکو هستید ، پدرم فداى شما باد چه زیبا هستید ، درب خانه آقاى خود را بزنید ، به یقین در به روى شما باز مى شود .سپس در میان جمعیت پنهان شد ، آنچه از او جستجو کردم او را نیافتم ، حیرت زده و مدهوش ماندم ، طاقتم از دست رفت ، برایم جز گریه و ناله نماند.

 

  1274
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    داستان جريح و مادر او
    اثر بی‌حجابی
    داستان شعوانه و توبه‏
    نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
    يوسف زيباتر بود يا تو ؟
    رفیق صمیمی امام حسین (ع)
    شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
    درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
    پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)
    زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
      نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
      سحر شب جمعه
      حكايت سبكتكين با آهو
      حكايت ذونواس‏
      داستان شعوانه و توبه‏
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      استغفار ماهيان دريا براى طالب علم‏
      شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز