فارسی
دوشنبه 05 اسفند 1398 - الاثنين 29 جمادى الثاني 1441
  350
  0
  0

عاشقانه‏ترين مناجات‏

 

از امام باقر عليه السلام روايت شده: اميرالمؤمنين على عليه السلام آن گاه كه در عراق بود، روزى پس از نماز صبح، به وعظ و نصيحت پرداخت و از خوف خدا گريست و ديگران هم از گريه حضرت به گريه نشستند، آن گاه فرمود:

به خدا قسم كه از زمان دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله اقوامى را به ياد دارم كه صبح مى نمودند و شب مى كردند، در حالى كه چهره ها گرفته و احوالشان پريشان و شكم ها از گرسنگى به پشت چسبيده و پيشانى آنان از اثر سجده چون زانوى شتر بود!! شب را در حال سجده و قيام براى پروردگارشان به روز مى آوردند، گاهى مى ايستادند و گاهى پيشانى به خاك مى نهادند و با خداى خود سرگرم گفتگو و مناجات بودند و آزادى خويش را از آتش جهنم از حضرت او مى خواستند، به خدا سوگند با همه اين احوال آنان را مى ديدم كه بيمناك و هراسانند!!

و در بعضى از روايات به دنباله اين گفتار آمده كه:

آنان چنان بودند كه گويا صداى افروخته شدن آتش در گوش آن ها است، هرگاه نزد آنان نام خدا برده مى شد، چون درخت خم مى شدند و چنان بودند كه گويا شب را در غفلت به روز آورده اند.

راوى مى گويد: پس از اين سخنان، ديگر آن حضرت را خندان نديدند، تا به جوار رحمت حضرت حق منتقل شد


منبع : پایگاه عرفان
  350
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حکایت غضب و شهوت‏
    شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
    داستان قارون و ثروتش
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
    حکایتی از اعتماد و توكل بر حق‏
    پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)
    تواضع امیرالمومنین (ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      تا نفس به گلو برسد آنها را مى آمرزم
      حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      داستان قارون و ثروتش
      داستان تأسف‏بار عقبة بن ابى معيط
      هدیه رضاخان به یک عالم!
      حکایت غضب و شهوت‏
      حکایت حال غافلان ‏
      دورى و نزديكى عارفان‏
      خوف و محبّت نزد عارفان‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز