فارسی
جمعه 26 مهر 1398 - الجمعة 19 صفر 1441
  738
  0
  0

تائب ، اهل بهشت است

کسی که توبه می کند اهل رستگار و نجات می شود. معاویه بن وهب مى گوید : با جمعى به سوى مکّه حرکت کردیم ، پیرمردى در کاروان بود ، در عبادت سخت کوش ولى به صورتى که ما اعتقاد به ولایت اهل بیت داشتیم و امیرالمومنین را جانشین بلافصل پیامبر مى دانستیم اعتقاد نداشت ، به همین خاطر مطابق مذهب خلفاى جور نمازش را در سفر تمام مى خواند . برادر زاده اش در کاروان همراه ما بود ، در حالى که اعتقادش چون عقیده ما بر صراط مستقیم قرار داشت ، پیرمرد در میان راه بیمار شد ، به برادر زاده اش گفتم : اگر با عموى خود تماس مى گرفتى و او را از امر ولایت آگاه مى کردى نیکو بود ، شاید خداوند مهربان در این آخر عمر او را به راه راست هدایت فرماید و از گمراهى و ضلالت برهاند .اهل قافله گفتند : او را به حال خود واگذارید ، ولى برادر زاده اش به جانب او شتافت و گفت : عمو جان ! مردم بعد از رسول خدا روى از حق باز گرداندند جز چند نفر ; على بن ابى طالب (علیه السلام)همانند رسول خدا واجب الاطاعه بود ، پس از پیامبر حق با على است و اطاعتش بر تمام امت واجب ، پیرمرد ناله اى زد و گفت : من نیز بر همین عقیده ام ، سپس از دنیا رفت .چون از سفر باز گشتیم ، خدمت حضرت صادق (علیه السلام) مشرف شدیم ، على بن سرى داستان پیرمرد را به عرض حضرت رساند ، امام فرمودند : او فردى از اهل بهشت است ، وى عرضه داشت : آن شخص بجز ساعت آخر عمرش بر این امر آگاه نشد ، اعتقاد صحیحش تنها در همان ساعت بود ، آیا او رستگار و اهل نجات است ؟ امام فرمودند : از او چه مى خواهید ، به خدا سوگند او وارد بهشت شد!
  738
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حكايت گرگان و كرمان‏
      حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار
      توبه یزید بن معاویه!
      تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      رسم عاشقی مردان خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

      آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
      حکایتی از لقمه حرام‏
      حكايت گرگان و كرمان‏
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      به خاطر يك دانه گندم ناراحتم‏
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
      حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز