فارسی
پنجشنبه 27 تير 1398 - الخميس 15 ذي القعدة 1440

  719
  0
  0

تائب ، اهل بهشت است

کسی که توبه می کند اهل رستگار و نجات می شود. معاویه بن وهب مى گوید : با جمعى به سوى مکّه حرکت کردیم ، پیرمردى در کاروان بود ، در عبادت سخت کوش ولى به صورتى که ما اعتقاد به ولایت اهل بیت داشتیم و امیرالمومنین را جانشین بلافصل پیامبر مى دانستیم اعتقاد نداشت ، به همین خاطر مطابق مذهب خلفاى جور نمازش را در سفر تمام مى خواند . برادر زاده اش در کاروان همراه ما بود ، در حالى که اعتقادش چون عقیده ما بر صراط مستقیم قرار داشت ، پیرمرد در میان راه بیمار شد ، به برادر زاده اش گفتم : اگر با عموى خود تماس مى گرفتى و او را از امر ولایت آگاه مى کردى نیکو بود ، شاید خداوند مهربان در این آخر عمر او را به راه راست هدایت فرماید و از گمراهى و ضلالت برهاند .اهل قافله گفتند : او را به حال خود واگذارید ، ولى برادر زاده اش به جانب او شتافت و گفت : عمو جان ! مردم بعد از رسول خدا روى از حق باز گرداندند جز چند نفر ; على بن ابى طالب (علیه السلام)همانند رسول خدا واجب الاطاعه بود ، پس از پیامبر حق با على است و اطاعتش بر تمام امت واجب ، پیرمرد ناله اى زد و گفت : من نیز بر همین عقیده ام ، سپس از دنیا رفت .چون از سفر باز گشتیم ، خدمت حضرت صادق (علیه السلام) مشرف شدیم ، على بن سرى داستان پیرمرد را به عرض حضرت رساند ، امام فرمودند : او فردى از اهل بهشت است ، وى عرضه داشت : آن شخص بجز ساعت آخر عمرش بر این امر آگاه نشد ، اعتقاد صحیحش تنها در همان ساعت بود ، آیا او رستگار و اهل نجات است ؟ امام فرمودند : از او چه مى خواهید ، به خدا سوگند او وارد بهشت شد!
  719
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایتی از لقمه حرام‏
      خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
      سهولت عفو امام رضا(ع)
      وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
      طلب مقام از حضرت رضا(ع)
      انفاق امام على(ع)
       امیرالمؤمنین در بازار بصره
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      اثر بی‌حجابی

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      اگر بتوانی نمیری، مگر آن‌که اذان بگویی!
      من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز