فارسی
شنبه 27 مهر 1398 - السبت 20 صفر 1441
  316
  0
  0

حقيقت دل‏

و حقيقت دل از اين عالم نيست و بدين عالم غريب آمده است و به راه گذر آمده است و آن گوشت پاره ظاهر، مركب و آلت وى است و معرفت خداى تعالى و مشاهدت جمال حضرت وى و صفت وى است و تكليف بر وى است و خطاب با وى است و عتاب و عقاب بر وى است و معرفت حقيقت وى و معرفت صفات وى، كليد معرفت خداى تعالى است، جهد آن كن تا وى را بشناسى كه آن گوهر عزيز است و از گوهر فرشتگان است و معدن اصلى وى حضرت الهيت است، از آنجا آمده است و به آنجا باز خواهد رفت و اين جا به غربت آمده است. و به تجارت و به حراثت آمده است و پس از اين معنى تجارت و حراثت را بشناسى ان شاء اللّه تعالى.

بدان كه معرفت حقيقت دل حاصل نيايد، تا آن گاه كه هستى وى بشناسى، پس حقيقت وى بشناسى كه چه چيز است، پس لشگر وى را بشناسى، پس علاقت وى با اين لشگر بشناسى، پس صفت وى بشناسى كه معرفت حق تعالى وى را چون حاصل شود و به سعادت خويش چون رسيد و بدين هر يك اشارتى كرده آيد.

اما هستى وى ظاهر است كه آدمى را در هستى خويش هيچ شك نيست و هستى وى نه بدين كالبد ظاهر است كه مرده را همين باشد و جان نباشد و ما بدين دل حقيقت روح همى خواهيم و چون اين روح نباشد تن مردارى باشد و اگر كسى چشم فرا پيش كند و كالبد خويش را فراموش كند و آسمان و زمين و هر چه آن را به چشم بتوان ديد فراموش كند، هستى خويش به ضرورت مى شناسد و از خويشتن با خبر بود، اگر چه از كالبد و از زمين و آسمان و هر چه در وى است بى خبر بود و چون كسى اندرين نيك تأمل كند چيزى از حقيقت آخرت بشناسد و بداند كه روا بود كه كالبد از وى باز ستانند و وى بر جاى باشد و نيست نشده باشد.

بدان كه تن مملكت دل است و اندرين مملكت، دل را لشگرهاى مختلف است:

 [وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ] .

و سپاهيان پروردگارت را جز خود او كسى نمى داند.

و دل را كه آفريده اند براى آخرت آفريده اند و كار وى طلب سعادت است و سعادت وى در معرفت خداى تعالى است و معرفت خداى تعالى وى را به معرفت صنع خداى تعالى حاصل آيد و اين جمله عالم است و معرفت عجايب عالم وى را از راه حواس حاصل آيد و اين حواس را قوام به كالبد است، پس معرفت صيد وى است و حواس دام وى است و كالبد مركب وى است و جمال دام وى است، پس وى را به كالبد بدين سبب حاجت افتاد.

و كالبد وى مركب است از آب و خاك و حرارت و رطوبت و بدين سبب ضعيف است و در خطر هلاك است، از درون به سبب گرسنگى و از بيرون به سبب آتش و آب و به سبب قصد دشمنان و ددگان و غير آن!

پس وى را به سبب گرسنگى و تشنگى به طعام و شراب حاجت افتاد و بدين سبب به دو لشگر حاجت بود: يكى ظاهر چون دست و پا و دهان و دندان و معده و يكى باطن چون شهوت طعام و شراب و وى را به سبب دفع دشمنان بيرونى به دو لشگر حاجت افتاد، يكى ظاهر چون دست و پا و سلاح و يكى باطن چون خشم وغضب.

و چون ممكن نباشد غذايى را كه نبيند طلب كردن و دشمن را كه نبيند دفع كردن، وى را به ادراكات حاجت افتاد، بعضى ظاهر و آن پنج حواس است:

چون چشم و بينى و گوش و ذوق و لمس و بعضى باطن و آن نيز پنج است و منزلگاه آن دماغ است: چون قوت خيال و قوت تفكر و قوت حفظ و قوت تذكر و قوت توهم، هر يكى را از اين قوت ها كارى است خاص و اگر يكى به خلل شود كار آدمى به خلل شود در دين و دنيا.

و جمله اين لشگرهاى ظاهر و باطن به فرمان دل اند و وى امير و پادشاه همه است.

چون زبان را فرمان دهد در حال سخن گويد و چون دست را فرمان دهد بگيرد و چون پاى را فرمان دهد برود و چون چشم را فرمان دهد بنگرد و چون قوت تفكر را فرمان دهد بينديشد و همه را به طوع و طبع مطيع و فرمانبردار او كرده اند، تا تن را نگاه دارد و چندانى كه زاد خويش برگيرد و صيد خويش حاصل كند و تجارت آخرت تمام كند و تخم سعادت خويش بپراكند.

طاعت داشتن اين لشگر، دل را به طاعت داشتن فرشتگان ماند حق تعالى را كه خلاف نتوانند كردن در هيچ فرمان، بلكه به طبع و طوع فرمان بردار باشند.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  316
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حقيقت ماه رمضان‏
      همنشينى بهشتيان با چهار گروه‏
      معيار شناخت خير
      مكتب‏هاى مدّعى عرفان
      مرگى تأسف ‏بار به واسطه گناه‏
      اسلام آيينى جهان شمول‏
      اثرگذارى و اثرپذيرى‏ در معاشرت
      معاشرت در جهت هدايت‏
      معاشرت در اسلام‏
      اثرگذارى محبوب در محب‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      نفس و هفت مرحله آن
      رضايت به فعل حضرت حق
      ارزش ستر عيب در روايات
      عظمت نماز شب
      توجه به عالم موجب توجه به حمد
      معناى سلام در نماز
      اسرار طواف‏
      منافع ديگر نماز
      مرگى تأسف ‏بار به واسطه گناه‏
      اثرگذارى و اثرپذيرى‏ در معاشرت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز