فارسی
چهارشنبه 20 فروردين 1399 - الاربعاء 14 شعبان 1441

  115
  0
  0

دينداري در مركز كفر و فساد

يک سال دهة آخر صفر، در لندن، منبر مي‌رفتم. روز اول، منبر تمام شد و 5 دقيقه بعد از اذان مغرب و عشا صف جماعت بسته شد. من به صف چهارم آمدم و كنار يک نفر نشستم که سال‌هاي پيش او را نديده بودم. نمازم را با امام جماعت می‌خواندم، اما اصلاً حواسم به اين 7 رکعت نمازم نبود. تمام حواسم به اين بود كه چگونه در لندن، مرکز فساد در عالم، نماز جماعت برپا می‌شود؟!

آن شخص وقتي در رکعت اول نماز مغرب به رکوع رفت، خيلي دقت کردم که بعد از «سبحان ربي العظيم و بحمده» چه مي‌گويد! نفهميدم. ولي آن ناله و سوز و حالي كه در نماز داشت، جگر آدم را مي‌سوزاند. اين حالت در کل نمازش ادامه داشت.

 

چنين کسي در لندن چنان زندگي مي‌كند كه فرداي قيامت نگويد من در محيطي بودم که نتوانستم اين سه سرمايه را بفهمم و جلوه‌هاي عملي آن را از وجودم بروز بدهم.


منبع : پایگاه عرفان
  115
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)

بیشترین بازدید این مجموعه

      مقام حضرت زينب (س)
      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      ثمره ازدواج علامه لاهيجانى‏
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      نظريه دانشمندان كمونيست درباره وجود خدا
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز