فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  4103
  0
  0

معاد در اسلام‏

منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد دو         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

اسلام، مسئله معاد را همراه با دلايل بسيار مهم و براهين بسيار قوى، به طورى كه براى احدى از عقلا و صاحبان خرد در قبول و باورش شكّى نماند، در آيات قرآن و روايات و اخبار عرضه مى كند و مى توان گفت: اعتقاد به اين اصل از نظر اثرگذارى در تمام حركات انسان كم تر از عقيده به توحيد نيست.

اسلام به طور قاطع و جدّى تصريح به معاد- يعنى حشر مردگان در عالم ديگر براى رسيدگى به اعمال نيك و بد آن ها- كرده و قائل به ثواب و عقاب دائم در عالم ديگر است.

اسلام تصريح مى كند كه جهان با اين وضع كنونى به طور دائم باقى نمى ماند، بلكه اين زمين و آسمان با ستاره ها و ماه و آفتاب همه از ميان مى روند و به صورت ديگرى درمى آيند و پس از به هم خوردن وضع كنونى جهان، براى آدميان روزى برپا مى شود به نام روز جزا كه همگى در معرض حساب بزرگ و دقيق الهى- كه چيزى از علمش مخفى نمى ماند- قرار مى گيرند و پاداش يا كيفر اعمال نيك و بد خود را بى كم و زياد دريافت مى كنند؛ قرآن مجيد اين موضوع مهم را با تمام جوانبش در هزار و سيصد آيه بيان مى كند.

اسلام، علّت ثواب و عقاب و رستگارى و تباهى را فقط اعمال خود مردم مى داند، بى آن كه در اين مسئله كم و زيادى رخ دهد؛ قرآن در اين زمينه مى فرمايد:

[قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ] «1».

بگو: آيا جز خدا پروردگارى بجويم در حالى كه او پروردگار هر چيزى است؟! و هيچ كس جز به زيان خود [عمل زشتى ] مرتكب نمى شود و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را بر نمى دارد؛ سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به [حقّانيّت ] آنچه درباره آن [با مردم مؤمن ] اختلاف مى كرديد، آگاه مى كند.

قرآن مجيد وسيله نجات را در قيامت دو چيز مى داند: ايمان و عمل صالح، كه در آيات متعددى به آن اشاره شده است: آن هايى كه با ايمان باشند و كار نيك كنند، مستحق آمرزش و اهل نجات اند.

از خصوصيّات مهمّ ديگر اسلام الغاء امتيازات اعتبارى و مادّى است، دين اسلام ميزان برترى را فقط نيكى ذات و صفات عالى نفسانى قرار داده و رنگ و نژاد و ثروت و حسب ونسب و جمال و مقام را از اعتبار انداخته و به كسى اجازه نمى دهد كه به اين امور بر ديگران فخر كرده و بزرگى بفروشد.

ملاك امتياز در اسلام فقط تقوا و پاكى است، كه بايد براى خدا داشته باشد و حق ندارد آن را وسيله برترى جويى نسبت به ديگران قرار دهد؛ قرآن در اين خصوص مى فرمايد:

[يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ] «2».

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد، بى ترديد گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست يقيناً خدا دانا و آگاه است.

اسلام هيچ فرد و هيچ طايفه اى را به خدا و خدا را به هيچ فرد و طائفه اختصاص نمى دهد و مى گويد: خدا پروردگار همه عالميان است، مقرّب و متّصل به حق كسى است كه به حضرت او ايمان آورده و دستورهايش را عمل مى كند و در تمام برنامه هايش پاكى و تقوا را رعايت مى نمايد.

اسلام نتيجه دين را، نيكو شدن آدميان و مصون ماندن آنان از بدى ها و آلودگى ها مى داند و دين را به تمام معنى به صلاح بشر دانسته و بى دين را آدمى بدبخت و موجودى تباه كار مى داند.

از خصوصيّات ديگر اسلام، احترام شديد به حقّ و عدالت است؛ اسلام حقّ و عدالت را درباره تمام بشر محترم شمرده و مسلمان ها را در تمام موارد به رعايت حق و عدالت امر نموده و اجازه نداده است كه خشم و غضب درباره جمعى يا محبّت و قرابت نسبت به جمعى ديگر، آن ها را از ميزان حق و عدل بيرون برد؛ قرآن در اين زمينه مى فرمايد:

[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ] «3».

اى اهل ايمان! همواره [در همه امور] قيام كننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشيد و نبايد دشمنى با گروهى، شما را بر آن دارد كه عدالت نورزيد؛ عدالت كنيد كه آن به پرهيزكارى نزديك تر است و از خدا پروا كنيد؛ زيرا خدا به آنچه انجام مى دهيد آگاه است.

و در آيه ديگر مى فرمايد:

[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً] «4».

اى اهل ايمان! [همواره در همه امور زندگى ] قيام كننده به عدل و گواهى دهنده براى خدا باشيد، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشانتان باشد. اگر [يكى از دو طرف نزاع ] توانگر يا فقير باشد [با لحاظ كردن وضع آنان، بر خلاف خدا گواهى ندهيد؛ زيرا] خدا به حمايت از آنان و رعايت حالشان سزوارتر است. پس [در هنگام گواهى دادن ] از هواى نفس پيروى نكنيد تا از حق منحرف شويد و اگر زبانتان را [به سوى گواهى ناحق و دروغ ] بپيچانيد، يا از گواهى دادن روى برتابيد؛ يقيناً خدا همواره به آنچه انجام مى دهيد، آگاه است.

 

قانون گذارى در اسلام

از خصوصيّات ديگر اسلام استحكام در قانون گذارى است؛ اسلام داراى جنبه تشريع يعنى قانون گذارى است، ولى قانون گذارى اين دين براساس حكمت است و در هر زمان با مصلحت زندگى مردم موافقت دارد.

برنامه هاى اسلام را سه قسمت تشكيل مى دهد: اعتقادات و تعاليم عبادى، دستورهاى عالى اخلاقى و احكام و مقرّراتى كه براى انتظام زندگى مردم در خانه و بازار و مملكت تشريع شده است.

اسلام در تشريع احكام خود حكمت و مصلحت آدميان را درنظر گرفته و غالباً در آيات قرآن و روايات به حكمت و فلسفه تشريع احكام اشاره كرده است.

مثلًا در جواب ياوه گويانى كه مى گفتند: ربا هم مانند معاملات ديگر است؛ زيرا هم چنان كه در بيع مثلًا پولى مى دهيم و جنسى مى خريم و آن را به مبلغ زيادترى مى فروشيم و بيش از پولى كه داده ايم به ما برمى گردد، در ربا نيز پولى مى دهيم و پس از مدّتى بيش از آنچه داده ايم مى گيريم، مى فرمايد:

[الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ] «5».

كسانى كه ربا مى خورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى ] به پاى نمى خيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلى اش را مختل ساخته ] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن ] به دست آورده مال خود اوست و كارش [از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى ] با خداست و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه اند.

با اين بيان مردم را متوجّه حكمت تشريع حرمت ربا مى كند تا بدانند كه نمى شود خريد و فروش را مانند ربا حرام يا ربا را مانند آن حلال دانست؛ زيرا در خريد و فروش كسى كه پولى داده و جنسى خريده اولًا عملى انجام داده و عمل انسان محترم است و ارزش دارد و ثانياً در مقابل پول خود جنس دارد كه ممكن است آن را به بيش از آنچه خريده يا به همان قيمت و گاهى به كم تر بفروشد، برخلاف ربا كه پول زيادى در برابر مدّت گرفته مى شود نه در برابر عمل و آن كه يك ريال مى گيرد و دو ريال مى دهد، يك ريال از پول خود را بدون عوضى كه به دستش آيد از دست مى دهد و با اين روش تدريجاً ربادهنده همه مال خود را از دست مى دهد و رباخوار مالك اموال ديگران مى شود بى آن كه براى آن ها توليدى كرده باشد، يا مادّه خامى را به صورت قابل استفاده درآورده باشد، يا جنسى را كه در محلّى موجود نيست به آن محل آورده باشد، به اين خاطر خداوند براى حفظ ملكيّت و آبروى مردم بيع را حلال و ربا را حرام كرده است.

يا حكمت تشريع حكم قصاص را نظم و حيات اجتماعى و حفظ آداب زندگى مى داند و هرآنچه را واجب نموده چون داراى مصلحت بوده واجب كرده و آنچه را حرام و ممنوع اعلام داشته چون براى مردم ضرر داشته حرام نموده است، اين گونه تشريع را تشريع محكم و با حكمت مى گويند.

از خصوصيّات ديگر اسلام، موافقت داشتن تمام احكام و قوانين آن با فطرت و طبيعت بشر و نيازهاى مردم و حيات و زندگى آن هاست.

اسلام در تشريع احكام، مقتضاى طبيعت و زندگى اين جهان را درنظر گرفته و حكمى برخلاف طبيعت زندگى وضع نكرده و در هر كجا كه حكمى خارج از طاقت بشر بوده، يا موجب دشوارى و سختى زندگى شود ملغى كرده است.

اسلام علاوه بر احكام عبادى و اخلاقى، قوانين محكمى براى ازدواج و نظم خانواده و هم چنين انواع معاملات و صنايع و اعمال توليدى از قبيل زراعت و استخراج معادن و شكار از دريا و صحرا و هم چنين قوانينى براى حكومت و قضاوت واطاعت مردم از امر حاكم عادل و حكم قاضى واجد شرايط و قوانينى براى جنگ و وجوب خدمات لشكرى و سربازى به اندازه اى كه مورد حاجت جامعه است وضع و تشريع كرده كه تمام آن ها بر وفق مقتضاى طبيعت زندگى است و نمى توان از هيچ يك از اين امور صرف نظر كرد، در تمام اين موارد دستورهاى عادلانه داده كه هريك از اين امور به اندازه اى كه مورد حاجت است و به نحوى كه مفيد و موافق با مصلحت است انجام داده شود و بايد از اجراى دستورهاى بر طبق هوى و هوس و اغراض و خيالات شيطانى سخت پرهيز شود.

اسلام در تمام برنامه ها مقدار طاقت انسان را درنظر گرفته وسعى كرده كه زندگى را بر انسان آسان سازد، در قرآن مجيد مى فرمايد: خدا كسى را بيش از طاقتش تكليف نمى كند «6».

از خصوصيّات ديگر اسلام كه فوق العاده مهم است، مسئله اجتهاد است، چون دين اسلام احكام خود را موافق با حكمت و مقتضاى طبيعت و بر ميزان حق و عدالت تشريع كرده، به پيروان خردمند و عالم و آگاهش حق داده، با مطالعه در علوم دينى و فقهى حكم دين را استخراج كنند كه اين را «حقّ اجتهاد» گويند.

در فقه اسلامى براى تشخيص احكام چهار دليل معين شده كه عبارت اند از:

قرآن، سنّت، اجماع و عقل. كسى كه عالم به اين مقدّمات باشد مى تواند در هر موردى كه پيش آيد در هر زمان و در هر مكان با مراجعه به قرآن و سنّت و اجماع و حكم عقل، موافق قواعد و موازينى كه مقرّر شده است، بفهمد كه حكم دين چيست و با اين كيفيّت دين اسلام بر هر زمان و مكان منطبق مى شود و هيچ موردى پيش نمى آيد كه حكم اسلام قابل انطباق بر آن نباشد.

دين اسلام به صورت مكمّل همه اديان تشريع شده و خاتم اديان گرديده است، اين خاتميّت بزرگ ترين خصوصيّتى است كه باعث امتياز اين دين بر تمام مكتب ها شده است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- انعام (6): 164.

(2)- حجرات (49): 13.

(3)- مائده (5): 8.

(4)- نساء (4): 135.

(5)- بقره (2): 275.

(6)- «لَا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا» بقره (2): 286.

 


منبع : پایگاه عرفان
  4103
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    وظیفه منتظران واقعی امام زمان(عج)
    چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
    امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
    ده پله برای شناخت امام زمان (عج)
    روزگار امام دوازدهم
    نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور
    40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
    براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم
    رفاقت با امام زمان(عج)
    بهترین الگوی جوانان

بیشترین بازدید این مجموعه

      وظیفه منتظران واقعی امام زمان(عج)
      اسرار زیارت امام رضا (ع)
      حضور امام حسین(ع) بر بالین شیعیان هنگام مرگ و عالم برزخ
      چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
      نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور
      40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
      رفاقت با امام زمان(عج)
      بزرگترین واجب!
      روزگار امام دوازدهم
      دعا و مناجات با خدا، برتر از تلاوت قرآن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز