فارسی
جمعه 15 فروردين 1399 - الجمعة 9 شعبان 1441
  679
  0
  0

ورود خاضعانه و متواضعانه‏

شايد بتوان گفت: بسيارى از مفسران فريقين منظور از باب را كه به معناى در يا دروازه است، دروازه ورودى شهر يا در آن گرفته اند، در، يا دروازه اى كه از آن به شهر اريحا يا به شهر بيت المقدس وارد مى شدند، و چون كوتاه بود و بايد كوه كبر متكبران با ورود از آن به حال سجده و نهايت تواضع و فروتنى متلاشى مى شد فرمان يافتند كه از آن دروازه وارد شوند وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً و اندكى از مفسران باب را به معناى حوزه توحيد و نبوت و ولايت و خلاصه فرهنگ الهى و راه و روش حق گرفته اند كه دروازه ورود انسان به تربيت و رشد و كمال و سعادت دنيا و آخرت است، كه اگر انسان نسبت به آن تواضع و فروتنى كند و به عبارت ديگر خاضعانه و خاشعانه آن را بپذيرد و فروتنانه به اجراى آن كه رعايت عملى حقوق حق و حقوق خلق است اقدام نمايد هماى سعادت بر سر او نشيند، و دنيا و آخرتش آباد گردد، و منبعى از خير و شرف و صدق و صداقت و صفا و وفا شود، و اگر نسبت به آن كبر ورزد و گردن كشى كند و از قبول آن و عمل به حقايقش امتناع ورزد هم چون ابليس كه سر از سجده يعنى تواضع در برابر فرمان حق باز زد به عذاب الهى دچار شود، و دنيا و آخرتش بر باد رود و مهر شقاوت و ذلت و مسكنت بر پيشانى اش ثبت گردد و به افتضاح و رسوائى و دردهاى غير قابل علاج گرفتار آيد.

باب به اين معنا در روايات و دعاها و معارف اسلامى زياد آمده است.

از جابربن عبدالله انصارى روايت شده است:

«رأيت رسول الله آخذا بيد على بن ابيطالب و هو يقول:

هذا امير البرره، و قاتل الفجره، منصور من نصره، مخذول من خذله ثم رفع بها صوته: انا مدينة الحكمة و على بابها فمن اراد الحكمة فليات الباب:»

رسول خدا را ديدم دست على بن ابى طالب را گرفته بود و مى فرمود: اين امير نيكوكاران است، و قاتل بدكاران است، پيروز است كسى كه او را يارى دهد، شكست خورده و منكوب است كسى كه او را رها كند، سپس صدايش را به اين حقيقت بلند كرد: من شهر حكمتم و على باب آن شهر است، كسى كه حكمت بخواهد بايد از طريق باب آن على وارد شود.

حضرت رضا از پدرانش عليهم السلام روايت مى كند كه پيامبر (عليهما السلام) فرمود:

«انا مدينة العلم و على بابها:»

من شهر دانشم و على باب آن شهر است.

شيخ مفيد كه از اعاظم علماى شيعه و مورد توجه دانشمندان فريقين است در كتاب با ارزش ارشاد روايت مى كند كه پيامبر فرمود:

«انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليقتبه من على:»

من شهر دانشم و على دروازه آن شهر است پس كسى كه دانش مى خواهد از على بياموزد.

صدوق كه روايات بى سندش را هم چون روايات با سند پذيرفته اند در روايت بسيار مهمى كه داراى سند قابل توجهى است از سعيد بن جبير از ابن عباس از پيامبر روايت فوق العاده با ارزشى را نقل مى كند كه در آن به خسران و زيان و بدبختى متكبران نسبت به باب علم پيامبر تصريح شده است، پيامبر خطاب به على (ع) فرمود:

«يا على انا مدينةالحكمة و انت بابها و لن توتى المدينه الا من قبل الباب، و كذب من زعم انه يحبنى و يبغضك لانك منى و انا منك، لحمك من لحمى، و دمك من دمى، و روحك من روحى، و سريرتك سريرتى، و علانيتك علانيتى، و انت امام امتى، و خليفتى عليها من بعدى، سعد من اطاعك، و شقى من عصاك، و ربح من تولاك و خسر من عاداك، و فاز من لزمك، و هلك من فارقك، مثلك و مثل الائمة من ولدك بعدى مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق، و مثلكم مثل النجوم كلما غاب نجم طلع نجمه الى يوم القيامة:» «3»

يا على من شهر حكمتم و تو باب و دروازه آن شهرى، هرگز به مدينه درآيند جز از طرف دروازه، و دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد و دشمن تست، زيرا تو از منى و من از تو، گوشت تو از گوشت من است، و خون تو از خون من است، و روح تو از روح من است، و پنهان تو از پنهان من است، و آشكار تو از آشكار من است. و تو امام و پيشواى امت و پس از من جانشين و خليفه من در ميان آنان هستى، سعادتمند است كسى كه از تو اطاعت كند، و بدبخت و شقى است كسى كه نسبت به تو عصيان ورزد، سود برده كسى كه تو را دوست دارد، و سرمايه وجودى خود را تباه نموده آن كه با تو دشمن است، ملازم تو كامياب و جداى از تو هلاك و نابود است، مثل تو و مثل امامان از فرزندانت پس از من مثل كشتى نوح است كه همراه آن اهل نجات و متخلف از آن غرق شده در درياى بدبختى است، و مثل شما مانند ستارگان است هر گاه ستاره اى غروب كند ستاره اى تا روز قيامت طلوع مى كند.

از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده است:

«نحن الشعار و الخزنة و الابواب لا تؤتى البيوت الا من ابوابها فمن اتاها من غير ابوابها سمى سارقاً:»

ما اهل بيت نشانه و علامت هدايت، و خزانه و درهاى دانشيم، به خانه ها جز از درهاى آن نيايند، كسى كه از غير درهاى خانه ها وارد شود دزد نام گذارى شده.

از اميرالمؤمنين و حضرت باقر (ع) روايت شده:

«نحن باب الله و بيوته التى يؤتى منه، فمن تابعنا و اقر بولايتنا فقد اتى البيوت من ابوابها و من خالفنا و فضل علينا غيرنا فقد اتى البيوت من ظهورها:»

ما اهل بيت باب خدا و بيوتى هستيم كه از آن به عرصه حق و سعادت درآيند، پس كسى كه تابع ما باشد و به رهبرى و امامت و ولايت ما اقرار كند از در خانه ها به خانه ها درآمده، و كسى كه با ما مخالفت كند و غير ما را بر ما برترى دهد از غير درها وارد خانه ها شده و به مقصود نمى رسد.

در دعاى ندبه آمده:

«اين باب الله الذى منه يؤتى؟»

كجاست باب خدا كه از آن به سوى خدا مى آيند.

در زيارت جامعه آمده:

«و باب المبتلى به الناس:»

شما اى اهل بيت بابى هستيد كه مردم به وسيله آن از جانب خدا آزمايش مى شوند، هر كه در معالم دينش و آموختن احكام از شماتابع شما شد از آزمايش سرافراز بيرون آمده و اهل نجات است، و هر كس با شما مخالفت كرد و دين و احكام را از غير شما گرفت به حوزه دين در نيامده و در آزمايش سرافراز نگشته و شكست خورده است.

با توجه به اين روايات و دعاها و زيارت و معارف الهيه كه كلمه باب را در نبوت و ولايت و معالم دين به كار گرفته اند شايد بتواند گفت منظور از باب در آيه مورد بحث وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً دين خدا باشد كه خدا به بنى اسرائيل فرمان داده متواضعانه و فروتنانه وارد دين شويد و آن را با جان و دل بپذيريد و عاشقانه به آن عمل كنيد، و گرنه با يك سجده فيزيكى به هنگام ورود به يك دروازه مادى و ظاهرى سعادت دنيا و آخرت انسان تأمين نمى شود، و به رشد و كمال و تربيت مورد نظر خدا نمى رسد


منبع : پایگاه عرفان
  679
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اثرگذاری قاری قرآن
    دقت در آفرینش
    خدایا! من به وسیلهٔ خودت، خودت را شناختم
    حق گوی در بیان حضرت سجاد (ع)
    مقام و منزلت عظیم قمر بنی‌هاشم
    غبطه به مقام حضرت عباس (ع)
    سرمایه گذاری های دشمن
    یا ابا عبدالله
    ابی عبدالله محور عشق
    دنبال حق باشید

بیشترین بازدید این مجموعه

      حسادت
      زیاد فکر کردن به گناه
      سخنان حکمت آمیز
      لقب امیرالمومنین ع
      سلمان فارسی
      دعا برای دختر دار شدن
      مهربانی خدا
      زیارت امین الله
      محبت، ثروت بزرگ
      ابی عبدالله محور عشق

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز