فارسی
سه شنبه 19 فروردين 1399 - الثلاثاء 13 شعبان 1441

  852
  0
  0

شكرگزارى نعمت‏

 

منابع مقاله:

کتاب  : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد دو

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

شكر حالتى نفسانى است كه همراه با تكريم مشكور است و آن تعظيم، نتيجه علم به نعمت است. و اگر نعمت را از خداى متعال نداند مرتبه اى از كفران نعمت را دارد. از آن جا كه نعمت هاى خداوندى بر پايه رحمت و محبّت به ماست و بر اساس قاعده عقلى شكر منعم واجب است پس بايد از خداى متعال تشكّر كند.

هر چند شكر و كفر انسان نسبت به نعمتى كه خداوند به او عطا نموده است هيچ نفع و ضررى براى خدا ندارد. چرا كه او كمال مطلق است. و خداوند نياز به شكر آفريده هاى خود ندارد. ولى شكر نعمت دهنده تنها با شناخت او صورت مى گيرد.

و چون شكر خداوند بر عبد واجب است، امانت يا تعهّدى است كه بايد به هر حال انجام بشود.

سرشت آدمى بر اين است كه در برابر نيكى سپاس گزار باشد.

اگر بر خلافِ طبيعتِ فطرىِ خود رفتار كند مورد سرزنش خردمندان قرار مى گيرد.

 

حقيقت شكر

حقيقت شكر اظهار نعمت و ابراز آن است. همان گونه كه كفر نعمت، پنهان كردن آن است.

مقصود از ابراز نعمت؛ به كارگيرى صحيح و مناسب آن در هدفى است كه نعمت دهنده در نظر گرفته است. و نيز ياد نعمت دهنده در زبان كه همان ستايش و تمجيد اوست.

راغب اصفهانى در تعريف شكر مى نويسد:

الشُّكْرُ تَصَوُّرُ النِّعْمَةِ وَإظْهارُها وَيُضادُّه الكُفْرُ وَهُوَ نِسْيانُ النِعْمَةِ وَسَتْرُها. «1»

شكر عبارت از ياد نعمت و ابراز آن است و مقابل آن كفر فراموشى نعمت و پوشاندن آن است.

 

مراحل شكر

شكر سه مرحله دارد:

شكر قلبى كه تصوير و ياد نعمت در ذهن و دل است.

شكر زبانى كه ستايش زبانى نعمت دهنده است.

شكر اعضا و جوارح كه انسان در برابر حدود نعمت و بهره بردارى مناسب و شايسته از آنها واكنش نيك انجام دهد.

امام صادق عليه السلام به راوى فرمود:

احْسِنُوا جَوارَ النِّعَمِ، قُلْتُ: وَما حُسْنُ الجَوَارِ؟ قالَ: الشُّكْرُ لِمَنْ انْعَمَ بِها وَأداء حُقُوقِها. «2»

هم جوارى نيكو با نعمت ها داشته باشيد؛ راوى پرسيد: مقصودتان چيست؟

حضرت فرمود: شكرگزار نعمت دهنده باشيد و حقوق نعمت ها را به جاى آوريد.

پس معرفت نسبت به نعمت؛ به كارگيرى درست نعمت است.

و توجّه به اراده نعمت دهنده؛ مهم ترين عامل شكرگزارى خواهد بود. همان گونه كه نداشتن آگاهى نسبت به نعمت و دهنده آن زمينه بهره گيرى ناصحيح از نعمت ها و دورى از بندگى حقيقى را فراهم مى آورد.

اعضاى جسمى انسان مانند چشم و گوش و زبان؛ همه استعدادهاى جا داده شده در وجود آدمى، از نعمت هاى هدف دار بوده است. و اين نعمت ها در حقيقت ورودى هاى دل و جان هستند كه بايد مراقب بود كه هر بانگ و رنگى به عرصه دل راه نيابد. چنين مراقبتى سپاس گزارى اين نعمت هاست.

با اين همه لطف و مهر خداوندى چگونه مى توانيم او را شكرگزارى كنيم و حق شكر نعمت هايش را بجا آوريم.

شاعر شيرين سخن شيراز مى سرايد:

از دست و زبان كه برآيد

 

كز عهده شكرش به در آيد

بنده همان به كه ز تقصير خويش

 

عذر به درگاه خداى آورد

ورنه سزاوار خداونديش

 

كس نتواند كه به جاى آورد

     

(سعدى شيرازى)

آيا نبايد اعتراف كنيم كه هرگز نمى توانيم نعمت هايش را پاس بداريم؟

حضرت سجاد عليه السلام در مناجات شاكرين عرضه مى كند:

فكَيْفَ لِى بِتَحْصِيلِ الشُّكْرِ وَشُكْرِى إيّاكَ يَفْتَقِرُ الى شُكْرٍ. «3»

سپاس گزارى تو چگونه براى من امكان پذير است در حالى كه سپاسم نسبت به تو، خود نيازمند سپاسى ديگر است.

حضرت صادق عليه السلام درباره كمترين درجه سپاس گزارى فرمود:

فى كُلِّ نَفَسٍ مِنْ انْفاسِكَ شُكْرٌ لازِمٌ لَكَ، بَلْ ألْفُ وَاكْثَرُ، وَأَدْنى الشُّكْرِ رُؤيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللَّهِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ يَتَعَلَّقُ القَلْبُ بِها دُونَ اللَّهِ، وَالرِّضا بِما اعْطاهُ وَانْ لاتَعْصِيَهُ بِنِعْمَتِهِ، وَتُخالِفُهُ بِشَى ءٍ مِنْ امْرِهِ وَنَهْيِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ. «4»

در هر نفسى از نفس هايت شكرى لازم است بلكه هزار و بيشتر. و كمترين سپاس گزارى اين است كه انسان نعمت را مخصوص خدا ببيند بدون علتى كه دل از غير خدا بداند و نيز به آنچه خداوند عطايش كرده راضى باشد.

و با نعمت او مرتكب گناه نشود و نعمت او را در راه مخالفت با هيچ يك از امرها و نهى هاى خدا به كار نگيرد.

 

سزاى ناسپاسان

خداوند در قرآن حكايت امّتى را بازگو مى كند كه سزاى ناسپاسى شان را ديدند مى فرمايد:

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ* وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ* فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُم إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» «5»

و خدا [براى پندآموزى به ناسپاسان ] مَثَلى زده است: شهرى را كه امنيت و آسايش داشت و رزق و روزىِ [مردمش ] به فراوانى از همه جا برايش مى آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسى كردند، در نتيجه خدا به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مى شدند، بلاى گرسنگى و ترس فراگير را به آنان چشانيد.*

و همانا پيامبرى از خود آنان براى [هدايت ] شان آمد، ولى او را تكذيب كردند، پس عذاب [خدا] آنان را در حالى كه ستمكار بودند، فراگرفت.* از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است، حلال وپاكيزه بخوريد و نعمت خدا را سپاس گزاريد، اگر تنها خدا را مى پرستيد.

 

سخن علامه طباطبايى درباره شكر

اما رسول اللَّه صلى الله عليه و آله شكر الهى را از دريچه تشكّر از بندگان مى بيند؛ چنانچه در دعا و مناجات خويش با پروردگار مى خواند:

يا خَيْرَ شاكرٍ وَمَشْكُور. «6»

اى بهترين شكرگزار و شكر شده.

علامه طباطبايى در اين باره مى نويسد:

«شاكر و عليم دو نام از نام هاى نيكوى خداست. شكر اين است كه كسى در برابر نيكى ديگرى با زبان و عمل آن را جبران كند. مانند آن كه كسى به ديگرى كمك مالى كند او در پاداش آن كمك، از او به نيكى ستايش كند. يا آن مال را در جايى كه مورد پسند كمك كننده و بيانگر خوبى اوست به مصرف برساند.

خداوند سبحان اگر چه احسانش هميشگى است و همه نيكى ها از اوست اما اعمال نيك ما هم در حقيقت احسان خداوند به بندگان است.

و خداوند در برابر سپاس گزارى بندگان به آنان پاداش نيك مى دهد و مى فرمايد:

آيا پاداش خوبى جز خوبى است و اين پاداش شماست كه از كوشش تان سپاس گزارى شده است. بنابراين گفتن شاكر و سپاس گزار بر خداوند، حقيقى است نه مجازى.» «7»

 

شكرگزارى از مخلوق

از آن جا كه شكرگزارى درجات دارد، پايين تر آن براى كسى است كه سپاس گزارى از مردم كند.

و آن كسى كه سپاس حق را بدون سپاس مردم كند نادان است؛ زيرا سپاس خلق را سپاس حق نمى بيند و آن كه سپاس حق مى گويد و سپاس خلق را نيز سپاس گزارى از حق مى بيند مؤمن كامل است.

راوى مى گويد: از امام على بن حسين عليه السلام شنيدم كه فرمود:

انَّ اللَّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزينٍ وَيُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍ شَكُورٍ، يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالى لِعَبْدٍ مِنْ عَبيدِهِ يَوْمَ القِيامَةِ: اشَكَرْتَ فُلاناً؟ فَيَقُولُ:

بَلْ شَكَرْتُكَ يا رَبِّ، فَيَقُولُ: لَمْ تَشْكُرْنى اذْ لَمْ تَشْكُرْهُ، ثُمَّ قالَ: اشْكَرُكُمْ للَّهِ اشْكَرُكُمْ لِلنّاس. «8»

خداوند هر دل غمگين و بنده سپاس گزار را دوست دارد. روز قيامت خداى تبارك و تعالى به يكى از بندگانش مى فرمايد: از فلانى سپاس گزارى كردى؟

عرض مى كند: پروردگارا! من تو را سپاس گفتم.

خداى تعالى مى فرمايد: چون از او سپاس گزارى ننمودى مرا هم سپاس نگفته اى؟ سپس امام فرمود: سپاس گزارترين شما از خدا كسى است كه از مردم بيشتر سپاس گزارى كند.

مه من! به جلوه گاهى كه تو را شنودم آن جا

 

جگرم ز غصّه خون شد كه چرا نبودم آن جا

گه سجده خاك راهت به سرشك مى كنم گِل

 

غرض آن كه دير ماند اثر سجودم آن جا

من و خاك آستانت كه هميشه سرخ رويم

 

به همين قدر كه روزى رخ زرد سودم آن جا

به طواف كويت آيم همه شب به ياد روزى

 

كه نيازمندى خود به تو مى نمودم آن جا

پس از اين جفاى خوبان ز كسى وفا نجويم

 

كه دگر كسى نمانده كه نيازمودم آن جا

به سر رهش هلالى ز هلاك من كرا غم

 

چو تفاوتى ندارد عدم و وجودم آن جا

     

(هلالى جغتايى)

 [ «20» وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَكَّبَ فِينَا آلَاتِ الْبَسْطِ و جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ وَمَتَّعَنَا بِأَرْوَاحِ الْحَيَاةِ و أَثْبَتَ فِينَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ و غَذَّانَا بِطَيِّبَاتِ الرِّزْقِ و أَغْنَانَا بِفَضْلِهِ و أَقْنَانَا بِمَنِّهِ «21» ثُمَّ أَمَرَنَا لِيَخْتَبِرَ طَاعَتَنَا و نَهَانَا لِيَبْتَلِيَ شُكْرَنَا فَخَالَفْنَا عَنْ طَرِيقِ أَمْرِهِ و رَكِبْنَا مُتُونَ زَجْرِهِ فَلَمْ يَبْتَدِرْنَا بِعُقُوبَتِهِ و لَمْ يُعَاجِلْنَا بِنِقْمَتِهِ بَلْ تَأَنَّانَا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً و انْتَظَرَ مُرَاجَعَتَنَا بِرَأْفَتِهِ حِلْماً]

و سپاس مخصوص خداست كه در پيكر ما ابزار گشودن اندام را سوار كرد و آلات بستن آنها را قرار داد و ما را با روان هاى زنده، از زندگى بهره مند ساخت و اعضاى انجام دادن كار را در وجود ما استوار كرد و با روزى هاى پاكيزه خوراك داد و با احسانش ما را بى نياز كرد و با عطايش به ما سرمايه بخشيد، آنگاه دستورهايش را متوجّه ما فرمود تا فرمان بردن ما را بسنجد و از محرمّات بر حذرمان داشت تا شكر كردنمان را بيازمايد، پس از اين همه عنايت، از مسير دستورش روى گردانديم و بر مركب سخت و سنگين محرّماتش سوار شديم. با اين همه، به كيفرش نسبت به ما شتاب نورزيد و بر انتقام گرفتن از ما عجله نكرد؛ بلكه به رحمت و كرمش از سر خشنودى و رضايت با ما معامله كرد و به مهربانى و بردباريش، بازگشت ما را از مسير گناه انتظار كشيد.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانى: 265.

(2)- الكافى: 4/ 38، حديث 2؛ تهذيب الاحكام: 4/ 109، باب 29، حديث 49.

(3)- بحار الأنوار: 91/ 146، باب 32؛ شرح احقاق الحق: 1/ 467.

(4)- بحار الأنوار: 68/ 52، باب 61، حديث 77؛ مصباح الشريعة: 24.

(5)- نحل (16): 112- 114.

(6)- بحار الأنوار: 91/ 396، باب 52، دعاى جوشن كبير؛ المصباح، كفعمى: 259.

(7)- تفسير الميزان: 1/ 386، ذيل آيه 158 سوره بقره.

(8)- الكافى: 2/ 99، حديث 30؛ وسائل الشيعة: 16/ 310، باب 8، حديث 21626.

 


منبع : پایگاه عرفان
  852
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    جلوه های محبت امام مهدی (عج)
    فضیلت دعا برای امام زمان (عج)
    وظیفه منتظران واقعی امام زمان(عج)
    چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
    امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
    ده پله برای شناخت امام زمان (عج)
    روزگار امام دوازدهم
    نیمه شعبان، لیلة القدر منتظران ظهور
    40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
    براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم

بیشترین بازدید این مجموعه

      راه هاي تقويت حافظه تمركزحواس
      تندرستی و امنیت، نعمت های ناشناخته
      مال حلال و حرام در قرآن و روايات‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
      براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم
      چرا نباید امام زمان(عج) را با نام «محمد» بخوانیم؟
      40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
      رفاقت با امام زمان(عج)
      اوصاف و ویژگی‌های نیکان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز