فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  596
  0
  0

آثار مثبت عمل - جلسه بیست و یکم (2)- (متن کامل + عناوین)

 

بطلان شنيده هاى بدون تحقيق و تبيّن

قرآن مى گويد: شنيده ها، نود و نه درصدش باطل است، مگر اين كه عادل واقعى بيايد و مطلبى را بگويد، اما عادل واقعى كجا است؟ عادل واقعى يعنى كسى كه ملكه عدالت بر وجودش حاكم است، كه نمى گذارد به هيچ گناه كبيره اى آلوده شود و نمى گذارد كه بر صغيره مصرّ شود. اگر دادگاه هاى خانواده، دو نفر آدم اين طورى را براى طلاق شاهد نگيرند، طلاق باطل است صيغه طلاق را بايد دو

______________________________
(1)- وسائل الشيعة: 20/ 26، باب 4، حديث 24938؛

(2) «أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الْفِتَنُ ثَلَاثَةٌ حُبُّ النِّسَاءِ وَ هُوَ سَيْفُ الشَّيْطَانِ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ هُوَ فَخُّ الشَّيْطَانِ وَ حُبُّ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ هُوَ سَهْمُ الشَّيْطَانِ فَمَنْ أَحَبَّ النِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ بِعَيْشِهِ وَ مَنْ أَحَبَّ الْأَشْرِبَةَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَحَب الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ فَهُوَ عَبْدُ الدُّنْيَا وَ قَالَ قَالَ عِيسَى (الدُّنْيَا) دَاءُ الدِّينِ وَ الْعَالِمُ طَبِيبُ الدِّينِ فَإِذَا رَأَيْتُمُ الطَّبِيبَ يَجُرُّ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ فَاتَّهِمُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ غَيْرُ نَاصِحٍ لِغَيْرِهِ».

(3) بحار الأنوار: 14/ 188، باب 21، حديث 39؛ «قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عليه السلام فَقَالَ لَهُ يَا رُوحَ اللَّهِ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي فَأَمَرَ عِيسَى عليه السلام أَنْ يُنَادَى فِي النَّاسِ لَايَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا خَرَجَ لِتَطْهِيرِ فُلَانٍ فَلَمَّا اجْتَمَعَ وَ اجْتَمَعُوا وَ صَارَ الرَّجُلُ فِي الْحُفْرَةِ نَادَى الرَّجُلُ فِي الْحُفْرَةِ لَايَحُدَّنِي مَنْ لِلَّهِ تَعَالَى فِي جَنْبِهِ حَدٌّ فَانْصَرَفَ النَّاسُ كُلُّهُمْ إِلَّا يَحْيَى وَ عِيسَى عليه السلام فَدَنَا مِنْهُ يَحْيَى فَقَالَ لَهُ يَا مُذْنِبُ عِظْنِي فَقَالَ لَهُ لَاتُخَلِّيَنَ بَيْنَ نَفْسِكَ وَ بَيْنَ هَوَاهَا فَتَرْدَى قَالَ زِدْنِي قَالَ لَاتُعَيِّرَنَّ خَاطِئاً بِخَطِيئَتِهِ قَالَ زِدْنِي قَالَ لَاتَغْضَبْ قَالَ حَسْبِي».

 

نفر عادل واقعى گوش دهند. صيغه عقد را صد نفر كافر و عرق خور هم گوش بدهند، صحيح است. اما امروز زن را طلاق بدهند، دو نفر را به عنوان عادل بياورند، دو ماه ديگر معلوم شود كه اين دو نفر فاسق بودند، طلاق باطل است.

دوباره دو شاهد عادل بايد بيايند و صيغه طلاق را از اول گوش بدهند.

 

دستور قرآن به تحقيق در مورد شنيده ها

فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» «1» كجا داريد مى رويد؟ چه كار مى كنيد؟ در سوره حجرات «2» مى گويد: منهاى عادل، هر كسى آمد و هر خبرى را به شما داد، گوش ندهيد، بلكه تبيّن- تحقيق- واجب است. يعنى تا حقيقتِ خبر را پيدا نكرده ايد، به آن گوش ندهيد.

شخصى با عصبانيت به من گفت: فلان روحانى كه اهل فلان استان است، مى دانى كه چه درآمدى دارد؟ گفتم: چه درآمدى دارد؟ گفت: يك قلمش، فقط سالى نهصد تُن زعفران صادر مى كند. گفتم: اولًا آن روحانى اهل يك منطقه اى است كه يك دانه زعفران هم درنمى آيد. علاوه بر اين، در تمام كره زمين، نهصد تُن زعفران نيست. زعفران مثل طلا، مثقالى وزن مى شود.

آخر كسى گفت: پدرم يك ديگ داده بود براى نذرى هايش ساخته بودند، كه اين ديگ يك سرش در اردستان و يك سرش هم در نطنز بود. گفت: اتفاقاً باباى من هم طرف هاى كاشان زندگى مى كرد، يك شتر داشت كه بار مى كرد، از راه كوير به كرمان مى برد. سر شتر يزد بود، دم شتر نزديك قم بود. گفت: آخر مرد حسابى! چنين شترى كه تو مى گويى كجا جا مى گرفت؟ گفت: در ديگ پدر تو. اگر چنين ديگى بوده، پس چنين شترى هم بايد باشد.

قرآن مى گويد: نود و نه درصد شنيده ها باطل قطعى است و هر كسى بشنود و قبول كند، او را هم در قيامت به عنوان «سَمعُونَ لِلْكَذِبِ» «3» به محاكمه

______________________________
(1)- تكوير (81): 26؛ پس [با انكار قرآن و روى گرداندن از آن ] كجا مى رويد؟

(2)-/ اشاره به سوره حجرات آيه 6: «إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُواْ»؛ اى اهل ايمان! اگر فاسقى خبرى برايتان آورد، خبرش را بررسى و تحقيق كنيد تا مبادا از روى ناآگاهى، گروهى را آسيب و گزند رسانيد و بر كرده خود پشيمان شويد.

(3)- مائده (5): 41؛ به شدت شنونده دروغند.

بحار الأنوار: 22/ 27، باب 37؛ «قوله تعالى سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ قال البيضاوي خبر محذوف أي هم سماعون و الضمير للفريقين أوللذين يسارعون».

 

مى كشند، كه چرا در دلت، با شنيده ها آبروى بنده مرا بردى؟

 

اثر بد دروغ و شايعه سازى

دروغ، به مهرها لطمه مى زند و روابط محبتى را قطع مى كند. جوانان! واجب است كه با همسرانتان تبادل مهر و محبت داشته باشيد. حوادث بيرون از خانه و خانواده باعث نشود كه اين جريانات الهى- مهرورزى- در خانه قطع شود و الا هر دو در قيامت محكوم هستيد، چون شنواى دروغ بوديد.

از زن و شوهر كه بگذريم، بين پدر و مادر و فرزندان اين مسأله فراوان است.

بچه ها! عاشق پدر و مادرتان باشيد. پدر و مادرها! عاشق اين امانت هاى خدا باشيد. طورى رفتار نكنيد كه بچه در درون خودش بگويد: اى كاش كه اين پدر و مادرم عروسى نكرده بودند و ما را به دنيا نياورده بودند، كه اين طور بدبخت باشيم. اين ها همه در قيامت محاكمه دارد.

 

بى ارزشى دنيا در مقابل دل شكستن

ادبيات ما هم غوغا كرده است. حيف كه در جامعه ما بين نسل جديد و جامعه شاعران حكيم، رابطه قطع شده است. شعر در كشور ما در پايين ترين سطح ممكن است. از هر ده خط شعر، نُه خط آن هيچ ارزشى ندارد. اين يك خط شعر كه اين را هم بايد بر تارك فلك مى نوشتند:

به جان زنده دلان، سعديا كه ملك وجود

 

نيرزد آن كه وجودى ز خود بيازارند «1»

     

سى سال زن در خانه شوهر باشد، تمام اين مدت با آزردگى، سوز دل و لقمه تلخ خوردن زندگى كند. يا مرد سى سال در كنار زن باشد، زن نسبت به مرد بداخلاق باشد و يك آب خوش از گلوى اين مرد پايين نرود. خيال مى كند كه جهنم

______________________________
(1)- سعدى شيرازى.

 

در قيامت خالى مى ماند؟ جهنم تراكم ترافيكى و جمعيتى دارد، اما بهشت خلوت است، فضاى باز، امنيت، بى صدا. تنها صدايى كه از بهشت شنيده مى شود، اين است:

«وَ ءَاخِرُ دَعْوَيهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعلَمِينَ» «1»

اما قرآن مى گويد: جهنمى ها همديگر را لعنت مى كنند، به هم فحش مى دهند و جهنم آمدن شان را به گردن همديگر مى گذارند.

 

لزوم اهتمام به تراحم بين يكديگر

تراحم بين زن و شوهر، بين پدر و مادر و فرزندان واجب است. بين اقوام آمار بگيريد، ببينيد كه در قوم و خويش ها، چه كسى دختر دارد و نمى تواند جهيزيه بخرد؟ چه كسى نمى تواند براى بچه اش عروسى بگيرد؟ چه كسى پول كم دارد و قرض خود را نمى تواند بدهد؟ چه كسى مريض دارد؟ اين تراحم را عملى كنيد! يعنى با حفظ آبروى ارحام، درد همه را با مهرورزى حل كنيد.

«طُوبى لِلْمُتَراحِمينَ»

خدا مى فرمايد: خوش به حال رحم كنندگان و محبت داران به يكديگر. ثمره قيامتى اين ها چيست؟

«اولئكَ هُمُ المَرْحُومُون يَوْمَ القِيامة»

اين ها وقتى وارد قيامت شوند، همان هايى هستند كه منِ خدا هر چه مهر و محبت دارم، به طرف شان جريان مى دهم. خدا در قيامت به آدم بگويد: تو مهر ورزيدى؟

حالا مى خواهم كه به تو مهر بورزم. براى فهم مهرورزى خدا، بايد به سراغ آيات و روايات برويم.

 

مهرورزى خدا با بندگان در قيامت

اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند: پرونده كسى را رسيدگى مى كنند، به او مى گويند:

______________________________
(1)- يونس (10): 10؛ و پايان بخشِ نيايششان اين است كه همه ستايش ها ويژه خدا مالك و مربى جهانيان است.

 

آن قدر كم دارى كه قابل گذشت نيست و بايد به جهنم بروى. مى گويد: محكوم هستم، قبول است. سرش را پايين مى اندازد كه برود، خطاب مى رسد: او را برگردانيد. در دنيا كاسب بود، وضعش هم خوب بود، به مردم قسطى جنس مى داد. مشترى هم زياد داشت. ده تا شاگرد داشت. شب جمعه ليست بدهكاران را به شاگردانش مى داد و مى گفت: در خانه هر كدام را مى زنيد، اگر قسط خود را آوردند، بگيريد و جلوى اسمش بنويسيد، اما اگر گفتند: نداريم، حرفى نزنيد، فقط سرتان را پايين بياندازيد و بياييد. هفته ديگر برويد، اگر گفت: ندارم، سرتان را پايين بياندازيد و بياييد. هفته سوم، اگر گفت: ندارم، ديگر سراغش نرويد.

اى ملائكه! حالا بنده ام آمده است و دستش خالى است. او در دنيا هر كسى كه گفت: ندارم، به او مهر ورزيد. حالا كه خودش ندارد، مى خواهم كه مهرهايش را تلافى كنم. اگر من الآن كه مى گويد ندارم، رحم نكنم، او از منِ خدا كريم تر مى شود: «1» «الرَّحْمنُ* عَلَّمَ الْقُرْءَانَ* خَلَقَ الْإِنسنَ» «2» «مَّا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفوُتٍ» «3»

تمام آفرينش انسان بر پايه مهر من است. حالا مدام بنشين و بگو: اى خدا! چرا مرا آفريده اى؟ خدا جواب مى دهد: چون دوستت داشتم. تو را از حال خاك درآوردم و به صورت انسان زنده ساختم. علاقه و مهر به تو داشتم.

 

1- مقام اصلاح گران بين مردم

 

آيه دوم از كتاب انجيل از زبان امام كاظم عليه السلام:

«طُوبى لِلْمُصْلِحينَ بَيْنَ النّاسِ اولئكَ هُمُ المُقَرَّبُونَ يَوْمَ القِيامة»

خوش به حال آنهايى كه دائم اختلافات مردم؛ اختلاف زن و شوهر، پدر

______________________________
(1)- بقره (2): 280؛ و اگر [بدهكار] تنگدست بود [بر شماست كه ] او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد؛ و بخشيدن همه وام [و چشم پوشى و گذشت از آن در صورتى كه توانايى پرداختش را ندارد] اگر [فضيلت وثوابش را] بدانيد براى شما بهتر است.

مجموعة ورام: 2/ 266؛ «قال رسول الله صلى الله عليه و آله: حُوسِبَ رجُلٌ ممَّن كانَ قَبلَكُم فلَم يُوجَدْ لَهُ مِن الخَيرِ شي ءٌ إلّا أنّهُ كانَ يُخالِطُ الناسَ وكانَ مُوسِرا، وكانَ يَأمُرُ غِلمانَهُ أن يَتَجاوَزُوا عنِ المُعسِرِ، قالَ اللّه تعالي: نَحنُ أحَقُّ بذلكَ، تَجاوَزُوا عَنهُ».

نهج البلاغه: نامه 31؛ «فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع «وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ يَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيُوَافِيكَ بِهِ غَداً حَيْثُ تَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِيَّاهُ وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِيدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَيْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُهُ وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فِي حَالِ غِنَاكَ لِيَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِي يَوْمِ عُسْرَتِكَ».

الترغيب والترهيب: 2/ 46، حديث 15؛ «ابنِ عبّاس: دخلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المسجدَ و هو يقولُ: أيُّكُم يَسُرُّهُ أن يَقِيَهُ اللّه عَزَّ وجلَّ مِن فَيحِ جَهنّمَ؟ قُلنا: يا رسولَ اللّهِ، كُلُّنا يَسُرُّهُ. قالَ: مَن أنظَرَ مُعسِرا».

(2)- الرحمن (55): 1- 3؛ [خداى ] رحمان* قرآن را تعليم داد.* انسان را آفريد.

(3)- ملك (67): 3؛ در آفرينش [خداى ] رحمان، خلل و نابسامانى و ناهمگونى نمى بينى، پس بار ديگر بنگر آيا هيچ خلل و نابسامانى و ناهمگونى مى بينى؟

 

و فرزند، مادر و دختر، داماد و خانواده عروس، عروس و خانواده داماد، يا دو تا كاسب را حل مى كنند؛

«طُوبى لِلْمُصْلِحِينَ»

اين ها نتيجه كارشان در روز قيامت چيست؟

«اولئكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَومَ القِيامَةِ»

اين ها در قيامت دوش به دوش انبيا عليهم السلام مى ايستند.

 

2- صاحبان قلب پاك

 

آيه سوم كه در كتاب انجيل آمده است، اين است:

«طُوبى لِلْمُطَهِّرَةَ قُلُوبَهُمْ اولئكَ هُمُ المُتَّقُونَ يَوْمَ القِيامَة»

خوش به حال آنهايى كه دل خودشان را از ريا، طمع، بخل، حسد، كبر و كينه پاك كردند. نتيجه قيامتى آن اين است كه در قيامت به عنوان تقواپيشگان با آنها معامله مى كنند: «إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا» «1» متقين در قيامت بهترين برندگان هستند.

 

3- مقام متواضعينِ در دنيا

 

آيه چهارم، به عنوان آخرين آيه اى كه امام عليه السلام از كتاب انجيل واقعى نقل مى كنند:

«طُوبى لِلْمُتَواضِعِينَ فِى الدُّنْيا اولئكَ يَرْتَقُونَ مَنَابِرَ المُلْكِ يَوْمَ القِيامَة»

خوش به حال آنهايى كه در دنيا نسبت به من و خلق من متواضع، فروتن و خاكسار بودند.

متواضعان، در روز قيامت و در بهشت، پادشاهان اهل بهشت هستند.

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

______________________________
(1)- نبأ (78): 31؛ بى ترديد براى پرهيزكاران پيروزى و كاميابى است.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  596
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      حضرت عيسى عليه السلام و درخواست شيطان براى گفتن لا اله ...
      مؤمن کوه صبر و امید
      تاریخ پیدایش دین یهود؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز