فارسی
سه شنبه 12 فروردين 1399 - الثلاثاء 6 شعبان 1441
  797
  0
  0

مراحل وصول به حقيقت‏


منابع مقاله
:

کتاب : عرفان اسلامى جلد دو         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

با توجه به آيات قرآن و متون اسلامى روشن شد كه سلامت اخلاق و عمل و همه شؤون انسانى در گرو سلامت قلب و انحراف در عمل و اخلاق و كليّه برنامه هاى حيات، معلول فساد دل است.

توجّه به مسئله قلب از اعظم عبادات و حفظ سلامت آن بهترين كار و علاج امراض قلبيّه نيكوترين برنامه زندگى است.

بيداران راه با توجّه به نور وحى، انسان را در زمينه توجّه به قلب و حفظ سلامت آن راهنمايى كرده و برنامه هاى جالب و ريشه دارى ارائه كرده اند و در نوشته هاى خود آورده اند كه:

راه وصول به حقيقت و سعادت جاودانى سه مرحله دارد و هريك از آن ها هم داراى منازلى است.

اين مراحل عبارت است از:

 

1- معرفت

2- همّت

3- محبّت

تا مرد حقيقت جو همه اين سه مرحله را نپيمايد، هرگز به مقصد سعادت جاودانى نمى رسد؛ زيرا كه معرفت نظرى بدون عمل و فعليت ميوه نمى دهد و براى عمل و فعاليّت، همّت لازم است و اين همّت همان فضيلت است كه قسمت عملى معرفت باشد، ولى فضيلت نيز بدون محبّت و عشق فايده نمى بخشد.

اگر در كلمات بالا دقت شود، مشخص مى شود كه اين هر سه واقعيّت فقط در ارتباط با قلب است و چون قلب با كوشش انسان منوّر به اين سه واقعيّت گردد، آراسته به سلامت و صلاح شده و در تمام اخلاق و اعمال آدمى اثر مثبت خواهد گذاشت و براى به دست آوردن معرفت راهى جز تفكّر و رجوع به خط پاك وحى نيست، كه نتيجه اين رجوع محبّت و عشق و نتيجه اين عشق حركت و همّت و فضيلت و عمل است.

در اينجا شرايط و آداب اين سه مرحله را با اختصار تمام يادآورى مى كنيم.

 

1- معرفت

در مرحله معرفت، پس از شناختن ماهيّت انسان و منشأ معاد و مقصد حيات او، مهم ترين چيزى كه بايد شناخت، قانون تكامل است كه در همه جهان مادى و معنوى حكم فرماست. از اين رو انسان، آزاد و مختار نيست كه تكامل نيابد، بلكه مجبور و مأمور است. پس خوشبخت كسى است كه اين راه را به ميل و اشتياق برود، تا رنج و ناكاميش كم تر و شادى و كاميابيش بيش تر شود.

و نيز بايد بشناسيم كه افراط و تفريط در هرجا و در هر چيز و حتّى در پيمودن راه كمال و تحصيل علم نيز مضرّ است، وقواى روحى را از جادّه اعتدال بيرون مى برد و دچار ضعف و سوء استعمال مى سازد. لكن براى شناختن ميزان اعتدال اكتساب قوّه تمييز و عقل لازم است.

و در نتيجه احتراز از افراط و تفريط، يك آهنگ نظم عمومى در زندگى حاصل مى شود و گفتار و كردار و انديشه انسان با هم يكى مى شوند و تأمين آسايش درونى و بيرونى ايجاد مى شود.

 

2- همّت

در مرحله همّت يا فضيلت، بايد اين نكته را درنظر گرفت كه بهترين كارها آن است كه به نام خدا و براى خدا بجا بياوريم و مزد و مكافات را هم از خدا بدانيم.

يعنى هر وظيفه را آن قدر مقدس بشماريم كه گويى خداوند ما را به اجراى آن امر كرده است و ما مأمور امر خدا هستيم.

هر كارى كه با اين قصد انجام شود، قدسيّت و علويت كسب مى كند و منبع فيض و قدرت و شادى براى كار كننده و ديگران مى گردد.

 

3- محبّت

در مرحله محبّت، اين نكته اهميّت دارد كه همه اعمال ما بايد از روى عشق و ذوق آورده شود و الّا فيض و روحانيّتى در آن باقى نمى ماند.

هر كارى را مثل اين كه معشوق حقيقى از ما خواسته است با كمال شادى بجا بياوريم، يعنى از روى شوق و عشق پاك. حتّى فضيلت ها و دعاها و عبادت هاى ما هم بايد با چنين عشق آتشين و خالص همراه شوند.

محبّت حقيقى از خودخواهى و نفس پرستى دور است و جز فداى نفس قانون ديگر نمى شناسد؛ مانند محبّت مادر نسبت به فرزندان خود.

محبّت حقيقى حدودى براى خود نمى داند و همه افراد بشر بلكه همه موجودات را مانند آفتاب، غرق انوار زندگى بخش خود مى سازد.

بزرگى و بلندى و شرافت مرد، در معرفت و همّت و محبّت است: و اين سه قوه هرگز از هم جدا نمى شوند و هر وقت جدا ديده شوند، پس كامل نيستند.

هر اقتدارى كه مبنى بر اين سه ركن محكم نباشد، هرگز راه به حقيقت و سعادت نمى برد و ميوه شيرين نمى دهد.

ترقى عالم و نيك بختى ملت ها بسته به فراوانى اشخاصى است كه داراى معرفت بزرگ و همّت بلند و محبّت بى پايان هستند.

معرفت بزرگ چراغ راه زندگى است و قواى آفريننده روح انسانى را بيدار و آماده كار مى كند.

همّت بلند، خس و خاشاك موانع را از پيش آن قواى روحى برمى دارد و درهم مى سوزاند.

محبّت بى پايان و پاك از آلايش خودپرستى، به قواى روحى قدرت كامله خدايى و فيض بيكران سبحانى مى بخشد.

هركه اين سه گوهر، معرفت و همّت و محبّت را به دست آورد و هركه اين سه نهال قدرت را در زمين دل خود بپرورد، اين جهان هم براى او بهشت برين مى شود و در همين زندگى به سعادت جاودانى آسمانى مى رسد؛ زيرا كه اراده او با مشيّت خدا يكى مى گردد و خداوند به چشم او مى بيند و به گوش او مى شنود و به دست او كار مى كند.

يك چنين نفس كامل، نماينده و جانشين خدا روى زمين و حامل فيض و قدرت و عنايت او بر آفريدگان مى گردد و از هرگونه قيد آزاد بوده، محبوب آفريدگار جهان و رحمت براى عالميان مى شود! «1» سيد نظام الدين محمود واعظ ملقّب به داعى إلى اللّه، در ترغيب انسان به سوى رشد و كمال و بريدن دل از موهومات و معدومات بالذات فرمايد:

ابر نگريد مگر از شوق او

 

باغ نخندد مگر از ذوق او

     

عشق طلب كن كه به جايى رسى

 

وزقدم او به نوايى رسى

سر به ره سلطنت فقر پيچ

 

تا نخرى ملك سليمان به هيچ

نيست تجرّد صفت آب و گِلْ

 

هست تجرّد صفت جان و دل

وسوسه را نام تعبّد مكن

 

تفرقه را نام تجرّد مكن

پرده پندار ببايد دريد

 

تا شود احوال قيامت پديد

راه يكى رهرو و منزل يكى

 

خانه يكى دوست يكى دل يكى

     

پی نوشت:

______________________________


(1)- اصول اساسى روانشناسى: 474.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  797
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
    معناى «لا اله الا اللّه»
    برتري امام حسين (ع) بر امامان ديگر (ع)
    سیمای امام حسین (ع) در کلام اهل بیت (ع)
    منزلت امام حسین(ع)         
    الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  

بیشترین بازدید این مجموعه

      حضرت علی اصغر (ع) طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام
      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      داستان دعای مشلول
      آیه وفا
      پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت
      راز سر به مهر سوره "یاسین"
      شادی در اسلام
      200 گردنه بین مومن و بهشت!
      خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
      هدف از خلقت انسان در قرآن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز