فارسی
يكشنبه 17 فروردين 1399 - الاحد 11 شعبان 1441

  376
  0
  0

آثار مثبت عمل - جلسه شانزدهم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

دستور خدا به ابراهيم عليه السلام بعد از بناى كعبه

وقتى ابراهيم عليه السلام كعبه را بنا كرد، خدا به او فرمود:

«وَ أَذّن فِى النَّاسِ بِالْحَجّ يَأْتُوكَ رِجَالًا و عَلَى كُلّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلّ فَجّ عَمِيقٍ» «1»

به تمام عالم اعلام كن كه كعبه درست شده است. تا تمام عالم طرف كعبه، مقام ابراهيم، صفا و مروه، مشعر الحرام، عرفات، يا منى بيايند؟! بلكه به تمام مردم عالم از راه دور و نزديك اعلام كن: «يَأْتُوكَ» به جانب تو بيايند كه تا قيامت امامِ هدايت هستى. من مردم را به طرف سنگ و بيابان دعوت نمى كنم، بلكه بگو: به جانب مقام ولايت و امامت الهيه بيايند.

 

حج و اهميت ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند: به خدا قسم، اگر تا آخر عمر دنيا هر حاجيى، از هر جاى دنيا به جانب كعبه برود، بين ركن و مقام، شب ها را نماز بخواند، روزها را روزه بگيرد، تا بميرد، ولى پيوند با على عليه السلام نداشته باشد، در قيامت او را با صورت در آتش مى اندازند. من سنگ و بيابان را براى چه مى خواهم؟ منظور من از مناسك حج اين حرف ها نيست. منظور اين است كه جان مناسك را، كه قبول و اقتدا به ولايت امامِ هدايت است، انتخاب كنند و از دروازه امامت على عليه السلام وارد زندگى شوند، و با على عليه السلام هم خارج شوند؛ «وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ» «2» با على عليه السلام زندگى كنند و با على بميرند.

خدا على عليه السلام را از اين دروازه وارد دنيا كرد. سه شبانه روز مادرش پشت اين

______________________________
(1)- حج (22): 27؛ و در ميان مردم براى حج بانگ زن تا پياده و سوار بر هر شتر باريك اندام [چابك و چالاك ] كه از هر راه دور مى آيند، به سوى تو آيند.

(2)- آل عمران (7): 193؛ و ما را در زمره نيكوكاران بميران.

 

دروازه بود. فقط غصه مى خورد كه چرا بچه ام كور است؟ همه چيز او درست است، اما چشم ندارد. شكافى كه سه روز پيش شكافته شده بود، دوباره شكافت و او بيرون آمد. به پيغمبرش گفته است كه دعا كن كه يك قدرت خالصانه، يارى دهنده، در كنار ربوبيت من براى تو قرار بدهم كه تو را يارى كند. مادر، بچه كور روى دست او بود، با چهره غمناك. ابوطالب، قوم و خويش ها، همه منتظر بودند، كليدها هم به قفل ها نمى خورد و در باز نمى شد. تا فاطمه بنت اسد عليها السلام بيرون آمد.

پدر وقتى بچه را ديد، گفت: اى داد و بى داد، بچه كور است.

تا پيغمبر صلى الله عليه و آله وارد مسجد الحرام شد. يعنى دعاى تو را مستجاب كردم. «سُلْطنًا نَّصِيرًا» اين است. على عليه السلام در كنار ربوبيت من است. آنهايى كه مى گويند: على عليه السلام خدا است، اگر با عالمان شيعه تماس مى گرفتند، به اين گمراهى نمى افتادند. اين ها از بس كه در على عليه السلام عظمت ديدند و شنيدند، هوا آنها را برداشت كه على عليه السلام را خدا بدانند، اما على عليه السلام خدا نيست، بلكه به مقتضاى اين آيه، در كنار ربوبيت خدا «جَنْبُ اللّه، يَدُ اللّه، عَيْنُ اللّه، اذْنُ اللّه» و طبق روايات، تنها آيت اللّه العظماى واقعى در جهان است.

اگر پشت بعضى از كتاب ها آيت اللّه العظمى مى نويسند، احترام اجتماعى است، نه احترام ذاتى. تمام مراجع بزرگ شيعه را خدا روى هم بگذارد، يك دهم بند انگشت كوچك على عليه السلام نمى شوند. آيت اللّه العظمى يعنى عظيم ترين نشانه خدا كه على عليه السلام است.

فاطمه بنت اسد خيلى به پيغمبر صلى الله عليه و آله خدمت كرد. روزى هم كه از دنيا رفت، پيغمبر صلى الله عليه و آله مثل اين كه مادرش مرده باشد، بلند بلند گريه مى كرد. وقتى هم كه خانم ها مى خواستند او را كفن كنند، پيغمبر صلى الله عليه و آله عباى خودش را فرستاد و فرمود:

فاطمه را در لباس من كفن كنيد. على عليه السلام وقتى داغ مادر ديد، بيست و دو ساله بود.

پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد، گفتند: غسل و كفن فاطمه تمام شد. دستور داد يك قبر كندند، همين جايى كه نبيره هاى او دفن هستند؛ يعنى امام مجتبى عليه السلام، زين العابدين عليه السلام، امام باقر عليه السلام، امام صادق عليه السلام و اين امامان در آغوش اين مادر هستند. آن قبر، قبر فاطمه بنت اسد است.

 

جواب فاطمه بنت اسد عليها السلام در امامت

او را دفن كردند، لحد چيدند، خاك ريختند. پيغمبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام نشسته اند و دارند گريه مى كنند. يك مرتبه ديدند پيغمبر صلى الله عليه و آله دهانش را نزديك قبر برد، فرمود:

بگو: همين آقايى كه بالاى سر من دارد گريه مى كند. گفتند: آقا چه شد؟ فرمود:

ملائكه از او پرسيدند «مَنْ رَبُّكَ»؟ جواب داد «اللَّهُ جَلّ جَلالُه رَبٍى»، بعد پرسيدند: «مَنْ رَسُولُكَ»؟ جواب داد: پيغمبر صلى الله عليه و آله «ما كِتابُكَ»؟ گفت: قرآن «ما قِبْلَتُكَ»؟ گفت: كعبه. «مَنْ امامُكَ» فاطمه! امام تو چه كسى است؟ يعنى آن كسى كه اگر زنده بودى واجب بود به او اقتدا كنى. پيغمبر فرمود: به او گفتم: فاطمه، بگو: همين پسرم كه دارد گريه مى كند، امام واجب الاطاعه من است. امام من و امام تمام انسان ها است. «1»

 

عهد امامت در نسل پاك ابراهيم عليه السلام

إِنّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرّيَّتِى قَالَ لَايَنَالُ عَهْدِى الظلِمِينَ» «2»

خدايا! آيا امامت منِ ابراهيم، در نسل هاى بعدى من هم هست؟ فرمود: در نسل تو كه يك بار در دوره عمرشان، حتى يك گناه صغيره كرده باشند، نيست. اين مقام را در نسل تو به كسانى مى دهم كه ورود آنها در دنيا ورود صدق و خروج آنها هم خروج صدق است و در پرونده آنها يك سر سوزن گناه وجود ندارد.

______________________________
(1)- وسائل الشيعه: 3/ 177، باب 20، حديث 3336؛ بحار الأنوار: 35/ 70- 71، باب 3، حديث 4؛ «عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَال: أَقْبَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام ذَاتَ يَوْمٍ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بَاكِياً وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص مَهْ يَا عَلِيُّ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَاتَتْ أُمِّي فَاطِمَةُ بِنْتُ أَسَدٍ قَالَ فَبَكَى النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ثُمَّ قَالَ رَحِمَ اللَّهُ أُمَّكَ يَا عَلِيُّ أَمَا إِنَّهَا إِنْ كَانَتْ لَكَ أُمّاً فَقَدْ كَانَتْ لِي أُمّاً خُذْ عِمَامَتِي هَذِهِ وَ خُذْ ثَوْبَيَّ هَذَيْنِ فَكَفِّنْهَا فِيهِمَا وَ مُرِ النِّسَاءَ فَلْيُحْسِنَّ غُسْلَهَا وَ لَاتُخْرِجْهَا حَتَّى أَجِي ءَ فَإِلَيَّ أَمْرُهَا قَالَ وَ أَقْبَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بَعْدَ سَاعَةٍ وَ أُخْرِجَتْ فَاطِمَةُ أُمُّ عَلِيٍّ عليه السلام فَصَلَّى عَلَيْهَا النَّبِيُ صَلَاةً لَمْ يُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ قَبْلَهَا مِثْلَ تِلْكَ الصَّلَاةِ ثُمَّ كَبَّرَ عَلَيْهَا أَرْبَعِينَ تَكْبِيرَةً ثُمَّ دَخَلَ إِلَى الْقَبْرِ فَتَمَدَّدَ فِيهِ فَلَمْ يُسْمَعْ لَهُ أَنِينٌ وَ لَاحَرَكَةٌ ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ ادْخُلْ يَا حُسْنُ ادْخُلْ فَدَخَلَا الْقَبْرَ فَلَمَّا فَرَغَ مِمَّا احْتَاجَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ اخْرُجْ يَا حَسَنُ اخْرُجْ فَخَرَجَا ثُمَّ زَحَفَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله حَتَّى صَارَ عِنْدَ رَأْسِهَا ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ أَنَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لَافَخْرَ فَإِنْ أَتَاكِ مُنْكِرٌ وَ نَكِيرٌ فَسَأَلَاكِ مَنْ رَبُّكِ فَقُولِي اللَّهُ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّي وَ الْإِسْلَامُ دِينِي وَ الْقُرْآنُ كِتَابِي وَ ابْنِي إِمَامِي وَ وَلِيِّي ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ ثَبِّتْ فَاطِمَةَ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ ثُمَّ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهَا وَ حَثَا عَلَيْهَا حَثَيَاتٍ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَنَفَضَهُمَا ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَقَدْ سَمِعَتْ فَاطِمَةُ تَصْفِيقَ يَمِينِي عَلَى شِمَالِي فَقَامَ إِلَيْهِ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ فَقَالَ فَدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ صَلَّيْتَ عَلَيْهَا صَلَاةً لَمْ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ قَبْلَهَا مِثْلَ تِلْكَ الصَّلَاةِ فَقَالَ يَا أَبَا الْيَقْظَانِ وَ أَهْلُ ذَلِكَ هِيَ مِنِّي لَقَدْ كَانَ لَهَا مِنْ أَبِي طَالِبٍ وَلَدٌ كَثِيرٌ وَ لَقَدْ كَانَ خَيْرُهُمْ كَثِيراً وَ كَانَ خَيْرُنَا قَلِيلًا فَكَانَتْ تُشْبِعُنِي وَ تُجِيعُهُمْ وَ تَكْسُونِي وَ تُعْرِيهِمْ وَ تُدَهِّنُنِي وَ تُشَعِّثُهُمْ قَالَ فَلِمَ كَبَّرْتَ عَلَيْهَا أَرْبَعِينَ تَكْبِيرَةً يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ يَا عَمَّارُ الْتَفَتُّ عَنْ يَمِينِي فَنَظَرْتُ إِلَى أَرْبَعِينَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَكَبَّرْتُ لِكُلِّ صَفٍّ تَكْبِيرَةً قَالَ فَتَمَدُّدُكَ فِي الْقَبْرِ وَ لَمْ يُسْمَعْ لَكَ أَنِينٌ وَ لَاحَرَكَةٌ قَالَ إِنَّ النَّاسَ يُحْشَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عُرَاةً وَ لَمْ أَزَلْ أَطْلُبُ إِلَى رَبِّي عز و جل أَنْ يَبْعَثَهَا سَتِيرَةً وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا خَرَجْتُ مِنْ قَبْرِهَا حَتَّى رَأَيْتُ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ رَأْسِهَا وَ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ يَدَيْهَا وَ مِصْبَاحَيْنِ مِنْ نُورٍ عِنْدَ رِجْلَيْهَا وَ مَلَكَيْهَا الْمُوَكَّلَيْنِ بِقَبْرِهَا يَسْتَغْفِرَانِ لَهَا إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ».

(2)- بقره (2): 124؛ من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم. ابراهيم گفت: و از دودمانم [نيز پيشوايانى برگزين ]. [پروردگار] فرمود: پيمان من [كه امامت و پيشوايى است ] به ستمكاران نمى رسد.

 

على عليه السلام «امام الناس» است، يعنى تداوم امامت صد و بيست و چهار هزار پيغمبر عليهم السلام على عليه السلام است و به تنهايى، همه انبيا است.

اين معناى «سُلْطنًا نَّصِيرًا» است. يعنى قدرت فوق العاده اى كه اين قدرت با همه وجود از طرف من، يار تو است. اين آيه چه كار كرده است! يعنى حبيب من! اگر تو به تمام اين عظمت رسيدى، دو تا يار داشتى؛ من و على عليه السلام. اگر ما تو را يارى نمى كرديم، اين چراغ ماندنى نبود و تداوم نداشت «1».

 

ورود صدق اميرالمؤمنين عليه السلام

پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد، بچه در آغوش فاطمه غمناك است، ابوطالب هم رنجيده است. گفتند: آقا! البته هنوز پيغمبر صلى الله عليه و آله مبعوث به رسالت نشده بودند و سى ساله بودند. گفتند: بچه چشمش را باز نمى كند، همه چيز او خوب، زيبا، كامل و جامع است، اما چشم ندارد. فرمود: فاطمه! بچه را به من بده. اين بايد چشم به صدق باز كند. تا در آغوش پيغمبر رفت، دو پلك را باز كرد و لبخند زد، يعنى تنها بودى؟ آمدم تا تو را از تنهايى درآورم. غريب بودى؟ آمدم تو را از غربت دربياورم. اسلامِ تو در آينده با انواع خطرات روبرو مى شود، آمدم تو را يارى كنم، تا دين تو بماند. چه طور پيغمبر را يارى كرد؟ كدام رشته از يارى اش را بگويم؟

كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست

 

كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم

 

 

 

هَيْهاتَ أَنْ يَأتِىَ الزَّمانَ بِمِثْلِهِ إِنَّ الزَّمانَ لِمِثْلِهِ تَعْقِيمٌ على جان! مادر جهان ديگر مانند تو را نمى آورد. پيغمبر صلى الله عليه و آله را بى واسطه يارى كرد، يعنى از زمان بعثت- روز بيست و هفت رجب- يارى كرد، تا روز بيست و هشت صفر كه سر پيغمبر صلى الله عليه و آله در وقت مرگ در دامن او بود. بعد از مرگ

______________________________
(1)- اين معناى حديث لولا على لما خلقتك است.

الأسرارالفاطمية، محمد فاضل مسعودى: 82؛ «رسول الله صلى الله عليه و آله عن الله تبارك و تعالى أنه قال: يا أحمد، لولاك لما خلقت الأفلاك، ولولا علي لما خلقتك، ولولا فاطمة لماخلقتكما.»

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله شكل يارى كردن على عليه السلام به پيغمبر صلى الله عليه و آله عوض شد. در اين يارى، چه كشيد؟ چه طور يارى كرد؟ با حادثه بين در و ديوار، با فرزندش حسن عليه السلام، با ريسمان به دستش، صبر كرد. با جگر گوشه اش ابى عبداللّه عليه السلام و قمربنى هاشم، با نهج البلاغه، عبادات شب، جهاد، اخلاق، عمل، صبر، روح و جان «وَ اجْعَل لّى مِن لَّدُنكَ سُلْطنًا نَّصِيرًا» اين ها يارى بى واسطه است. اين ورود على؛ ورود بى دعا، ورود مستقيم است.

 

اميرالمؤمنين عليه السلام و خروج صدق از حيات

و اما خروج او «وَ أَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍ» از دروازه محراب به طرف آخرت حركت كرد. وقتى دور او جمع شدند، دوباره همان حادثه روز سوم ولادت او پيش آمد. فرمود: عزيزان من، به انتظار برگشتن من از اين رختخواب نباشيد. من چند لحظه قبل پيغمبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم. من با ورودم، چشم به پيغمبر صلى الله عليه و آله باز كردم، الآن هم در رفتنم از دنيا، چشم به پيغمبر صلى الله عليه و آله باز كردم:

ميسر نگردد به كس اين سعادت

 

به مسجد ولادت، به مسجد شهادت

 

 

 

 

***

در كعبه گشت پديد و به محراب شد شهيد

 

نازم به حسن مطلع و حسن ختام او

 

 

 

 

***

روز ازل كه عالم و آدم نبود

 

جلوه اى از روى على عليه السلام كم نبود

آدم اگر چهره نسودى به خاك

 

بر در پيرم على آدم نبود

مرغ گِل ار يافت به تن جان گرفت

 

از دم عيسى به جز از آن نبود

نخله مريم نشدى بارور

 

بر سرش ار سايه آن دم نبود

كيستى اى آن كه همه عالمى

 

گر تو نبودى همه عالم نبود

گر ننهادى تو به هستى قدم

 

هيچ نشان ز آدم و خاتم نبود

 

 

 

 

 

كعبه ز ميلاد تو اين رتبه يافت

 

ور نه بدين پاى معظم نبود

در ره دل كى بُدى اين پيچ و تاب

 

گر شكن زلف تو را خم نبود

در شب معراج كه حق با رسول

 

گفت: سخن، غير تو محرم نبود «1»

 

 

 

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

______________________________
(1)- ميرزا حبيب الله شهيدى خراسانى.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  376
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
    اوج عرفان و تعالیم دینی در کلام صدیقۀ طاهره(س)
    سرانجام تواضع و تکبر مقابل اوامر الهی
    چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
    مرگ و عالم آخرت
    بعثت پیامبران برای درمان بیماری شرک
    احوالات و اهداف مومن و پاسخ به سوالات
    مبداء آفرینش موجودات
    مقام حضرت زينب (س)
    خودشناسی و قیمت‌شناسی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
      مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
      چند روايت عجيب در مورد پدر و مادر
      درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
      مرگ و عالم آخرت
      حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
      توحید (1) - جلسه سی و پنجم – (متن کامل + عناوین)
      رمز موفقيت ابن ‏سينا
      امام زمان عليه السلام فريادرس انسان‏ها
      شرایط استجابت دعا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز