فارسی
دوشنبه 18 فروردين 1399 - الاثنين 12 شعبان 1441

  1501
  0
  0

كلام علامه مجلسى رحمه الله درباره احوالات قلب‏


منابع مقاله
:

کتاب : عرفان اسلامى جلد دو         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

علّامه مجلسى رحمه الله در زمينه سلامت قلب و مرض آن و به تعبير ديگر حيات آن كه بسته به ياد خدا و مرگ آن غفلت از خداست مقاله اى دارد كه ترجمه مختصر آن چنين است:

شناخت قلب و حقيقت و صفاتش از مسائلى است كه اكثر مردم بى اطلاعند و امامان بزرگوار ما در اين مسئله مهم جز به كنايه و اشاره برنامه اى بيان نكرده اند.

بهتر اين است كه ما وقت خود را صرف شناخت ذات آن نكنيم بلكه به نظر ائمه طاهرين عليهم السلام در مقام اطلاع بر علل صلاح و فساد قلب و درجات و دركات آن برآئيم و در مقام تكميل اين مخلوق عجيب و كمال و رشد اين لطيفه ربانى برآمده و اين عضو پرقدر را از آثار شيطانى پاك كرده و به اخلاق ملكوتى و روحانى بياراييم تا با تصفيه اين عضو از رذايل و آراستنش به فضايل آماده حركت به سوى برترين مدارج كمال گرديم و اين آيينه را براى افاضه معارف الهيه از طرف حق، از گرد و غبار گناه و فساد پاك كنيم.

و اين داستان احتياج به شناخت ذات و حقيقت قلب ندارد، اگر حركت به سوى مدارج كمال نيازى به شناخت ذات اين عضو داشت امامان عليهم السلام و مواليان ما بيان مى كردند.

گروهى از محقّقين گفته اند: شرافت و فضيلت انسان به قلب است. استعداد قلب براى شناخت حق سبب برترى انسان بر ساير مخلوقات است.

افتخار و كمال و جمال انسان در دنيا بسته به صلاح اين عضو و توشه و وسيله نجات آدمى در آخرت، قلب نورانى اوست.

كسب معرفت اللّه در شأن قلب است و ساير جوارح از رسيدن به اين فضيلت محرومند.

قلب، عامل باللّه وعامل للّه و ساعى إلى اللّه و متقرّب به سوى اوست. ساير جوارح در راه خدمت به او هستند و براى قلب به منزله ابزار كار و اسباب فعاليّتند.

قلب، زمانى كه غرق در ياد خدا گشت و از حكومت غير حق سالم ماند، عضوى مقبول است و به هنگام دورى از حق، وغفلت از دوست، مخلوقى محجوب و عضوى مغضوب است.

مورد خطاب اوامر حق و مطلوب مسائل الهى، قلب است. ثواب و عقاب در عالم آخرت در گرو كار نيك يا بد قلب مى باشد.

اوست كه با رسيدن به قرب حق و تزكيه از ناپاكى ها وسيله سعادت انسان گشته و هم اوست كه با ناقص گشتن و ناپاك شدن باعث شقاوت و محروميّت آدمى است.

در حقيقت مطيع حق قلب است و اوست كه انوار عبادت را به جوارح پخش كرده و هم اوست كه آثار بدكارى ها را در جوارح سريان مى دهد.

بدى ها و خوبى ها معلول تاريكى و روشنى قلب است و در حقيقت قلب براى اعضا و جوارح به منزله انبار جنس است كه اعضا و جوارح نسبت به اين انبار جنبه مصرف كردن جنس را دارند و بايد گفت:

از كوزه همان برون تراود كه در اوست!

قلب، عضوى است كه اگر انسان آن را از نظر صلاح و فساد بشناسد خود را شناخته و چون خود را شناخت خدا را شناخته. ولى اگر اين عضو و حالاتش براى آدمى مجهول باشد، انسان از شناخت خود عاجز مانده و كسى كه خود را نشناسد خدايش را نخواهد شناخت و چگونه انسان جاهل به قلب خود مى تواند عالم به غير باشد.

آه كه اكثر مردم شناختى از قلب خويش ندارند و به همين خاطر بين آنان و قلبشان حايل افكنده شده و به سبب اين پرده و حايل موفّق به مشاهده وضع قلب و مراقبت از او و شناخت صفاتش نشده اند و نمى دانند چگونه اين عضو حساس به سوى اسفل سافلين رفته و بازيچه دست شيطان مى گردد يا چگونه راه به اعلى عليين پيدا مى كند و به سوى مقام قرب و جايگاه ملائكه مقرّب صعود مى نمايد؟

آرى، كسى كه قلبش را نمى شناسد، در مقام مراقبت و رعايت آن برنمى آيد و در مقام حفظ نسيم واقعيت هايى كه از خزائن ملكوت به سوى قلب مى وزد كوتاهى مى كند. صاحب چنين قلبى از آن دسته مردمى است كه خداوند درباره آنان فرموده:

[وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ] «1».

و مانند كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشى كرد؛ اينان همان فاسقان اند «2».

با اين بيان پر استفاده علامه مجلسى رحمه الله، انسان به اين نتيجه مى رسد كه غفلت از حق و فراموشى حضرت ذوالجلال بالاترين علّت آلوده شدن قلب به رذايل و ناپاكى ها است.

و قتى كه قلب آلوده به گناه شد به تدريج به حيات الهى آن خاتمه داده مى شود و به چنگال شيطان گرفتار شده و دچار مرگ معنوى مى گردد و چون قلب بميرد از رحمت و عنايت حق منقطع گشته و به حالت نكبت بار وقف گرفتار خواهد آمد. اين است كه حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: وَوَقْفُ الْقَلْبِ فى الْغَفْلَةِ عَنِ اللّهِ.

و به قول مست جام وحدت، وحدت كرمانشاهى:

هركه آيين حقيقت نشناسد زمجاز

 

خواجه در حلقه رندان نشود محرم راز

يا به بيهوده مبر نام محبّت به زبان

 

يا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز

آن قدر حلقه زنم بر در ميخانه عشق

 

كه كند صاحب ميخانه به رويم در باز

هركه شد معتكف اندر حرم كعبه دل

 

حاش للّه كه شود معتكف كوى مجاز

مگذاريد قدم بيهوده در وادى عشق

 

كاندرين مرحله بسيار نشيب است و فراز

     

 

صلاح و فساد قلب در آثار اسلامى

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فى الْإِنْسانِ مُضْغَةٌ إِذا هِىَ سَلِمَتْ وَصَحَّتْ سَلِمَ بِها سائِرُ الْجَسَدِ، فَإذا سَقُمَتْ سَقُمَ لَها سائِرُ الْجَسَدِ وَفَسَدَ وَهِىَ الْقَلْبُ «3».

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: در انسان پاره گوشتى است، زمانى كه سالم و صحيح باشد به خاطر آن بقيه جسد سالم است و اگر بيمار باشد به خاطر بيماريش بقيه جسد بيمار است و آن قلب است.

عَنِ النَّبىِّ صلى الله عليه و آله: إِذا طابَ قَلْبُ الْمَرْءِ طابَ جَسَدُهُ، وَإِذا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ الْجَسَدُ «2».

نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: زمانى كه قلب مرد پاك باشد، جسدش پاك و هرگاه قلب پليد باشد، جسدش پليد است.

در اين روايت به اين معنا اشاره شده كه نيكى هاى اعضا و جوارح و بدى هايش بستگى به نيكى و بدى قلب دارد.

عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: شَرُّ الْعَمى عَمَى الْقَلْبِ «3».

امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، فرمود: بدترين كورى، كورى قلب است.

فيما أَوْصى بِهِ أَميرُالْمُؤْمِنينَ عليه السلام ابْنَهُ: يا بُنَىَّ! إِنَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَةَ وَأَشَدُّ مِنْ ذلِكَ مَرَضُ البَدَنِ، وَأَشَدُّ مِنْ ذلِكَ مَرَضُ الْقَلْبِ. وَإِنَّ مِنَ النِّعَمِ سِعَةَ الْمالِ، وَأَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ صِحَّةُ الْبَدَنِ، وَأَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ تَقْوَى الْقُلُوبِ «4».

در وصيت ها و سفارشات اميرالمؤمنين عليه السلام به فرزندش آمده: پسرم، از جمله بلاها تنگدستى است، وشديدتر از آن مرض بدن و از آن شديدتر مرض قلب است و از جمله نعمت ها مال فراوان و بهتر از آن سلامت بدن و بهتر از آن تقواى قلب است.

عَنْ أَبى جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: القُلُوبُ ثَلاثَةٌ: قَلْبٌ مَنْكُوسٌ لا يَعْثُرُ عَلى شَىْ ءٍ مِنَ الْخَيْرِ وَهُوَ قَلْبُ الْكافِرِ، وَقَلْبٌ فيه نُكْتَةٌ سَوْداء فَالْخَيْرُ وَالشَّرُّ فِيهِ يَعْتَلِجانِ فَما كانَ مِنْهُ أَقْوى غَلَبَ عَلَيْهِ، وَقَلْبٌ مَفْتُوحٌ فيهِ مِصباحٌ يَزْهَرُ فَلا يُطْفَأُ نُورُهُ إِلى يَوْمِ القِيامَةِ وَهُوَ قَلْبُ الْمُؤْمِنُ «5».

امام باقر عليه السلام فرمود: قلب سه نوع است: قلب از حقيقت برگشته كه آگاهى به خير ندارد و آن قلب كافر است و قلبى كه در آن نقطه سياهى است و خير و شر در آن در جنگند، هريك قوى تر باشد بر ديگرى غلبه مى كند و صاحبش موصوف به همان مى گردد و قلبى كه باز است، در آن چراغ فروزنده اى است كه تا قيامت نورش خاموش نمى گردد و آن قلب مؤمن است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنْ عَلاماتِ الشَّقاءِ: جُمُودُ الْعَيْنِ، وَقَسْوَةُ الْقَلْبِ، وَشِدَّةُ الْحِرْصِ فى طَلَبَ الرِّزْقِ، وَالْإِصْرارِ عَلَى الذَّنْبِ «6».

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: از علائم شقاوت: خشكى چشم و سنگدلى و حرص شديد در طلب رزق و اصرار بر گناه است.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَنانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحابِهِ، عَنْ أَبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِرَجُلٍ: إِعْلَمْ يا فُلانُ! إِنَّ مَنْزِلَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ بِمَنْزِلَةِ الإِمامِ مِنَ النّاسِ الواجِبِ الطَّاعَةِ عَلَيْهِمْ. أَلا تَرى أَنَّ جَميعَ جَوارِحِ الْجَسَدِ شُرَطَةٌ لِلْقَلْبِ وَتَراجِمَةٌ لَهُ مُؤَدِّيَةٌ عَنْهُ، الأُذُنانُ وَالْعَيْنانُ وَالأَنْفُ وَالْفَمُ وَاليَدانُ وَالرِّجْلانُ وَالْفَرْجُ، فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذا هَمَّ بِالنَّظَرَ فَتَحَ الرَّجُلُ عَيْنَيهِ وَإِذا هَمَّ بِالإِسْتِماعِ حَرَّكَ أُذُنَيْهِ وَفَتَحَ مَسامِعَهُ فَسَمِعَ، وَإِذا هَمَّ الْقَلْبُ بِالشَّمِّ اسْتَنْشَقَ بِأَنْفِهِ فَأَدَّى تِلْكَ الرَّائِحَةَ إِلَى الْقَلْبِ، وَإِذا هَمَّ بِالنُّطْقِ تَكَلَّمَ بِاللّسانِ، وَإِذا هَمَّ بِالْحَرَكَةِ سَعَتِ الرِّجْلانِ، وَإِذا هَمَّ بِالشَّهْوَةِ تَحَرَّكَ الذَّكَرُ، فَهذِهِ كُلُّها مُؤَدِّيَةٌ عَنِ الْقَلْبِ بِالتَّحْريكِ، وَكَذلِكَ يَنْبَغى لِلْإِمامِ أَنْ يُطاعَ لِلْأَمْرِ مِنْهُ «7».

محمّد بن سنان از بعض اصحاب از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه حضرت به مردى فرمود: جايگاه قلب از جسد همانند جايگاه امام واجب الاطاعة در بين مردم است، نمى بينى كه تمام جوارح جسد عاملان و كارمندان قلب و مترجم و ادا كننده عمل از طرف اويند؟

دو گوش و دو چشم و بينى و دهان و دو دست و دو پا و عضو شهوت همه كارگزاران قلبند.

هنگامى كه قلب اراده ديدن كند، انسان دو چشمش را براى ديدن باز مى كند و هرگاه اراده شنيدن كند دو گوش براى شنيدن باز مى شود و وقتى بخواهد ببويد با بينى مى بويد و بينى است كه آن بو را به قلب مى رساند و زمانى كه بخواهد بگويد با زبان مى گويد و وقتى بخواهد حركت كند با پا حركت مى نمايد و وقتى نيّت شهوت كند عضو شهوت را وادار به شهوت رانى مى كند، اين اعضاء و جوارح هستند كه به تحريك قلب، به فعاليّت آمده و هرچه او بخواهد برايش انجام مى دهند، سزاوار است كه امام به خاطر جايگاهى كه از امر دارد بدين گونه اطاعت شود.

عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام، عَنْ حكيمٍ أَنَّهُ قالَ: قَلْبُ الْكافِرِ أَقْسى مِنَ الْحَجَرِ «8».

امام صادق عليه السلام از حكيمى نقل مى كند كه گفت: قلب كافر سخت تر از سنگ است.

عَنْ عَلِىِّ بنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَخيهِ، عَنْ أَبيهِ عليهم السلام قالَ: أَوْحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى مُوسى عليه السلام! يا مُوسى ! لا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمالِ، وَلا تَدَعْ ذِكْرى عَلى كُلِّ حالٍ، فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمالِ تُنْسى الذُّنُوبَ، وَأَنَّ تَرْكَ ذِكْرى يُقْسِى الْقُلُوبَ «9».

على بن جعفر از برادرش از پدر گراميش حضرت صادق عليهم السلام نقل مى كند:

خداوند به موسى وحى كرد: به زيادى مال خوشحال مشو، ياد مرا در هيچ حالى از دست مده، كثرت مال گناهان را از ياد مى برد و ترك ياد من دل ها را سخت و قسى مى نمايد.

قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله: ناجى داوُدُ رَبَّهُ فَقالَ: إِلهى! لِكُلِّ مَلِكٍ خَزانَةٌ فَأَيْنَ خَزَانَتُكَ؟

قالَ جَلَّ جَلالُه: لى خَزانَةٌ أَعْظَمُ مِنَ الْعَرْشِ، وَأَوْسَعُ مِنَ الْكُرْسِىِّ، وَأَطْيَبُ مِنَ الْجَنَّةِ وَأَزْيَنُ مِنَ الْمَلَكُوتِ: أَرْضُهَا الْمَعْرِفَةُ، وَسَماءُهَا الإيمانُ، وَشَمْسُهَا الشَّوْقُ، وَقَمَرُهَا الْمَحَبَّةُ، وَنُجُومُها الْخَواطِرُ، وَسَحابُها الْعَقْلُ، وَمَطَرُها الرَّحْمَةُ، وَأَثْمارُهَا الطَّاعَةُ، وَثَمَرُهَا الْحِكْمَةُ، وَلَها أَرْبَعَةُ أَبْوابٍ: العِلْمُ وَالْحِلْمُ وَالصَّبْرُ وَالرِّضا، أَلا وَهِىَ الْقَلْبُ «10».

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: داوود با خداوند مناجات كرد و عرضه داشت:

خداوندا! براى هر پادشاهى خزينه اى است، خزينه تو كجاست؟

خطاب رسيد: براى من خزينه اى است از عرش بزرگ تر، از كرسى وسيع تر، از بهشت خوشبوتر، از ملكوت زيباتر، زمينش معرفت، آسمانش ايمان، خورشيدش شوق، ماهش محبّت، ستارگانش خاطره هاى روشن، ابرش عقل، بارانش رحمت، ميوه هايش اطاعت، نتيجه اش حكمت و داراى چهار در است: علم و حلم و صبر و رضا، بدان كه آن خزينه، قلب است.

فيض، آن عارف عالى مقام گويد:

غم خانه دلى باشد كان بى خبر است از تو

 

چون جاى تو باشد دل غم خانه چرا باشد

بيگانه كسى باشد كو با تو نباشد يار

 

آن كس كه تواش يارى بيگانه چرا باشد

     

ديوانه كسى بوده است كو عشق نفهميده است

 

آن كس كه بود عاشق ديوانه چرا باشد

فرزانه كسى باشد كو معرفتى دارد

 

آنكو نبود عارف فرزانه چرا باشد

نورت چو به دل تابد راهى به تو دل يابد

 

شمع رخ حوران را پروانه چرا باشد

رو سوره يوسف خوان تا بشنوى از قرآن

 

حق است حديث عشق افسانه چرا باشد

«فيض» است زحق خرّم هرگز نخورد او غم

 

چون يافت عمارت دل ويرانه چرا باشد

     

 

 

حفظ قلب از خطرات

انسان بايد بنا به فرموده قرآن دنيا را خانه تجارت دانسته و خود را تاجر به حساب آورده و مشترى خويش را فقط خدا بداند و جنس مورد معامله را جز قلب سالم نداند.

در آثار گران بهاى اسلامى آمده كه هيچ چيز به ارزش قلب سالم نيست و در آخرت، تنها چيزى كه خداوند بزرگ خريدار آن است، قلب سليم است.

[يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ] «11».

روزى كه هيچ مال و اولادى سود نمى دهد،* مگر كسى كه دلى سالم [از رذايل وخبايث ] به پيشگاه خدا بياورد.

از اين آيه شريفه نكات بسيار مهمّى مى توان استفاده كرد، از جمله اين كه قلب مركز نيّت است و اين نيّت قلبى است كه به عبادات اتّصال پيدا مى كند و براى تمام اعمال عبادى انسان به منزله روح براى جسم است و مى دانيد كه قرآن و روايات ملاك قبولى و ردّ اعمال را نيّت قلب مى داند، اگر انسان عبادت را فقط به خاطر خدا انجام دهد، زمينه قبولى عبادت صددرصد است و اگر براى جلب خشنودى ديگران به اجراى مراسم عبادى روى آورد، قبولى عبادت از محالات است.

از اين كه مى گويد: در قيامت، خريدار قلب سليم هستم به اين نتيجه مى رسيم كه قبولى تمام عبادات در گرو نيّت صحيح قلب است. اگر قلب از نظر نيّت داراى سلامت باشد، قابل خريد خداست و چون قلب خريده شود، در حقيقت همه اعمال خريده شده و اگر قلب از رحمت حق ممنوع گردد، در حقيقت همه اعمال عبادى و زحمات عمرانه انسان به هدر رفته و انسان جايگاهى جز جهنم و نصيبى جز عذاب دردناك الهى نخواهد داشت.

در مسئله نيّت و خلوص و ريا در باب چهارم كتاب پر ارزش «مصباح الشريعة» حديث بسيار مهمى از امام صادق عليه السلام نقل شده، چنانچه خداوند مهربان توفيق عنايت كند شرح مفصل آن بيان خواهد شد.

كوشش براى حفظ سلامت قلب، يا اقدام براى معالجه امراض دل، از بهترين عبادات و پُرثواب ترين برنامه هاست.

انسان خداخواه، موظّف است علل خوشبختى و بدبختى قلب را بشناسد و تا سرحد امكان به دور كردن علل بدبختى و فساد قلب و جلب عوامل سعادت و خوشبختى دل بكوشد.

به طور يقين سعادت همه جانبه انسان، در پرتو صلاح قلب و بدبختى و بيچارگى او در گرو مرض يا امراض قلبى است.

 

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- الخصال: 1/ 31، صلاح العبد...، حديث 109؛ مشكاة الأنوار: 255، الفصل الثالث فى ذكر القلب؛ بحار الأنوار: 67/ 50، باب 44، حديث 4.

(2)- الخصال: 1/ 31، حديث 110؛ بحار الأنوار: 67/ 50، باب 44، حديث 6.

(3)- الأمالى، شيخ صدوق: 487، المجلس الرابع والسبعون، حديث 1؛ بحار الأنوار: 67/ 51، باب 44، حديث 7.

(4)- الأمالى، شيخ طوسى: 146، المجلس الخامس، حديث 240؛ بحار الأنوار: 67/ 51، باب 44، حديث 8.

(5)- الكافى: 2/ 423، باب فى ظلمة قلب المنافق، حديث 3؛ بحار الأنوار: 67/ 51، باب 44، حديث 9. (6)- الخصال: 1/ 242، حديث 69؛ بحار الأنوار: 67/ 52، باب 44، حديث 11.

(7)- علل الشرايع: 1/ 109، باب علة الطبائع والشهوات، حديث 8؛ بحار الأنوار: 58/ 249، باب 46، حديث 2.

(8)- الأمالى، شيخ صدوق: 244، المجلس الثالث والاربعون، حديث 1؛ بحار الأنوار: 67/ 53، باب 44، حديث 15.

(9)- الكافى: 2/ 497، باب ما يجب من ذكر اللّه...، حديث 7؛ بحار الأنوار: 67/ 55، باب 44، حديث 23. (10)- عوالى اللآلى: 1/ 249، الفصل العاشر، حديث 6؛ بحار الأنوار: 67/ 59، باب 44، حديث 37.

(11)- شعراء (26): 88- 89.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  1501
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    40 راهکار اُنس کودکان با حضرت ولیّ عصر (عج)
    براى سلامتى امام زمان (ع) دعا کنیم
    رفاقت با امام زمان(عج)
    بهترین الگوی جوانان
    سیمای حضرت علی اکبر (ع)
    فضيلت و اعمال ماه شعبان المعظم
    آیه وفا
    خاطره خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع)
    اخلاق و رفتار و صفات امام زين العابدين (ع) در آثار استاد ...
    پاداش مضاعف حضرت عبّاس (ع)  از سوی اهل‌بیت

بیشترین بازدید این مجموعه

      آفات خودرای بودن
      رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال
      آیه وفا
      جوانان و محبت اهل بیت (ع)
      چیزهایی که روزی را زیاد می کنند
      حضور امام حسین(ع) بر بالین شیعیان هنگام مرگ و عالم برزخ
      حقش را هرگز نمی توانی ادا کنی!!
      بزرگترین واجب!
      دعا و مناجات با خدا، برتر از تلاوت قرآن
      فلسفه ابتلاء به امتحانات الهی (1)  

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز