فارسی
شنبه 10 اسفند 1398 - السبت 5 رجب 1441
  1599
  0
  0

حكايت ميرغضب و نان و نمك مجرم‏

 

حكايت كرده اند كه سلطانى بر فردى غضب كرد و به ميرغضب خود دستور داد سر او را قطع كند. ميرغضب مجرم را بيرون آورد و به او گفت: آماده شو، مى خواهم سر از بدنت جدا كنم! مجرم گفت: ميرغضب، معمولًا كسانى كه مى خواهند كشته شوند چند تقاضا مى كنند. من يك تقاضا بيشتر ندارم؛ نه مى خواهم زن و بچه ام را ببينم، نه اجازه

خواندن دو ركعت نماز مى خواهم، و نه مى خواهم كسى را پيدا كنم تا شفاعت مرا بكند، بلكه گرسنه ام و دلم نمى خواهد در حال گرسنگى كشته شوم. اگر ممكن است مقدارى غذا براى من بياور، ولى غذايى كه مرا سير كند!

مير غضب گفت: من پول ندارم و غذاى حاضر هم نداريم.

مغضوب گفت: من خودم پول دارم. و بعد مقدارى پول به او داد.

ميرغضب پول را گرفت و غذاى خوشمزه اى آماده كرد و آورد. مغضوب شروع به خوردن كرد و در همان حال مى گفت: به به! دستت درد نكند! ممنونم! عالى است! يك لقمه هم تو بخور!

ميرغضب گفت: گرسنه نيستم.

مغضوب گفت: خيلى بد است كه انسان مشغول خوردن غذاى خوشمزه اى باشد و كسى نگاهش كند و چيزى نخورَد. من طبعم قبول نمى كند. از اين رو، ميرغضب هم مشغول خوردن غذا شد. بعد كه غذا تمام شد، گفت: آماده اى گردنت را بزنم؟ مغضوب گفت: آيا مردانگى است كه نمك مرا بخورى و گردن مرا بزنى؟

ميرغضب رو به او كرد و گفت: اى مجرم، ماهرانه مچ مرا گرفتى!

از قضا، ميرغضب از آن دسته آدم هايى بود كه روح مردانگى دارند. لذا، دستش را روى چشمانش گذاشت و سرش را برگرداند و به مجرم گفت: برو! تو آزادى! هر چند خودم گرفتار شوم.


منبع : پایگاه عرفان
  1599
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
    خدا و گنه‏كاران پشيمان‏
    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
    داستان جريح و مادر او
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    حکایت غضب و شهوت‏
    شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
    داستان قارون و ثروتش
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      تواضع امیرالمومنین (ع)
      حديثى در صله رحم بگو
      حكايت ابراهيم ادهم‏
      رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
      وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد
      داستان جريح و مادر او
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستانى عجيب از صبر براى خدا
      خدا و گنه‏كاران پشيمان‏
      حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز