فارسی
سه شنبه 28 خرداد 1398 - الثلاثاء 14 شوال 1440
  458
  0
  0

وهب بن وهب

طریحى در کتاب با ارزش منتخب از این جوان کم نظیر و عارف بى بدیل یاد کرده است و محدث قمى در نفس المهموم از روضه الواعظین فتّال نیشابورى و امالى حضرت صدوق نقل مى کند که : وهب بن وهب مردى نصرانى بود و در مسیر راه با کاروان نور برخورد کرده و خود و مادر و همسرش به دست حضرت حسین (علیه السلام)به شرف اسلام مشرف شدند و به کاروان نور پیوستند و دل از هرچه بود جز حضرت حسین (علیه السلام) گسستند .روز عاشورا براى رفتن به میدان کارزار و جهاد فى سبیل اللّه از معشوق طلب رخصت کرد ، و چون از شب زفافش با همسرش بیش از هفده روز نگذشته بود مفارقت او بر همسرش گران آمد .زن در آن وضعیت شگفت ، به شوى خود گفت : اى وهب ! براى من روشن است که چون تو در رکاب حضرت حسین (علیه السلام) به شهادت رسى در بهشت عنبر سرشت جاى گیرى ، و با حور بهشت هم آغوش شوى ، واجب و فرض است که در محضر حضرت حسین (علیه السلام) با من عهد استوار و پیمان پایدار بندى که فرداى قیامت جداى از من در بهشت اقامت ننمایى .پس هر دو به محضر حضرت حسین (علیه السلام)رسیدند زن به امام ملکوتیان و هادى خاکیان عرضه داشت : مرا از حضرت تو دو خواسته است : نخست این که این جوان برومند و شوى نیکو صورت و زیبا سیرت به زودى شهید مى شود ، و مرا در این معرکه هیچ فریادرسى نیست بنابر این مرا به اهل بیت خویش سپار تا هم چون یکى از خودشان از من محافظت نمایند . و دیگر این که : امروز وهب شما را گواه گیرد که فرداى قیامت مرا فراموش نکند .امام از شنیدن این سخنان به شدت گریست و هر دو درخواست او را اجابت فرمود و خاطر آن زن با معرفت و وفادار را مطمئن ساخت .وهب براى دفاع از دین به میدان شتافت . در گرماگرم کارزار دو دستش از بدن جدا شد . همسر مهربان و گران قدرش عمود خیمه را بر گرفت و به رزمگاه آمد و فریاد زد : اى وهب ! پدر و مادرم فدایت باد ، چندان که در توان دارى و قدرت و نیرویت اجازه مى دهد به رزم و جهاد ادامه ده ، و دشمن را از حریم رسول خدا دور کن .وهب گفت : همسر با وفایم ! چه شده که مرا به جنگ ترغیب مى کنى و به جهاد تشویق مى نمایى ؟زن گفت : من خود وقتى صداى

 وَاغُرْبَتَاه وَاقِلَّهَ نَاصِراه وَوَاوَحْدَتاه هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنّا .را از حسین شنیدم دل از حیات شستم و به زندگى دنیا پشت پا زدم و با خود گفتم : زندگى پس از اهل بیت به چه کار آید ؟ اکنون عزم جزم کرده ام تا با این نابکاران بجنگم و جان بر سر این کار دربازم !وهب گفت : اى زن ! به خیمه ها باز گرد که تو را جهاد بر عهده نیست .همسر شیر دلش گفت : من روى از جهاد نتابم تا همراه تو به خون درغلطم و جان ناقابل فداى حسین (علیه السلام)کنم .وهب چون دست در بدن نداشت که او را باز دارد ، با دندان جامه همسر برگرفت و از حمله به دشمن باز داشت .زن خود را از دست وهب رهانید . وهب فریاد برداشت و از حضرت حسین (علیه السلام)براى بازگرداندن همسرش یارى خواست .امام به میدان آمد و فرمود : خدایتان پاداش خیر دهد ، شما را از سوى اهل بیت من جزاى نیکو باد . اى زن ! به سراپرده زنان بازگرد ; زیرا مقاتلت بر زنان روا نیست .

زن گفت : مولاى من ! بگذار تا بجنگم چون کشته شدن بر من آسانتر از اسارت به دست بنى امیه است .حضرت فرمود : برگرد تو با زنان ما به یک حال خواهى زیست و نهایتاً او را به زبان نصیحت و موعظت بازگردانید .از طرف دیگر دشمن به وهب حمله کرد و او را دستگیر نمود و نزد عمر سعد گسیل داشت . عمر سعد گفت : ما اشد صولتک ! حمله ات در این میدان رزم چه سخت و دشوار بود ! و آنگاه فرمان داد تا سر از بدن وهب جدا کردند و آن سر را به سوى سپاه حسین پرتاب کرد . مادر وهب سر بریده دل بندش را گرفت و بوسید و گفت :« اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی بَیَّضَ وَجْهی بِشَهَادَتِکَ بَیْنَ یَدَی اَبی عَبْدِاللّه » .خدا را سپاس که به سبب شهادتت در پیش روى حسین مرا آبرومند ساخت .سپس روى به دشمن کرد و گفت : اى امت نکوهیده ، و جمعیت عارى از شرف ! و اى مردمان ناخلف ! گواهى مى دهم که نصارى در کلیسا و یهود در کنیسه بر شما شرف و برترى دارند .و سپس از روى خشم سر بریده را به سوى سپاه عمر سعد پرتاب کرد ، و آنگاه عمود خیمه را برگرفت و به میدان تاخت و دو نفر از نفرات دشمن را به خاک هلاک انداخت .حضرت حسین (علیه السلام) به میدان رفت و او را بازگردانید و گفت : بر جاى بنشین که جهاد بر زنان روا نیست تو و فرزندت وهب با جدّ من پیامبر در بهشت جاى دارید .آن مادر نیکو سیرت به فرمان امام بازگشت و گفت :اِلَهی لاَ تَقْطَعْ رَجَائی .خدایا ! امیدم را به رحمت و عنایاتت و به لطف و کراماتت ناامید مکن .امام به او فرمود : خدا هرگز امید تو را قطع نخواهد کرد .

 

 

  458
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      مقدمه ناشر
      پیشگفتار
      حادثه اى بى مانند
      آسمانیان بى نظیر
      زمینیان بى بدیل
      مکاشفه حضرت حسین (علیه السلام)
      دیدگاه امیرالمومنین
      چهره اى برجسته از گروه حسینیان
      بى نهایت بزرگ ، بى نهایت کوچک
      شهیدان منحصر

بیشترین بازدید این مجموعه

      فهرست ها
      هفهاف بن مهند راسبى
      حبیب بن مظاهر اسدى
      وهب بن وهب
      عابس بن شبیب شاکرى
      خیر و شر
      از خدا جوییم توفیق ادب
      استقامت در راه هدف
      شهیدان منحصر
      چهره اى برجسته از گروه حسینیان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز