فارسی
شنبه 03 فروردين 1398 - السبت 16 رجب 1440
  919
  0
  0

حقیقت ایمان و جلوه‌‌های آن

ایمان به خدا ارزشمند ترین رابطۀ بین انسان و پروردگارش را نمایش می دهد؛ زیرا انسان اشرف موجودات روی زمین می باشد و شریفترین جزء انسان قلب اوست و ایمان به خدا شریفترین چیزی است که در قلب وجود دارد. به همین جهت بزرگترین و ارزشمند ترین نعمتهای پروردگار به طور مطلق، دسترسی به سرچشمه ی ایمان است. خداوند می فرماید.  
● جلوه های ایمان
ایمان به خدا ارزشمند ترین رابطه ی بین انسان و پروردگارش را نمایش می دهد؛ زیرا انسان اشرف موجودات روی زمین می باشد و شریفترین جزء انسان قلب اوست و ایمان به خدا شریفترین چیزی است که در قلب وجود دارد. به همین جهت بزرگترین و ارزشمند ترین نعمتهای پروردگار به طور مطلق، دسترسی به سرچشمه ی ایمان است. خداوند می فرماید.
«یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ» (حجرات:۱۷).
"آنان بر تو منت می گذارند که اسلام آورده اند! بگو: با اسلام خود بر من منت مگذارید، بلکه خدا بر شما منت می گذارد که شما را به سوی ایمان آوردن رهنمود کرده است".
«وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً» (حجرات:۷-۸).
"اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است فقط آنان راهیابند و بس. این لطف و نعمتی از سوی خداست".
ایمان، تنها اعتقاد قلبی و نطق لفظی نمی باشد؛ بلکه عقیده ای است که قلب را نورانی و آثارش را در او نمایان می سازد همانطور که خورشید اشعه اش و گل، بوی خوش و مطبوعش را می پراکند. از ثمرات ایمان یکی این استکه انسان خدا و رسول بزرگوارش را از هر چیز دیگری بیشتر دوست بدارد و آثار این محبت را با افعال و اعمال و گفته های خود نشان دهد. اگر دوستی چیزی را بر محبت خدا و رسولش ترجیح داد، چنین ایمان و عقیده ای متزلزل، ناپایدار و ناقص می باشد.
«قُلْ إِنْ کَانَ آَبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» (توبه:۲۴).
"بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله ی شما و اموالی که فراچنگش آورده اید و بازرگانی و تجارتی که از بی بازاری و بی رونقی آن می ترسید و منازلی که مورد علاقه ی شما است اینها در نظر تان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند کار خود را می کند. خداوند افراد نافرمانبردار را هدایت نمی نماید".
اگر انسان زندگی و تمام زیر مجموعه هایش چون: پدران، فرزندان، برادران، همسران، قبیله، داراییها، تجارت و بازرگانی و مسکن و... را بیشتر از خدا و رسولش دوست داشته باشد؛ باید در انتظار مجازات و عقاب خداوندی لحظه شماری کند و بدین وسیله موجبات غفلت از خدا را برای خود فراهم نماید.
ایمان کامل تنها در صورت محبت حقیقی به خدا و رسول و برنامه و دینی که به او وحی کرده، تحقق می پذیرد. در حدیث صحیح آمده است: ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَجَدَ حَلَاوَةَ الْإِیمَانِ:
۱) أَنْ یَکُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا.
2) وَأَنْ یُحِبَّ الْمَرْءَ لَا یُحِبُّهُ إِلَّا لِلَّهِ.
۳) وَأَنْ یَکْرَهَ أَنْ یَعُودَ فِی الْکُفْرِ کَمَا یَکْرَهُ أَنْ یُقْذَفَ فِی النَّارِ.
سه چیز در هر کس یافت شود شیرینی ایمان راچشیده است:
۱) خدا و رسولش را بیشتر از هر چیز دیگری دوست بدارد.
۲) انسان را تنها به خاطر خدا دوست داشته باشد.
۳) از بازگشت به کفر متنفر باشد همانطور که از افتادن در میان شعله ی آتش متنفر است.
پیامبر فرمود: لا یؤمنُ احدکم حتی أکون احب الیه من والده و ولده و نفسه التی بین جنیه و الناس اجمعین. کسی از شما ایمانش کامل نمی باشد مگر اینکه از پدر و مادر، فرزند، نفس خود و تمام مردم، مرا بیشتر دوست بدارد. حضرت عمر (رض) نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) آمد و گفت: ای رسول خدا من ترا از هر چیزی جز، خودم بیشتر دوست دارم. پیامبر فرمود: نه ای عمر. باید بیشتر از خودت مرا دوست داشته باشی. عمر (رض) گفت: سوگند به آن کسی که ترا به حق فرستاد، بیشتر از وجود خودم ترا دوست دارم. پیامبر (ص) فرمود: "الآن یا عمر"، یعنی ای عمر (رض) حالا ایمانت کامل شد.
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: "لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّی یَکُونَ هَوَاهُ تَبَعًا لِمَا جِئْتُ بِهِ" کسی از شما ایمان نیاورد، مگر اینکه میل و آرزوی خود را مطابق آنچه که من (از جانب خدا) آورده ام موافق سازد.

همانطور که ایمان در داشتن محبت متجلی می شود، در مسایلی چون جهاد و مبارزه جهت اعلای کلمه الله، بر افراشتن پرچم حق و پیکار برای دفع ظلم، ستم و فساد در زمین نیز، تجلی پیدا می کند. در بسیاری از آیات قرآن ایمان و جهاد در کنار هم آمده اند چون جهاد، روح و جلوه ی عملی ایمان است. خداوند می فرماید:
«نَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آَمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ» (حجرات:۱۵).
"مؤمنان (واقعی) تنها کسانی اندکه به خدا و پیغمبرش ایمان آورده اند سپس هرگز شک و تردید به خود راه نداده اند و با مال و جان خویش در راه خدا به تلاش ایستاده اند و به جهاد برخاسته اند. آنان درست و راستگویند".
«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآَنِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» (توبه:۱۱۱).
"بی گمان خداوند (کالای) جان و مال مؤمنان را به (بهای) بهشت خریدای می کند (آنان باید) در راه خدا بجنگند و بکشند و کشته شوند. این وعده ای است که خداوند آن را در تورات و انجیل و قرآن وعده ی راستین آن را داده است و چه کسی از خدا به عهد خود وفا کننده تر است؟ پس به معامله ای که کرده اید شاد باشید و این پیروزی بزرگ و رستگاری سترگی است". به راستی که این پیکار و مبارزه در صفا و صمیمیت مؤمنان صدر اسلام به خوبی نمایان شد تا اینکه مستحق ستایش خداوند قرار گرفتند.
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» (احزاب:۲۳). "در میان مؤمنان مردانی هستند که با خدا راست بوده اند در پیمانی که با او بسته اند. برخی پیمان خود را به سر برده اند و برخی نیز در انتظارند. آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند". تأثیر ایمان در اعمالی چون: تواضع، خشوع، فروتنی و خوف خدا، کاملاً آشکار و روشن می گردد. کسی که خدا را بشناسد و به عظمت، بزرگی، کمال و جبروت حق تعالی، و کوتاهی خود در قبال او پی ببرد، خوف و هراسش فزونی می یابد. «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر:۲۸).
"تنها بندگان دانا و دانشمند از خدا، ترس آمیخته با تعظیم دارند".
این است ویژگی و مشخصه ی حقیقت طلبانی که بر دین خدا محکم و استوار مانده اند.
«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَی بِاللَّهِ حَسِیبً» (احزاب:۳۹).
"کساین که رسالتهای خدا را (به مردم) می رسانند و از او می ترسند و از کسی جز خدا نمی ترسند و همین بس که خدا حسابگر باشد". هر چند خدا شناسی بیشتر شود، خوف و خشیت نیز افزون می گردد.
پیامبر (صلی الله علیه وسلم) می فرماید: انی لأعلمکم بالله و اخشاکم له) من از شما به خداوند عالمتر هستم و بیشتر از همه از او می ترسم. بزرگترین منبعی که ایمان را در وجود فرد نمایان می سازد، پایبندی به وحی آسمانی است چون وحی تنها منبعی است که با هوا و هوس و آفت شک و گمان آلوده نمی باشد.
توسل به وحی، یعنی ایجاد ارتباط مستقیم و بدون واسطه با خدای جهان. و این از بالا ترین و ارزشمند ترین نوع ایجاد رابطه با اوست. تمامی مؤمنان، این جهت گیری را برگزیده اند تا حقیقتی که با آن ایمان آورده اند با اباطیلی که ساخته عقل و فهم بشر است، اشتباه و آمیختگی پیدا نکند. (انما کان قول المؤمنین اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا و اطعنا و اولئک هم المفلحون و من یطع الله ورسوله و یخشی الله و یتقه فأولئک هم الفائزون) _(نور:۵۱-۵۲).
"مؤمنان هنگامی که به سوی خدا و رسولش فرا خوانده می شوند تا میان آنان داوری کنند سخنشان تنها این است که می گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و رستگاران واقعی ایشانند و هر کس از خدا و پیغمبرش پیروی کند و از خدا بترسد و از او بپرهیزد، این چنین کسانی به مقصود خود رسیدگانند".
«وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا» (احزاب:۳۶).
"هیچ مرد و زن مؤمنی، در کاری که خدا و پیغمبرش داوری کرده باشند اختیاری از خود در آن ندارند. هر کس هم از دستور خدا و پیامبرش سر پیچی کند، گرفتار گمراهی آشکاری می گردد". «فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا» (نساء:۶۵).
"اما، نه!... به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن به شمار نمی آیند تا تو را در اختلافات و در گیریها خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم (قضاوت تو) باشند".
ایمان، روابط و پیوند های متفاوتی به وجود می آورد. بین خداوند و مؤمنان رابطه ای بر پایه ی محبت و دوستی وبین مؤمنان با یکدیگر، پیوندی بر اساس شفقت و دلسوزی ایجاد می کند و با دشمنان خدا و کسانی که با حق می جنگند این پیوند با خشونت و سختگیری توأم می باشد.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (مائده:۵۴).
"ای مؤمنان! هر کس از شما از آیین خود باز گردد خداوند جمعیتی را خواهد آورد که خداوند دوستشان می دارد و آنان هم خدا را دوست می دارند. نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند. در راه خدا جهاد می کنند و به تلاش می ایستند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای هراسی به خود راه نمی دهند این هم فضل خداست. خداوند آن را به هر کس بخواهد عطا می کند و خداوند دارای فضل فراوان و آگاه است". و این صفات در وجود رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) و یاران و شاگردانش تجلی پیدا کرد.
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا» (فتح:۲۹).
"محمد فرستاده ی خدا است و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سر سخت و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند. ایشان را در حال رکوع و سجود می بینی. آنان همواره فضل خدای را می جویند و رضای او را می طلبند. نشانه ی ایشان بر اثر سجده در پیشانیهایشان نمایان است. این، توصیف آنان در تورات است و اما توصیف ایشان در انجیل چنین است که همانند کشتزار هستند که جوانه های خود را بیرون زده و آنها را نیرو داده و سخت نمرده و بر ساقه های خوش راست ایستاده باشد، به گونه ای که برزگران را به شگفت می آورد. تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی وعده می دهد".
اعمال نیکویی که موجب تزکیه نفس، پاکی قلب ها و رونق زندگی گردد، جزئی از ثمرات ایمان به خداست. به همین خاطر در آیات قرآن، ایمان و عمل صالح در کنار هم آمده؛ زیرا ایمان بدون عمل مانند درخت بدون ثمر است و نبودش بهتر از بودن می باشد و عمل بدون ایمان، نفاق و ریاکاری است و این دو از بد ترین و پلید ترین آفتهایی است که دچار انسان می شود.
وَالْعَصْرِ (۱) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ (۲) إِلَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (۳) "سوگند به زمان، انسانها همه زیانمندند مگر کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته و بایسته می کنند و همدیگر را به تمسک به حق سفارش و به شکیبای توصیه می نمایند".
ایمان، با توصیفی که از پپیش گذشت، ایمانی است قرآنی که خداوند آن را توصیه فرمود و خواستار آن است که بندگانش، خود را بدان متصف گردانند.
چنین ایمانی اگر تحقق یابد، به نیروی سازنده و کار آمد در زندگی تبدیل می شود و همه چیز را دگرگون می نماید. ضعف را به نیرو، شکست را به پیروزی، ناامیدی را به امیدواری و خیالبافی را به عمل و کوش تغییر می دهد. (انا لننصُرُ رُسُلَنا والذین آمنوا فی الحیاة الدُنیا و یوم یقوم الاشهاد) _(غافر:۵۱)
"ما قطعاً پیغمبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم و دستگیری می کنیم". (و کان حقاً علینا نصرُ المؤمنین) _(روم:۴۷).
"همواره یاری مؤمنان بر ما واجب بوده است".
● پیامد های ایمان
چنانچه انسان از طریق عقل و شناخت قلبی، خدا را بشناسد این شناخت به ثمر می نشیند و آثار مفید و پر برکتی در قلبش به جا می گذارد و او را به سمت نیکی حق، ترقی، تکامل و زیبایی فرا می خواند.
بعضی از پیامد های ایمان مختصراً به شرح ذیل می باشد:
الف) نفس را از قید و بند و سلطه ی دیگران آزاد می کند. به این معنی که ایمان یعنی: اقرار و اعتراف به اینکه تنها خداوند زنده کننده ی مردگان، پایین آورنده یا بالا برنده مقام بندگان و سود و زیان رساننده ی حقیقی می باشد وبس.
(قُلْ لا أَملِکُ لِنفسی نفعاً ولا ضرّاً الا ما شاءَ اللهُ ولو کنتُ اَعلمُ الغیبِ لا ستکثرتُ من الخیر و ما مسَّنیی السوءُ اِنْ اَنا الا نذیرُ و بشیرُ لِقومٍ یؤمِنون)_ (اعراف:۱۸۸).
"بگو من مالک سود و زیانی برای خود نیستم مگر آن مقداری که خدا بخواهد و اگر غیب می دانستم منافع فراوانی نصیب خود می کردم و اصلاً شر و بلا به من نمی رسید. من کسی جز بیم دهنده و مژده دهنده ی مؤمنان نمی باشم".
آنچه که مانع حرکت و پیشرفت بشریت شده و او را از ترقی و تکامل باز داشته است تسلیم در برابر استبداد، خواه استبداد سیاسی حاکمان، خواه استبداد روحانیون مذهبی و کلیسایی می باشد. اسلام این نوع اسارت و بندگی را الغا نمود و انسان را از سیطره و تسلط دیکتاتور ها و زور گویانی که در طی قرنهای گذشته، بشریت را به بند کشیده بودند، نجات داد.

ب) ایمان، به انسان روحیه ی شجاعت، شهامت، فداکاری، شهادت در راه خدا و ناچیز شمردن مرگ، می بخشد.
ایمان به انسان گوشزد می کند که بخشنده ی عمر خداست و فداکاری و شجاعت چیزی را از عمر او نمی کاهد و تنبلی و تن پروری هم چیزی به عمرش نمی افزاید. چه بسیار انسانهایی که بر رختخواب نرم مرده اند و چه بسیار افرادی که در میان جنگها و نبردهای سخت و هولناک فرو رفته و جان سالم به در برده اند.
(ماکان لِنفسٍ اَنْ تموتَ إلاّ باذنِ اللهِ کتاباً مؤَجلاً)_ (آل عمران:۱۴۵).
"و هیچ کس را نسزد که بمیرد مگر به فرمان خداوند وقت آن را دقیقاً در مدت مشخص و محدودی ثبت و ضبط کرده است".
(و طائفة قد اهمتهم انفسهم یظنون بالله غیر الحق ظن الجاهلیة یقولون هل لنا من الأمر مِنْ شیءٍ قُلْ انَّ الامرَ کُلَّهُ لله. یخفونَ فی أنفُسِهم مالا یبدون لک. یقولون لو کان لنا من الامر شیء ما قُتِلْنا هاهُنا. قُلْ لو کنتم فی بیوتِکم لبرز الذین کُتِبَ علیهم القتلُ الی مضاجعهم و لیبتلی الله ما فی صُدرِکم و لیمحص ما فی قلوبکم واللهُ علیمٌ بذاتِ الصدور) _(آل عمران:۱۵۴).
"و گروهی دیگر که تنها در بند خود بودند و در باره ی خدا پندار های نادرستی چون پندارهای زمان جاهلیت داشتند و می گفتند: آیا چیزی از کار (پیروزی و نصرت که به پیامبر ما وعده داده بود نصیب ما می شود؟ بگو: همه کارها در دست خداست. در دل خود چیزهای را پنهان می دارند که برای تو آشکار نمی سازند.
می گویند: اگر کار به دست ما بود در اینجا کشته نمی شدیم. بگو: اگر در خانه های خود هم بودید آنان که کشته شدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود می آمدند و تا خداوند آنچه را که در سینه ها دارید بیازماید و تا آنچه را که در دلها دارید خالص و سره گرداند و خداوند بدانچه در سینه ها است آگاه است".
(اینما تکونوا یدرککُم الموتُ و لو کنتم فی بُروُجٍ مُشَیدةٍ)_ (نساء:۷۸).
"هر کجا باشید مرگ شما را در می یابد، اگر چه در برجهای محکم و استوار جایگزین باشید".
ج) از مقتضیات ایمان، اعتقاد به رزاقیت حق تعالی است.
روزی دهنده ای که تحت تأثیر هیچ انسان حریص و ناخشنودی قرار نگرفته و هیچ کس او را از کارش منصرف نمی کند.
(وما مِنْ دابةٍ فی الارض الا علی الله رزقُها و یعلم مستقرها و مستودعها کلُّ فی کتاب مُبین) _(هود:۶).
"هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی آن، بر عهده ی خدا است و محل زیست و دفن او را می داند همه یاینها در کتاب روشنی است".
(وکأین من دابةٍ لا تحملُ رزقها الله یرزُقُها و ایاکم وهو السمیعُ العلیم). (عنکبوت:۶۰)
"چه بسیار جنبندگانی که نمی توانند روزی خود را بر دارند خدا روزی رسان آنها و شماست و خدا بسی شنوا و آگاه است".
(الله بسیطُ الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر لهُ انّ اللهَ بکل شیءٍ علیم) _(عنکبوت:۶۲).
"خداوند روزی هر کس از بندگانش را بخواهد فراوان و گسترده می کند و یا کم و تنگ می گرداند خدا آگاه از هر چیز است".
اگر این عقیده ی پاکیزه و ایمان خالص، بر نفس چیرگی پیدا کند، انسان از دست رذایل اخلاقی یچون: بخیلی، حسادت، حرص، طمع و شهوت طلبی نجات می یابد و با صفات و فضایلی چون: بخشش، سخاوت، جوانمردی، فداکاری، عفت و پاکدامنی مزین می شود و در نتیجه به انسانی خیر خواه، سودمند و بی زیان تبدیل می گردد.
د) اطمینان قلبی و آرامش روحی محصول ایمان به خداست.
(الذین آمنوا و تطمَئِنُّ قلوبُهم بذکر الله الا بذکر الله تطمَئنُّ القُلُوب)_ (رعد:۲۸)
"آن کسانی که ایمان می آورند و دلهایشان با یاد خدا سکون و آرامش پیدا می کند.
هان دلها با یاد خدا آرام می گیرند".
(هو الذی أنزل السیکنة فی قلوب المؤمنین لیزداد وا ایماناً مع ایمانهم) _(فتح:۴).
"خدا است که به دلهای مؤمنان آرامش و اطمینان خاطر داده است. تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند".
اگر دل و روح، سکون و آرامش پیدا کنند؛ انسان خنکی آسایش را در خود احساس و لذت و شیرینی ایمان و یقین را با جان خود مزمزه می کند. با شجاعت و شهامت تمام در مقابل سختیها و مشکلات طاقت فرسا، مقاومت و ایستادگی می نماید. دست قدرت خدا را بر سر خود می بیند و می داند که خدا قادر است هر نوع مشکل و گره سخت و پیچیده ای را بگشاید. بنابر این بی تابی نکرده و به هیچ وجه یأس و ناامیدی به خود راه نمی دهد.

(الله ولی الذین آمنوا یخرِجُهُمْ من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیاءهُم الطاغوتُ یخْرِجُونهم من النور الی الظلمات اولئکَ اصحابُ النار هم فیها خالدون) _(بقره:۲۵۷).
"خداوند متولی و عهده دار (امور) کسانی است که ایمان آورده اند ایشان را از تاریکیها به سوی نور بیرون می آورد و کسانی که کفر ورزیده اند طاغوت سر پرست ایشان است. آنان را از نور بیرون آورده به سوی تاریکیها می کشانند. اینان اهل آتش اند و در آنجا جاویدانه می مانند".
هـ) ایمان، نیروی معنویت را در انسان تقویت نموده و از او انسانی ایده آل و آرمانی می سازد و او را به خداوند که منبع و مصدر خیر، نیکی و کمال مطلق است، پیوند می دهد.
بدین ترتیب انسان خود را از دام شهوات نفسانی و مادیات و لذتهای زودگذر دنیایی می رهاند و سعادت و خوشبختی را در عفت، پاکدامنی، شرف و بر پایی جامعه ی سالم و انسانی می داند و خود را متوجه کار هایی می کند که به خیر و صلاح خود، جامعه و مردمانش باشد.
این همان راز اصلی نزدیکی و همراهی عمل صالح و تمام فروعاتش با ایمان است. چون ایمان، منبع و مصدر کار شایسته و جزئیات آن می باشد.
(ان الذین آمنوا و عَمِلُوا الصالحات یهدیهم ربُّهُمْ بِایمانِهم) (یونس:۹).
"بی گمان کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته می کنند، پروردگار شان آنان را به سبب ایمانشان رهنمود می نماید."
(و ان الله لهاد الذین آمنوا الی صراطٍ مُسْتَقیم) _(حج:۵۴).
"قطعاً خداوند مؤمنان را به راه راست رهنمود می نماید."
(من یؤمنْ بالله یهد قلبه) _(تغابن:۱۱).
"هر کس به خدا ایمان داشته باشد خدا دل او را رهنمود و هدایت می کند."
اگر قلب هدایت پذیرد، کدام خیر و نیکی را از دست می دهد؟!
و) خداوند خواستار آن است که مؤمنان در همین دنیا و پیش از رسیدن به سرای آخرت، هر چه زود تر صاحب زندگی پاکیزه ای شوند و چنین زندگی ای زمانی تحقق می یابد که خداوند بنده ی مؤمنش را تحت سر پرستی، هدایت، توجه و عنایت خاص خود قرار داده و او را بر دشمنانش پیروز نماید و از خطر گمراهی ها و تنگناهای زندگی برهاند و علاوه بر اینها با ثروت و سرمایه ی مادی برای گذران زندگی راحت و رفاه دنیوی به او کمک نماید.
(مَنْ عَملِ صالحاً من ذکر او انثی وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحینَّهُ حیاةً طیبةً و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعلمون) _ (نحل:۹۷).
"هر کس چه زن چه مرد کار شایسته ای انجام دهد و مؤمن باشد بدو زندگی پاکیزه و خوشایندی می بخشیم و پاداش آنان را بر طبق بهترین کارهایشان خواهیم داد."
(وقیل للذین اتقوا ما ذا أنزل ربکُمْ قالوا خیراً للذین اَحْسَنُوا فی هذه الدنیا حسنة ولدارُ الآخرة خیر و لَنِعم دارُ المُتقین) _ (نحل:۳۰).
"هنگامی که به رهیز کاران گفته می شود: پروردگارتان چه چیز نازل کرده است؟ می گویند: خیر و خوبی و به نیکوکاران در این جهان نیکی می رسد و سرای آخرت بهتر خواهد بود و جهان پرهیزگاران بهترین جهان می باشد."
(وعد الله الذین آمنوا منکم و عملو الاصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفم امناً)_ (نور:۵۵).
"خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، وعده می دهد که آنان را قطعاً جایگزین در زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را جایگزین قبل از خود کرده است و همچنین آیین ایشان را که برای آنان می پسندد، حتماً پا برجا و بر قررا خواهد ساخت. و نیز خوف و هراس آنان را به امنیت و آرامش مبدل می سازد."
(انا لننصُرُ رُسُلَنا والذین آمنوا فی الحیاة الدُنیا ویوم یقوم الاشهاد). (غافر:۵۱).
"ما قطعاً پیغمبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم و دستگیری می کنیم."
(ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکاتٍ مِنْ السماء والأرض)- (اعراف:۹۶).
"اگر مردان این شهر ها و آبادیها ایمان می آوردند و پرهیز می کردند، برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می گشودیم."
(فلولا کانت قریة آمنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما آمنوا کشفنا عنُم عذاب الخزی فی الحیاة الدنیا و متعْناهُمْ الی حین) (یونس:۹۸).

"هیچ قوم و ملتی ایمان نیاوردند تا ایمانشان برایشان سودمند باشد مگر قوم یونس که چون ایمان آوردند عذاب خوار کننده را در دنیا از آنها دور داشتیم و ایشان را تا مدت زمانی از زندگی برخوردار کردیم."
جهان به این حقایق ایمانی منتهی می شود. نمونه ها و شواهد زیادی از اعترافات و ثبت لحظات، مشاهدات و تجربیات بزرگان علم و دانش وجود دارد که آوردن همه ی آنها در اینجا موجب اطاله ی کلام می شود ولی اینک به یک نمونه که در روزنامه ی الجمهوریه، روز شنبه، مؤرخه ۲۹/۱۱/۱۹۶۲، تحت عنوان "دانشمندان برای درمان و معالجه بیماران روانی به دین متوسل می شوند" چاپ و منتشر شده بود، اکتفا می کنیم بر کسانی که کاملاً به دین خود چنگ زده و ایمانشان در سخت ترین و پیچیده ترین لحظات متزلزل نمی گردد، تسلط و تهنیت باد. منظورم آن لحظاتی است که صاحبان نظریات وارداتی و از پیش تعیین شده به خصوص طرفداران تئوری تکامل داروین که سخنانشان را بدون احتیاط تبلیغ می کردند و اظهار می داشتند که بدعت و افیون جامعه است و زعم (ژولیان هاکسلی) پدر بزرگ نویسنده و فیلسوف بزرگ انگلیسی "الدوس هاکسلی" که می پنداشت انسان در این جهان تنها و بی کس می باشد. امروزه پزشکان و متخصصان بیماریهای روانی و اختلالات عقلانی برای درمان بیمارشان وسیله ای را نمی یابند که از دین و ایمان به خدا، امید به رحمت و لطف الهی و پناه بردن به نیروی شگرف و عظیم پروردگار، هنگامی که انسان از تمامی راههای ممکن قطع امید می کند، مؤثرتر و کارسازتر باشد.
این مسأله در بیمارستانی در ایالت نیویورک آمریکا که بیماران روانی و عصبی را در مان می کند به تجربه رسید. علم پزشکی فعالیت خود را در باره ی دین به عنوان داروی مسکن و آرام بخش اعصاب و وسیله ی تازه ای برای علاج صدمات و اختلالات روحی و روانی، آغاز کرده است و نتیجه ای که از آن گرفته، بسیار جالب و شگفت انگیز است. بیماران صعب العلاج و کسانی که بهبودی آنها غیر ممکن به نظر می رسید، از این طریق بهبودی پیدا کردند و از دست بیماری جنون رها شده و دوباره عقل خود را به دست آوردند. افراد بی اراده و دیوانه ای که پلید ترین جنایت را انجام داده بودند، با این روش مداوا شدند و به افرادی با هوش، عاقل و صاحب اختیار تبدیل شده و اشک ندامت می ریختند. و تمام اینها در سایه امیدواری به لطف، رحمت و بخشش پروردگار متعال صورت گرفته است.
دانشمندان تسلیم شدند و دست دعا به سوی آسمان دراز کرده، به ضعف و ناتوانی خود اعتراف نمودند و به تمام دنیا اعلام کردند که علم، انسان را نه به سوی الحاد و بی دینی؛ بلکه به سوی ایمان به خدا فرا می خواند و طبیعتاً تو هر چه بیشتر به مطالعه و آگاهی از اینها نیازمندی و اگر قطار علم از دستت رود، در گاه مساجد و عبادتگاههای خداوند، برای آرامش دادن روح و درون، پیش رویت باز است.


منبع : پایگاه نور پرتال
  919
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
      مقام حضرت زينب (س)
      نوروز؛ روز گشایش و فرج
      عظمت نهج‌البلاغه  
      قرآن از منظر امیرمؤمنان(ع)
      امام علی(ع) دعوت‌کننده به حسنات
      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام جواد (ع) در آثار استاد انصاریان
      معناشناسي ليله الرغائب

بیشترین بازدید این مجموعه

      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      غیبت های حلال
      توصیه هایی برای افزایش روزی
      از کجا بدانيم خدا از ما راضي‌ است؟
      استغفار یکی از راه‌های زیادی رزق
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      زن شايسته برای شوهر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز