فارسی
شنبه 28 فروردين 1400 - السبت 4 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

تفسیر قرآن ـ جلسه هفتاد و پنجم


تفسیر سوره بقره - جلسه 75 0 - -  

 بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الائمة المعصومین علیهم السلام.
اگر خدا بخواهد امروز بحث در ]يقيمون الصلاة[ به پایان مي‌رسد. نکته مهمی که در جلسه قبل عنایت فرمودید این است که اگر به امر پروردگار به صلاة تحلیلی نگاه بکنیم و بقیه اوامر حضرت حق نسبت به تکالیف دیگر.
ما مامور را می‌بینیم، ماموربه را مي‌بینیم و آمر را. آمر وجود مقدس حضرت حق است که برای شناخت او به خود آیات قرآن کریم باید مراجعه کرد در معارفمان و دعای بسیار باعظمت جوشن کبیر که مرحوم حاج ملاهادی سبزواری هم شرح مختصری بر جوشن کبیر دارند. آمر ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه هست. آمر کارگردان عالم خلقت است. آمر خالق انسان است و ارزش امر او مطابق شان خود اوست. این امر از این آمر. یعنی وقتی آدم با دقت نگاه مي‌کند مي‌بیند وزن امر این آمر بسیار وزن بالایی است که لایدرک است. به این راحتی مي‌شود این امر را کنار گذاشت؟ به این راحتی مي‌شود از این امر گذشت. به این راحتی مي‌شود در مقابل امر چنین آمری تکبر کرد؟ یعنی «اين التراب و رب الارباب»  این انسان مگر در مقابل وجود مقدس حضرت او چیست و کیست که جا داشته باشد امر او را قبول نکند.
خود امر یعنی همان نماز. خود صلاه که عظمتش را در آیات قرائت شده ملاحظه فرمودید. این قابل کنار گذاشتن است؟ عبادتی که خیر دنیا و آخرت را تامین مي‌کند. عبادتی که تنهی عن الفحشاء والمنکر است. عبادتی که اخلاق انسان را تبدیل به اخلاق حسنه مي‌کند. عبادتی که در حمد تنهایش خدا فقط خبر دارد چه معارفی قرار داده شده. این ماموربه، مامور هم اشرف مخلوقات است. افضل مخلوقات است که این اشرفیت و افضلیت را ما هم از آیات قرآن مي‌توانیم استفاده بکنیم بخصوص در آیه شریفه سوره اسراء که از آیات فوق العاده قرآن است. ]کرّمنا بنی آدم[ این خودش یک عظمت است. ]و حملنا هم فی البرّ و البحر [‌ یعنی دو سفره دریا و صحرا و هرچه دارد در اختیار او قرار دادیم. ]خلق لکم ما فی الارض جميعا[‌  لام، لام انتفاع است که از این آیات استفاده مي‌شود انسان فوق همه مخلوقات است و دون وجود مقدس حضرت حق است. ما کاملا وسط قرار گرفتیم. از همه موجودات بالاتر و مادون حضرت حق، آسمان‌ها و زمین را هم همینطور. مي‌گوید ]سخّر لکم النجّوم مسخرات بامره[‌  برای شما، آسمان‌ها و زمین برای شما. نعمت‌ها همه برای شما. اینها همه ما را راهنمایی مي‌کند که ما یک جایگاه خاصی داریم. ]و رزقناهم من الطّيّبات و فضلناهم علی کثير ممّن خلقنا تفضيلا[‌  که تفضیلا مفعول مطلق است. آیا این کثیر به معنی کل است؟ یعنی ما برتر از همه موجودات عالم هستیم و برتری ما یک برتری ویژه است که از تفضیلا مفعول مطلق آخر آیه استفاده مي‌شود. خیلی از محققین کثیر را به معنی کل گرفتند.
یک دلیل جالبی هم که اقامه مي‌کنند این است که در آیات مربوط به شیطان خداوند در مورد شیاطین مي‌فرماید ]اکثرهم کاذبون[‌  یعنی ما واقعا شیطان صادق راستگوی بزرگوار هم داریم؟ یعنی کلهم کاذبون.
مامور یک چنین موجودی است که به خاطر عظمتش، تفضیلش، کرامتش شایستگی پیدا کرده پروردگار عالم او را مکلف به تکالیف تشریعی کند و یکی از مهمترین تکالیف نماز است. خیلی به ما محبت و نظر و لطف داشته، خواسته نهایت احسان را به ما داشته باشد، خواسته ما را به خیلی از حقایق وصل بکند، خواسته رضایتش را برای ما تحقق بدهد، خواسته هشت بهشتش را در اختیار ما بگذارد. مرتب خواسته خواسته خواسته، ما را مامور به این تکالیف کرده که یکی اش نماز است که اگر ما این گونه به آمر و به ماموربه و به مامور نگاه بکنیم واقعا تکالیف الهی را بالاتر از جانمان و شیرین تر از جانمان در آغوش خواهیم گرفت.
یک دورنمایی از بحث جلسه قبل بود. بعد عرض کردم چند تا روایت هم برای تکمیل ]يقيمون الصلاة[ برای شما قرائت مي‌کنم که شاید بعضی هایش را ندیده باشید. روایات بسیار مهمی است که هم اهل تسنن نقل کردند جدا، و هم شیعه روایات را جدا دارد و هم روایات مشترک داریم که متنی که آنها نقل کردند ما هم نقل کردیم. این روایت در تفسیر کشف الاسرار میبدی، جلد یک، صفحه 47 است. یک حسنی که این تفسیر دارد از ائمه ما هم روایت نقل کرده است. ظاهرا روزگار ایشان وهابیتی در کار نبوده و دشمنی شدید با شیعه در کار نبوده، به کتابهای ما هم مراجعه مي‌کردند. تفسیر خوبی است. البته باید با نگاه انتقادی صفحه به صفحه اش را خواند. ولی مطالب ناب در این تفسیر زیاد است.
«الصلاه عماد الدين فمن ترک صلاته متعمداً فقد هدم دينه»  از رسول خداست. یعنی بی نماز دین خودش را نابود کرده. این قدر جایگاه نماز بالاست. من ترکها یعنی مي‌خواند و رهایش کرده است. رفته پای منبرها، کتاب مطالعه کرده، دیندار شده و نماز مي‌خوانده، حالا تحت تاثیر این ماهواره‌ها و سفسطه‌ها، نماز را رها مي‌کند. این قدر موقعیت نماز مهم است که با رها کردن نماز دینش را هدم کرده. یعنی همان دینی را دارد كه آن بنده خدا را گفتم مي‌خواست خالکوبی بکند دمش را نکوب، یالش را نکوب، سرش را نکوب، خالکوب به او گفت شیر بی اشکم و یال و کوپال کسی ندیده. یعنی اگر نماز نداری به دینت نگاه نمی کنند به درد نمی خورد.
ـ ببینید جایگاه نماز را می‌گوید. یعنی وقتی که نماز نداشته باشی، در قیامت چیزهای دیگر اگر داشته باشی برباد است. ما با قبول کردن نماز بقیه اش را قبول می‌کنیم. اصلا بی نماز را قبول نداریم، حالا هر چه دیگر مي‌خواهید داشته باشید. قرارداد را در دنیا دارد با ما مي‌کند.
«اذا قام العبد الی الصلاه فکان هواه و قلبه الی الله تعالی» چقدر این روایت مهم است و چقدر این روایت برای ما شوق و رغبت ایجاد مي‌کند و نوید به ما مي‌دهد. از کرم پروردگار هم دور نیست. بعضی وقت‌ها یک چیزهایی که برای مردم مي‌گوییم تعجب مي‌کنند. فرض کنید مي‌گوییم در دهه عاشورا گریه برای حضرت ابی عبدالله الحسین که من این روایت را علمی در سخنراني‌هايم و از طریق قرآن و گردش امور طبیعت ثابت کردم که گریه بر ابی عبدالله الحسین عامل رحمت، مغفرت و شفاعت است. یعنی این گریه در نظام هستی قابلیت تبدیل به رحمت و مغفرت و شفاعت را دارد. مي‌گویم علمی هم من ثابت کردم که حالا این یک ذره آب چشم چگونه تبدیل به رحمت و شفاعت و مغفرت مي‌شود. این که دیگر یک آب اندکی است. این حالا مهم نیست که قابلیت تبدیل و تغییر را خدا در تمام موجودات قرار داده است. حق و ثابت فقط خودش است. یعنی بقیه قابلیت تغییر و تبدیل را دارند.مهم این است که به مردم بگوییم تعجب نکنید خزائن پروردگار بی نهایت است. «يا من لاتنقص خزائنه»  تمام شدنی هم نیست، تعجب نکنید اگر برای گریه و روزه و نماز این چنین قرار داده، زمانی که عبد وارد نماز مي‌شود و رغبت قلبش، هوا و رغبتش و دلش به جانب پروردگار عالم است «انصرف» از نماز که آمد بیرون «کيوم ولدته امّه»  مانند روزی که از مادر زاده شد پاک خواهد بود
یعنی رحمت پروردگار و مغفرتش به این مفتی و مجانی و سادگی نیست. بالاخره یک شرایطی... یک وقت یک لات گناهکاری با ابوذر رو به رو شد. بعد ابوذر مطالبی را گفت، این لات از کوره در رفت و به ابوذر گفت «اين رحمة الله» این رحمت واسعه حق پس کجاست؟ اگر شامل حال من نشود پس شامل حال چه کسی مي‌خواهد بشود. ابوذر در جا این آیه قرآن را خواندند. «انّ رحمت الله قريب من المحسنين» و  نه هر کسی.
ـ این رحمت خدا جلوه اش بهشت است یعنی کل محسنین... آیه این را مي‌گوید که بهشت مال محسنین است. روایت هم این را مي‌گوید اگر نماز را درست و حسابی بخواند، «کيوم ولدته امه»
یک کسی در جنگل داشت کنده‌ها را تکه تکه می‌کرد، آن تبر سنگین را بلند می‌کرد و می‌زد. آرام هم بود. یکی آمد برود بغل دستش ایستاد. او که یک تبری مي‌زد او که تبر مي‌زد او یک هن بلندی مي‌کرد. بعد که کارش تمام شد هیزم‌ها را برد فروخت صدریال. این هن کننده آمد گفت: داداش تو تبر مي‌زدی هنش را نمی کردی. هنش را ما کردیم نصف پول مال من است. بعد دعوایشان شد و رفتند دادگستری پیش قاضی. به قاضی گفت این تبر مي‌زد هن نمی کرد. ما زحمت کشیدیم هن کردیم بگو نصف پول را به ما بده. قاضی گفت: کل پول را بده. پول را گذاشت روی میز قاضی، قاضی گفت: دوتایی تان گوش بدهید. پول‌ها را دانه به دانه روی هم مي‌انداخت. تا صد تایش که تمام شد. به یارو گفت: صدای پول به جای آن هن هن هایی که کردي. به خود صاحب پول گفت: کل پول را بردار برو. رحمت الله مجانی ما نداریم. آنی که نماز نخواند و روزه نگرفت و با خدا سر و کار نداشت «این رحمت الله» درباره او نیست.
باز یک روایت دیگر «لا يزال الشيطان يرعب من بنی آدم ماحافظ علی الصلوات الخمس» رعب ظاهرا ترس سنگین تر از خوف است که من به نظرم شما یک فروق اللغات همه باید تهیه بکنید که فرق بین لغات مثل خشیت و خوف و رعب در این کتاب بیان شده است. خیلی خوب است اگر بخرید. مفردات راغب هم دارد. این 15 جلد مفردات مرحوم آقای مصطفوی هم تقریبا دارد. این فرق بین لغات خیلی مهم است. شیطان از بنی آدم مي‌ترسد زمانی که بر نمازهای پنجگانه مواظبت داشته باشد. ]علی صلواتهم يحافظون‌ [ که این حفاظت یعنی دقیق انجام دادن. درست انجام دادن. چون بعد حضرت مي‌فرماید. «فاذا ضيّعهنّ» اگر دقت نداشته باشد و نماز خراب و ضایع بشود، رکوع و سجود درستی نداشته باشد شرایط تحقق پیدا نکند. «تجرأ عليه و اوقعه فی العظائم»  شیطان به او جرئت پیدا مي‌کند و راه افتادن در گناهان کبیره را به رویش باز مي‌کند. من یک جمله ای هم از میبدی دیدم در همین کشف الاسرار که یادم رفت جایش را یادداشت بکنم. خیلی جالب است به نظرم. این را باید گشت و تبدیل به یک رساله اش کرد. خودش خیلی گذرا رد شده. متنش این است. در قرآن مجید هزار جا از نماز سخن به میان آمده، این هزار مرحله به صورت فرمان به نماز، خبر از نماز، پاداش نماز، توضیح کیفر ترک نماز، و این هزار مورد چه به صورت تصریح و چه بر وجه تعریض و کنایه آمده. یعنی واقعا اگر این طور باشد و آدم این هزار مرحله را از کتاب خدا بیرون بیاورد خیلی رساله جالبی مي‌شود.
امیرالمومنین مي‌فرماید «يا کميل ليس الشأن» این لیس الشان در هر روایتی که دیدید معنیش این است که مهم این نیست که چه؟ «ان تصلّی و تصوم و تتصدّق» و نماز بخوانی و روزه بگیری و دست به جیب باشی برای افراد محتاج. «انما الشأن ان تکون الصلاة فعلت بقلب نقیّ» مهم این است که نماز را با قلبی که حسد ندارد. حرص ندارد. کبر ندارد. ریا ندارد. بخل ندارد. با یک دل پاک، این نماز تحقق پیدا بکند. «و عمل عندالله مرضی» مهم این است که من یک نمازی را به جا بیاورم که قابل رضایت خدا باشد.
یک دوست نمازگزاری داشتم قبل از انقلاب مي‌گفت به یکی می‌گفتم: نماز ظهرمان را برویم مسجد نزدیک مغازه بخوانیم می‌گفت: من نمی‌آیم. بالاخره مي‌گفت: این قدر با او صحبت کردم تا یک روز حاضر شد بیاید. گفت: من هم صف سوم و چهارم مي‌ایستادم. گفت: ماها هم از شما روحانیون شنیده بودیم که نماز وقتی تمام مي‌شود، نماز را به جانب پروردگار می‌روند، البته مسئله معنوی است، مکانی که نیست. بعضی نمازها را خدا مي‌گوید برگردانید در سر صاحبش بزنید به درد نمی‌خورد. گفت: آوردیمش مسجد صف سوم. نماز اول را خواندیم و نماز دوم هم خواندیم تا می‌خواستند ان الله و ملائکته بخوانند این از صف نماز بلند شده بود، هنوز هیچ کس تکان نخورده بود، به سرعت رفت دم در مسجد نشست. تمام شد و ما بلند شدیم و آمدیم دم در و با هم بلند شدیم بیرون، گفتم: برای چه هنوز نماز کامل تمام نشده و برکاته در دهان آقا هست بلند شدی در رفتی؟ گفت: تو از قول آخوندها مي‌گویی بعضی از نمازها را برگردانید به سر صاحبش بزنید، من مي‌دانم نمازم از آن نمازهاست جا را خالی کردم بخورد زمین و نخورد توی کله ام. «يا کميل ليس الشأن أن تصلی و تصوم و تتصدق» خیلی روایت بالایی است. کمیل مي‌دانید از اصحاب سر مولا بوده و مطالب مهمی حضرت با او در میان گذاشته. «انما الشأن ان تکون الصّلاه فعلت بقلب نقیّ وعمل عندالله مرضی و خشوع سَوِّیّ»  سوی در اینجا به معنی خشوع درست و حسابی است. «الذين هم فی صلاتهم خاشعون»  واقعا آدم با این نگاهی که قرآن و ائمه به نماز دارند به نظرش مي‌رسد از ده نفر یک نفر دارد نماز مي‌خواند.
ما در قرآن ]فويل للمصلين‌ [ را هم داریم و باید تمام آیاتش کنار هم گذاشته بشود تا یک حقیقتی را بتوانیم از آن در بیاوریم. من روایت حضرت رضا را با سرعت بخوانم که بحث نماز تمام بشود. «فيما کتب من جواب مسائله عن علة الصلاه» این را به دست مبارک خودشان امام هشتم نوشتند. البته آدرسش را که دادم حالا جمله به جمله هم یادداشت مي‌کنید دیگر توضیح و تحقیق و تحلیلش بر عهده خودتان است. این یک کتاب است واقعا. «أنّها اقرار بالرّبوبيّة لله عزّوجلّ وخلع الانداد» که ما در نماز داریم دیگر. همین «الحمدلله رب العالمين» همان رب اقرار به ربوبیت است و خلع انداد. خود این ورود به فضای توحید است. «و قيام بين يدی الجبّار جلّ جلاله بّالذُّلّ والمسکنة والخضوع والاعتراف و الطّلب للاقالة من سالف الذّنوب» چقدر این بخش باحال است که آدم پنج بار این حالت عبد باشد. مي‌روم دم در مغازه مي‌گویم جنسی را که خریدم نمی خواهم، پس بگیر این را مي‌گویند اقاله. دارم به پروردگار مي‌گویم بیا با من وارد اقاله شو، گناهانی که پایم نوشتی پاکش بکن. که نماز این قدرت را دارد که گناهان را اقاله بکند. ببینید در ذلت و مسکنت و خضوع و اعتراف و طلب واقعا آدم چقدر چیز گیرش مي‌آید. اینکه بنده متکبر در برابر حضرت حق نباشد. «و وضع الوجه علی الارض کل يوم خمس مرّات» برای چه؟
«اعظاما لله عزوجل» که تعظیم بکند به خدا و بعد هم به لطف خدا 50-60 سال پیشانی روی خاک گذاشتیم یک عادت الهی شده واقعا چه ترسی مي‌ماند که صورت ما را روی قبر بگذارند. آنهایی که 60 سال خوردند و بردند و یک بار هم صورت روی خاک نگذاشتند. آنجا دچار وحشت مي‌شوند اما صورت ما که عادت دارد. «و ان يکون ذاکرا غير ناسٍ ولا بطر» یعنی ناسی، در اضافه یاء افتاده. این نماز یاد پروردگار است اینکه هر روز آدم نماز مي‌خواند بالاخره وجود مقدس او را یاد مي‌کند و نشان هم مي‌دهد که بطر یعنی سرکشی. مي‌گویند یک چوپانی اول ظهر شد بلند شد وضو گرفت و نماز خواند و به پروردگار عالم گفت: این نمازم نماز نبود اعلان این بود که من یاغی نیستم. «و يکون خاشعا متذللا راغبا طالبا للزّيادة فی الدّين والدنيا» این نماز به دنیای پاک انسان و به دین انسان اضافه مي‌کند «مع ما فيه من الانزجار و المداومة علی ذکر الله عَزَّوجَلَّ بالليل و النّهار» با توجه به اینکه نماز زاجر است یعنی بازدارنده انسان از گناه است. «لئلا ينسی العبد سيّده و مدبّره و خالقه» که آدم با این نماز مملوک بودن خودش را فراموش نکند که اگر فراموش بکند «فيبطر و يطغی» سرکش مي‌شود و طغیان گر مي‌شود. «و يکون فی ذکره لربّه و قيامه بين يديه زاجرا لَهُ مَن المعاصی و مانعا من انواع الفساد»  خیلی معرکه است این روایت. مغز نماز را حضرت رضا نشان داده است. امیدواریم پروردگار این عنایت را به ما داشته باشد که همان دعایی که ابی عبدالله در حق ابی تمامه صیداوی کرد «جعلک الله من المصلين»  واقعا خداوند ما و زن و بچه‌ها و نسل ما را در قوم نمازگزاران واقعی قرار بدهد.
 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
- جلسه 229 - جلسه 228 - جلسه 227 (5-2-1394) - جلسه 226 (1-2-1394) - جلسه 225 (29-1-1394) - جلسه 224 (25-1-1394) - جلسه 223 (24-1-1394) - جلسه 222 (23-1-1394) - جلسه 221 (22-1-1394) - جلسه 220 (18-1-1394) - جلسه 219 (17-1-1394) - جلسه 218 (16-1-1394) - جلسه 217 (20-12-1393) - جلسه 216 (19-12-1393) - جلسه 215 (18-12-1393) - جلسه 214 (17-12-1393) - جلسه 213 (16-12-1393) - جلسه 212 (10-12-1393) - جلسه 211 (9-12-1393) - جلسه 210 (5-12-1393) - جلسه 209 (4-12-1393) - جلسه 208 (3-12-1393) - جلسه 207 (2-12-1393) - جلسه 206 (29-11-1393) - جلسه 205 (28-11-1393) - جلسه 204 (27-11-1393) - جلسه 203 (26-11-1393) - جلسه 202 (25-11-1393) - جلسه 201 (21-11-1393) - جلسه 200 (20-11-1393) - جلسه 199 (19-11-1393) - جلسه 198 (18-11-1393) - جلسه 197 (14-11-1393) - جلسه 196 (13-11-1393) - جلسه 195 (12-11-1393) - جلسه 194 (7-11-1393) - جلسه 193 (6-11-1393) - جلسه 192 (5-11-1393) - جلسه 191 (4-11-1393) - جلسه 190 (1-11-1393) - جلسه 189 (29-10-1393) - جلسه 188 (28-10-1393) - جلسه 187 (27-10-1393) - جلسه 186 (24-10-1393) - جلسه 185 (23-10-1393) - جلسه 184 (22-10-1393) - جلسه 183 (21-10-1393) - جلسه 182 (21-10-1393) - جلسه 181 (20-10-1393) - جلسه 180 (17-10-1393) - جلسه 179 (16-10-1393) - جلسه 178 (15-10-1393) - جلسه 177 (14-10-1393) - جلسه 176 (13-10-1393) - جلسه 175 (27-7-1393) - جلسه 174 (26-7-1393) - جلسه 173 (23-7-1393) - جلسه 172 (22-7-1393) - جلسه 171 (20-7-1393) - جلسه 170 (19-7-1393) - جلسه 169 (15-7-1393) - جلسه 168 (14-7-1393) - جلسه 167 (9-7-1393) - جلسه 166 (8-7-1393) - جلسه 165 (7-7-1393) - جلسه 164 (6-7-1393) - جلسه 163 (5-7-1393) - جلسه 162 (2-7-1393) - جلسه 161 (1-7-1393) - جلسه 160 - جلسه 159 - جلسه 158 - جلسه 157 - جلسه 156 - جلسه 155 - جلسه 154 - جلسه 153 - جلسه 152 - جلسه 151 - جلسه 150 - جلسه 149 - جلسه 148 - جلسه 147 - جلسه 146 - جلسه 145 - جلسه 144 - جلسه 143 - جلسه 142 - جلسه 141 - جلسه 140 - جلسه 139 - جلسه 138 - جلسه 137 - جلسه 136 - جلسه 135 - جلسه 134 - جلسه 133 - جلسه 132 - جلسه 131 - جلسه 130 - جلسه 129 - جلسه 128 - جلسه 127 - جلسه 126 - جلسه 125 - جلسه 124 - جلسه 123 - جلسه 122 - جلسه 121 - جلسه 120 - جلسه 119 - جلسه 118 - جلسه 117 - جلسه 116 - جلسه 115 - جلسه 114 - جلسه 113 - جلسه 112 - جلسه 111 - جلسه 110 - جلسه 109 - جلسه 108 - جلسه 107 - جلسه 106 - جلسه 105 - جلسه 104 - جلسه 103 - جلسه 102 - جلسه 101 - جلسه 100 - جلسه 99 - جلسه 98 - جلسه 97 - جلسه 96 - جلسه 95 - جلسه 94 - جلسه 93 - جلسه 92 - جلسه 91 - جلسه 90 - جلسه 89 - جلسه 88 - جلسه 87 - جلسه 86 - جلسه 85 - جلسه 84 - جلسه 83 - جلسه 82 - جلسه 81 - جلسه 80 - جلسه 79 - جلسه 78 - جلسه 77 - جلسه 76 - جلسه 74 - جلسه 73 - جلسه 72 - جلسه 71 - جلسه 70 - جلسه 69 - جلسه 68 - جلسه 67 - جلسه 66 - جلسه 65 - جلسه 64 - جلسه 63 - جلسه 62 - جلسه 61 - جلسه 60 - جلسه 59 - جلسه 58 - جلسه 57 - جلسه 56 - جلسه 55
پربازدیدترین
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا