فارسی
يكشنبه 03 مرداد 1400 - الاحد 14 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی ششم


روش تربیتی امام رضا(ع) - شب ششم یکشنبه (24-5-1395) - ذی القعده 1437 - بیت الاحزان -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

علت انتخاب شدن امام از جانب پروردگار مهربان عالم در سوره مبارکه بقره بیان شده است. ما وقتی که درست این علت را بفهمیم زمینه هر چون و چرایی را در ذهن ما از بین می‌برد، چون از قدیمی‌ترین ایام نسبت به انتخاب یک انسان به امامت حرف زیاد داشتند ایراد و اشکال زیاد داشتند. اما سبب انتخاب یک انسان از جانب خدا به امامت خیلی روشن در سوره بقره بیان شده است. این یک مسئله.

مسئله دوم این است که پروردگار می‌فرماید اگر من امامی را  انتخاب کردم به نفع جامعه بشری انتخاب کردم نه به نفع مردم مومن در مسئله انتخاب امامی به امامت بحث کل جامعه انسانی مطرح است. در حقیقت پروردگار عالم می‌خواهد بگوید سیر در راه زندگی بدون امام ا نتخاب شده من حرکت در تاریکی صددرصد است، شما را به یک مقصد مثبتی نمی‌رساند سرگردانتان می‌کند، ضربه‌پذیرتان می‌کند و فرهنگ‌های باطل هم صددرصد شما را به اسارت خواهد برد.

دلیلش تجربه تاریخ است، دلیل نمی‌خواهد الان شب است به چه دلیل؟ شب که دلیل علمی و دلیل عقلی و دلیل فلسفی نمی‌خواهد خورشید رفته به طرف نیم کره غربی نیم کره شرقی با نبود خورشید تاریک شده، یک حرکتی اتفاق افتاده که تاریکی پدید آمده دلیل نمی‌خواهد این که به چه دلیل اگر امام در زندگی ما نباشد سلوک ما در تاریکی صددرصد است، در تاریکی تشخیص حق از باطل امکان ندارد، وقتی که کل چراغ‌های این مجلس را خاموش بکنند هیچ نوری نتابد و هر کدام از شرکت‌کنندگان بگویم انگشتت را بگذار روی گلی که خود گل قالی صورتی است قرمز است، آبی است، سفید است، می‌خواهد چشم بیندازد برای پیدا کردن یک همچنین گلی نمی‌تواند پیدا کند، در تاریکی حق از باطل اصلا  روشن نیست و سرگردانی و تحیر قطعی است نهایتا هم در پایان زندگی آدم دچار یک افسردگی شدیدی می‌شود احساس می‌کند هیچ پناهی ندارد و دستاویزی برای نجات ندارد.

نمی‌خواهد خدا بندگانش به این بلاها مبتلا بشوند بلای تحیر، بلای سرگردانی، بلای پوچی، پوکی نمی‌خواهد بندگانش به این بلاها دچار بشوند او می‌خواهد بندگانش در این دنیا یک زندگی پاک، جاده روشن که روشنایی آن برای چراغ وجود امام است داشته باشند و وظیفه‌شان هم بفهمند با خودشان چگونه معامله کنند، با نعمت‌ها چگونه معامله کنند، با زن و بچه چگونه معامله کنند با کسب و کار چگونه معامله کنند، با صندلی و به عبارت دیگر ریاست چگونه معامله بکنند؟

خب برای تمام شئون زندگی عبادش امام قرار داده به کسی که می‌خواهد یک حکومت صددرصد الهی داشته باشد، یوسف را قرار داده یوسف امام هدایت است سلیمان را قرار داده سلیمان امام هدایت است امیرالمومنین را قرار داده امیرالمومنین امام هدایت است بدون سرمشق‌گیری از اینها اقتدای به اینها  حکومت الهی و عقل محال است برپا بشود امکان ندارد چون بدون امام هدایت آدم در تاریکی به سر می‌برد هر تیری هم که می‌اندازد تیر به تاریکی دارد می‌اندازد چون هدف پیدا نیست روشن نیست خب یک مسئله درباره امام خود وجود امام است که به چه علت انتخاب شده خب ما هم که مثل امامان هدایت بدنی داریم سر و کله‌ای داریم، زن و بچه‌ای داریم، عقلی داریم، فکری داریم، چرا ما را انتخاب نکرد؟ یعنی در حق ما ظلم شده؟ بالاخره آنها هم انسان بودند ما هم انسان هستیم چرا ما انتخاب نشدیم یک مسئله درباره خود امام است و یک مسئله هم درباره تکلیف واجب عقلی شرعی انسانی مردم نسبت به امام است، خب چرا عده معینی انتخاب به امامت شدند؟ این را واقعا با فکر مبارکتان گوش بدهید نه با گوشتان چون خیلی مهم است و بعد خودمان را با علت انتخاب بسنجیم تا معلوم شود که ما نباید انتخاب می‌شدیم و معلوم بشود او باید انتخاب می‌شد در این آیه بیان شده.

وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً ﴿البقرة، 124﴾، قال یعنی اعلام شد به او انی من خدا جائلک للناس اماما، من تو را به نفع این لام للناس در ادبیات عرب اسمش لام منفعت است للناس، من تو را برای تمام انسان‌ها، تا روز قیامت و به نفع همشان به عنوان پیشرو، مقتدا، انتخاب کردم که ناس دنبال تو راه بیفتند، اگر دنبال تو راه بیفتند آنها هم در حد ظرفیت خودشان ارزش‌های تو را پیدا می‌کنند. چه لطفی خدا به بندگانش کرده چه لطفی.

اما امیرالمومنین در نهج البلاغه می‌فرماید مردم اکثرشان علنی از لطف او، احسان او، نعمت‌های معنوی او رویگردانند و با اینکه مسیر بهشت و جهنم یادشان داده شده از این مسیر فراری هستند و به طرف شیاطین عالم روی‌آور هستند یعنی نفرت دارند از هدایت پروردگار، لذت دارند از رویکرد به شیطان‌ها. این خیلی درد است خیلی رنج است که بر دل امیرالمومنین سنگینی می‌کرده.

خب این متن آیه، حالا معنی آیه ابتلاء بعضی‌ها فکر می‌کنند یعنی مصائب یعنی من آمدم ابراهیم را چلاندم و بسیار او را در مذیقه قرار دادم ناله نکرد، گفتم پس تو امام ناس باش، این معنی آیه نیست، اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات، کلمات که مصائب نیست اگر می‌خواست که خود پروردگار به جای کلمات می‌گذاشت مصائب، می‌گذاشت رنج‌ها، می‌گذاشت سختی‌ها، می‌گذاشت مشکلات اقتصادی، مشکلات خانوادگی، مشکلات اجتماعی، مشکلات فردی، کلمات می‌گوید خب دنبال این کلمه هم باز در قرآن بگردیم ببینیم جای دیگر هم آمده چقدر هم زیبا آمده.

تلقی آدم من ربه کلمات، این معنی چیست؟ یعنی آدم مصیبت از خدا دریافت کرد آدم رنج و بلا دریافت کرد، خدا که در قرآن می‌گوید فَإِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ  ﴿البقرة، 38﴾، هدایت من اگر قبول بشود نمی‌گذارد شما با غصه و با ترس زندگی کنید با شادی زندگی می‌کنید و با امنیت بدون ترس.

خب با توجه به کلمات در سوره بقره درباره حضرت آدم اینجا خیلی راحت می‌شود آیه را معنی کرد اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات، رب یعنی مربی ابراهیم، یعنی مالک ابراهیم، یعنی تربیت‌کننده ابراهیم، خیلی به کارگیری این لغات قرآن معجزه است، خیلی، ما هزار تا اسم خدا را در اختیار داریم در دعای جوشن کبیر، اما اینجا از هزار تا اسمش خدا رب را انتخاب کرده، عنایت دارد به مربی‌گیری خودش و به تربیت‌کنندگی خودش و به مالکیت مادی و معنوی خودش بر بنده‌اش، رب بابراهیم، ابراهیم را با تمام تکالیف رودررو کرد. این معنی جمله اول.

اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات، حالا تقریبا اصول این تکالیف وجود مبارک امام باقر بنا به نقل امیر الاسلام طبرسی در تفسیر مجمع البیان که هم سنی‌ها این تفسیر را بهش رویکرد دارند هم برای شیعه یک تفسیر باارزشی است امام باقر بنا به نقل مجمع البیان می‌فرماید کلمات سی نوع تکلیف بوده که این سی نوع تکلیف مادر همه تکالیف است یعنی یک درخت سی شاخه که خود این شاخه‌ها هم شاخه‌های متعددی داشته، تکالیف بدنی، تکالیف مالی، تکالیف خانوادگی، تکالیف اجتماعی، تکالیف مادی، تکالیف معنوی، سی تا را امام باقر بیان کردند با قرائت سه تا آیه قرآن که در هر آیه‌ای ده تکلیف مطرح است یعنی تمام تکالیف به ابراهیم ارائه شد ابراهیم در مقابل این تکالیف چه عکس العملی نشان داد در جمله بعد می‌فرماید فاتمهن تمام این تکالیف را با عشق، با همت، با معرفت، انجام داد کامل.

خب چرا ما را امام انتخاب نکرد ما که از اول تکلیفمان تا حالا هزار جور تکلیف سراغمان آمده عذرخواهی کردیم از تکلیف و زیر بارش نرفتیم، نرفتیم. یعنی این هفتاد میلیون نفر شیعه ایران هر تکلیفی که دارند ادا می‌کنند؟ ادا می‌کنند یا نمی‌کنند؟ اگر این هفتاد میلیون تکالیف الهیه را ادا می‌کردند یک نفر به نام فقیر ما در مملکت نداشتیم یک مشکل‌دار نداشتیم، یک طلبه به حد اجتهاد رسیده را نداشتیم که صدها را داریم در قم در جاهای دیگر که من خبر دارم بر اثر مذیقه اقتصادی لباسهایشان را  کندند دور انداختند و گفتند نخواستیم، و رفتند دنبال درآمد یا دفتردار شدند یا رفتند در کارهای هنری یا رفتند در کار بنایی، یا با این دانش‌شان خودشان را انداختند در دانشگاه معماری خواندند مهندسی خواندند، دکتری خواندند چه بسا که اگر اینها می‌ماندند ما  الان از زمان قبل از انقلاب تا حالا صد تا آیت الله العظمی بروجردی داشتیم، و نداریم. چون تکلیف ادا نمی‌شود همه این هفتاد میلیون کشاورزها زکات می‌دهند؟ نمی‌دهند، خمس مال می‌دهند که در قرآن مطرح است، نمی‌دهند.

با عرض معذرت از اینهایی که شبها لب رودخانه بی‌آب اصفهان و در پارک‌ها و در میدان‌ها تا سه نصف شب بیدار هستند دورهمدیگر بگو و بخند و بزن و بکوب، اینها چندتایشان صبح یک نمازی که و لا تقرب الصلاة و انتم سکاری می‌خوانند که وارد نماز بشوید حالیتان باشد دارید نماز می‌خوانید، اصلا خیلی‌ها وارد نماز نمی‌شوند که حالیشان بشود، می‌خوابند تا نه صبح، چرا ما را به امامت انتخاب نکرد چون می‌دانست که ما لیاقت امام شدن نداریم.

از کتاب شریف اصول کافی جلد اول که عجب کتابی است، اصول کافی عربی آن دو جلد است حدود چهار هزار روایت دارد، غوغایی است این کتاب من خیلی از کلینی تعجب می‌کنم من چون خودم اهل قلم هستم بالای صد جلد کتاب نوشتم ولی یک روزگاری کتاب نوشتم که روزگار سایت و کامپیوتر و سی دی ‌ها و نرم‌افزارهای علمی است اما کلینی یک زمانی این اصول کافی را نوشته که این ابزار نبود و دانشگاه‌ها هم نبود به قدری نظم کتابش قوی است که به نظر می‌رسد انگار در یک دانشگاه عظیم روش تنظیم کتاب را یاد گرفته. در این کتاب در باب امامت می‌نویسد امام صادق این را خیلی دقت بفرمایید آدم بفهمد به چه علت خدا یک کسی را به امامت انتخاب می‌کند واقعا بی‌ایراد می‌شود بی‌اشکال می‌شود دیگر خودش هم نمی‌اندازد وسط که چرا من را انتخاب نکردی.

من انتخاب شدم، به انتخاب خدا ماموم انتخاب شدم، من اگر همین حد ماموم بودنم را رعایت بکنم والله اهل بهشت هستم اگر حد ماموم بودنم را رعایت بکنم، من انتخاب شدم  اما ماموم انتخاب شدم رعایت حد مامومیت هم به این است که تا آخر عمرم مشتاقانه به امام انتخاب شده خدا اقتدا بکنم.

امام صادق یک پسر دارد به نام خیلی عجیب است موسی ابن جعفر، یعنی امام صادق به نام جعفر، به نام علی ابن جعفر، این علی ابن جعفر خیلی از حضرت صادق پدرش استفاده علمی کرد، واقعا یک فرزند عالم فرزانه شد، امام صادق که از دنیا رفت طبق وصیت امام صادق که این وصیت طبق وصیت امام باقر و زین العابدین و ابی عبدالله و امام مجتبی و امیرالمومنین و پیغمبر و خدا بوده، امامت رسید به فرزند کوچک امام صادق موسی ابن جعفر.

خیلی این علی ابن جعفر آدم خوبی بود، دید برادر کوچکتر شد امام، تا لحظه آخر عمرش، عمر موسی ابن جعفر مطیع صددرصد موسی ابن جعفر بود، موسی ابن جعفر از دنیا رفت، الان دیگر علی ابن جعفر پنجاه شصت سالش است، دید که مقام امامت رسید به پسر برادرش حضرت علی ابن موسی الرضا، تا امام هشتم زنده بود علی ابن جعفر صددرصد مطیع امام هشتم بود، نه و چون و چرا نداشت یعنی حق ماموم بودنش را ادا می‌کرد، امام هشتم شهید شدند، علی ابن جعفر دیگر نود سالش است و محاسن سفید، قد خمیده، پیرمرد، چون از امام ششم و موسی ابن جعفر و حضرت رضا علم دین گرفته بود روزها در مسجد پیغمبر درس می‌داد هفتاد هشتاد تا دانشجو دور این پیرمرد جمع می‌شدند درس می‌داد.

پیرمرد جایی می‌نشست که رویش به در ورودی حرم پیغمبر بود، شاگردها پشت به در بودند، یک روز دیدند استاد با این قد خمیده ضعف، مثل اسفند از جا پرید، شاگردها را شکافت و رد شد و آمد دم در مسجد خم شد دست یک بچه هفت ساله را بوسید بلند شد با یک دنیا ادب ایستاد، آدم به ذهنش می‌آید که پیرمرد خرفت شده، گفتند حالا می‌آید می‌پرسیم، ایستاد تا آن بچه هفت ساله رفت آمد در مسجد، گفتند استاد چه شد؟ که مثل اسفند از جا پریدی بعد هم یک کاری کردی که هیچ پیرمردی نمی‌کند رفتی خم شدی، دست یک بچه هفت ساله را بوسیدی، با یک دنیا ادب ایستادی تا رد بشود، علی ابن جعفر فرمود این بچه هفت ساله امام زمان من حضرت جواد الائمه است و طلبه‌ها اگر خدا در این محاسن سفید من لیاقت می‌دید که من امام بشوم مقام امامت را به من می‌دادمن لیاقت ندارم من باید ماموم باشم، حالا همین حال را این هفتاد میلیون جمعیت ایران دارند؟ چند تایشان دارند که در برابر امام کبر نداشته باشند، یعنی در برابر ائمه طاهرین و امامت انبیاء خدا تکبر نداشته باشند و بعد هم اگر امام جوانی را دیدند بر فرض با این محاسن سفیدشان خم بشوند دست آن امام جوان را امام انتخاب شده از جانب خدا را ببوسند چه برسد به اینکه تمام دستورات امام را که واجب است اجرا بکنند.

خوب هم شد ما امام نشدیم اگر امام می‌شدیم خراب‌کاری‌مان خیلی زیاد بود چون تحملش را نداشتیم امامت یک ریاست معنوی عظیمی در دنیا و آخرت است که خدا به آدم بگوید جائلک للناس اماما تو از حالا تا قیامت امام مردم هستی باددر دماغ آدم نیفتد. منمیت آدم را نگیرد، تواضع آدم زخم نخورد، و خیلی چیزهای دیگر.

چرا ابراهیم را انتخاب کردم چون قبل از انتخاب با تمام تکالیف رو به رو کردم گفتم اینها بر عهده تو است عمل کردنش، تمامش را به طور کامل نه ناقص، اتمهن کامل انجام داد هر تکلیفی با معرفت انجام گرفت، با همت انجام گرفت، با عشق انجام گرفت، لله انجام گرفت، بعد از اینکه کار تمام شد یعنی خودش را نشان داد به من که چقدر لیاقت دارد، آن وقت بهش گفتم انی جائلک للناس اماما.

خب این پرونده مربوط به امامت امام که چرا به عنوان امام انتخاب شد، پرونده  ما هم مربوط به مامومیت ماست ما ماموم انتخاب شدیم که دنباله‌رو امام انتخاب شده خدا باشیم به نفع خودمان. به سود خودمان، من یک آیه‌ای را برایتان بخوانم از سوره شوری عجب آیه‌ای است.

قل به پیغمبر می‌گوید قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً ﴿الأنعام‏، 90﴾، من برای زحمات پیغمبری و امامتم امامت هدایت هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم، هیچ، الا المودة فی القربی مگر مودت مربوط به اهل بیتم، مودت من در قوی‌ترین کتابهای اهل تسنن از جمله تفسیر المنار جلد هفتم دیدم که رشید رضا که عرب بود دیگر ایرانی نبود که بهش بچسبانیم تو نسبت به این مسائل تعصب داری، نه عرب بود می‌گوید مودت یعنی محبتی که از دل این محبت اقتدا دربیاید، اگر اقتدایی در کار نباشد فقط محبت است محبت بی‌اقتدا هم کاربرد ندارد. کاری صورت نمی‌گیرد.

ما یک دانشمندی داشتیم بیروت بود پارسال مرد نود و دو سه سالش بود، یک کتاب پنج جلدی نوشته من دارم به نام صوت العدالت الانسانیه، این پنج جلد شخصیت‌شناسی امیرالمومنین است، که مرحوم آیت الله العظمی حکیم برای این کتاب در نجف جشن خیلی مفصلی گرفت و نویسنده آن را دعوت کرد جایزه بهش داد خیلی کتاب بالایی است نویسنده مسیحی است، مسیحی مارونی، جناب نویسنده بر اثر عشق شدید به امیرالمومنین اما به عنوان یک انسان عربی دقت بفرمایید خرابکاری برای کجاست، عشق شدید به علی به انسان یک انسان عربی که آره مردم دنیا ما عربها را ببینید علی داریم، نمی‌گوید جهان خوش به حالت علی داری ملائکه خوش به حالت علی داری، انسان‌ها خوش به حالتان علی دارید، به عنوان عشق به یک انسان عربی این پنج جلد کتاب را نوشت. واقعا هم زحمت کشید، چند تا زبان هم تا حالا ترجمه شده به زبان ایرانی هم ترجمه شده. اما تا پارسال که مرد تا نبرده بودند بیمارستان برای یک وعده غذایش هم گوشت خوک می‌خورد هم برای رفع خستگی و توان بدن آبجو می‌خورد، ولی عاشق علی بود.

مسیحی مارونی هم از دنیا رفت بردنددر قبرستان مسیحی‌ها خاکش کردند محبت بدون اقتدا به درد نمی‌خورد، خدا به پیغمبر می‌گوید به مردم بگو پاداش رسالت من محبت به اهل بیت من توام با اقتدای در همه چیز به آنهاست، این مزد من، پس ما شیعه هزار و پانصد سال است داریم به پیغمبر مزد می‌دهیم الان این مزدها روی همدیگر چقدر شده، اما خدا به پیغمبر در یک آیه دیگر می‌گوید به ملت بگو و ما سئلتکم علیه من اجر فهو لکم، این مزدی هم که به من می‌دهید در جیب خودتان می‌رود چیزی گیر من نمی‌آید یعنی همش برای شما، چه سفره‌ای را باز کرده پروردگار عالم برای بندگانش. چه کار کرده.

ولی امیرالمومنین می‌گوید با نفرت از خدا فرار می‌کنند و از طریق الهی درمی‌روند ولی با شوق و رغبت به ابلیس و شیاطین رو می‌کنند. خب یک نکات خیلی مهمی هم از امامت ابراهیم یادداشت کرده بودم که برایتان بگویم خیلی مهم است، انشالله برای جلسه بعد. امروز را هم به عنوان روز عیدبگذرانیم که به فرمایش امام صادق عمل کرده باشیم که در شادی‌های ما محزون نباشید خدایا بهره ما و زن و بچه و نسل ما را از امامت امامانی که قرار دادی کامل کن، خدایا دنیا و آخرت ما را ماموم امامان انتخاب شده‌ات قرار بده، خدایا خیمه زندگی ما را از حوزه امامت امامان انتخاب شده‌ات به عرصه فرهنگ‌های ابلیسی مینداز. خدایا به حقیقتت گذشتگان ما را بیامرز، خدایا شادی و نشاط در عبادت را در ما زیاد فرما نفرت از گناه را در ما شدید فرما، هر چی خدمتگزار صادق در هر لباسی که هست در این مملکت به مردم و ملت خدمت می‌کند توفیقش را اضافه فرما. خدای چوب لای چرخ بگذارها را هم زمینگیر کن. خدایا جوانان دختر و پسر ما را دوباره به دینت برگردان، خدایا عمل و اخلاق و وجود ما را دین‌گریز قرار نده.  

 

 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
ذی القعده 1395 اصفهان بیت الاحزان اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی ششم سخنرانی ششم
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا