فارسی
شنبه 17 خرداد 1399 - السبت 14 شوال 1441

تهران _ دهه دوم شعبان 1395 -  بقعه شیخ طرشتی -  سخنرانی اول


ارزش شیعه و نشانه های آن - روز اول سه شنبه (28-2-1395) - شعبان 1437 - بقعه شیخ طرشتی -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

کتاب خدا از آینده خبر داده که مجموعه ی کره ی زمین تمام قاره ها و همه ی کشورها در نهایت به دست بندگان شایسته ی خداوند خواهد افتاد. می دانید تمام خبرهایی که پروردگار از گذشته ی عالم داده چه از شروع خلقت و چه از ملت ها و امت ها, خبرهای یقینی خبرهای قطعی و خبرهای حتمی است. همینطور خبرهایی که درباره آینده داده قرآن مجید خبرهایی است که حتما اتفاق خواهد افتاد یک بخش خبرها مربوط به عاقبت زمین و مردم زمین است یک بخش خبرها مربوط به عاقبت عالم و قیامت است. در خبرهای قرآن هم شک وجود ندارد ذٰلِكَ اَلْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ ﴿البقرة، 2﴾ در این قرآن هیچ شکی و هیچ تردیدی راه ندارد. خیلی از خبرهای گذشته قرآن درباره ی تمدن ها بعد از جست و جوها و کاوش ها برای دانشمندان معلوم شده که خبرهای قطعی و حتمی بوده بر همین منوال خبرهایی هم که از آینده می دهد حتمی است و قطعی است.

این آیه ای که قرائت می کنم یکی از آیات مربوط به اوضاع آینده ی کره ی زمین است أَنَّ اَلْأَرْضَ الارض یعنی کل ارض, کلمه ارض در این آیه ی شریفه یک مملکت خاص را نمی گوید یک جغرافیای ویژه را نمی گوید ان الارض یعنی همه ی روی زمین چه خواهد شد در آینده؟ يَرِثُهٰا این همه ی کره ی زمین را در اختیار می گیرند چه کسانی؟ عِبٰادِيَ اَلصّٰالِحُونَ  ﴿الأنبياء، 105﴾ بندگان صالح من, بندگان شایسته ی من.

اگر در قرآن کریم دقت شود اگر در روایات اهل بیت دقت شود ما می بینیم پروردگار عالم, ائمه طاهرین از مردم مومن واقعی علاوه بر اینکه تعبیر به مومن دارند تعبیر به صالح هم دارند تعبیر به شیعه هم دارند. این را که عرض می کنم برای خودم ثابت است چون هم تمام آیات قرآن مجید را من مورد دقت قرار دادم هم سه بار همه ی قرآن را ترجمه کردم و هم یک بار چهار هزار روایات اصول کافی را دقت کردم و ترجمه کردم با بسیاری از روایات بحار الانوار که صد و ده جلد است آشنا هستم با روایاتی که وافی فیض کاشانی, علم الیقین فیض, محجة البیضاء فیض نقل کردند هم آشنا هستم. ما در قرآن مجید هم لفظ مومن داریم که زیاد دیدید هم لفظ شیعه دیدید داریم در سوره ی شعرا و صافات  است وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرٰاهِيمَ  ﴿الصافات‏، 83﴾ و هم لفظ صالح را داریم و مشتقاتش را. در روایات هم همینطور اگر قرآن و روایت می فرماید بنده ی صالح یعنی مومن واقعی یعنی شیعه ی واقعی بعد از نزول قرآن تا قیامت, یعنی مومن واقعی یعنی صالح واقعی سه تا لغت است مومن, صالح, شیعه ولی اینها برای یک نفر استعمال شده برای یک نوع انسان استعمال شده و آن انسان انسانی است که از ارزش ها کم ندارد انسان جامعی است انسان کاملی است اگر می فرماید أَنَّ اَلْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ اَلصّٰالِحُونَ  ﴿الأنبياء، 105﴾ یرث فعل مضارع است در برابر ماضی, یرث یعنی در آینده تمام کره ی زمین را بندگان صالح من در اختیار می گیرند. یعنی بندگان مومن واقعی من یعنی بندگان شیعه ی واقعی من یعنی بندگانی که خودشان عادل اند عاشق عدالت هستند و پیاده کننده عدالت هستند نه ظالمی که عدالت را دوست دارد و نه ظالمی که عدالت را پیاده می کند نه, صالحان یعنی آنهایی که عادل اند هم در اندیشه هم در علم و هم در اخلاق و عاشق عدالت اند و پیاده کننده عدالت اند که این بندگان صالح الهی یعنی این شیعیان واقعی این مومنان واقعی به سرپرستی و به رهبری وجود مبارک امام دوازدهم که در راس مومنان است در راس صالحان است در راس شیعیان است زمین را از همه ی فسادها پاک می کنند از همه ی ظلم ها پاک می کنند و گوشه به گوشه ی زمین جا به جای زمین را از عدل و داد پر می کنند. یعنی روزگار را به سبکی درمی آورند این شیعیان واقعی که در آن روزگار مردم دیگر تلخی ظلم را در هیچ برنامه ای نه مالی, نه خانوادگی, نه اجتماعی, نه اقتصادی می چشند و در برابر, همه ی مردم عالم شیرینی عدالت را خواهند چشید.

 حالا این شیعیان واقعی این صالحان واقعی این مومنان واقعی چه ویژگی هایی دارند؟ در یک روایتی وجود مبارک امام صادق دوازده ویژگی برای شیعه ی واقعی بیان می کنند که البته در زمان خودشان و بعد از خودشان تا روزگار ما چنین شیعیانی با چنین ویژگی هایی تعدادشان خیلی کم بوده وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ اَلشَّكُورُ  ﴿سبإ، 13﴾ این تعداد کم اگر بخواهند اگر می خواستند سفره ی ظلم را از همه ی کره ی زمین جمع کنند توانایی نداشتند اگر می خواستند سفره ی عدالت را در کل زمین پهن کنند قدرت نداشتند. من در این زمینه روایات زیادی را دارم برایتان بگویم یکی دو سه تایش را برایتان عرض می کنم که بدانید اینکه قرآن می فرماید وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ اَلشَّكُورُ  ﴿سبإ، 13﴾  کم اند اندک اند بندگان شکور من شکور یعنی چه؟ یعنی آنهایی که هر نعمتی را بهشان دادم در جای معین خودش هزینه کنند این معنی شکر است. معنی شکر مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی که از بزرگترین علمای شیعه است فیلسوف است حکیم است ریاضی دان است فقیه است متکلم است منطقی است و آگاه است به آیات و روایات, می فرمایند شکر دارای سه مرتبه است یک مرتبه ی قلبی, یک مرتبه ی قولی و یک مرتبه ی فعلی. حالا ببینید یک چنین شاکری چندتا است در این عالم؟

اما مرتبه ی قلبی اش, شاکر یعنی آن کسی که قلبش شاکر است قلب شاکر به چه قلبی می گوید اسلام, به قلبی که از همه رذائل پاک باشد آلوده به ریا, آلوده به کبر, آلوده به حرص, آلوده به حسد, آلوده به بخل نباشد. آراسته ی به ایمان, به اعتقاد به قیامت, به اعتقاد به انبیاء, به اعتقاد به کتب آسمانی باشد این می شود قلب شاکر این می شود مرتبه ی شکر قلبی. حالا چندتا از این قلب ها داریم؟ خیلی کم داریم قلبی که حسود نیست متکبر نیست حریص نیست بخیل نیست ریاکار نیست سخت نیست مومن است معتقد به قیامت است انبیاء را باور دارد کتاب‌های آسمانی را باور دارد چندتا است مگر این چنین قلبی؟ این قلب شاکر.

اما مرتبه ی دیگر شکر قولی است که آدم هر نعمتی را خدا بهش عطا کرد هم از این نعمت پیش دیگران با رضایت حرف بزند و هم شکرا له الله بگوید. شکر عملی هم به این است که چشم, گوش,زبان, دست, شکم, عضو شهوت و قدم از تمام گناهانی که مربوط به این هفت عضو است کنار بماند. این شاکر, خب معلوم است که مشتری چنین شکری خیلی کم است اگر زیاد بود پروردگار نمی فرمود وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ اَلشَّكُورُ  ﴿سبإ، 13﴾ معلوم می شود خیلی کم است خیلی کم است به ندرت پیدا می شود یک چنین شاکری. مومن, صالح, شیعه ی واقعی هم کم است.

امام هشتم می فرماید پیغمبر عظیم الشان اسلام وقتی از دنیا رفتند با اینکه مدینه پر از جمعیت مکه هم پر از جمعیت بود بین مکه و مدینه هم چادرنشین و قبیله زیاد بود اما شیعه ی واقعی و مومن واقعی دوازده نفر بیشتر نبودند. این گفتار امام هشتم است, شیعه ضعیف که زیاد است میلیون میلیون مومن ضعیف هست شیعه ی ضعیف هست اما شیعه ی کامل و شیعه ی جامع خیلی کم است دوازده نفر بعد از بیست و سه سال رنج کشیدن پیغمبر دوازده تا در این چارچوب رشد کردند و قبول کردند.

سدیر صیرفی می گوید در اصول کافی, من یک روز آمدم خدمت امام صادق گفتم آقا شیعه کم ندارید چرا قیام نمی کنید؟ چرا حکومت بنی عباس را ریشه کن نمی کنید؟ چرا؟ امام فرمودند من چندتا شیعه ی واقعی دارم؟ گفت آقا به نظرم می آید از صد هزارتا بالاتر. فرمودند سدیر من می خواهم بروم در یکی از دهات های اطراف مدینه کاری دارم با من همسفر می شوی؟ گفتم افتخار می کنم کاری هم ندارم که عذر بخواهم. آمدیم در حیاط امام صادق دستور دادند یک قاطر آوردند یک دانه الاغ, به من فرمودند سوار قاطر شو من هم سوار الاغ می شوم گفتم یابن رسول الله این بی ادبی به محضر شماست فرمود تو مهمانی ما دستور داریم مهمان را اکرام کنیم شما هم تعارف نکن امر امامت را اطاعت کن شیعه ی واقعی با امام بگو مگو ندارد سوار این مرکب شو, چشم آنجا نرو, چشم با فلانی معاشر نباش, چشم در برابر خدا و پیغمبر و امام چقدر در قرآن و روایات به ما دستور تسلیم دادند به ما که نگفتند در مقابل جاهل و نفهم تسلیم باش به ما گفتند تسلیم خدا باش یعنی تسلیم علم بینهایت, حکمت بینهایت تسلیم پیغمبر باش یعنی تسلیم فرستاده ی خدا که جز خیر دنیا و آخرت شما را نمی خواهد. تسلیم امام باش یعنی امیرالمومنینی که مخزن علم پروردگار و مخزن تقوا و دلسوزی است به ما که نگفتند تسلیم این و آن باش اگر به ما گفتند تسلیم باش گفتند تسلیم منبع همه ی ارزش ها باش چون در این تسلیم شدن خیلی چیز گیرت می آید دنیا و آخرت گیرت می آید چون و چرا نباید کرد با خدا, با قرآن, با امام, با پیغمبر.

فرمودند شما سوار این مرکب شو. سوار شد از مدینه بیرون رفتیم در یک بخش از بیابان یک چوپانی یک تعداد گوسفند می چراند یک مرتبه امام صادق به من التفات کردند فرمودند سدیر این گوسفندچران را می بینی؟ گفتم بله یابن رسول الله فرمود گوسفندهایش را هم می بینی؟ گفتم بله یابن رسول الله فرمود پیاده شو برو گوسفندها را بشمر و برگرد. من پیاده شدم رفتم گوسفندها را شمردم و برگشتم سوار شدم فرمود چندتا بودند؟ گفتم شانزده تا. فرمود من به این تعداد در این کره ی زمین شیعه ی واقعی ندارم تو می گویی قیام کنم؟ کجا قیام کنم وقتی که شیعه کم است مومن کم است صالح کم است مگر در یک گوشه ای قیامی شود آن هم به تمام اهدافش نمی رسد اما اگر شیعه, شیعه کامل فراوان شود که بشود با آنها قیام جهانی کرد پروردگار به امام دوازدهم می گوید از غیبت بیا بیرون خودت را آشکار کن و آمدنت را به مردم دنیا اعلام کن چون نیروی لازم آماده شده. صالحین, با آن نیروی لازم امام دوازدهم یعنی با کمک آن نیرو, اگر خودش تنها می شد این کار را بکند که پانصد ششصد سال بود خدا می گفت برو این کار را بکن اما چرا تا حالا امر نکرده؟ چون نیروی لازم وجود ندارد اما وقتی نیروی لازم به وجود آمد بله, ایشان می آید هم سفره ی ستمکاری را جمع می کند ستم در خانواده ها, ستم های اقتصادی, ستم‌های سیاسی, ستم های اجتماعی, غارتگری, اختلاس, رشوه, خونریزی, زنا,ظلم های دیگر و هم سفره ی عدالت را در تمام جهان با کمک نیروهای لازم پهن می کند.

این خبر را هم پیغمبر کرارا دادند یملأ الله به  الارض قسطا و عدلا, همه ی جهان را از عدالت و قسط پر می کند كما ملأت ظلما و جورا, ببینید همین الان ما هیچ کشوری را نداریم که در آن ظلم نباشد هیچ کشوری, در ایران خودمان در این اخبار حوادث روزنامه ها ببینید هر روز آدم می کشند, دختر می دزدند, زن می دزدند, پول می دزدند, زمین غارت می کنند, اختلاس می کنند ظلم الان سراسری است در عالم اما آن روزگار طبق آیه ای که قرائت کردم خبر از آینده می دهد نیروی شایسته زیاد است امام با کمک این نیروی شایسته سفره ی ظلم را جمع می کند و عدالت را پهن می کند با شیعیان واقعی.

باز یک روایت دیگر, حضرت باقر می فرماید, این هم روایت عجیبی است در جنگ صفین که حدود سه ماه طول کشید و نهایتا هم به شکست لشگر امیرالمومنین منتهی شد یعنی مردم از معاویه و عمروعاص شکست خوردند. امام باقر می فرماید در جنگ صفین تعداد یاران واقعی جدم امیرالمومنین به چهل نفر نمی رسید. خب شکست خوردند چون نیروی شایسته ی لازم نبود چون نیروی صالح شایسته خیلی کم بود.

 در زمان های بعد از امیرالمومنین هم همینطور بود نمی خواهم ناراحتتان کنم دلتان بسوزد ولی این روایت را هم بگویم که برای خودم هم خیلی سنگین است امام چهارم می فرماید گفتارشان برای بعد از حادثه کربلاست می‌فرمایند از مدینه تا مکه و دو طرف این دو شهر که حالا حدود هشتاد فرسخ است زمان حضرت جاده حدودا هشتاد فرسخ بود حالا اتوبانش کردند و کمش کردند, از مدینه تا مکه بیست نفر نیستند که ما اهل بیت را دوست داشته باشند بیست نفر. خب نیروی صالح نبود قیام ائمه منتفی بود ولی آیه که از آینده جهان خبر می دهد می گوید عباد شایسته ی من تمام زمین را در اختیار می گیرند چون نیرویشان زیاد است نفرات زیاد و همه هم مومن واقعی, شیعه ی واقعی, صالح واقعی.

خب حالا نشانه های این شیعه های واقعی چیست؟ که ما بعضی هایش را داریم قسمتی اش را نداریم باید اسم ما را بگذارند شیعه ی ضعیف. نه اینکه اهل نجات نباشیم هستیم ولی در قیامت نمره ی خیلی بالایی نداریم حیف هم هست چون ما هر چه از ویژگی های شیعه ی واقعی کم داشته باشیم به اندازه ی آن کم داشتن در قیامت چیزی گیرمان نمی آید چون ما باید در قیامت یک حقایقی را ارائه بدهیم که پروردگار عالم در برابر ارائه آن حقایق بهشت به ما ارائه دهد وقتی چیزی نداریم ارائه دهیم خب به اندازه ی همانی که داریم بهمان ارائه می دهند. چرا در روایات ما و با توجه و دقت در آیات قرآن پروردگار عالم نمی گوید یک بهشت در اکثر آیات می گوید جنات جمع می گوید چندتا بهشت که روایات توضیح می دهند به خصوص امیرالمومنین که بهشت های قیامت هشت بهشت است. چرا هشت بهشت؟ اگر همه کامل بودند خب یک دانه بهشت داشت خدا, ولی هشت تا شدن بهشت به تناسب شدت و ضعف مردم مومن و شیعیان ضعیف و صالحین ضعیف است. آنهایی که واقعا مومن کامل اند شیعه ی کامل اند صالح کامل اند جایشان فردوس است اسم بهشت آنها فردوس است. اَلَّذِينَ يَرِثُونَ اَلْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ  ﴿المؤمنون‏، 11﴾ بعد از منبر جزء هجده قرآن سوره ی مبارکه ی مومنون را باز کنید از بسم الله الرحمن الرحیم اول سوره ی مومنون تا الذین یرثون الفردوس را بخوانید پروردگار عالم ویژگی های مومن کامل را در ده تا آیه بیان کرده ولی من خودم هم این ده تا آیه را می بینم می بینم بعضی چیزهایش را ندارم. مثلا یک آیه اش این است وَ اَلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ  ﴿المعارج‏، 29﴾ مومنان واقعی حافظ شهواتشان از حرام اند ولی خیلی از ما مقدمات این حفظ را نداریم آن هم چشم چرانی است. پس ما در چشم مومن کاملی نیستیم هستیم؟ نه! پس ما اهل جهنم هستیم؟ نه! می برنمان بهشت اما یک بهشت پایین تر از بهشت صالحان کامل و مومنان کامل. اینها را شما از آیات قرآن به راحتی می توانید درک کنید.

حالا من متن گفتار امام ششم را که هم صدوق نقل کرده صدوق آدم کمی نیست صدوق عالمی است که از قرن سوم تا حالا دوازده قرن است علمای شیعه از مرجعیت تا یک عالم معمولی سر سفره ی کتاب هایش نشسته سیصد جلد کتاب دارد صدوق. و هم مرحوم علامه مجلسی نقل کرده این روایت را چقدر هم روایت عالی است معرفی شیعه ی واقعی یعنی شیعیان زمان امام عصر که تعداد خیلی می رود بالا نیرو برای جمع کردن سفره ی ظلم آماده است و برای پهن کردن سفره ی عدالت, اما الان آماده نیست لذا ما در ظلم کشورها داریم می سوزیم در کشور خودمان هم خیلی ها آدم های ظالمی هستند غاصب اند, دزداند, قاتل اند, آدم کش اند, جیب بر اند, نمی دانم قاچاق فروش اند چه جنایاتی به این جوان ها می کنند ظلم است ولی ما نیرویمان خیلی کم است نمی توانیم این سفره را جمع کنیم. همه هم می گویند پس این انقلاب چه کار کرد؟ انقلاب اگر نیرو داشت که سفره ظلم را کامل جمع می کرد ندارد. مگر یازده امام ما نیرو داشتند سفره ظلم را جمع کنند نشد که جمع کنند نیرو نبود.

یک کسی آمد خدمت حضرت عسگری گفت من آمدم پیش شما از راه دور هم آمدم که شیعه ی واقعی شوم فرمود تو تا لحظه ی مردنت شیعه ی واقعی نخواهی شد شیعه ی ضعیف هم نخواهی شد. کم است آن کسی که می‌خواهد شیعه شود کامل این دوازده تا در او باید جمع باشد. شیعتنا, که من به نظرم حضرت دارد شیعیان زمان امام دوازدهم را می گوید ای کاش ما هم آنطور بودیم الان هم اگر بخواهیم آنطور باشیم می توانیم شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد, شیعیان ما یک توان روحی بالایی دارند که نسبت به گناهان ضد معصیت هستند این یک علامتشان. حالا من از قول پیغمبر ورع را برایتان امروز اگر نشد در جلسات بعد معنی می کنم اینقدر زیبا پیغمبر ورع را معنی کردند آدم حظ می کند ما که یک خرده درس حوزه خواندیم واقعا حظ می کنیم از بعضی از مسائلی که پیغمبر و ائمه معنی کردند. حالا در معانی ورع این مساله هست که شیعه یک نیروی دفعی در وجودش است که گناه نمی تواند زلفش را با زلف شیعه گره بزند قهر است با گناه آشتی نمی کند این یک علامت شیعه.

و الاجتهاد, امام ششم می فرماید ما شیعه ی تنبل, سست, ضعیف, در روی از عمل, فراری از کار مثبت نداریم شیعه ی ما زبر, زرنگ, اهل فعالیت مثبت و اهل کوشش مثبت است. بعضی ها خیلی کوشش دارند خیلی, چند سال پیش یک عالمی از دنیا رفت من دلم می خواست شرح حالش را ببینم یک روزی در یک مرکز علمی بودم قم آنها گفتند ما کتاب هایش را داریم سی دی می کنیم کلش را یک سی دی گفتم چند جلد کتاب این عالم نوشت و مرد؟ گفتند هزار و چند کتاب نوشته. این فعالیت است.

و اهل الوفاء و الامانه, شیعیان ما آدم وفاداری اند نسبت به خدا, قرآن, ائمه, پیغمبر, مردم, تعهدات و امین اند امین. به نان شب محتاج است یک میلیارد پیشش امانت بگذار بگو ده ماه دیگر می آیم می گیرم ده ماه دیگر برو عین آن پول را به تو پس می دهد. یک دویست تومان و یک پانصد تومانش را برنمی دارد یک نان خالی برای زن و بچه‌اش بخرد.

و اهل الزهد و العباده, شیعیان ما وابسته ی عشقی به متاع دنیا نیستند که به اسارت دربیایند و اهل بندگی پروردگار هستند. این شش تا اصحاب احدي و خمسین رکعت فی اليوم و  اللیلة, شیعیان ما شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز را دارند هفده رکعتش واجب است بقیه اش هم نماز شب است و نمازهای مستحب قبل از نمازهای واجب و بعد از نمازهای واجب. این هم یک علامت شیعیان ما.

القائمون به اللیل, شب کش نیستند شیعیان یک مقدار شب را می خوابند اما یک مقدار شب را قیام به علم دارند قیام به مطالعه دارند قیام به گریه دارند قیام به بندگی دارند. الصائمون به النهار, شیعیان ما روزه به جانشان بسته است حالا واجبش که واجب است مستحبش هم همینطور. یحجون البیت الحرام , همان سال اولی که مستطیع هستند مکه هستند اگر راه باز باشد اگر نوبتشان برسد. یزکون اموالهم, شیعیان ما نه زکات مالشان را می خورند نه خمس مالشان را می بلعند اهل خوردن حق حق داران زکات نیستند اهل بلعیدن خمس هم که مدرکش در سوره ی انفال است نیستند بخیل نیستند اگر باید زکات بدهند راحت زکات می پردازند اگر باید خمس بدهند راحت خمسشان را می پردازند این جمله ی آخرشان خیلی جالب است که من هی روی منبر امروز گفتم شیعه ی واقعی کم است شیعه‌ی کامل کم است این است و یجتنبون کل محرم, شیعیان ما هر چه را خدا بهشان حرام کرده از آن کنار ماندند اینها شیعیان کامل زمان حضرت امام عصر هستند که زیاد هم می شوند و وقتی که تعداد به حد  نساب رسید برای مبارزه ی با ظلم امام ظهور می کند.

حرف امروز تمام, شب ولادت وجود مبارک حضرت علی اکبر است من ذکر مصیبت نمی کنم اما برای شما جوانان عزیزم یک جمله از امام صادق درباره ی علی اکبر می گویم که بعضی از شما جوان ها کم شنیدید علی اکبر حداقل سنی که برایش نوشتند هجده است که ضعیف روایتش, اما حداکثر سنی که نوشتند و من هم همین حداکثر را قبول دارم بیست و پنج سال است یعنی بزرگتر از زین العابدین بوده در کربلا. در هر صورت یک جوان بیست و پنج ساله در روزگار ما از ده تا هشت تایشان کپسول شهوات اند که دائم هم این کپسول را باز می کنند و بمباران می کنند خودشان را و طرف مقابلشان را. اما امام صادق می فرماید از زمانی که اکبر ما به دنیا آمد تا روز عاشورا که شهید شد در این بیست و پنج سال به اندازه ی یک پلک به هم خوردن از خدا جدا زندگی نکرد. اصلا خیلی حرف سنگینی است خیلی.

خدایا به حقیقت علی اکبر ما را شیعه ی واقعی قرار بده, زن و بچه ها و نسل ما را شیعه ی واقعی قرار بده, خدایا شیعه را در دنیا از همه ی حوادث حفظ فرما, محراب و منبر و رمضان و محرم و صفر و مرجعیت و رهبری شیعه را از حوادث حفظ فرما, خدایا ایام ولادت امام دوازدهم است الان امام زمان را دعاگوی ما و زن و بچه های ما قرار بده.

 

کلیپ های منتخب این سخنرانی
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
- تهران حسینیه شهدا- فاطمیه 94 سخنرانی سوم - تهران حسینیه شهدا- فاطمیه 94 سخنرانی چهارم - تهران حسینیه شهدا- فاطمیه 94 سخنرانی پنجم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی اول - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی دوم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی سوم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی چهارم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی پنجم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هفتم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هشتم - اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی نهم - قم-مسجد اعظم - ذي الحجه(دهه اول) ١٣٩٥ - جلسه دوم - تهران مسجد امیر ذی الحجه 95 سخنرانی اول - تهران ـ مسجد امیر ـ دهه دوم ذی الحجه 1395 ـ جلسه ی چهارم - تهران/ حسینیه مرحوم آیت الله علوی/ دهۀ اوّل محرم/ پاییز 1395هـ.ش. سخنرانی دوم - خوی دهه دوم محرم 95 بقعه شیخ نوایی سخنرانی دوم - تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی چهارم - تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی ششم - تهران مسجد شهید بهشتی دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی هفتم - تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی هفتم - تهران هیئت محبان‌الزهرا دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی اول - تهران مسجد رسول اکرم دههٔ اوّل جمادی‌الاوّل 1395 سخنرانی نهم
سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی ها تهران _ دهه دوم شعبان 1395 -  بقعه شیخ طرشتی -  سخنرانی اول
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز