فارسی
پنجشنبه 31 خرداد 1397 - الخميس 6 شوال 1439

دعای 51 - دعاي آنحضرت در تضرع و زاري به درگاه حق

متن عربی متن ترجمه
وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام‏ فِى التَّضَرُّعِ وَالاِْسْتِكانَة
«دعاى آن حضرت در تضرّع و فروتنى»
اِلهى اَحْمَدُكَ - وَاَنْتَ لِلْحَمْدِ اَهْلٌ - عَلى‏ حُسْنِ صَنيعِكَ
خداوندا تو را مى‏ستایم - و تو سزاوار سپاسى - در برابر احسانت
اِلَىَّ، وَسُبُوغِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ، وَجَزيلِ عَطآئِكَ عِنْدى، وَعَلى‏
به من، و فراوانى نعمتهایت بر من، و عطاى بزرگت به نزد من، و بر
ما فَضَّلْتَنى بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَاَسْبَغْتَ عَلَىَّ مِنْ نِعْمَتِكَ،
رحمتى که مرا به آن فضیلت دادى، و نعمتى که بر من فراوان فرمودى،
فَقَدِاصْطَنَعْتَ عِنْدى مايَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرى،وَلَوْلا اِحْسانُكَ
زیرا که آنقدر به من عنایت کردى که شکر من - از آن قاصر است، و اگر احسان و لطف تو
اِلَىَّ، وَسُبُوغُ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ ما بَلَغْتُ اِحْرازَ حَظّى، وَلااِصْلاحَ
نسبت به من، و کمال نعمتت بر من در میان نبود، هرگز در به دست آوردن بهره‏ام، و اصلاح
نَفْسى، وَلكِنَّكَ ابْتَدَاْتَنى بِالْاِحْسانِ، وَرَزَقْتَنى فى اُمُورى
خویش موفق نمى‏شدم، این تو بودى که احسان را نسبت به من آغاز فرمودى، و کفایت در تمام کارهایم
كُلِّهَا الْكِفايَةَ، وَصَرَفْتَ عَنّى جَهْدَ الْبَلآءِ، وَمَنَعْتَ مِنّى
را روزى من نمودى، و رنج و زحمت بلا را از من گرداندى، و قضاى دهشت‏زا
مَحْذُورَ الْقَضآءِ. اِلهى فَكَمْ مِنْ بَلآءٍ جاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ
را از من منع کردى. خداوندا چه بسا بلاى جانکاه که از من گرداندى!
عَنّى! وَكَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سابِغَةٍ اَقْرَرْتَ بِها عَيْنى! وَكَمْ
و چه بسا نعمت فراوانى که دیده‏ام را به آن روشن ساختى! و چه بسا
مِنْ صَنيعَةٍ كَريمَةٍ لَكَ عِنْدى! اَنْتَ الَّذى اَجَبْتَ عِنْدَ
خوبیهاى ارجمندى که به من ارزانى داشتى! تویى که به وقت اضطرار دعایم را
الْاِضْطِرارِ دَعْوَتى، وَ اَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثارِ زَلَّتى، وَ اَخَذْتَ
اجابت کردى، و به وقت درافتادن از لغزشم گذشتى، و حق مرا
لى مِنَ الْاَعْدآءِ بِظُلامَتى. اِلهى ما وَجَدْتُكَ بَخيلاً حينَ
از دشمنان گرفتى. خداوندا وقتى به درگاهت به گدایى برخاستم تو را بخیل
سَئَلْتُكَ، وَلا مُنْقَبِضاً حينَ اَرَدْتُكَ، بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعآئى
نیافتم، و چون قصد تو کردم تو را گرفته ندیدم، بلکه تو را شنونده
سامِعاً، وَ لِمَطالِبى مُعْطِياً، وَ وَجَدْتُ نُعْماكَ عَلَىَّ سابِغَةً فى
دعایم، و عطا کننده خواسته‏هایم دیدم، و نعمتهاى تو را بر خود کامل دیدم
كُلِّ شَاْنٍ مِنْ شَاْنى، وَكُلِّ زَمانٍ مِنْ زَمانى، فَاَنْتَ عِنْدى
در هر حالى از حالاتم، و هر زمانى از زمانهایم، تو نزد من
مَحْمُودٌ، وَصَنيعُكَ لَدَىَّ مَبْرُورٌ، تَحْمَدُكَ‏نَفْسى وَ لِسانى
ستوده‏اى، و احسانت در نظرم پسندیده است، جان و زبان و خرد من تورا
وَعَقْلى، حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفآءَ وَحَقيقَةَ الشُّكْرِ، حَمْداً يَكُونُ
مى‏ستایند، چنان ستایشى که به کمال و کنه شکر رسد، ستایشى که در نهایت
مَبْلَغَ رِضاكَ عَنّى، فَنَجِّنى مِنْ سُخْطِكَ. ياكَهْفى حينَ
خشنودى تو از من باشد، پس مرا از خشم خود رهایى ده. اى پناه من
تُعْيينِى الْمَذاهِبُ، وَيا مُقيلى عَثْرَتى، فَلَوْلا سَتْرُكَ عَوْرَتى
به وقتى که راهها مرا خسته کند، و اى درگذرنده لغزشهایم، اگر عیب‏پوشى تو
لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحينَ، وَيا مُؤَيِّدى بِالنَّصْرِ، فَلَوْلا نَصْرُكَ
بر من نبود از رسوایان بودم، و اى دستگیر من از سر نصرت و یارى، اگر یارى تو نبود
اِيّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبينَ، وَيا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ
از شکست خوردگان بودم، و اى آن که سلاطین در پیشگاهت یوغ خوارى و ذلّت
الْمَذَلَّةِ عَلى‏ اَعْناقِها، فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ، وَ يا
بر گردنهایشان نهاده‏اند، و از سطوت حضرتت در خوف و وحشتند، اى آن که
اَهْلَ التَّقْوى‏، وَيا مَنْ لَهُ الْاَسْمآءُ الْحُسْنى‏، اَسْئَلُكَ اَنْ
سزاوارى که از تو پروا گیرند، اى آن‏که نامهاى نیکو از آن توست، از تو خواهش دارم که از من
تَعْفُوَعَنّى، وَتَغْفِرَ لى، فَلَسْتُ بَرِيئاً فَاَعْتَذِرَ، وَلا بِذى قَوَّةٍ
بگذرى، و مرا مورد مغفرت قرار دهى، چون از گناه پاک نیستم تا معذور باشم، و نیرومند نیستم تا پیروز
فَاَنْتَصِرَ، وَلا مَفَرَّ لى فَاَفِرَّ، وَ اَسْتَقيلُكَ عَثَراتى، وَ اَتَنَصَّلُ
شوم، و گریزگاهى ندارم که بگریزم، از تو مى‏خواهم که لغزشم را نادیده بگیرى، و از گناهانم
اِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِى الَّتى قَدْ اَوْبَقَتْنى، وَ اَحاطَتْ بى فَاَهْلَكَتْنى،
که مرا دچار ساخته، و سراپایم را فرا گرفته و سبب هلاکتم شده پوزش مى‏طلبم،
مِنْها فَرَرْتُ اِلَيْكَ - رَبِّ - تآئِباً فَتُبْ عَلَىَّ، مُتَعَوِّذاً فَاَعِذْنى،
من از گناهانم در حال توبه به‏جانب تو گریخته‏ام پس توبه‏ام را بپذیر، به‏تو پناهنده شده‏ام پس پناهم بده،
مُسْتَجيراً فَلاتَخْذُلْنى، سآئِلاً فَلاتَحْرِمْنى، مُعْتَصِماً
از تو - زنهار مى‏طلبم پس دست از یاریم مکش، سائل درگاهت هستم پس محرومم مگردان، دست
فَلاتُسْلِمْنى، داعِياً فَلاتَرُدَّنى خآئِباً. دَعَوْتُكَ يا رَبِّ
به دامان توام پس رهایم مکن، دعاکننده‏ام پس نومیدم مساز. خداى من، تورا در حالى که
مِسْكيناً، مُسْتَكيناً، مُشْفِقاً، خآئِفاً، وَجِلاً، فَقيراً،
مسکین، مستکین، ترسنده، هراسناک، بیمناک، فقیر و بیچاره
مُضْطَرّاً اِلَيْكَ، اَشْكُو اِلَيْكَ - يا اِلهى - ضَعْفَ نَفْسى عَنِ
درگاهت هستم خواندم، خداوندا، از ضعف نفسم که نمى‏توانم در
الْمُسارَعَةِ فيما وَعَدْتَهُ اَوْلِيآئَكَ، وَالْمُجانَبَةِ عَمّا حَذَّرْتَهُ
آنچه دوستانت را وعده داده‏اى پیشى گیرم، و از آنچه دشمنانت را برحذر
اَعْدآئَكَ، وَكَثْرَةَ هُمُومى، وَ وَسْوَسَةَ نَفْسى. اِلهى
داشته‏اى دورى کنم، و از اندوه زیاد، و وسوسه‏هاى نفس خود به حضرتت شکایت آورده‏ام. خداوندا، مرا
لَمْ‏تَفْضَحْنى بِسَريرَتى، وَلَمْ تُهْلِكْنى بِجَريرَتى، اَدْعُوكَ
به نیت سوئم رسوا ننمودى، و به گناهم هلاک نساختى، تو را مى‏خوانم
فَتُجيبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ تَدْعُونى، وَ اَسْئَلُكَ كُلَّ ما شِئْتُ
و تو مرا پاسخ مى‏گویى گرچه هنگامى‏که تو مرا مى‏خوانى در پاسخ تو کند هستم، و هر حاجتى که دارم
مِنْ حَوآئِجى، وَحَيثُ ماكُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرّى،
از تو مى‏طلبم، و هر کجا که باشم رازم را پیش تو مى‏سپارم،
فَلا اَدْعُو سِواكَ، وَلا اَرْجُو غَيْرَكَ، لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ، تَسْمَعُ
پس غیر تو کسى را نمى‏خوانم، و به غیر حضرتت به احدى امید ندارم، لبّیک، لبّیک، تو شکایت
مَنْ شَكا اِلَيْكَ، وَتَلْقى‏ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ، وَتُخَلِّصُ
شاکى به درگاهت را مى‏شنوى، و به کسى‏که به تو اعتماد کند رو مى‏آورى، و هرکه را به دامان
مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ - بِكَ. اِلهى فَلا تَحْرِمْنى
رحمتت درآویزد رهایى مى‏دهى، و هر که به تو پناهنده شود غمش را مى‏زدایى، خداوندا پس مرا به
خَيْرَ الْاخِرَةِ وَالْاُولى لِقِلَّةِ شُكْرى، وَ اغْفِرْ لى ما تَعْلَمُ
خاطر کمى شکرم از خیر دنیا و آخرت محروم مکن، و گناهانى را که از من
مِنْ ذُنُوبى، اِنْ تُعَذِّبْ فَاَنَا الظّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَيِّعُ الْاثِمُ
خبردارى ببخش، اگر مرا عذاب کنى من آنم که بر خود ستم روا داشتم و از حدّ و مرز خود پاى
المقَصر المضَجع المغفٍل حَظ نفسي, وَ اٍن تَغفٍر
نهادم و فرمانت را چنانکه باید مواظبت نکردم و از نصیب خویش از جانب تو غفلت ورزیدم، و چنانچه
فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ.
مرا مورد آمرزش قرار دهى پس تو مهربانترین مهربانانى.



پر بازدید ترین مطالب سال

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!!

شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!

حکایت خدمت به پدر و مادر

چگونه بفهميم كه خداوند ما را دوست دارد و از ...

طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین ...

فلسفه نماز چیست و ما چرا نماز می خوانیم؟ (پاسخ ...

سرانجام كسي كه نماز نخواند چه مي شود و مجازات ...

رضايت و خشنودي خدا در چیست و چگونه خداوند از ...

پر بازدید ترین مطالب ماه

نکاتی از عظمت و برکات عید فطر !‌

تفاوت مرگ ناگهانی با مرگ عادی!!

‌اثر حسنهٔ حضرت داود(ع)/ نگاه ملک الموت بر جوان ...

حضور 30 هزار ملک در مراسم تغسیل، تشییع و تدفین

عيد فطر، عيد بخشش و مغفرت

وداع با ماه مبارک رمضان

ذکری برای رهایی از سختی ها و بلاها

رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)

با این کلید، ثروتمند شوید!!

مرگ و عالم آخرت

پر بازدید ترین مطالب روز

چرا پیامبران در منطقه خاورمیانه بوده اند؟

استاد انصاریان: با فهم «بسم الله الرحمن ...

عظمت آية الكرسی (1)  

منظور از ولایت فقیه چیست ؟

چرا باید حجاب داشته باشیم؟

تقيه چيست و انجام آن در چه مواردي لازم است؟

کوچک نشمردن سیئات

داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏

آيا فكر گناه كردن هم گناه محسوب مي گردد، عواقب ...

آیا امام زمان ازدواج کرده و دارای اولاد ...