فارسی
يكشنبه 26 خرداد 1398 - الاحد 11 شوال 1440
  702
  0
  0

ابوالحتوف بن حرث وسعد بن حرث‏

ابوالحتوف بن حرث وسعد بن حرث‏


رجال مامقانى و اعيان الشيعه والكنى والالقاب از كتاب حدائق الورديه نقل مى‏كنند كه: اين دو برادر از خوارج نهروان بودند، و با عمر سعد براى جنگ با حضرت حسين عليه السلام و مقاتله با امام معصوم به سرزمين كربلا آمدند و تا روز عاشورا در لشگر عمر سعد بودند.
چون ياران حضرت حسين عليه السلام در كمال معرفت و اخلاص به جهاد برخاستند، و با جانفشانى از تنگناى زندگى موقت دنيا رستند و به لقاى حق پيوستند، آن دو برادر صداى غربت امام و يارى خواهى او را با جمله:
هل من ناصر ينصرنى و هل من معين يعيننى‏
شنيدند، و اضطراب و ناله و فرياد اهل بيت و زنان و دختران حرم را ديدند، با اندكى تأمل و انديشه در كار خود و در كار حضرت حسين عليه السلام دريافتند كه مسيرشان باطل و مسير حضرت حسين عليه السلام حق است، و اين تفكر و انديشه پاك سبب شد كه رحمت حضرت محبوب آنان را دريابد، و دست لطف و عنايت حق از آنان دست‏گيرى كند.
روى به يكديگر كردند و گفتند: ما شعارمان اين است:
لَاحُكْمَ إلّالِلّه وَلَاطَاعَة لِمَنْ عَصَى اللّه.
حكومت جز ويژه خدا نيست، و هرگز اطاعت و پيروى از كسى كه بر خدا عصيان ورزيده جايز نمى‏باشد.
آيا يزيد و ابن زياد و عمر سعد مطيع خدايند تا اطاعت از آنان جايز باشد، و حسين عاصى بر خدا تا پيروى از او حرام و ممنوع باشد؟!
اين حسين است كه فرزند پيامبر ماست، و از افق وجودش جز بندگى و عبادت و دانش و بصيرت طلوع نمى‏كند. اين عمر سعد است كه به خواسته حرام زاده‏اى چون ابن زياد براى كشتن حسين فرزند پيامبر- آن پيامبرى كه فرداى قيامت به شفاعت حضرتش در عرصه محشر اميد داريم- آمده!
چگونه و با چه دليل عقلى در اين حالى كه يكّه و تنهاست و دچار غربت و بى‏يارى است و هدفى جز حق ندارد با او بجنگيم و فرياد هل من ناصر او را پاسخ نگوييم؟!
پس هر دو كه از برق بصيرت دلشان روشن شده بود، و به عروة الوثقاى هدايت خاص حق چنگ زده بودند، و از چاه ضلالت بِدر آمده و به قلّه هدايت رسيده بودند، و اين معنا را عملا به اثبات رسانيدند كه مى‏توان با كمترين وقت به تجارت پرسود ابدى دست زد، و ساختمان بى‏پايه گمراهى را با توبه و بازگشت به حق و چنگ زدن به دامان امام هدايت تخريب و به جايش ساختمان با بنيان هدايت و فضيلت را ساخت، شمشير از غلاف كشيدند و به سوى حضرت حسين عليه السلام آمده، پيش روى حضرت با دشمن به مقاتله برخاستند و گروهى را به چاه هاويه در دوزخ پر عذاب فرستادند، و هر دو با كمال اخلاص و معرفت و بينش و بصيرت در برابر ديدگان حضرت حسين عليه السلام آن منبع شرافت و عزت به شرف شهادت نائل شدند، تا به جهانيان ثابت كنند كه توبه و بازگشت، و انديشه و تفكّر و از خود گذشتگى، و پيروى از مقام امامت و ولايت گرچه در زمانى اندك مى‏تواند مايه به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت و سبب نيك نامى در فضاى گنبد دوّار، و پاك شدن زشتى‏هاى پرونده گردد.

 

مطالب فوق برگرفته شده از 

کتاب : با کاروان نور

نوشته: استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  • یاران امام حسین علیه السلام
  • یاران خورشید
  • یاران عاشورایی
  • یاران امام حسین علیه‌السلام
  • ابوالحتوف بن حرث وسعد بن حرث‏
  •   702
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          اوصاف و ویژگی‌های نیکان
          کوچک شمرده گناهان!
          حساب و کتاب
          تخریب قبور ائمه بقیع، سند رسوایی وهابیت
          سرزمین نور (سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم ...
          الگوهای انسان در قرآن
          نیکی به همسایه
          خواستنی‌های انسان!
          نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
          دعای حضرت مهدی(عج) در روز عید فطر

    بیشترین بازدید این مجموعه

          عيد فطر، عيد بخشش و مغفرت
          قطره ای از صبر و کرامت امام حسن مجتبی(ع)
          فضیلت ماه مبارک رمضان
          وداع با ماه مبارک رمضان
          این رفتارها روزی تان را زیاد می کند
          یک آیه و این همه معجزه !!
          شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
          حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
          افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
          سه شاهراهی که آدمی را از بدبختی نجات می‌دهد؟!

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز