فارسی
شنبه 02 شهريور 1398 - السبت 22 ذي الحجة 1440
  2574
  0
  0

خشوع مايه آسانى عبادت‏

خشوع مايه آسانى عبادت‏

منابع:

کتاب : تفسير حكيم    ج‏2         

نوشتہ : استاد حسین انصاریان

 

خشوع به معناى فروتنى و انكسار است كه بيشتر در مورد قلب و صدا و درونى و ديده به كار مى‏رود، و در حقيقت امرى معنوى است كه از توجه عميق به حق و ياد قيامت و دادگاهايش، و حسابرسى اعمال و دقيق بودن اوضاع آن روز به دست مى‏آيد.

آنان كه چشم‏انداز عقل و فكر و ذهنشان محدود است، و دنيا و زرق و برقش چنان مشغولشان كرده كه خود باخته شده‏اند، و دشمنان در برابر آنان بسيار پرقدرت و قوت جلوه دارند، و چراغ فطرتشان رو به خاموشى است، و باطنشان فرو رفته در ظلمت و تاريكى است، صبر و نماز بر دوش جانشان بسيار سنگين است، لذا از تحمل كردن اين دو حقيقت عاجز و بخاطر اين كه از اين دو برنامه احساس سنگينى مى‏كند از اين دو منبع انرژى فرارى هستند، ولى صبر و نماز براى كسانى كه در برابر خدا دلى خاشع و فروتن دارند بسيار سهل و آسان است لذا در همه پيش آمده و سختى‏ها و مشكلات و براى مصون ماندن از عوارض منفى هر پيش آمدى از صبر و نماز كمك مى‏گيرند.

نگاهى به روايات شده:

«الايمان نصفان نصف صبر و نصف شكر:» «1»

ايمان دو نيمه است، يك نيمه صبر و ديگر نيمه‏اش شكر است.

از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده:

«الصبر من الايمان بمنزلة الرأس من الجسد:» «2»

صبر نسبت به ايمان به منزله سر نسبت به بدن است.

از پيامبراسلام نقل است:

«الصبر ثلاثه: فصبر على المصيبة و صبر على الطاعة، و صبر عل المعصية:» «3»

صبر سه بخش است: صبر در برابر مصيبت و صبر بر طاعت، و صبر بر معصيت.

از حضرت عسگرى (ع) در تفسير و تأويل آيه شريفه‏ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ روايت شده:

«بالصبر عن الحرام على تأدية الامانات و بالصبر على الرياسات الباطلة على الاعتراف لمحمد بنبوته و لعلى بوصيته و استعينوا بالصبر على خدمتها و خدمة من يامرانكم بخدمته:» «4»

از ايستادگى و مقاومت بر حرام جهت اداى امانات حق و امانات مردم كمك و يارى بگيريد، و از صبر در برابر رياست‏هاى باطل بر اعتراف و اقرار به نبوت محمد و ولايت على يارى بخواهيد، و از صبر و استقامت براى خدمت به پيامبر و اميرالمؤمنين و خدمت هر كس كه آن دو شما را به خدمت كردن به او فرمان مى‏دهند كمك بطلبيد.

به خواست حضرت حق در شرح و توضيح آيه شريفه 155 سوره مباركه بقره به طور مشروح در رابطه با صبر و استقامت و روايات مربوط به آن بحث لازم خواهد آمد.

از رسول خدا روايت شده:

«كان الانبيا يفزعون اذا فزعوا الى الصلاة:» «5»

پيامبران هنگامى كه دچار امور هولناك مى‏شدند به نماز پناه مى‏بردند.

«كان رسول الله اذا حزّ به امر فزع الى الصلاة:» «6»

هرگاه به پيامبر حادثه‏اى هولناك و ناخوشايند مى‏رسيد به نماز پناه مى‏برد.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«كان على (ع) اذا اهاله شيئى فزع قام الى الصلاة:»

على (ع) اينگونه بود كه هرگاه حادثه هولناك وحشتزائى به او هجوم مى‏كرد، و مصيبت دردناكى به او مى‏رسيد به نماز پناه ميبرد.

در اين زمينه در رابطه با اميرالمؤمنين (ع) چه شيرين و نيكوست كه نظر ميبدى را كه از بزرگ‏ترين علماى اهل سنت و مفسرى چيره دست است در كشف‏الاسرارش ملاحظه كنيد:

«على (ع) در برخى از جنگ‏هائى كه شركت داشت تيرى به پايش رسيد آن گونه كه پيكان در استخوانش جاى گرفت، آنچه هنر جراحى به كار بردند تا تير را از بدن حضرتش جدا كنند نشد، گفتند: تا گوشت و پوست برندارند، و استخوان نشكنند اين پيكان بيرون نخواهد آمد.

بزرگان و فرزندانش گفتند: اگر چنين است بايد صبر كرد تا حضرت مولا وارد نماز شود، كه ما وى را در نماز چنين بينيم كه گوئى وى را از جهان خبر نيست!

صبر كردند تا از فرائض و سنن فارغ شد و به نوافل و فضائل نماز ابتدا كرد، مرد جراح و معالج آمد و گوشت بر گرفت و استخوان وى بشكست و پيكان را بيرون آورد و على اندر نماز بر حال خود بود، چون سلام نماز باز داد گفت: درد من تخفيف يافته و آسان‏تر گشته گفتند پايت جراحى شد و ترا خبر نشد گفت: اندر آن ساعت كه من به مناجات الله باشم اگر جهان زير و زبر گردد يا تيغ و سنان در من زنند مرا از لذت مناجات الله از درد تن خبر نباشد.

و اين بس عجيب نيست كه تنزيل مجيد خبر مى‏دهد از زنان مصر كه چون زليخا را به دوستى يوسف ملامت كردند، زليخا خواست كه ملامت را بر ايشان غرامت كند، و سرزنش و ملامت را به خودشان بازگرداند.

ايشان را بخواست و جايگاهى ساخت و آنان را به ترتيب بنشاند و هر يكى را كاردى به دست راست و ترنجى به دست چپ داد، چنان كه خداى جل‏و علا در آيه 31 سوره يوسف گفت:

وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً:

چون آرام گرفتند يوسف را آراسته آورد و او را گفت برايشان بگذر، چون زنان مصر يوسف را با آن جمال و كمال بديدند در چشم ايشان بزرگ آمد همه دست‏هاى خود را بريدند و از مشاهده جمال و مراقبت‏كمال يوسف از دست بريدن خود خبر نداشتند.

پس به حقيقت دانيم كه مشاهده دل و سر جان على مر جلال و جمال و عزت و هيبت الله را بيش از مشاهده زنان بيگانه بود مر يوسف مخلوق را، پس ايشان چنين بيخود شدند و از درد خود خبر نداشتند، اگر على چنان گردد كه گوشت و پوست وى ببرند و از درد آن خبر نشود عجب نباشد و غريب نبود. «7»

از حضرت صادق (ع) خطاب به مسمع كه از ياران با كرامت حضرت بود روايت شده است:

«يا مسمع ما يمنع احدكم اذا دخل عليه غم من غموم الدنيا ان يتوضأ ثم يدخل مسجده فيركع ركعتين فيدعو الله فيهما اما سمعت الله يقول: و استعينوا بالصبر و الصلاة:» «8»

اى مسمع چه چيزى شما را باز مى‏دارد از اين كه هر گاه غمى از غم‏هاى دنيا به شما هجوم كند وضو بگيرد و به مسجد آيد و دو ركعت نماز بخواند و در آن دو ركعت رفع هم غم را از خدا بخواهد؟ آيا نشنيدى خدا مى‏فرمايد: از صبر و نماز كمك بخواهيد و از اين دو منبع قدرت و قوت يارى بطلبيد.

ملاقات رب و رجوع به او

پيش از توضيح اين جمله بايد به اين مسئله توجه داشت كه لغت ظن در اين آيه شريفه به نظر اكثر مفسران و اهل دل به معناى يقين است، دليل بر اين مطلب اين است كه خشوع از نشانه‏هاى مؤمن شمرده شده:

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ: «9»

و مؤمن كسى است كه در آيات قرآن مجيد از او به عنوان دارنده يقين به آخرت ياد شده است:

وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ‏ «10»

و كتاب‏هاى پر قيمت احتجاج، توحيد و تفسير عياشى از اميرمومنان روايت كرده‏اند كه آن حضرت فرموده:

«يوقنون انهم يبعثون والظن منهم يقين:» «11»

به برانگيخته شدن در قيامت يقين دارند و ظن آنان يقين قطعى است.

و اين يقين به لقاء حق و رجوع به حضرت او در قيامت است كه سبب پديد آمدن خشوع و انكسار و فروتنى در قلب است كه به خاطر آن عبادت و بندگى و به ويژه صبر در برابر همه جريانات تلخ و شيرين و انجام نماز با شرايط بر انسان سهل و آسان مى‏شود.

گمان و ظن كه مرتبه‏اى بسيار نازل از يقين و باور است ميوه پر قوتى چون خشوع كه بتواند بار امانتى چون نماز را تحمل كند ندارد.

برخى هم گفته‏اند: مسئله قبر و قيامت و اوضاع هولناك آن، و دادگاه‏هاى دقيق و عذاب‏هاى دردناكش چنان عظيم و سخت و هراسناك است كه گمان به آن براى پديد آمدن خشوع قلب نسبت به حق كافى و بس است، وقتى گمان به چنين حادثه دردناك و هول‏انگيزى خشوع‏آور باشد يقين به آن سبب چه مرتبه‏اى از خشوع خواهد شد؟!

اين نكته بسيار مهم را نيز نبايد از نظر دور داشت كه لقاء به معناى رؤيت با چشم و ديدن با ديده سر نيست، بلكه به معناى يافتن و برخورد داشتن است انسان هنگامى كه موانع بين خود و خدا را كه عبارت از وساوس و هواجس، و رذايل اخلاقى و حالات شيطانى و معاصى و گناهان است برطرف كرد، و به بندگى خالص و بى‏شائبه رسيد، و به حسنات اخلاقى به خصوص خشوع در برابر حضرت او نائل شد، و دل را با تابش نور ايمان چون آئينه صاف كرد به يقين حس مى‏كند كه در محضر حضرت رب است و با چشم دل به مشاهده جمال از دل و ابد موفق مى‏شود و به خشوعش افزوده مى‏گردد و با خشوع افزون شده به عبادت كامل و بندگى عاشقانه و مشتاقانه دست‏مى‏يابد، و با بركنار رفتن موانع لقاء رب خود را در برابر او بى‏نهايت كوچك و او را بى‏نهايت بزرگ مشاهده مى‏كند، و خشوعى بى‏نهايت در برابر حضرت بى‏نهايت برايش حاصل مى‏شود و در آن هنگام است كه وقتى به نماز مى‏ايستد و الله‏اكبر مى‏گويد اكبر بودن محبوب را نسبت به كل شيئى و اصغر بودن هر چيزى را نسبت به او درك مى‏كند و با همه وجود به شكر و سپاس منعم برخاسته، و در رحمانيت و رحمتش غرق مى‏شود و خود را در قيامت مى‏بيند و براى همه امورش از او استعانت مى‏جويد، و ثابت قدمى خويش را در صراط مستقيم كه صراط انبياء و صديقين و شهيدان و صالحين است از او مى‏طلبد و از گمراهى و مورد خشم قرار گرفتن به پناه او مى‏رود و به ركوع و سجود و تشهدى خالصانه و عاشقانه كه همه و همه محصول خشوعى است كه از ملاقات به دست آورده موفق مى‏شود و نهايتاً خود را در محضر همه ملكوتيان و انبياء و امامان و اولياء كه از شئون ربوبيت حق‏اند مى‏يابد و با سلام به همه آنان سلامى حضورى السلام‏عليكم ورحمه‏الله وبركاته به پايان نماز كه اوج معراج است مى‏رسد، و درب رجوع به سوى او در قيامت كبرى و نائل شدن به ثواب و پاداش اعمالش به ويژه صبر و نمازش به روى باطن او باز مى‏گردد.

اين است نتايج مثبت و شيرين لقاء رب كه البته ظهور كاملش در قيامت است، و ثمره يقين به آخرت كه سبب آراسته شدن به ايمان كامل و عمل صالح و اخلاق حسنه است.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(1)- تفسير ابوالفتوح ج 1، ص 168.

(2)- تفسير ابوالفتوح ج 1، ص 168.

(3)- درالمنثور ج 1، ص 159.

(4)- تفسير برهان ج 1، ص 94.

(5)- درالمنثور ج 1، ص 163.

(6)- درالمنثور ج 1، ص 163.

(7)- كشف الاسرار ميبدى، ج 1، ص 179.

(8)- تفسير برهان، ج 1، ص 94.

(9)- مؤمنون، آيه 2.

(10)- بقره، آيه 4. نمل، آيه 3. لقمان، آيه 4.

(11)- صافى، ج 1، ص 126.

 


منبع : پایگاه عرفان
  • ایمان
  • عبادت
  • صبر دیندار
  • خشوع
  • ایمان و عمل صالح
  • عبادت مولا
  • خشوع در عبادت
  • صبر و شکر
  •   2574
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          نحوه شاگرد پروری امام کاظم (ع)
          اولین مخالف غدیر چگونه عذاب شد؟
          نقش غدیر در هدایت بشر
          خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
          غدیر چشمه جوشان حق  
          نگرش قرآنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره به امام ...
          دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
          متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
          رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
          رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول

    بیشترین بازدید این مجموعه

          نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
          شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
          حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
          هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو
          رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)
          پنج کلید طلایی برای نجات از فقر
          اگر از فشار قبر می ترسید بخوانید!!
          افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
          امام حسين (ع) و دعاى عرفه‏ در آثار استاد انصاریان
          قضا نشدن نماز ها با این راه حل

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز