فارسی
دوشنبه 02 ارديبهشت 1398 - الاثنين 16 شعبان 1440
  1864
  0
  0

ارزش علم

ارزش علم

منابع :

کتاب : تفسير حكيم جلد دو

نوشته : استاد حسین انصاریان

 

خوراكى هاى حلال مادى روزى بدن، و اخلاق حسنه روزى نفس، و ايمان و اعتقاد صحيح روزى قلب، و علم و دانش و بصيرت و بينش روزى عقل است.

علم و معرفت چراغ راه زندگى، و داروى درمانكننده جهالت و نادانى، و مايه حيات جاودانى، و بنيان و روح بندگى است.

علم و معرفت سبب شناختن حق، و عامل آشنائى با وحى و علّت دوستى با انسان هاى با منفعت، و موجب گرويدن به دارندگان مقام نبوت و ولايت است.

دانش و علم سبب و فلسفه كلّى آفرينش سماوات و ارضين و جهان بالا و پائين، و عرصه گاه هستى، و پهن دشت خلقت است و همين حقيقت براى عظمت و ارزش علم و معرفت كافى است، قرآن مجيد در رابطه با اين مطلب ميفرمايد:

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً: «1»

خداست كه هفت آسمان و نيز مثل آنها هفت زمين را آفريد، همواره فرمان او در ميان آنها نازل ميشود تا بدانيد و آگاه شويد كه خدا برهركارى تواناست و اين كه دانش و علم خدائى بى ترديد به همه چيز احاطه دارد.

اين آيه شريفه دليل بر شرف دانش به ويژه علم توحيد است، علمى كه پايه و اساس هر علمى و مدار هر معرفت و بينشى است.

علم حقيقتى است كه خدا پس از به وجود آوردن آدم پيش از هر نعمتى به او عنايت كرد، و اين مايه برتر و شريف تر را سبب امتياز و فضيلت او بر همه فرشتگان قرار داد.

علم و معرفت حقيقتى است كه در اولين آياتى كه در شروع بعثت حضرت ختمى مرتبت برآن حضرت نازل شد، پس از اشاره به خلقت و آفرينش نوع انسان به عنوان اولين نعمتى كه به انسان عطا شده مورد توجه قرار گرفته است:

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ: «2»

بخوان به نام پروردگارت كه همه آفريدهها را آفريد، همان كه انسان را از علق [كه موجود زنده و شناورى در نطفه شبيه به زالوست‏] آفريد، بخوان در حالى كه پروردگارت كريم ترين كريمان است، همان كه به وسيله قلم آموخت، و به انسان آنچه را نمى دانست تعليم داد.

يقيناً اگر نعمتى اعلى و اشرف از علم بود، آن را پس از مسئله آفرينش و خلفت مورد توجه قرار ميداد، در ابتداى آيات و وضع اوليه انسان يعنى علق كه از نظر ظاهر پستترين و بى ارزش ترين عناصر است اشاره ميكند، و در آيات بعد به عالم شدنش كه برترين مرتبه و نيكوترين جايگاه است توجه ميدهد، گوئى به انسان گوشزد ميكند كه تو در مراحل اوليه وجودت در نهايت پستى و بى ارزشى بودى، و در مرحله بعد در درجهاى قرار گرفتى كه نهايت شرف، و غايت كمال و بزرگى، و قلّه نفاست و ارزش است.

قرآن مجيد از علم و دانش و معرفت و آگاهى تعبير به حكمت نموده، و جايگاه حكمت را عظيم و بزرگ شمرده است:

وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً: «3»

و كسى كه حكمت به او عطا شود، قطعاً خير فراوان به او عطا شده است.

حاصل آنچه در حكمت گفته شده اين است كه حكمت عبارت از مواعظ قرآن، و حقايق و معارف كتاب الهى، و دانش و علم و فهم و بصيرت و نبوت است:

فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ:

بى ترديد ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت عطا كرديم.

قرآن مجيد ميان ده برنامه تقابل و تضاد قائل شده، و هر يك را در برابر ديگرى با همه هويت غيرمساوى دانسته است:

قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ: «4»

به مردم بگو» ناپاك و پاك مساوى نيستند.

وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِيرُ وَ لَا الظُّلُماتُ وَ لَا النُّورُ وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لَا الْأَمْواتُ ...: «5»

نابينا و بينا و تاريكى و نور، و سايه و باد گرم سوزان و زندگان و مردگان يكسان و مساوى نيستند.

اگر به تفسير پنج حقيقت مثبت اين آيات، طيب، بصير، نور، ظل، احيا تأمل و دقت شود و براى يافتن مفهوم معنوى آنها از روايات استفاده گردد روشن ميشود كه بازگشت همه اينها به علم و دانش و بصيرت و بينش است. «6» اميرالمؤمنين (ع) براى دانش و علم و فهم و بصيرت، و بينش و معرفت فضايل و منافع و نتايج و ثمرات مهمّى برشمرده از جمله:

«فرأسه التواضع، وعينه البراءة من الحسد، واذنه الفهم، ولسانه الصدق، وحفظه الفحص، وقلبه حسن النية، وعقله معرفة الاشياء والامور و يده الرحمة، ورجله زيارة العلماء و همته السلامة، وحكمة الورع ومستقره النجاة، وقائده العافية، ومركبه الوفاء، وسلاحه لين الحكمة، و سيفه الرضا، وقوسه المداراة، وجيشه مجاورة العلماء، ومآله الادب، وذخيرته اجتناب الذنوب، وزاده المعروف، ومأواه الموادعة، ودليله الهدى، ورفيقه محبة الاخيار:» «7»

دانش را سرّى چون فروتنى و خاكسارى است، و چشمش پاكى از حسد است و گوشش فهم و زبانش راستى و صدق، و نگهدارياش كاوش و جستجو، و قلبش نيت نيك، و عقلش شناخت اشياء و امور، و دستش مهربانى و رحمت، و پايش ديدار دانشمندان و همتش سلامت، و حكمتش پاكدامنى و تقوا و قرارگاهش رهائى و نجات، و راهبرش عافيت، و مركبش وفادارى، و اسلحهاش سخن نرم، و شمشيرش رضا و خوشنودى به حقيقت، و كمانش مدارا، و لشگرش مجاورت و همنشينى با دانشمندان، و بازگشتش ادب، و اندوخته و پس اندازش كناره گيرى از گناهان، و توشهاش خوبى ها، و جايگاهش سكون و آرامش، و راهنمايش هدايت، و رفيقش دوستى و محبت نسبت به نيكان است.

از رسول بزرگوار اسلام روايت شده:

«نعم وزير الايمان العلم، ونعم وزير العلم الحلم، ونعم وزير الحلم الرفق، ونعم وزير الرفق الصبر:» «8»

دانش و معرفت وزير خوبى براى ايمان، و بردبارى وزير خوبى براى دانش، و مدارا وزير خوبى براى بردبارى، و صبر وزير خوبى براى مداراست.

از رسول اسلام روايت شده:

«طلب العلم فريضة على كل مسلم الا ان الله يحب بغاة العلم:» «9»

طلب دانش و معرفت بر هر مسلمانى واجب است، آگاه باشيد يقيناً خدا خواستاران دانش را دوست دارد.

محدث خبير و فيلسوف كبير ملامحسن فيض كاشانى در توضيح اين حديث در كتاب وافى ميگويد:

هرگاه مرتبهاى از دانش براى انسان حاصل شد، تحصيل ديگر مرتبه و دانش بر او واجب است و براى به دست آوردن معرفت براساس طاقت و حوصله نهايتى نيست لذا به اعلم همه خلايق حضرت ختمى مرتبت در قرآن مجيد خطاب شده:

وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً: «10»

و بگو پروردگارم بر دانش من بيفزاى.

رسول خدا ميفرمايد:

«ان الحكمة تزيد الشريف شرفاً و ترفع المملوك حتى يجلس مجالس الملوك:» «11»

بى ترديد دانش و حكمت برشرف شريف ميافزايد، و برده را به چنان مقام و مرتبه اى ميرساند كه در مجالس شاهان براى افزودن به ارزش آن مجالس بنشيند.

از نبى اكرم روايت شده:

«اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث: صدقة جارية، او علم ينتفع به، او ولد صالح يدعوله:» «21»

هنگامى كه فرزند آدم بميرد پرونده عملش بسته ميشود مگر از سه برنامه: كار خيرى كه جريان داشته باشد، دانشى كه از آن بهره برند، فرزند شايستهاى كه برايش دعا كند.

از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده:

«ايها الناس اعلموا ان كمال الدين طلب العلم والعمل به، الاوان طلب العلم اوجب عليكم من طلب المال، ان المال مقسوم مضمون لكم قد قسّمه عادل بينكم وقد ضمنه وسيفى لكم، والعلم مخزون عند اهله و قد امرتم بطلبه فاطلبوه:» «13»

اى مردم بدانيد كمال دين رفتن دنبال علم و عمل به آن است، آگاه باشيد طلب علم بر شما از طلب مال واجبتر است. مال براى شما تقسيم شده و نسبت به رسيدنش به شما، ضمانت مقّرر گشته، يقيناً عادلى آن را ميان شما تقسيم كرده و آن را ضمانت‏ نموده و كامل و تمام به شما خواهد داد، ولى علم و معرفت گنجينهاى نزد اهل آن است و به شما فرمان داده شده آن را از اهلش بطلبيد و آن حضرت به كميل بن زياد فرمود:

«يا كميل العلم خير من المال، العلم يحرسك و انت تحرس المال، و العلم حاكم و المال محكوم عليه، و المال ينقصد النفقه، و العلم يزكو على الانفاق:»

اى كميل دانش و معرفت بهتر از مال است، دانش تو را از آفات حفظ ميكند، و مال را تو بايد حفظ كنى، دانش حاكم است و مال محكوم، مال را هزينه و انفاق ميكاهد، و علم و دانش با هزينه شدن رشد و نمو ميكند.

اين نكته در اين بخش نبايد ناگفته بماند كه فرهنگ پاك حضرت حق، طلب هر رشته دانش مفيدى را لازم ميداند، و آبادى دنياى انسان و مملكت و كشور را ثمره و ميوه شيرين علم به حساب ميآورد و تحصيل هر دانشى را كه در خدمت اسلام و مسلمين به كار ميرود واجب كفائى و فريضه ميداند، و معرفت دينى را كه موجب تنظيم همه امور براساس قسط و عدل و حكمت و صدق است بر فرد فرد امت واجب عينى قرار داده است و بيشتر روايات نقل شده در كتاب هاى با ارزش حديث ناظر به علم شريعت و معرفت دينى است كه سبب شناختن خدا و قيامت و احكام الهيه و مسائل اخلاقى، و شامل مواعظ و پندها و حكمت هاى استوار است.

در رابطه با اين علم شريف، و دانش مُنيف است كه اميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد:

«العلم افضل من المال بسبعة: الاول انه ميراث الانبياء والمال ميراث الفراعنة، الثانى ان العلم لاينقص بالنفقه والمال ينقص بها، الثالث يحتاج المال الى الحافظ والعلم يحفظ صاحبه، الرابع العلم يدخل فى الكفن‏ ويبقى المال، الخامس المال يحصل للمؤمن والكافر والعلم لايحصل الا للمؤمن خاصته، السادس جميع الناس يحتاجون الى صاحب العلم فى امور دينهم ولايحتاجون الى صاحب المال، السابع العلم يقوى الرجل على المرور على الصراط والمال يمنعه:» «14»

دانش به هفت امتياز بر ثروت و مال برترى دارد: اوّل اينكه دانش ميراث پيامبران و مال ميراث فرعون هاست، دوم: دانش با هزينه كردن كم نمى شود، مال با خرج كردن كاسته ميگردد، سوم: مال نيازمند به نگهبان است و دانش دارندهاش را حفظ ميكند، چهارم: دانش با انسان وارد دنياى ديگر ميگردد و ثروت مال در اين دنيا باقى ميماند، پنجم: مال براى مؤمن و كافر به دست ميآيد و دانش فقط براى مؤمن حاصل ميگردد، ششم: همه مردم در امور دينشان به دانشمند نيازمندند و به ثروتمند هيچ نيازى ندارند، هفتم: دانش انسان را بر عبور از صراط در قيامت يارى ميدهد و مال از عبور انسان تا پس دادن حساب مانع ميگردد.

و نيز از على (ع) روايت شده:

«قيمة كلّ امرء مايعلمه:»

ارزش هر انسانى به دانشى است كه آن را ميداند.

حضرت موسى بن جعفر (ع) در روايت بسيار مهمى در رابطه با معرفت دينى و اين كه طلب اين معرفت واجب است ميفرمايد:

«تفقهوا فى دين الله، فان الفقه مفتاح البصيرة، و تمام العبادة، والسبب الى المنازل الرفيعة، والرتب الجليلة فى الدين والدنيا وفضل الفقيه على‏ العابد كفضل الشمس على الكواكب ومن لم يتفقه فى دينه لم يرض الله له عملًا:» «15»

نسبت به دين خدا دانا و آگاه شويد، زيرا دانائى و آگاهى كليد بصيرت و روشن بينى، و همه عبادت، و وسيله به سوى جايگاهى بلند، و رتبه هاى بزرگ در دين و دنياست، و برترى آگاه و دانا بر عابد مانند برترى خورشيد بر ستارگان است، و كسى كه نسبت به دين خود دانا و آگاه نگردد خدا به عملى از او خشنود و راضى نگردد.

رسول خدا ميفرمايد:

«قليل العلم خير من كثير العبادة» «16»

دانش اندك از عبادت بسيار بهتر است.

آيات و رواياتى كه گذشت گوشهاى اندك از نظريات اسلام، در رابطه با اصل علم و دانش، و اين گوهر بى نظير درياى معنا بود.

 

جايگاه عالم‏

دانشمند چراغ پرفروغى است، كه براى فرارى دادن ظلمت و تاريكى از افق بساط زندگى آدميان طلوع ميكند، و شمع فروزانى است كه شبستان حيات انسان را روشن مينمايد، و نشانهاى از نشانه هاى حق است كه مكلّفان به وسيله او در صراط مستقيم قرار ميگيرند، و آتش پرحرارتى است كه هيزم وسوسه هاى شيطانى، و نقشه هاى ابليسى از شعله او ميسوزند، و شجره طيبه و درخت پاكى است كه ريشهاش استوار و قامتش برافروخته و ميوهاش داراى ظهورى چهارفصل است كه دردهاى فكرى و روحى و روانى را درمان ميكند، و چشمهاى گوارا و پرآب است كه تشنگان وادى معرفت را سيراب و آنان را از هلاكت و ضلالت‏ نجات ميدهد، و دليل و راهنمائى است كه گم شدگان بيابان حيرت را به منزل مقصود ميرساند.

در اين مرحله آنچه درباره عالِم و منزلت و مقام او از نظر قرآن و روايات بررسى ميشود، منظور آن انسان والائى است كه داراى معرفت دينى است، و آگاه به حقايق و معارف به اندازه سعه وجودى خويش است، و براساس آگاهى و معرفت خود عمل ميكند، و با شوق و اشتياق به انتقال دانش و علم خود و تعليم به ديگران اقدام ميكند، و راه مستقيم الهى را به مردمان نشان ميدهد و چون شمع ميسوزد تا شبستان زندگى ديگران را روشن سازد.

درباره ارزش و عظمت عالم، و منزلت و موقعيت او و قدر و جلالتش همين بس كه قرآن مجيد صاحبان علم را كه شربت توحيد را چشيده، و دلشان به نور ايمان منور است، و شاهدانى بر وحدانيت حضرت حقاند پس از خدا و فرشتگان ذكر كرده است، عالمان و آگاهانى كه در رأس آنان پيامبران و امامان و اولياء خاص حق و عارفان به معارف الهيه اند، آن خورشيد هاى فروزانى كه مربّى انسانها و نور حيات آدمياناند و چهره تاريخ و صفحات زمان از ذكر آنان و ياد اوصافشان سپيد و روشن و آبرومند است.

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ: «17»

خدا در حالى كه برپا دارنده عدل است [با منطق وحى، با نظام متقن آفرينش و با زبان همه موجودات‏] گواهى ميدهد كه هيچ معبودى جز او نيست، و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى ميدهند كه هيچ معبودى جز او نيست.

مؤمنان از نظر آيات قرآن به اراده حكيمانه خدا به سوى رفعت و منزلت حركت داده ميشوند و صاحبان دانش به جانب منزلتها و درجات رسانيده ميشوند:

يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ: «18»

تا خدا مؤمنان از شما را به درجه و منزلتى و دانشمندان را به درجاتى عظيم و با ارزش بلند گرداند.

قرآن مجيد دانشمندان را به پنج ويژگى و خصوصيت ستوده و تمجيد كرده، كه نشانگر عظمت و ارزش آنان به خاطر آراسته بودن به دانش و معرفت است.

 

1- ايمان‏

وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ‏ «19»

و ثابت قدمان در دانش و چيره دستان در بينش ميگويند: ما به همه قرآن ايمان آورديم.

 

2- گواهى به توحيد

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ‏ «20»

خدا و فرشتگان و صاحبان دانش به وحدانيت حق و اين كه معبودى جز او نيست شهادت و گواهى ميدهند.

 

3- 4- گريه و فروتنى براى خدا

إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً، وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا، وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً: «21»

همانا كسانى كه پيش از نزول قرآن معرفت و دانش يافتهاند زمانى كه برآنان ميخوانند سجده كنان به رو در ميافتند و ميگويند منزه و پاك است پروردگارمان، بى ترديد وعده پروردگارمان انجام شدنى است و گريه كنان به رو در ميافتند و شنيدن قرآن بر فروتنى و تواضعشان ميافزايد.

 

5- هراس از عظمت و جلال خدا

إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ: «22»

از بندگان خدا فقط دانشمندان از خدا در هراس و ترس اند.

از رسول خدا صلى الله عليه وآله درباره مقام و منزلت و ارزش دانشمندان رواياتى بسيار مهم رسيده از جمله:

«العلماء ورثة الانبياء:» «23»

دانشمندان و علماى ربانى وارثان پيامبران اند.

روشن است كه رتبه و منزلتى بالاتر از رتبه پيامبران نيست و شرفى برتر از وراثت از آنان وجود ندارد.

«يستغفر للعالم ما فى السماوات والارض:» «24»

براى دانشمند آنچه در آسمانها و زمين است استغفار ميكند.

«موت قبيلة ايسر من موت عالم:» «25»

مرگ يك قبيله آسان تر از مرگ عالم است.

«يوزن يوم القيامة مداد العلماء بدماء الشهداء»

روز قيامت مرّكب دوات دانشمندان را در برابر خون شهيدان وزن ميكنند.

«العالم امين الله سبحانه فى الارض:» «26»

دانشمند امين خداى سبحان در زمين است.

«فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب:» «27»

برترى دانشمند بر عابد مانند برترى ماه در شب چهارده و بر ساير ستارگان است.

«يشفع يوم القيامة ثلاثة: الانبياء، ثم العلماء، ثم الشهداء:» «28»

روز قيامت سه طايفه شفاعت ميكنند: پيامبران، سپس دانشمندان، آنگاه شهيدان.

«فضل المؤمن العالم على العابد سبعين درجة:» «29»

برترى دانشمند با ايمان بر عابد به هفتاد درجه است.

«فقيه واحد اشدّ على الشيطان من الف عابد:» «30»

يك دانشمند در شكستن شيطان از هزار عابد قوى تر است.

از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده:

«العالم افضل من الصائم القائم المجاهد، واذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمة لايسدّها الاخلف منه:»

دانشمند از روزه دار شب زنده دار مجاهد برتر است، و هنگامى كه دانشمند بميرد شكافى در اسلام ايجاد ميشود كه چيزى آن را جز جانشين واقعى او پر نمى كند.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«ما من احد يموت من المؤمنين احب الى ابليس من موت فقيه:» «31»

از اهل ايمان كسى نمى ميرد كه نزد ابليس از مرگ دانشمند محبوب تر باشد.

از حضرت باقر (ع) روايت شده:

«عالم ينتفع بعلمه افضل من سبعين الف عابد:» «32»

دانشمندى كه از دانششش بهره مند شوند از هفتاد هزار عابد برتر است.

از عارفى نقل شده:

دانش آدم سبب سجده فرشتگان بر او و منزلت و رفعت او بر فرشتگان بود، و دانش خضر موجب شاگردى كليم الله در محضر او بود، دانش يوشع عامل فروتنى پارهاى از موجودات نسبت به او بود، و دانش يوسف سبب ديدار اهلش و به دست آوردن حكومت و رسيدن به مقام اجتباء بود، و دانش داود علّت آقائى و منزلت براى او بود، و دانش سليمان عامل يافتن بلقيس و پيروزى بر او بود، و دانش عيسى سبب برطرف كردن تهمت بنى اسرائيل از دامن پاك مادرش بود، و دانش و آگاهى پيامبر «سبب بيدارى جاهلان» و عامل شفاعت او درقيامت است. «33» در ميان ياران پيامبر و اهل بيت كسانى بودند كه از آن بزرگواران به اندازه سعه وجودى خويش كسب علم و دانش كردند و در اين زمينه به مقامات و درجات بالائى رسيدند و به شدت مورد احترام و علاقه پيامبر و اهل بيت بودند.

زرارة ميگويد: از حضرت صادق (ع) شنيدم ميفرمود:

«ادرك سلمان العلم الاول والعلم الآخر وهو بحر لاينزح وهو منا اهل البيت:» «34»

سلمان دانش اول و آخر را به دست آورد، او دريائى است كه آبش را نتوان كشيد، و او از ما اهل بيت است.

فضيل بن يسار ميگويد: حضرت باقر به من فرمود: آنچه مردم روايت ميكنند روايت ميكنى كه على (ع) فرمود: سلمان علم اول و آخر را به دست آورد، گفتم، آرى فرمود: ميدانى منظور از علم اول و آخر چيست؟ گفتم: يعنى علم بنى اسرائيل و علم پيامبر فرمود: نه اين نيست، مقصود علم پيامبر و علم على و روش پيامبر و روش على است. «35» حضرت صادق (ع) درباره ابان بن تغلب فرمود:

«اية ابان فادّر قد سمع منى حديثاً كثيرا:» «36»

چه ابانى، محققاً او از من روايات بسيارى را شنيده است.

درباره او نوشته اند:

«لقى على بن الحسين و اباجعفر و اباعبدالله وروى عنهم وكانت له عندهم منزلة و قدم:» «37»

او به زيارت حضرت على بن الحسين و امام باقر و امام صادق نائل شد و از آنان روايت نقل كرد و نزد آنان از مقام و منزلت و سابقه نيك برخوردار بود.

حضرت باقر (ع) به او فرمود:

«اجلس فى مسجد المدينة وافت للناس فانى احب ان يرى فى شيعتى مثلك:» «38»

در مسجد مدينه بنشين و در امور دين به مردم فتوى بده، بى ترديد من دوست دارم در شيعيانم چون تو را ببينند.

حضرت صادق (ع) هنگامى كه خبر درگذشت ابان را شنيدند فرمودند:

«رحمه الله لقد اوجع قلبى موته:» «39»

خداوند او را رحمت كند، مرگش قلب مرا به درد آورد.

على بن حسين عبيدى ميگويد: حضرت صادق هنگامى كه عبدالله ابى يعفور از دنيا رفت به مفضل بن عمرجعفى نوشت:

«يا مفضل عهدت اليك عهدى كان الى عبدالله بن يعفور صلوات الله عليه فمضى صلوات الله عليه موفيا لله عزوجل ولرسوله ولامامه بالعهد المعهود لله و قبض صلوات الله على روحه محمود الاثر، مشكور السعى، مغفوراً له مرحوماً برضى الله و رسوله و امامه عنه فولادتى «بولاتى» من رسول الله ما كان فى عصرنا احداً اطوع لله و لرسوله و لامامه منه فمازال كذالك حتى قبضه الله اليه برحمة و صيره الى جنته مساكناً فيها مع رسول الله و اميرالمؤمنين انزله الله بين المسكنين مسكن محمد و اميرالمؤمنين صلوات الله عليها وان كانت المساكن واحدة والدرجات واحدة فزاده الله رضى من عنده و مغفرة من فضل برضاى عنه:» «40»

اى مفضل تو را سفارش ميكنم به سفارشم نسبت به عبدالله بن يعفور صلوات الله عليه، او كه درود خدا بر وى باد از دنيا رفت درحالى كه وفادار به خداى عزوجل و رسولش و امامش بود به عهدى كه معهود برخدا بود، درود بر روحش از دنيا رفت درحالى كه اثرش نيكو و پسنديده، كوشش مورد پاداش، و آمرزيده و رحمت شده است به خاطر خدا و پيامبرش و امامش از او.

سوگند به ولادتم از رسول خدا، در روزگار ما احدى نسبت به خدا و پيامبر و امام مطيع تر از او وجود نداشت، او در اين حالت به سر برد تا خدا او را به سوى رحمتش قبض روح كرد، و به سوى بهشتش برد، درحالى كه در بهشت با پيامبر و اميرالمؤمنين ساكن است، خدا او را ميان دو مسكن قرار داد، مسكن محمد و اميرالمؤمنين صلوات الله عليهما گرچه مساكن و درجات يكى است، خدا به خاطر خوشنودى من از او رضايت از پيشگاه خودش را بر او بيفزايد، و از احسانش بر مغفرت او اضافه نمايد.

على بن مسيب ميگويد به حضرت رضا گفتم:

«شقتى بعيدة ولست اصل اليك فى كل وقت فممّن آخذ معالم دينى فقال من زكريا بن آدم القمى المأمون على الدين و الدنيا:» «41»

مسافت و ناحيهام دور است، اينطور نيست كه هر زمانى بخواهم به شما دسترسى پيدا كنم، معالم دينم را از چه كسى بگيرم؟

فرمود: از زكريا بن آدم قمى كه بر دين و دنيا امين است.

حضرت عسگرى (ع) در رابطة با ارزش كار اين گونه عالمان با كرامت از حضرت صادق (ع) روايت ميكند كه آن حضرت فرمود:

«علماء شيعتنا يرابطون بالثغر الذى يلى ابليس و عفاريته، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا و عن ان يتسلط عليهم ابليس و شيعته النواصب، الا فمن انتصب لذلك من شيعتنا كانن افضل ممن جاهد الروم و الترك و الخزر الف الف مرة لانه يدفع عن اديان محبينا و ذلك يدفع عن ابدانهم:» «1»

علما و دانشمندان شيعيان ما دفاع كنندگان از مرزهاى دينى و معنوى هستند كه شيطان و همكاران پليدش پشت و دنبال آن هستند، آنان از اينكه اين دشمنان قسم خورده به شيعيان ضعيف ما حمله كنند، يا ابليس و پيروان ناصبياش بر شيعيان مسلط و چيره گردند جلوگيرى ميكنند، بدانيد و آگاه باشيد از شيعيان ما كسى كه در برابر هجوم اينگونه دشمنان بايستد يك ميليون بار بهتر است از كسى كه با روميان و ترك و اهل خزر بجنگد، زيرا عالمان مدافع عقايد و دين شيعياناند و اينان مدافع جسم و بدن ايشان.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- طلاق، آيه 12.

(2)- علق، آيات 4- 1.

(3)- بقره، آِيه 269.

(4)- مائده، آيه 100.

(5)- فاطر، آيات 21- 19.

(6)- محجة البيضاء، ج 1، ص 11.

(7)- شافى، ج 1، ص 83.

(8)- شافى، ج 1، ص 83.

(9)- كافى، ج 1، ص 31، حديث 5.

(10)- طه، آيه 114.

(11)- محجة البيضا، ج 1، ص 14.

(21)- محجة البيضا، ج 1، ص 20.

(31)- كافى، ج 1، ص 30.

(14)- محجة البيضاء، ج 1، ص 26.

(15)- بحار، ج 78، ص 221.

(16)- محجة البيضاء، ج 1، ص 22. (17)- آل عمران، آيه 18.

(18)- مجادله، آيه 11.

(19)- آل عمرآن، آيه 7.

(20)- آل عمران، آيه 18.

(21)- اسراء، آيات 109- 107. (22)- فاطر، آيه 28.

(23)- كافى، ج 1، ص 32.

(24)- كافى، ج 1، ص 34.

(25)- محجة البيضاء، ج 1، ص 14.

(26)- محجة البيضاء، ج 1، ص 15.

(27)- امالى صدوق، 37.

(28)- قرب الاسناد، 31.

(29)- محجة البيضاء، ج 1، ص 16.

(30)- محجة البيضاء، ج 1، ص 21.

(31)- شافى، ج 1، ص 84.

(32)- كافى، ج 1، ص 33.

(33)- محجة البيضاء، ج 1، ص 36.

(34)- اختيار معرفة الرجال، ص 12.

(35)- اختيار معرفة الرجال، ص 16

(36)- همان مدرك، ص 4.

(37)- اختيار معرفة الرجال.

(38)- اختيار معرفة الرجال.

(39)- اختيار معرفة الرجال، 4.

(40)- اختيار معرفة الرجال، ص 248.

(41)- اختيار معرفة الرجال، ص 594.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  • خدا
  • ارزش علم
  • ارزش تعلیم
  • معلم
  • ایمان
  •   1864
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          رحم خدا در برزخ و قيامت‏
          روزگار امام دوازدهم
          امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
          سیمای حضرت علی اکبر (ع)
          ياد پدر و مادر در نمازهاى يوميه‏
          تربيت در آخر الزمان
          حق خداوند متعال بر بنده
          آیه وفا
          توسّل اميرمؤمنان(ع) به سيّدالشهداء(ع)
          مقام شكر از منظر امام حسین(ع)

    بیشترین بازدید این مجموعه

          مبعث پیامبر اکرم (ص)
          ازدواج غير دائم‏
          میلاد امام حسین (علیه السلام)
          آیه وفا
          اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
          یک آیه و این همه معجزه !!
          شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
          حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
          فضيلت ماه شعبان از نگاه استاد انصاريان
          افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز