فارسی
سه شنبه 06 فروردين 1398 - الثلاثاء 19 رجب 1440
  1351
  0
  0

تفسير قرآن ـ جلسه صد و هفتم

بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي جميع الانبياء و المرسلين و الائمة المعصومين عليهم السلام.
مطلبي را مي خواهم عرض مي کنم در همه تفاسير شيعه و سني نديده ام اگر ما بتوانيم 20 يا 25 تفسير را براي درک حقايق آيات يا لغات را ببينيم يا دريافتهاي که بخاطر ممارست در آيات به توفيق خدا براي ما حاصل مي شود.
علامه مجلسي فرموده بودند:
البته ايشان با فرستادن شاگردانشان در کشورهايي که دسترسي داشتند مي توانستند به کشورهاي اسلامي و غيراسلامي مانند حدود هند تا اعماق شوروي سابق بروند. ايشان مي فرمودند من بيست هزار نوع تفسير را برايم شمردند. مطلب ايشان براي چهارصد سال قبل است که البته هنوز نوشته مي شود که بعضي هم نزديک به هم هستند مثل منهج الصادقين و تفسير ابوالفتوح رازي ، سه قرن با هم فاصله دارند ، منهج براي چهارصد سال پيش است وتفسير ابوالفتوح رازي براي قرن هفتم است.
التبيان و مجمع البيان ، که مجمع البيان مربوط به قرن نهم است و التبيان مربوط به اواخر يا اواسط قرن سوم از شيخ طوسي است مي شود گفت مجمع البيان کامل شده تبيان است. تفاسير ديگر هم همين طور.
تفسيري که کامل نو باشد کمتر پيدا مي شود ولي تفسيرهاي ديگر که خيلي با هم مشابهت ندارد، يک نو آوري هايي هم دارند که البته بعضي از نوآوري ها به نظر مي رسد عقلي باشد يا دريافت شخصي باشد.
بعضيها هم از آيات که خيلي هم دور از فرهنگ اهل بيت نيست خيلي کم نوآوري دارند ولي خيلي کم، و من بحثي در باره کميت و کيفيت و شکلشان تفاسير ندارم.
آنچه که در نظر دارم برايتان عرض کنم نمي دانم آيا تفسيري داريم که در کنار هر آيه اي به تنهايي هم نسبت به کلي آيه و هم نسبت به جملات ترکيب شده بطور صريح نه کنايي و دورنمايي ، به طور صريح اعلام کرده باشد يا براي هر يک آيه ، هدف شناسي هم داشته باشد.
اين آيه چه در رابطه با خلقت آدم و چه در رابطه با تاريخ گذشتگان و چه در رابطه ملتهاي کافر ملتهاي مومن، چه در رابطه با مسائل علمي جمله به جلمه هدف شناسي شده يعني اينکه خداوند متعال در اين که مي گويد (والسماء بناءً)  هدفش از گفتن (والسماء بناءً) چيست؟
يعني خداوند مي خواهد خلقت عالم بالا يا عوالم بالا را به رخ انسان بکشد و بگويد من قادرم. هدف اين است يا از (السماء بناءً) هدفش اين است که مي خواهد علاوه بر بيان خلقت آسمانها و بيان قدرت خودش مي خواهد از (والسماء بناءً)آثار عالم بالا را به روي زمين و براي موجودات زنده و به ويژه انسان بيان بکند، براي اينکه انسان را با اين بيان و حقايقي که در دل اين جمله است و نيازي نبوده همه را بگويد چون او نمي خواسته عقول تعطيل بشود.
 خداوند يک مطلب کلي را مي گويد بعد به عقل واگذار مي کند (افلا يتدبرون القرآن)  که خود مردم وارد عرصه تدبر بشوند و آنچه که بايد از  (والسماء بناءً) کشف بکنند، منهاي رواياتي که از ائمه طاهرين کنار آيات است. رواياتي هم در کنار آيات هست که گاهي ما را از دروازه دانش رد مي کند که به داخل شهر دانش برويم و ببينيم در(والسماء بناءً) چه خبر است. فرض کنيد امام صادق(ع) در باب توحيد يک مطالبي را بيان مي کنند که ريشه اي است و حالا ما بايد اين مطالب ريشه اي را در عقلمان بکاريم تا شاخ و برگش در بيايد و مثلا تبديل کتاب الهيأت و الاسلام بشود، يا مانند کتاب پيدايش و مرگ خورشيد بشود و کتاب سرگذشت زمين بشود.
پروردگار اين عالم عنايت را به انسان کرده که نخواسته در کنار معارف معطل بماند و همه چيز حاضر و آماده کنار تختش قرار بگيرد ، قرآن با اين سبکي که دارد در حقيقت جنبه بنزين در وجود انسان دارد، که احتراق عقلي و قلبي ايجاد بکند و به انسان حرکت بدهد تا دنبال مطالعه و مکاشفه بروند، قرآن مجيد عهده دار بيان اصل و ريشه است.
 اما آثار و نتايج اين ريشه را با (افلا يتدبرون القرآن) بر عهده انسان گذاشته است اين همه آياتي که نزديک به هزار آيه در باره تعقل و تفکر و در باره انديشه صحيح وارد شده است.
به نظر مي رسد اين که خداوند از بيان جزئيات خودداري کرده و منت بزرگي بر انسان گذاشته است و خدمت عظيمي به انسان کرده است اين نکته در مورد اهل قرآن و غير اهل قرآن هم همينطور است.
کتاب خورشيد اسلام در اروپا ، را يک خارجي را نوشته است و او مباني غرب را چه در امور طبيعي و چه در امور جهان شناسي يا در امور گياه شناسي و در فيزيک و شيمي نسبت به دانشمندان اسلامي داده و حتي از دانشمندان اسلامي مطالبي را نقل مي کند که مي گويد:
اگر اين مطالب به دست ما نرسيده بود ما توان پرورش علم را به اين صورت نداشتيم.
او همچنين مي گويد:
ما علماي غرب را اگر دزد علم بنامند بهتر است تا دانشمند بناميم. براي اين که ما از سفره گسترده مسلمانها دزدي هاي فراواني کرديم.
کتاب ديگري هم که يک خارجي نوشته بود و در آن آورده است که من کتابهاي زيادي را که به چاپ رسانده ام مديون دزدي روشن در روز از علوم ديگران مي دانم.
آيا چنين تفسيري هم هست البته به عنوان هدف شناسي ، مثلا در تفسير 20 جلدي آقاي هاشمي آيات شريف قرآن را از نظر نکات کليدي که در بر دارد تقسيم بندي کرده که مربوط به آيات قبل يا آيات بعد است. اما اين که مي گويم يک طرح جديدي است، شما يک گروه تشکيل بدهيد از اول سوره مبارکه حمد وارد هدف شناسي بشويد ، کار مشکلي نيست با مطالعاتي که داشته ايد البته کار اول کار بي نقصي نيست، چه بسا که اين هدف شناسي ممکن است در آينده پنجاه جلد کتاب بشود. مثلا هدف کلي اين آيه چيست و مضمون آيات چه هدف يا اهدافي را دنبال مي کند. در (والسماء بناءً) فقط مي خواهد بگويد خالقم، قادرم، اين تمام است يا نه؟
ما بايد آيه قبل از اين يا بعد از آيه را يا پايان آيه را کاملا دقت کنيم تا هدف بيان بشود اگر مي گويد (والسماء بناءً)، چون آيه شريفه با آيه قبل در ارتباط است که هم خلقت مطرح است و هم عبادت و هم نفي معبود باطل ، يعني اين سه محور را که در سوره بقره، آيه 21 و آيه 22 که آيه بعد است يکي مسئله خالقيت است که خالقيت از معبودهاي ساخته شده نفي مي شود و يکي مسئله عبادت است که عبادت غير خدا را باطل مي کند و حرام شدن وجود انسان و رفتن به سوي خسارت و بر باد دادن تمام سرمايه هاي هستي و يکي هم نفي بتها است.
حالا در کنار عبادت و عبوديت و در کنار نفي معبود باطل، آسمان را براي چه مطرح مي کند؟
بايد دنبال هدف آن رفت ، که او آسمان را مطرح مي کند که ما به سراغ آن سه آيه، برويم با توجه به اينکه بعد از والسماء مي گويد خدايي است که (وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ) ، يعني يک برگ ريحان ، يک دانه گندم ، يک دانه عدس در ارتباط با سماء است و بريده نيست ، جدا نيست ، سماء عامل درصد بالايي در اثر گذاري براي بوجود آمدن (رزقا لکم) است.
بنابرآن کسي که آسمان را با همه قدرتش و نيرويش ، يعني قدرت آسمان و نيروي آسمان ، و انرژي هاي آسماني در اختيار شما قرار داده ، السموات و الارض و النجوم و الشمس و القمر را در تسخير شما قرار داده است، اين ليل و نهار را آني که در اختيار شما قرار داده است. هيچوقت گريز از شما در آنها پديد نخواهد آمد اين وجود شايسته اين است که شما او را عبادت بکنيد يا اندادي که نه چيزي را مسخر شما کردند و نه کاري براي شما مي توانند انجام بدهند.
چون آيه فو ق العاده گسترده اي است از همين يک آيه بيش از 5 جلد کتاب به دست مي آيد، البته تفاسير قديم که هنوز علوم پيشرفت نکرده بود خيلي به ظرايف اين آيات انصافا راه نداشتند اگر راه داشتند مي نوشتند ، در تفاسير جديد هم بسنده به مسائل کلي کردند و وارد جزئيات نشدند آنهايي هم که وارد شدند اشاره اي وارد شده اند.
من در تفسيري که مي نويسم تلاش مي کنم که يک نوعي تنظيم بشود که شباهتي نود درصد با تفاسير ديگر نداشته باشد
البته من تفسير را به ترتيب قرآن موضوعي کرده ام ، نه اينکه جداي از ترتيب قرآن توحيد را يک قسمت قرار بدهم يا نبوت را يک قسمت قرار بدهم. به هر آيه اي که رسيدم محورهاي آيات را تا جايي که امکان داشته است شرح کرده ام که اين محورها اگر در آيات در سوره هاي ديگر بود، آيه ارجاع داده مي شود به همان جايي که مفصل توضيح داده شده است.
مثلا اولين جايگاه بني اسرائيل در قرآن اين آيه شريفه است که مي فرمايد: (يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ)  من بني اسرائيل را به سه دوره تقسيم کردم دوران موسي تا زمان پيغمبر ، دوران خود پيغمبر و دوران بعد از پيغمبر تا به وجود آمدن اسرائيل کاملا وضع يهود را در کنار يا بني اسرائيل نزديک به 200 صفحه توضيح دادم ممکن است بعضيها بگويند اين که تفسير نيست ، شما بني اسرائيل و يهوديها را در کوتاه مي گفتي رد مي شدي، ولي من يهود را واقعا شناساندم يعني موقعيت يهود را در سه زمان بيان کردم که هر کسي مراجعه مي کند از کتابهاي ديگر بي نيازش بکند.
ما اگر در تفسير هدف شناسي بکنيم خيلي کار مهمي صورت خواهد گرفت ، محور در هر آيه عبادت است ، تقوا است، نفي طاغوت و بت است.
 سماء براي چه در آيه در نظر گرفته شده چه هدفي دارد ؟ معلوم است که هدفش فقط بيان اين بنا نيست که بگويد که من آسمانها را برافراشتم و خداحافظ، اين هدف نيست ، هدف اين است بگويد: آسمان با رزق شما رابطه مستقيم دارد. اين رزق شما در (رزق لکم) ، دورنمايي از آثار غذا در بدن است که مفصل آن را در تفسير نوشتم که ربط بين آسمان و رزق و عبادت و نفي انداد و بتها و معبودهاي باطل روشن بشود.
حالا وارد توجه نگاه کردن به آسمان شديم که يک گوشه از آن منظومه شمسي است گوشه اي از آن خورشيد است. خورشيد به نظر اين آيه شريفه يک جرم سماوي است چون بالاي زمين قرار گرفته است و کره خاکي که زمين است و کره بالاتر آن براي او آسمان است ، آسمان در آسمان و زمين در زمين است به صورت ميلياردي که قابل اين نيست که همه را به دست بياوريم. حالا ببينيد دانشمندان چه زحمتي براي پيدا کردن آثار خورشيد در زندگي کشينده اند و کار به يقين که کار خداست. واقعا کمال نامردي است که آدم در مقابل غير خدا کمر خم بکند يا در مقابل غير خدا زمين ببوسد يا در مقابل غير خدا خودش را هزينه بکند.
اين (والسماء بناءً) يک نقطه اش خورشيد و آثار خورشيد. است يعني بايد بگوئيم هدف از بيان (والسماء بناءً)، بيان همه آثار عالم بالا به زمين براي ايجاد (رزقا لکم) است تا شما لعلکم تتقون بشويد. يعني نمک من را مي خوريد قدردان نمکدان باشيد نه اينکه نمک من را بخوريد نمکدان من را بشکنيد و خودتان را هزينه غير من بکنيد ، اين هدف شناسي است.
از آثار خورشيد اين است حرارت خورشيد تنها کارش تنظيم فصول سال نيست، بلکه يک مسئله بسيار مهم در حرارت خورشيد آفت کشي است. اينقدر کره زمين دچار آفت مي شود که اگر حرارت چراغ به آنها دميده نشود آفات، کشته نمي شدند و تمام نباتات و گياهان را از بين مي بردند ، آن يک طبيب است که تمام آفتهاي زمين را که خاک و زمين را از بين مي برد.
من حدود هفت سال براي تبليغ انگلستان بودم، آنجا در دوازده ماه به طور دوره اي يک ماه آفتاب نداشت، يعني دائما آنجا ابر است، يا بارش باران اندک است يا زياد است. مردم انگلستان ، زن و مرد اگر در اخبار وقتي نشانشان مي دهند نگاه کنيد به خاطر محروميت از نور خورشيد اغلب زنان و مردان انگلستان گرفتار بيماري پوستي هستند ولي ايران و کشورهاي ديگر که اغلب آفتاب دارند ولي آنها که کمتر آفتاب مي بينند خيلي زيبا چهره هستند و صورت بعضي هايشان پر از خالهاي رنگارنگ است. لذا تا يک تکه ابر در فصلهاي ، تابستان ، کنار مي رود، که من اين را در لندن و منچستر و نيوکاسل سه شهر بزرگ انگليس ديدم ، و آفتاب مي تابد زن و مرد به سرعت هر جا هستند با لباس مختصر همه کنار هم زير آفتاب کنار هم مي خوابند، يعني به قدري آفتاب را براي خودشان مهم مي دانند که اين کار را انجام مي دهند. يعني تا آفتاب را مي بينند، انگار خدا در بهشت را باز کرده است.
ما در ايران چهار فصل داريم و واقعا خدا نعمت را به ما تمام کرده است ثروت را هم به ما تمام کرده است در بعضي از مواد مثل گاز ما در رده اول جهان هستيم، يا نفت در رده دوم جهانيم يا معدن طلا و جنگلهاي عظيمي که داريم ولي مديريت کامل نداريم با اينکه جمعيت ما کم است، ما هفت برابر انگليس زمين داريم ، آنها 130 هزار جمعيت دارند و ما هفتاد ميليون نفر داريم ولي نتوانسيم هنوز مسئله فقر و زير فقر را علاج بکنيم.
اما حرارت خورشيد چه آثاري دارد چوب زغال و نفت که هر روز مصرف انسان است و ساير عوامل انرژي زا که خيلي از فلزات و خيلي از عناصر ديگر را و کل موادي که در اعصار قديم و الان بوده است از برکت خورشيد است ، يعني ميليونها سال تابيده به خيلي از عناصر تا تبديل به نفت شده است. حالا نفت را در مجلات علمي بايد ببنيد، من تا جايي که اطلاع دارم اين ماده سياه در خوزستان در مناطق ديگر در درياي خزر ، همين که از چاه بيرون مي آيد به اصطلاح بشکه اي ، به تنهايي در خارج تبديل به دوهزار جنس مورد نياز مي شود که يکي از آن بنزين ماشين است ، بنزين هواپيما است ، الياف مصنوعي است. عده اي شرکت خارجي اين دو هزار تا بشکه با قيمت هفتاد دلار از ما مي خرند تبديل به دو هزار جنس مي کنند و بعضي ها را ده برابر يک بشکه به ما مي فروشند ،  يعني اگر يک کشوري صنعت مادر داشته باشد اين گونه نمي شود ، يعني در داخل کشور ما اگر همان دو هزار ماده را بتوانند از نفت استفاده بکنند که تمامش هم کاربرد دارد ، حالا شما ببينيد که خداوند با عناصر سوخته و لاشه هاي روي زمين با حرارتي که درون زمين دارد آنها را تبديل به نفت کرده ، آنهم از ميليونها سال پيش که طول کشيده تا اينها تبديل به نفت شده و امروز استخراج شده و زندگي صنعتي شده است. اگر اين نفت با حرارت خورشيد ساخته نمي شد، يعني خداوند اجازه نمي داد با حرارت کره اي که بالاي سر ماست تبديل به نفت بشود، نفتي نبود بنزيني نباشد تا بنزين هواپيمايي نباشد ، تا گازوئيلي نباشد ، تا نفت سياهي نباشد ، ما چه مي کرديم، اگر خداوند امر بکند که نفت در زمين يک مرتبه نابود بشود يا آب را که در يک آيه مي فرمايد اگر من اين آب را تخلش بکنم (إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ)  از اينکه که من کل آبهاي زمين را تبديل به آب ته نشين و آب شور بکنم، (فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ) چه کسي مي تواند برايتان آب خوشگوار بياورد، چقدر بايد دستگاه بسازيد که در خانه ها و کنار درياها آب را شيرين کند ، اگر ذات آب را شور قرار دهم ، نه اينکه نمکش را اضافه کنم ، اگر نمک آب را زياد بکنم، دستگاه مي سازيد و نمک آب را مي گيريد ، اما اگر ذات آب را شور کنم ، (فَمَن يَأْتِيكُم ) چه کسي مي خواهد آب شيرين را برايتان بياورد؟
همين يک نفت را که محصولي از انرژي خورشيد و نور خورشيد است محاسبه کنيد چه نعمت بزرگي است و به خدا حق بدهيد که در آخر آيه فرياد بزند (فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلَّهِ اندادًا)  که در طول تاريخ بتها و معبودهاي ساختگي يک قطره نفت براي شما نساخته اند چرا اينقدر جاهلانه زندگي مي کنيد؟!.


منبع : روابط عمومی و امور بین الملل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
  1351
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      جلسه یکصد و شصت و پنجم (درس 21 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و چهارم (درس 20 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و سوم (درس 19 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و دوم (درس 18 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و یکم (درس 17 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصتم (درس 16 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و نهم (درس 15 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هشتم (درس 14 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هفتم (درس 13 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و ششم (درس 12 سال 93)

بیشترین بازدید این مجموعه

      تفسیر قرآن ـ جلسه اول
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و چهل ششم (درس 1 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و دوم (درس 8 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و ششم (درس 12 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و پنجاه و هشتم (درس 14 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصتم (درس 16 سال 93)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و دوم (درس 18 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و سوم (درس 19 سال 94)
      درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و شصت و چهارم (درس 20 سال 94)
      جلسه یکصد و شصت و پنجم (درس 21 سال 94)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز