فارسی
شنبه 10 خرداد 1399 - السبت 7 شوال 1441
قیامهای متاثر از عاشورا
ارسال پرسش جدید

حرملة بن كاهل اسدى

حرملة بن كاهل اسدى
در ضبط آن حرملة بن كاهن نيز گفته اند و عقيده برخى آن است كه صحيحش با نون است نه لام ، در هر حال حرمـله در كربلا جنايتـهاى بزرگـى انجام داده است از جمـله بنقل ابى محنف كه حضرت على اصغر را او شهيد كرده است .ولى طبرى گويد او را هانى بن ثبيت حضرمى شهيد كرد، ...

حميد بن مسلم نجات مى يابد

حميد بن مسلم نجات مى يابد
حمـيد بن مـسلم از خـبرنگـاران كربلاء است كه جزء لشكريان عمر سعد بود ولى چون بدطينت و ناپـاك نبود مـعـلوم نيست كه دست به جنايتى زده باشد بلكه مانع خيلى از جنايات مى شد مخصوصا بيشتر با شمر ملعون همراهى مى كرد تا شايد مانع برخى از ستـمـكاريهايش بشود، ...

چهار نفر از قتله امام

چهار نفر از قتله امام
مـختار عبدالله بن كامل را با راهنمائى ، به قبيله بنى ضبيعه فرستاد و از اين قبيله زياد بن مالك را دستگير كردند، و از آنجا به محله عنزه رفتند و عمران بن خالد را گرفتند، و جمـعـيتـى را فـرستاد تا عبدالرحمان بن ابى خشكاره بجلى و عبدالله بن قيس خولانى را ...

سه نفر از قاتلان امام

سه نفر از قاتلان امام
مـخـتـار از همراهان خواست كه قاتلان امام را معرفى كنند تا زمين را از وجود نحس آنها پاك ساخته و شهر را از آنها تخليه نمايد هر كه از آنها نشانى داشت براى مختار تعريف مى كرد، از جمـله مـالك بن نسير بدى و عـبدالله بن اسيد جُهمـنى و حمـل بن مـالك را مـعرفى ...

مختار تصميمش را تعقيب مى كند

مختار تصميمش را تعقيب مى كند
مـخـتـار متوجه شد كه قاتلان امام به بصره مى روند و به مصعب بن زبير مى پيوندند، تصميم گرفت كه در كشتن آنها سرعت كند و اظهار داشت :روش مـا ايجاب نمـى كند جمعيتى را كه امام را مى كشند واگذاريم تا در روى زمين زنده باشند و در امان زيست كنند، در اين صورت به ...

مختار و شمربن ذى الجوشن

مختار و شمربن ذى الجوشن
پـس از آنكه كوفيان مغلوب شدند و منادى مختار اعلان كرد كه كشندگان خاندان پيغمبر امـان ندارند، شمر بن ذى الجوشن از كوفه خارج شد، مختار غلام خود زربى را در تعقيب شمر فرستاد، چون به شمر و همراهانش كه از جمله مسلم بن عبدالله ضبابى بود رسيد، شمـر احساس ‍ ...

مختار قاتلين حسين عليه السلام را مى كشد

مختار قاتلين حسين عليه السلام را مى كشد
چـون اسيران را پيش مختار آوردند يكى از فرماندهان سپاه مختار از قبيله بنى نهد در ميان اسرا به گردش پرداخت و هر اسيرى را كه از عرب بود بند از او مى گرفت و آزادش مى نمود، درهم كه يكى از مواليان قبيله بنى نهد بود اين موضوع را به مختار گزارش داد، مـختار ...

مختار خاندان پيامبر را از عزا بيرون آورد

مختار خاندان پيامبر را از عزا بيرون آورد
از امـام جعـفـر صادق عـليه السلام رسيده است كه فـرمـود: زنان بنى هاشم تا پنج سال سرمـه به چشم نكشيدند و دست به حنا نيالودند، و در اين مدت دود از مطبخ و خانه هاى بنى هاشم بالا نرفت تا آنكه ابن زياد كشته شد و سر او را به مدينه فرستادند.فـاطمـه دختر ...

امام سجاد عليه السلام و سر ابن زياد

امام سجاد عليه السلام و سر ابن زياد
پـس از آنكه ابراهيم بن مالك اشتر سر ابن زياد را براى مختار فرستاد، مختار نيز سر ابن زياد و سر حصين بن نمير و شرحبيل و سر عده اى از فرماندهان شام را با سى هزار دينار براى محمد بن حنفيه فرستاد و اين نامه را نيز با سرها فرستاد:همـانا جمـعـى از ياران و ...

داستان سر ابن زياد

داستان سر ابن زياد
ابراهيم سر ابن زياد را در كوفه پيش مختار فرستاد، سر ابن زياد را در گوشه قصر نهادند مارى باريك پيدا شد و ميان سرها گردش مى كرد تا به سر عبيدالله رسيد وارد دهان او شد و از بينيش خارج گرديد، و از بينى وارد مى شد و از دهنش خارج مى گرديد، و مكرر اين عمل را ...

ابراهيم موصل را تصرف مى كند

ابراهيم موصل را تصرف مى كند
پـس از آنكه ابراهيم از گـيرودار جنگ فـارغ گـرديد وارد شهر مـوصل شد و عـمـال و فـرمـاندارانى به تـوابع موصل فرستاد از جمله برادر مادريش ‍ عبدالرحمان را والى نصيبين نمود و سنجار و دارا را نيز جزء نصيبين قرار داد، و زفربن حارث را حكومت قرقيسا داد، ...

مختار پيش بينى مى كرد

مختار پيش بينى مى كرد
مـختار تصميم گرفت از كوفه به مدائن رفته وضع آنجا را از نزديك ببيند سائب پسر مـالك اشعـرى را در كوفـه بجاى خـود گـذاشت و بطرف مـدائن حركت كرد، قـبل از حركت از كوفه مردم را گفت همين روزها خبر فتح و پيروزى بزرگى به شما مى رسد.از كوفـه خـارج شد و چـون به ...

ابن زياد كشته مى شود

ابن زياد كشته مى شود
چـون دو لشكر در مـقـابل يكديگر صف آرائى نمودند، حصين بن نمير كه در ميمنه شاميان قرار داشت بر على بن مالك جشمى كه رئيس ميسره سپاه عراق بود حمله كرد و او را كشت و لشگـريانش فـرار كردند، پرچم را قرة بن على برداشت و جنگيد تا او نيز كشته شد، سپـس پـرچـم را ...

ابراهيم در برابر ابن زياد

ابراهيم در برابر ابن زياد
براى اينكه قـبل از وارد شدن ابن زياد به خاك عراق ابراهيم او را درك كند با شتاب و عجله تمام به راه خود ادامه مى داد.تا آنكه در سرزمين موصل در كنار نهر خازر جنب قريه بارشيا در فاصله پنج فرسخى مـوصل فـرود آمـدند ابراهيم در تـمـام مـسير خود لشكر را منظم و ...

ابراهيم بن مالک اشتر به جنگ ابن زياد مى رود

ابراهيم بن مالک اشتر به جنگ ابن زياد مى رود
پـس از آنكه مـخـتـار از طرف شورشيان كوفه آسوده خاطر شد و آنان را سر جاى خود نشانيد ابراهيم را ماءمور جنگ با ابن زياد نمود يعنى دو روز پس از شكست شورشيان و هشت روز به آخر ماه ذيحجه مانده بود كه ابراهيم عازم جنگ با ابن زياد شد.روز شنبه از كوفـه خـارج شد ...

رفتار مصعب با زنان مختار

رفتار مصعب با زنان مختار
ـس از آنكه مـصعـب از كشتن اسيران فارغ شد، زنان مختار را احضار كرد، ام ثابت دختر سمرة بن جندب را گفت : عقيده ات درباره مختار چيست ؟ ام ثابت گفت : من آنچه را مى گويم كه تو بگوئى . مصعب او را آزاد كرد.عمره دختر نعمان بن بشير انصارى را گفت : تو چه ميگوئى ؟ ...

رفتار مصعب با تسليم شدگان

رفتار مصعب با تسليم شدگان
چـون كسانى را كه در قصر متحصن بودند بر مصعب عرضه شدند عبدالرحمان پسر محمد اشعـث و ديگـران پـيشنهاد كردند كه تمام آنها را كه جمعيت زيادى بودند از دم شمشير بگـذرانند، بجيربن عبدالله مسلمى كه از جمله مواليان بود مصعب را گفت : خدا ما را به اسارت و تـو را ...

مختار كشته مى شود

مختار كشته مى شود
مختار كه از همراهيان خود احساس ضعف و زبونى نمود شخصا تصميم بر خروج گرفت ، نزد همسرش ام ثابت فرستاد تا مقدارى عطريات برايش ‍ بفرستد، طيب فراوانى برايش فـرستـاد، مـخـتـار غـسل كرد و حنوط نمود و سپس طيب را بر سر و صورت خود، ماليد با نوزده نفر از قصر ...

مختار در قصر محصور مى گردد

مختار در قصر محصور مى گردد
چون روز بر آمد مصعب با بصريان و كوفيان كه به او پيوسته بودند به طرف سبخه رفـتـند، مهلب را در آنجا بديد مهلب گفت : چه پيروزى شيرينى است اگر محمد بن اشعث كشتـه نشده بود، مصعب گفت : راست است ، همينطور است كه مى گوئى ، چون به سنجه رسيدند راهها را بستند و از ...

مختار وارد جنگ مى شود

مختار وارد جنگ مى شود
 مختار خبر شد كه مصعب و سپاهيانش از طريق شط به طرف كوفه مى آيند با جمعى رفت و آب شط را در نهرهاى فـرعـى انداخـت تـا آنكه آب شط قطع شد و كشتيهاى ايشان به گل نشست ، ايشان از كشتى خارج شدند و بر اسبها سوار و عازم كوفه گرديدند. مختار كه ديد از اين نقشه هم ...