فارسی
چهارشنبه 02 مهر 1399 - الاربعاء 5 صفر 1442
  287
  0
  0

محمد بهرامی اصل «عاصی» شراب عطش

باده ی عشق تو همجنس شراب عطش است 

جان کوثر نسبت تشنه آب عطش است  

 

زائر تربت خونین حسین بن علی است 

عطر شوری که ره آورد گلاب عطش است  

 

حاش الله که دهد دست ارادت به یزید 

آن امامی که دلش مست ثواب عطش است  

 

روز آشوب شهامت همه دیدند که عشق 

متجلی است در آن دل که خراب عطش است  

 

رسم آن نیست که بر تشنه لبان آب دهند؟ 

مرگتان باد مگر تیغ جواب عطش است؟ 

 

نهراسد ز دم تیغ جگر سوز عدو 

آنکه پیراهنش از جنس حباب عطش است  

 

آه و دردا که کنون روی زمین افتاده است 

دست عباس که شمشیر شهاب عطش است  

 

یارب پیکر غلتیده به خوناب جگر 

کیست؟ خورشید که در زیر سحاب عطش است  

 

یا حسین آن مه ظلمت شکن کرب و بلاست 

که سرش قاری آیات کتاب عطش است؟ 

 

کس چه بیند بجز از چشم خدا بین حسین 

رخ دلدار که در زیر حجاب عطش است  

 

درد غربت، تن خسته، ره بسته، دل چاک 

شرح تصویر بخون خفته ی قاب عطش است  

 

آنکه هفتاد و دو گل در قدم جانان ریخت 

سید و قافله سالار جناب عطش است  


منبع : راسخون
  287
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر