فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441
  267
  0
  0

من بزرگ شده دامان پاكانم

من بزرگ شده دامان پاكانم

خطبه اى دارد اباعبدالله در روز عاشورا، در آن وقتى كه از نظر ظاهر، همه اميدها قطع شده است و هر كسى باشد، خودش را مى بازد، ولى اين خطبه آنچنان شور و احساسات دارد كه گويى آتش است كه از دهان حسين بيرون مى آيد، اين قدر داغ است .
آيا اين جمله ها شوخى است ؟ الا و ان الدعى ابن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله و الذله ، و هيهات منا الذله !
پسر زياد از شمشيرش خون مى چكيد. پدر سفاكش بيست سال قبل آنچنان از مردم كوفه زهر چشم گرفته بود كه تا مردم كوفه شنيدند پسر زياد ماءمور كوفه شده است ، خود به خود از ترس خزيدند به خانه هاى خودشان ، چون او و پدرش را مى شناختند كه چه خونخوارهايى هستند.
همين كه پسر زياد آمد به كوفه و امير كوفه شد، به خاطر رعبى كه پدرش در دل مردم كوفه ايجاد كرده بود، مردم از دور مسلم پراكنده شدند آينقدر مردم مرعوب اينها بودند.
حسين خطاب به مردم كوفه مى فرمايد: الا و ان الدعى ابن الدعى مردم ! آن زنازاده پسر زنازاده ، آن امير و فرمانده شما قد ركز بين اثنتين بين السله و الذله (گريه استاد) مى دانيد به من چه پيشنهاد مى كند؟ مى گويد: حسين ! يا بايد خوار و ذليل من شوى و يا شمشير به اميرتان بگوييد كه حسين مى گويد: هيهات منا الذله حسين تن به خوارى بدهد؟! (گريه استاد) آيا او خيال كرده كه من مثل او هستم ؟ يابى الله ذلك لنا و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت (گريه ايستاد) خدا مى خواهد حسين چنين باشد. شما مگر نمى دانيد، آن زنازاده مگر نمى داند كه من در چه دامنى بزرگ شده ام ؟ من روى دامن پيغمبر بزرگ شده ام ، روى دامن على مرتضى بزرگ شده ام ؟ من از سينه فاطمه شير خورده ام (گريه استاد) آيا كسى كه از سينه زهرا شير خورده باشد، تن به ذلت و اسارت مثل پسر زياد مى دهد؟! هيهات منا الذله ما كجا و تن به خوارى دادن كجا؟!))


منبع : تبیان
  267
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر