فارسی
پنجشنبه 10 مهر 1399 - الخميس 13 صفر 1442
  182
  0
  0

عفو حسينى

محدث قمى (ره ) نقل مى كند: در يكى از كتب اخلاقى ، جريانى به اين عبارت ديدم ، عصام بن مصطلق گويد: (در سفرى ) وارد مدينه شدم ، حسين بن على عليه السلام را ديدم ، از سيماى خوش و قيافه جذاب او خوشم آمد، و آن كينه اى كه از پدر او داشتم ، حسد مرا برانگيخت ، (به قصد توهين و آزار، نزديك او رفتم و) گفتم : تو فرزند ابو ترابى ؟
فرمود: آرى ؟
پس در ناسزاگوى او و پدرش ، تا توانستم گفتم ، (همين كه خسته شدم و باز ماندم )، همچون دلسوز و مهربان به من نگاهى كرد، سپس (اين آيه را تلاوت ) فرمود: ((اى رسول ما! طريقه عفو و بخشش پيش گير و به نيكوكارى امر كن و (چنانچه نپذيرفتند) از مردم نادان روى برگردان و چنانچه بخواهد از طرف شيطان در تو وسوسه و جنبشى پديد آيد به خدا پناه بر كه او به حقيقت ، شنوا و داناست چون پرهيزگاران را از شيطان ، وسوسه و خيالى به دل فرا رسد همان دم خدا را به ياد آرند و همان لحظه بصيرت و بينايى پيدا كنند، (شيطان جن و انس ) برادرانش (مردم فاسق و هواپرست ) را به راه گمراهى مى كشند، و هيچ در گمراه كردن بدكاران قصور نمى كنند)).
سپس فرمود: ((بر خود آسان گير، از خداى سبحان براى خودم و تو طلب آمرزش مى كنم ، اگر از ما كمك بخواهى ، كمك مى كنيم ، و اگر از ما بخششى بطلبى ، بر تو بخشش مى آوريم ، و اگر از ما هدايت بجويى ، راهنماييت مى كنيم ، (دريغى نيست ))).
عصام گويد: به خاطر آن بدرفتاريم آثار پشيمانى مرا فرا گرفت .
پس (رفتار يوسف ، با برادران پشيمان خود را ياد آورده اين آيه شريفه را تلاوت ) فرمود: ((اكنون هيچ خجل و متاءثر نباشيد كه (من عفو كردم و) خدا هم گناه شما را مى بخشد و او مهربان ترين مهربانان است )) بعد سؤ ال فرمود: آيا اهل شامى ؟
عرض كردم : آرى
فرمود: ((عادتى است كه از قبيله اخزام سراغ دارم ، خدا ما و شما را نگه دارد، (اكنون ) بى هيچ بيم و هراسى ، حوائج و پيشامدهايت را نزد ما بياور، ان شاء الله مرا در بهترين گمان خود خواهى يافت )).
عصام گويد: (از اين رفتار بزرگوارانه آنچنان شرمنده شدم كه ) زمين به همه گستردگيش بر من تنگ آمده ، دوست داشتم اى كاش مرا فرو مى برد، سپس ‍ آهسته و پنهانى ، از نزد او دور شدم در حالى كه بر روى زمين هيچ كس برايم محبوب تر از او و پدرش نبود.


منبع : تبیان
  182
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر