فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441
  1579
  0
  0

امِّ وَهَبْ‏

امِّ وَهَبْ‏

ام وهب دختر عبد و همسر عبداللَّه بن عمير كلبى- از بنى عُليم- از طايفه نمر بن قاسط است. برخى نام وى را قمر يا قمرى خوانده اند. او با همسرش در يكى از محلّه هاى كوفه سكونت داشت. هنگامى كه عبداللَّه از حركت مردم به سوى كربلا براى جنگ با امام حسين عليه السلام آگاه شد، تصميم گرفت به يارى امام حسين عليه السلام بشتابد و همسرش را نيز از نيّت خود آگاه كرد. او نيز شادمان گرديد و با وى همراه شد. آن دو شبانه خود را به كربلا رساندند و به كاروان حسينى پيوستند. روز عاشورا هنگام ورود عبداللَّه به ميدان، ام وهب گرزى به دست گرفت و به او گفت: پدر و مادرم به فدايت، از پاكان و از باقى ماندگان محمّد صلى الله عليه و آله و سلم دفاع كن. عبداللَّه به طرف دشمن حمله ور شد، و زن نيز در پى او رفت. عبداللَّه از او خواست كه پيش زنان بازگردد. اما ام وهب جامه اش را گرفت و گفت: رهايت نمى كنم، بايد من هم با تو بميرم. در اين هنگام امام حسين عليه السلام صدا زد: خدا شما خاندان را پاداش نيك دهد. اى زن، خدايت رحمت كند پيش زنان باز گرد و با آنها بنشين كه بر زنان پيكار نيست. و او نيز بازگشت.
   
بنا به نقلى امِ وهب پس از شهادت همسرش كنار او آمد، خاك و خون از چهره او برگرفت و گفت: بهشت گوارايت باد، در همين لحظه غلام شمر كه رستم نام داشت به دستور وى با زدن عمودى آهنين بر فرق زن، او را به شهادت رساند. او نخستين بانويى بود كه در كربلا به شهادت رسيد.
  
روايتى ديگر حاكى از آن است كه امِ وهب نه با همسرش، بلكه با پسرش- وهب- به كربلا آمد و در آن جا وهب كه نصرانى بود به دست امام حسين عليه السلام اسلام اختيار كرد؛ و به دفاع از آن حضرت برخاست. در حالى كه همسر وهب مانع او مى شد. مادرش عنوان كرد كه تا در راه حسين عليه السلام به شهادت نرسد از وى راضى نخواهد گشت. وهب جنگيد و به شهادت رسيد؛ مادرش نيز به گونه اى كه گفته شد شربت شهادت نوشيد.


منبع : منبع: پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
  1579
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر