فارسی
شنبه 15 آذر 1399 - السبت 19 ربيع الثاني 1442
  279
  0
  0

عبداللَّه بن حارث نوفلى‏

عبداللَّه بن حارث نوفلى‏

عبداللَّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم هاشمى، كنيه اش ابومحمد و لقبش بَيَّه و مادرش هند دختر ابوسفيان است. وى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد و مادرش او را نزد ام حبيبه [همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و دختر ابوسفيان ] آورد. آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نزد ام حبيبه آمد، فرمود: اين كيست؟ عرض كرد: عموزاده تو و خواهرزاده من، حضرت كام وى را برداشت و با آب دهان خويش دهان وى را متبرك ساخت و دعايش كرد. عبداللَّه هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دو سال داشت و احاديثى مرسل از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است.
    
برخى نيز وى را از اصحاب امام على عليه السلام دانسته اند.
   
وى كه به روايتى فقيه و ثقه بود، مدتى (در سال 42 ه) از طرف مروان منصب قضاوت مدينه داشت و سپس عزل شد. پس از آن در بصره سكونت گزيد و آن گاه كه نامه يزيد بن معاويه به ابن زياد رسيد، وى پانصد تن از اهل بصره را براى همراهى خود برگزيد كه عبداللَّه بن حارث بن نوفل، و شريك بن اعور از جمله آنان بودند، نخست شريك بن اعور و سپس عبداللَّه بن حارث خود را به بيمارى زدند و از اسب بر زمين انداختند، گروهى ديگر نيز به پيروى از آن دو چنين كردند، به اميد آن كه ابن زياد به آنها بپردازد و [امام ] حسين عليه السلام پيش از او وارد كوفه گردد. ولى ابن زياد به افتادگان توجه نكرد و به حركت خويش ادامه داد ....
       
پس از رسيدن مسلم بن عقيل به كوفه، مختار با پرچم سبز و عبداللَّه [كه به اين شهر آمده بود] با پرچم و لباس قرمز با مسلم بن عقيل قيام كردند و پس از پراكنده شدن مردم از دور مسلم، ابن زياد فرمان داد آن دو را دستگير كنند و براى آوردنشان نيز جايزه تعيين كرد. به اين ترتيب آن دو دستگير و زندانى شدند.
      
صاحب ذخيرة الدارين مى گويد: پس از دستگيرى و شهادت مسلم، عبيداللَّه بن زياد گفت: عبداللَّه بن حارث را حاضر كنيد. كثير بن شهاب او را از زندان نزد ابن زياد آورد. ابن زياد پرسيد: كيستى؟ او پاسخ نداد. آن گاه پرسيد: آيا تو صاحب آن پرچم سرخ نيستى كه درب خانه عمرو بن حريث نصب كرده بودى! باز هم پاسخ نداد. گفت: تو براى مسلم از مردم بيعت مى گرفتى! عبداللَّه باز هم پاسخ نداد. ابن زياد گفت او را ببريد و در ميان قبيله اش گردن بزنيد؛ و آنها چنين كردند.  ولى عسقلانى مى گويد: وى از طرف ابن زبير حاكم بصره شد و در سال 84 ه درگذشت و برخى نيز وفات وى را در سال 79 ه در ابواء دانسته اند و نيز آورده اند كه وى را مسموم كردند.


منبع : ‏منبع: پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
  279
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر