فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441
  667
  0
  0

زندگى سایر زنان نقش آفرين نهضت عاشورا

زندگى سایر زنان نقش آفرين نهضت عاشورا

از شگفتى هاى حادثه كربلا، حضور فعّال اقشار مختلف جامعه در آن است، قيامى كه پير، جوان، نوجوان، خردسال، كودك شيرخوار، غلام، برده، مرد و زن در آن شركت داشتند. با نگاهى به تاريخ عاشورا مى توان دريافت كه زنانى در صحنه هاى كربلا حضور داشتند كه با برعهده گرفتن وظايف گوناگون، در ماندگار ساختن اين نهضت نقش مهمّى آفريدند. بانوان كربلا تنها كسانى نبودند كه قافله اسيران را همراهى كردند؛ بلكه زنانى نيز بودند كه با شهادت، مرثيه سرايى، هوادارى، همكارى و اعتراض به دشمن، تداوم بخش نهضت كربلا شدند. اكنون به اختصار به زندگى اين زنان والا مقام مى پردازيم:
     
الف) زنان شهيد
  
1- امّ حسن
   
امّ حسن، فرزند امام مجتبى (ع) و مادرش امّ بشير دختر ابومسعود انصارى «1» يا خزرجى است. «2» برخى نيز، مادر او را مليكه ملكه دختر احنف بن قيس دانسته اند. «3»
    
وى همراه خانواده اش از مدينه به كربلا آمد و هنگام غارت خيمه هاى سيدالشهدا (ع) زيردست و پاى مهاجمين بى رحم به شهادت رسيد. «4»
  
2- امّ وهب
   
امّ وهب دختر عبداللَّه بن عمير كلبى است. برخى نام وى را قمر يا قمرى خوانده اند.»
   
 او با همسرش در يكى از محلّه هاى كوفه سكونت داشت، ولى براى حمايت از امام حسين (ع) همراه همسرش به كربلا رفت و پس از شهادت او خاك و خون از چهره اش برگرفت و گفت: «بهشت گوارايت باد!» در همين لحظه غلام شمر كه رستم نام داشت، با عمود آهنين برفرق زن زد و او را به شهادت رساند. «2» امّ وهب نخستين بانويى بود كه در كربلا به شهادت رسيد. «3»
     
3- حميدة بنت مسلم (ع) «4»
  
حميده فرزند مسلم از ام كلثوم دختر امام على (ع) مى باشد. وى در سفر كربلا يازده سال داشت. در بين راه، آنگاه كه خبر شهادت مسلم به امام حسين (ع) رسيد، آن حضرت او را بر زانوى خود نشاند و دست نوازش بر سرش كشيد و فرمود: «من، پدرت هستم و دخترانم خواهرت هستند.» در اين لحظه صداى گريه حميده و ديگر فرزندان مسلم بلند شد و فرياد «وا مسلما و وا ابن عقيلا» سر دادند. روز عاشورا هنگام حمله دشمن به خيمه ها، اين دختر در زير دست و پاى مهاجمين به درجه رفيع شهادت نايل آمد. «5»
    
4- درّة الصدف
   
او، دختر عبداللَّه بن عمر انصارى است. چون مأموران ابن زياد، كاروان اسراى كربلا و سرهاى مطهّر شهيدان را به سوى شام مى بردند، درّة الصدف و جمعى از زنان، در نزديكى شهر حلب، براى رهانيدن اسرا به مقابله با آنان برخاستند. ولى با وجود كمك مردم موفّق به انجام اين كار نشدند و درّة الصدف و چند زن ديگر به شهادت رسيدند. «1»
   
ب) زنان مرثيه سرا
    
1- اسماء بنت عقيل
   
اسماء، فرزند عقيل (ع) و مادرش امّ ولد است. «2» او با پسر عمويش عمر بن على (ع) ازدواج كرد. خداوند متعال سه فرزند به نام هاى محمّد، امّ موسى و امّ حبيب به وى عنايت فرمود. «3» اسماء از زنان داغدار حادثه عاشورا است كه برادرانش در كوفه و كربلا به شهادت رسيدند، «4» ولى او همچنان، هنگام بازگشت اهل بيت (ع) به مدينه مقاوم بود و كنار قبر پيامبر (ص)، با آه و ناله، مهاجرين و انصار را شماتت مى كرد و بر آنان مى تاخت.
   
وى با مرثيه سرايى خود تمام حاضران را به گريه مى انداخت؛ چنان گريه اى كه سابقه نداشت. «5»
   
2- امّ البنين
    
امّ البنين، فاطمه فرزند حزام بن خالد و مادرش ليلى بنت سهيل است. سال ولادت وى بنا به تقريب پنجم ه. ق مى باشد. «6» او از زنان نامدار صدر اسلام، اديب و شاعرى فصيح است و نزد مسلمانان جهان جايگاه ويژه اى دارد. «7» فرزندان امّ البنين از امام على (ع)، كه همه آنان در كربلا به شهادت رسيدند عبارتنداز: عبّاس، عبداللَّه عثمان و جعفر. «8»
   
قلب امّ البنين آكنده از محبّت سيدالشهدا (ع) بود و چون بشير خبر شهادت آن حضرت را در مدينه به او داد، فريادى كشيد و گفت: «اى بشير! رگ قلبم را پاره كردى!» «1» امّ البنين نخستين كسى بود كه در سوگ عبّاس و ديگر فرزندان شهيدش مرثيه سرود. او هر روز همراه نوه اش عبيداللَّه بن عبّاس به قبرستان بقيع مى رفت و براى پسرانش سوگوارى مى كرد. مردم نيز با وى هم نوا مى شدند. «2» بنابر مشهور، قبر وى در بقيع، كنار مقابر عمّه هاى پيامبر (ص)، صفيه و عاتكه قرار دارد. «3»
   
3- امّ سلمه
  
امّ سلمه دختر ابى اميّة، حذيفة بن مغيره و عاتكه بنت عامر است. «4» وى ابتدا با ابو سلمه وصلت كرد، «5» ولى پس ازفوت او به ازدواج با پيامبر (ص) مفتخر شد. «6» امّ سلمه با رسول خدا (ص) در غزوات متعددى شركت كرد و در بين زنان آن بزرگوار پس از خديجه (س) از احترام خاصّى برخوردار بود. «7»
   
امام حسين (ع) هنگام سفر به كربلا، با امّ سلمه خداحافظى كرد و علم و سلاحى را كه از پيامبر (ص) بدو رسيده بود، به وى داد تا از دستبرد دشمن در امان باشد. امّ سلمه پس از واقعه كربلا آن ها را به امام سجّاد (ع) تحويل داد. «8» درباره مقام و منزلت او گفته اند: روزى چون از خواب برخاست، مى گريست. به او گفتند: «چرا مى گريى؟» گفت: «فرزندم حسين (ع) به شهادت رسيد. پيامبر (ص) را از زمان رحلت تا ديشب در خواب نديده بودم. در رؤيا به ايشان عرض كردم: پدر و مادرم فدايت باد! چرا رنگ پريده اى؟ فرمود: تا ديشب مشغول حفر قبر حسين و اصحابش بودم.» «9»
      
امّ سلمه نخستين كسى بود كه در مدينه براى امام حسين (ع) سوگوارى كرد. وى در مسجد النبى (ع) خيمه زد و در آن نشست و لباس سياه پوشيد. «1» تاريخ وفات وى به طور دقيق دانسته نيست. بعضى زمان آن را به سال 58 يا 59 ه. ق مى دانند، ولى آنچه مسلّم است او تا بعد از واقعه كربلا زنده بوده است. «2» هم اكنون مرقدش در بقيع زيارتگاه مسلمانان جهان است. «3»
   
4- امّ لقمان بنت عقيل (ع)
   
از شرح حال امّ لقمان دختر عقيل بن ابى طالب (ع) اطّلاع چندانى در دست نيست.
   
تنها شيخ مفيد و برخى ديگر گفته اند: وى پس از شنيدن خبر شهادت امام حسين (ع)، با روى باز از خانه اش، در مدينه بيرون آمد و مجلس عزادارى تشكيل داد و با حضور خواهرانش در سوگ سالار شهيدان مرثيه سرايى كرد. «4»
    
5- امّ هانى بنت عقيل (ع)
   
او فرزند عقيل و مادرش امّ ولد است. امّ هانى و خواهرانش هنگام ورود بازماندگان حادثه كربلا به مدينه، سوگوارى كرده، ياد و خاطره شهيدان عاشورا را زنده نگه داشتند. «5»
  
6- رمله بنت عقيل
   
او دختر عقيل و مادرش امّ ولد است. رمله بافقيه و محدّث عصر خويش، عمر بن حسن (ع) ازدواج كرد و صاحب فرزندى به نام محمّد گرديد. «6» چون كاروان كربلا وارد مدينه شد، رمله كه دختر بزرگ عقيل بود، با خواهرانش در سوگ امام حسين (ع) به مرثيه سرايى پرداخت. «1»
   
7- رويحه
   
رويحه دختر عمرو بن حجاج، از سران سپاه يزيد است. ولى او همسرش، هانى بن عروة و فرزندش، يحيى از ارادتمندان امام حسين (ع) مى باشند. رويحه در مراسم تدفين مسلم و شوهرش هانى شركت داشت و در سوگ آنان مرثيه سرايى كرد. «2»
    
8- زينب بنت عقيل
   
مادر زينب، امّ ولد و از با كمال ترين دختران عقيل است. او هنگام بازگشت پيام آوران عاشورا به مدينه براى تسليت به خاندان امام حسين (ع)، در بقيع بر شهيدان كربلا گريست و به مرثيه سرايى پرداخت. «3»
   
9- فاطمه بنت عقيل
    
فاطمه بنت عقيل بن ابى طالب (ع) و يكى از زنانى است كه هنگام ورود اهل بيت (ع) به مدينه در رثاى سيّدالشهدا (ع) به مرثيه سرايى و سوگوارى پرداخت. «4»
   
ج) ياوران امام حسين (ع)
   
مقصود از «ياوران»، در اين جا زنانى اند كه به گونه عملى با امام حسين (ع) و اهل بيت (ع) همكارى كردند و آنان را به گونه اى از يارى خويش برخوردار ساختند.
     
1- طوعه
  
طوعه، امّ ولد و كنيز اشعث بن قيس بود. وى پس از آزادى با اسيد حضرمى ازدواج كرد و برايش فرزندى به نام بلال به دنيا آورد. طوعه با اين كه مدّت ها كنيز اشعث بود، اين سابقه هيچ اثرى در قلب پاك او برجاى نگذاشت و آن زمانى كه كوفيان، حضرت مسلم (ع) را تنها گذاشتند، وى حرمت ولايت را پاس داشت و نماينده امام حسين (ع) را پناه داد و از او پذيرايى كرد. ولى صبح هنگام، فرزندش بلال، نزد عبدالرحمن بن محمدبن اشعث رفت و او را از پناهگاه مسلم (ع) آگاه نمود. بدين سان، آن حضرت دستگير شد و به شهادت رسيد.»
  
2- عائشه بنت خليفه
   
عائشه دختر خليفه بن عبداللَّه الجعفيه و مُكنّا به امّ حبيبه است. او هنگام ورود بازماندگان كربلا به كوفه از بالاى بام فرياد زد: «شما از كدامين اسيران هستيد؟» گفتند: «اسيران آل محمّد.» از بام پايين آمد و برايشان پوشاك فراهم كرد تا خاندان رسول خدا (ص) از نگاه نامحرمان محفوظ بمانند. «2»
      
3- ماريه بنت سعد
   
ماريه، دختر سعد يا منقذ عبديه، از بانوان شجاع بصره و منزلش پايگاه و دوستداران اهل بيت (ع) بود. با همكارى وى افرادى چون يزيد بن نبيط به كربلا رفته، به شهادت رسيدند. سليمان، فرستاده امام حسين (ع)، هنگام ورود به بصره به منزل ماريه آمد و از آنجا به سوى بزرگان بصره رفت. «3»
  
4- همسر ميثم تمار
  
او بانويى شجاع و دوستدار امام حسين (ع) بود و جسد مطهّر مسلم، هانى و حنظلة بن مرّه را شبانه به خانه برد و مخفيانه كنار مسجد اعظم كوفه به خاك سپرد. «1»
  
د) زنان معترض
   
1- امّ عبداللَّه
    
امّ عبداللَّه، دختر حرّ بدىّ كندى و همسر مالك بن نُسَير از سپاهيان سنگدل ابن زياد است. مالك پس از عاشورا به طمع دستيابى به كلاه امام حسين (ع) آن را به منزل برد تا همسرش آن را بشويد، ولى امّ عبداللَّه در مقابل اين بى حرمتى به او گفت: «از اينجا بيرون شو! به خدا قسم تا ابد نبايد وارد خانه ام شوى!» «2»
    
2- صفيه بنت عبداللَّه
   
صفيه دختر عبداللَّه بن عفيف و از زنان مؤمن دوستداران امام حسين (ع) است. چون سربازان عبيداللَّه مى خواستند ابن عفيف را به علّت حمايت از سيّدالشهدا (ع) دستگير كنند، صفيه نقش حمايتى خود را از قيام عاشورا را آغاز كرد و شمشير را به پدر نابيناى خود سپرد تا از خويش دفاع كند. او هنگام مبارزه پدر، يارى اش مى كرد. سرانجام ابن عفيف و صفيّه را دستگير كرده، به قصر عبيداللَّه بردند. «3»
    
3- زنى از قبيله بكرين وائل
  
او در كربلا همراه شوهرش در سپاه يزيد بود و تا عصر عاشورا ديده بصيرت نداشت.
   
امّا چون غارت بى شرمانه خيمه ها را ديد، شمشير به دست گرفت و فرياد كشيد: «اى فرزندان بكرين وائل! اينان خيمه هاى دختران رسول خدا را تاراج مى كنند .... به خونخواهى پيامبر (ص) برخيزيد!» «1» اگرچه به ظاهر اعتراض او در اين لحظه موجى ايجاد نكرد، ولى باعث تزلزل حكومت يزيد و بيدارى مردم گرديد.
   
4- نوّار
  
نوّار، انوار، نورة، دختر جابر بن عمرو ازدى است. «2» او در اعتراض به شركت برادرش كعب در شهادت برير بن خضير گفت: «آقا و سيّد قاريان قرآن را كشتى؟ به خدا هرگز با تو سخن نگفته، غذا نمى خورم! چرا حسين را يارى نكردى؟ گناه بزرگى مرتكب شدى؟» «3»
    
5- نوار بنت مالك
  
نوار يا عيوف دختر مالك بن عقرب حضرمى و همسر خولى بن يزيد اصبحى است. «4» ولى با اين حال شيفته سيّدالشهدا (ع) و اهل بيت (ع) بود. از اين رو، چون آگاه شد كه خولى سر بريده اباعبداللَّه (ع) را به خانه آورده و زير تشت گذاشته است، به او گفت: به خدا سوگند از اين پس سر من و تو بر يك بالش نهاده نخواهد شد. آنگاه از خانه بيرون رفت و كنار سر امام حسين (ع) به سوگوارى پرداخت. «5» در قيام مختار نيز با اشاره، محلّ اختفاى خولى را به مأموران نشان داد و سربازان مختار او را دستگير كرده، بدنش را در آتش سوزاندند. «6»


منبع : منبع: اسيران و جانبازان كربلا، ص 191-203. پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
  667
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

latest article


 
نظرات کاربر