فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441
  319
  0
  0

فلسفه عزادارى و روضه خوانى‏ در بیانات امام خمینی(ره)

فلسفه عزادارى و روضه خوانى‏ در بیانات امام خمینی(ره)

بدانند آنچه دستور ائمه (ع) براى بزرگداشت اين حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفرين بر ستمگران آل بيت است تمام فرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم پيشه در طول تاريخ الى الابد. و مى دانيد كه لعن و نفرين و فرياد از بيداد بنى اميه لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن اين فرياد ستم شكن است.
    
گريه كردن بر شهيد، نگه داشتن، زنده نگه داشتن نهضت است. اينكه در روايت هست كه كسى كه گريه بكند يا بگرياند يا به صورت گريه دار خودش را بكند، اين جزايش بهشت است، اين براى اين است كه حتى آنى كه با صورت گريه دار خودش را چيز مى كند، صورتش را يك حال حزن به خودش مى دهد و صورت گريه دار به خودش مى دهد، اين نهضت را دارد حفظ مى كند، اين نهضت امام حسين (ع) را حفظ مى كند.»
     
ما تا ابد هم اگر براى سيدالشهداء گريه بكنيم، براى سيدالشهداء نفعى ندارد، براى ما نفع دارد، همين نفع دنيائيش را شما حساب كنيد، آخرتش سر جاى خودش. همين نفع دنيائيش را حساب كنيد و همين جهت روانى مطلب را كه قلوب را چطور به هم متصل مى كند.
       
شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براى سيدالشهداء، نه سيدالشهداء احتياج به اين گريه ها دارد و نه اين گريه خودش فى نفسه يك كارى از آن مى آيد، لكن اين مجلس ها مردم را همچو مجتمع مى كنند و يك وجهه مى دهند، سى ميليون، سى و پنج ميليون جمعيت در دو ماه محرم و خصوصاً دهه عاشورا يك وجهه، طرف يك راه مى روند. بيخود بعضى از ائمه ما نمى فرمايند كه براى من در منابر روضه بخوانند. بيخود نمى گويند ائمه ما به اينكه هر كس كه بگريد، بگرياند يا صورت گريه، گريه كردن به خودش بگيرد اجرش فلان و فلان است. مسأله، مسأله گريه نيست، مسأله، مسأله تباكى نيست، مسأله، مسأله سياسى است كه ائمه ما با همان ديد الهى كه داشتند، مى خواستند كه اين ملت ها را با هم بسيج كنند و يكپارچه كنند، از راه هاى مختلف، اينها را يكپارچه كنند تا آسيب پذير نباشد.
       
اينكه بعضى از ائمه (شايد امام باقر بوده، من الان خوب يادم نيست) مى فرمايد كه براى من يك نفر نوحه سرا را در منا بگذاريد كه آنجا براى من گريه بكند و عزا بگيرد. نه اين است كه حضرت باقر (ع) احتياج به اين داشته است و نه اينكه براى او شخصاً فايده اى داشته است، لكن جنبه سياسى اين را ببينيد، در منى آنوقتى كه از همه اقطار عالم آدم مى آيد آنجا. يك كسى بنشيند يا اشخاصى نوحه سرائى كنند براى امام باقر و جنايت كسانى كه با او مخالفت كردند و او را مثلًا به شهادت رساندند ذكر كند و اين مسأله موجى باشد در همه دنيا اين مجالس عزا را دست كم گرفتند.
    
حضرت باقر (ع) وقتى كه مى خواستند فوت كنند وصيت كردند كه ده سال ظاهراً كه در منا اجير كنند كسى را، كسانى را كه براى من گريه كنند. اين چه مبارزه اى است؟ حضرت باقر احتياج به گريه داشت؟ حضرت باقر مى خواست چه كند گريه را؟ آنوقت هم در منا چرا؟ ايام حج و منا. اين همين نقطه اساسى، سياسى، روانى، انسانى است كه ده سال در آنجا گريه كنند.
خوب مردم مى آيند مى گويند چه خبر است چيست؟ مى گويند اين اينطور بود اين توجه مى دهد نفوس مردم را به اين مكتب و ظالم را منهدم مى كند و مظلوم را قوى مى كند. ما جوان ها داديم. كربلا جوان ها داده، ما اين را بايد حفظش كنيم. اين نمى شود اينطور باشد شما خيال بكنيد كه گريه است، خير گريه نيست، يك مسأله سياسى، روانى، اجتماعى است. اگر قضيه گريه است تباكايش ديگر چيست؟ تباكى مى خواهد تباكى ديگر يك چيزى شد؟ اصلًا حضرت سيدالشهداء چه احتياج به گريه دارد؟ ائمه اينقدر اصرار كردند به اينكه مجمع داشته باشيد، گريه بكنيد، چه بكنيد، براى اينكه اين حفظ مى كند اين كيان مذهب ما را.
    
عمق ارزش مجلس هاى عزادارى، كم معلوم شده است و شايد پيش بعضى هيچ معلوم نشده است. اينكه در روايات ما براى يك قطره اشك براى مظلوم كربلا آنقدر ارزش قائل اند، حتى براى تباكى (به صورت گريه در آمدن) ارزش قائل اند، نه از باب اين است كه سيد مظلومان احتياج به اين كار دارد و نه اين است كه فقط براى ثواب بردن شما و مسلمين شما باشد. گرچه همه ثواب ها هست، لكن چرا اين ثواب را براى اين مجالس عزا آنقدر عظيم قرار داده شده است و چرا خداوند تبارك و تعالى براى اشك و حتى يك قطره اشك و حتى تباكى، آنقدر ثواب داده است؟ كم كم اين مسأله از ديد سياسى اش معلوم مى شود و ان شاء اللَّه بعدها بيشتر معلوم مى شود. اينكه براى عزادارى، براى مجالس عزا، براى نوحه خوانى، براى اينها اينهمه ثواب داده شده است. علاوه بر آن امور عباديش و روحانيش، يك مسأله مهم سياسى در كار بوده است. آن روزى كه اين روايات صادر شده است. روزى بوده است كه اين فرقه ناجيه مبتلا بودند به حكومت اموى و بيشتر عباسى، و يك جمعيت بسيار كمى، يك اقليت كمى در مقابل قدرت هاى بزرگ. در آنوقت براى سازمان دادن به فعاليت سياسى اين اقليت، يك راهى درست كردند كه اين راه، خودش سازمانده است و آن، نقل از منابع وحى، به اينكه براى اين مجالس اينقدر عظمت هست و براى اين اشك ها آنقدر، در حول و بر اين اشك ها و عزادارى ها، شيعيان با اقليت آنوقت اجتماع مى كردند و شايد بسيارى از آنها هم نمى دانستند مطلب چه هست، ولى مطلب، سازماندهى به يك گروه اقليت در مقابل آن اكثريت ها، و در طول تاريخ، اين مجالس عزا كه يك سازماندهى سرتاسرى كشورها هست، كشورهاى اسلامى هست و در ايران كه مهد تشيع و اسلام و شيعه هست، در مقابل حكومتهائى كه پيش مى آمدند و بناى بر اين داشتند كه اساس اسلام را از بين ببرند، اساس روحانيت را از بين ببرند، آن چيزى كه در مقابل آنها، آنها را مى ترساند، اين مجالس عزا و اين دستجات بود.
    
شايد غربزده ها به ما مى گويند كه ملت گريه و شايد خودى ها نمى توانند تحمل كنند كه يك قطره اشك مقابل چقدر ثواب است.
   
يك مجلس عزا چقدر ثواب دارد، نتوانند هضم كنند آن چيزهائى را كه براى ادعيه ذكر شده است و آن ثوابهايى كه براى دو سطر دعا ذكر شده است، نمى توانند اين را ادراك كنند و هضم كنند. جهت سياسى اين دعاها و اين توجه به خدا و توجه همه مردم را به يك نكته، اين، اين است كه يك ملت را بسيج مى كند براى يك مقصد اسلامى. مجلس عزا نه براى اين است كه گريه بكنند براى سيدالشهداء و اجر ببرند. البته اين هم هست. و ديگران را اجر اخروى نصيب كند، بلكه مهم، آن جنبه سياسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد و آن، اين اجتماع تحت يك بيرق، اجتماع تحت يك ايده، و هيچ چيز نمى تواند اين كار را به مقدارى كه عزاى حضرت سيدالشهدا در او تأثير دارد، تأثير بكند.
ساير مردم، اينهايى كه مسجد مى آيند، منبر را گوش مى كنند، مطالب را گوش مى كنند، همچو كه به روضه مى رسند، رد مى شوند و مى روند. اين از باب اين است كه ملتفت نيستند چه هست. آن روضه است كه اين محراب، كه اين منبر را حفظ كرده، اگر آن روضه نبود، اين منبر هم نبود، اين مطالب هم نبود، آن حفظ كرده. ما بايد به شهيدمان گريه كنيم، فرياد كنيم، مردم را بيدار كنيم، البته يك مطلبى هم كه بين همه ما بايد باشد اين است كه اين نكته را به مردم بفهمانيم همه اش قضيه اين نيست كه ما مى خواهيم ثواب ببريم، قضيه اين است كه ما مى خواهيم پيشرفت كنيم. سيدالشهداء هم كه كشته شد، نه اينكه رفتند يك ثوابى ببرند.
     
ثواب براى او خيلى مطرح نبود، آنطور رفت كه اين مكتب را نجاتش بدهد، اسلام را پيشرفت بدهد، اسلام را زنده كند. شما هم كه داريد نوحه خوانى مى كنيد حرف مى زنيد.
   
خطبه مى خوانيد، نوحه مى خوانيد مردم را به گريه وادار مى كنيد، مردم هم كه گريه مى كنند همه روى اين مقصد باشد كه اين اسلام را ما مى خواهيم با همين هياهو حفظش كنيم. با اين هياهو، با اين گريه، با اين نوحه خوانى، با اين شعر خوانى، با اين نثر خوانى ما مى خواهيم اين مكتب را حفظ كنيم چنانچه تا حالا هم حفظ شده.
      
بايد اين نكته را هم به مردم گفته بشود، تذكر داده بشود كه آقا قضيه روضه خوانى قضيه اين نيست كه من يك چيزى بگويم و يكى هم گريه كند. قضيه اين است كه با گريه حفظ شده است اين، با گريه اين حفظ شده. حتى تباكى هم ثواب دارد، خوب تباكى چرا ثواب دارد؟
   
براى اينكه تباكى كمك مى كند به اين مكتب، كمك به مكتب مى كند.
    
و اگر چنانچه واقعا بفهمند و بفهمانند كه مسأله چه هست و اين عزادارى براى چه هست و اين گريه براى چه اينقدر ارج پيدا كرده و اجر پيش خدا دارد، آنوقت ما را ملت گريه نمى گويند، ما را ملت حماسه مى خوانند. اگر بفهمند آنها كه حضرت سجاد (ع) كه همه چيزش را در كربلا از دست داد و در يك حكومتى بود كه قدرت بر همه چيز داشت. اين ادعيه اى كه از او باقى مانده است چه كرده است و چطور مى تواند تجهيز بكند، به ما نمى گفتند كه ادعيه براى چيست. اگر روشنفكران ما فهميده باشند كه اين مجالس و اين دعاها و اين ذكرها و اين مجالس مصيبت جنبه سياسى و اجتماعى اش چيست، نمى گويند كه براى چه اين كار را بكنيم.
   
اين مطلبى كه الان القاء كرده اند به جوان هاى ما كه تا كى گريه و تا كى روضه و اينها، بياييد تظاهر كنيم، اينها نمى فهمند روضه چيست و اين اساس تا حالا [چطور] نگه داشته شده است.
اين را نمى دانند و نمى شود هم بهشان بفهمانند.
   
اينها نمى فهمند كه اين روضه و اين گريه آدم ساز است، انسان درست مى كند. اين مجالس روضه، اين مجالس عزاى سيدالشهداء و آن تبليغات بر ضد ظلم. اين تبليغ بر ضد طاغوت است. بيان ظلمى كه به مظلوم شده تا آخر بايد باشد.


منبع : منبع: قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، (تبيان، آثار موضوعى امام، دفتر سوم) تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى چاپ دوم، 1373.
  319
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر