فارسی
سه شنبه 24 تير 1399 - الثلاثاء 23 ذي القعدة 1441
  269
  0
  0

اهميت و نقش عزادارى در احياى اسلام و مكتب سيدالشهداء در بیانات امام خمینی(ره)

اهميت و نقش عزادارى در احياى اسلام و مكتب سيدالشهداء در بیانات امام خمینی(ره)

همه بايد بدانيم كه آنچه موجب وحدت بين مسلمين است اين مراسم سياسى عزادارى ائمه اطهار و بويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت ابى عبداللَّه الحسين (ع) است كه حافظ مليت مسلمين بويژه شيعيان ائمه اثنى عشر (ع) مى باشد.
       
سفارش اكيد ائمه مسلمين (ع) بر اقامه عزاى سيد مظلومان تا آخر ابد و فرياد مظلوميت آن بيت رسول اللَّه (ص) و ظالميت بنى اميه عليهم لعنة اللَّه با آن كه بنى اميه منقرض شده اند، فرياد مظلوم بر سر ظالم است. و اين پرخاش و فرياد بايد زنده بماند و بركاتش امروز در ايران در جنگ با يزيديان واضح و ملموس است.
     
خداى عالم چون ديد بناى دين را ماجرا جويان صدر اول متزلزل كردند و جز چند نفر معدودى بجا نماند حسين بن على را برانگيخت و با جانفشانى و فداكارى ملت را بيدار كرد و ثوابهاى بسيار براى عزاداران او مقرر كرد تا مردم را بيدار نگه دارند و نگذارند اساس كربلا كه پايه اش بر بنيان كندن پايه هاى ظلم و جور و سوق مردم به توحيد و معدلت بود كهنه شود.
  
با اين حال لازم است كه براى عزادارى كه شالوده اش بر اين اساس ريخته شده چنين ثوابهايى مقرر شود كه مردم با هر فشار و سختى هم هست از آن دست بر ندارند و گر نه با سرعت برق زحمتهاى حسين بن على را هم پايمال مى كردند كه به پايمال كردن آن زحمتهاى پيغمبر اسلام و كوششهايى كه براى تاسيس اساس تشيع كرده بود به كلى پايمال مى شد. پس فرضا كه مزدهايى را كه خدا مى دهد در مقابل سودى باشد كه از عمل به دست مى آيد سودى كه از اين عمل به دست آمده و مى آيد بقاء دين حق و اساس تشيع است كه سعادت دنيا و آخرت جهانيان بسته به آن است و با نظر به وضعيت شيعه در آن زمان و فشارهاى گوناگون از مخالفان على بن ابيطالب به پيروان او قيمت اين عمل بيش از آنست كه به تصور ما در آيد و خداى جهان براى آنها ثواب ها و مزدهائى تهيه فرموده كه هيچ چشمى نديده و گوشى نشنيده و اين كمال عدالت است.
          
اين خون سيدالشهداست كه خون هاى همه ملت هاى اسلامى را به جوش مى آورد و اين دستجات عزيز عاشورا است كه مردم را به هيجان مى آورد و براى اسلام و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مى كند در اين امر سستى نبايد كرد.
          
حق پيروز است! حق پيروز است! منتها ما رمز پيروزى را بايد پيدا بكنيم كه رمز پيروزى ما چه بوده است و رمز بقاى شيعه در اين طول زمان، از زمان اميرالمؤمنين (ع) تا حالا، در زمان هايى كه شيعه جمعيتش كم بوده است، ناچيز بوده است. حالا الحمدللَّه زياد است اما آنوقت كم بوده نه اينكه زياد در مقابل ديگران. رمز بقاى اين مذهب و بقاء ممالك اسلامى، ممالك شيعى بايد ببينيم چه بوده است، ما آن رمز را بايد حفظش بكنيم. يكى از رمزهاى بزرگى كه بالاترين رمز است قضيه سيدالشهداست ... بايد اين رمز را حفظ بكنيم اين مجالسى كه در طول تاريخ بر پا بوده است و با دستور ائمه (ع) اين مجالس بوده است. خيال نكنند بعضى از اين جوان هاى ما كه اين مجالس، مجالسى بوده است كه گريه در آن بوده است حالا ما بايد گريه ديگر نكنيم. اين يك اشتباهى است كه مى كنند.
    
اساسى كه همه چيز را تا حالا نگه داشته او بوده، پيغمبر (ص) هم فرمود كه «انا من حسين» يعنى ديانت را او نگه مى دارد و اين فداكارى، ديانت اسلام را نگه داشته است و ما بايد نگهش داريم.
   
اين جوان ها توجه ندارند البته يك دسته اند و تزريق به اينها شده از اشخاصى كه مى خواهند نباشد. اينها از اساس مى خواهند روضه را از بين ببرند كه روضه خوانى است كه عواطف مردم را همچو تهييج مى كند كه بر همه چيز حاضرند. وقتى مردم ديدند كه سيدالشهداء جوان هايش را آنطور قطعه قطعه كردند و آنطور جوان هاى خودش را داد، براى مردم آسان مى شود كه جوان بدهند و ما با اين حس شهادت دوستى اين معنى را ملت ما پيش برد و رمز همين معنائى بود كه از كربلا منعكس شد به همه جهاتى كه ما داشتيم، به همه ملت ما، و همه آرزوى شهادت مى كردند، همان شهادتى كه سيدش سيدالشهداء بود و اينها نمى فهمند كه اينجاست كه نگه داشته است، آنهائى كه مى فهمند تزريق مى كنند و ديگران را گول مى زنند.
   
روضه سيدالشهداء براى حفظ مكتب سيدالشهدا است. آن كسانى كه مى گويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلًا نمى فهمند مكتب سيدالشهداء چه بوده و نمى دانند يعنى چه، نمى دانند اين گريه ها و اين روضه ها حفظ كرده اين مكتب را. الان هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها با اين روضه ها و با اين مصيت ها و با اين سينه زنى ها ما را حفظ كرده اند، تا حالا آورده اند اسلام را. اين عده از جوان هايى كه اينطور نيست كه سوءنيت داشته باشند، خيال مى كنند ما حالا بايد حرف روز بزنيم. حرف سيدالشهداء حرف روز است، هميشه حرف روز است، اصلًا حرف روز را سيدالشهداء آورده است دست ماها داده و سيدالشهداء را اين گريه ها حفظ كرده است، مكتبش را، اين مصيبت ها و داد و قال ها حفظ كرده، اين سينه زنى ها و اين دستجات و- عرض مى كنم- اينها حفظ كرده. اگر فقط مقدسى بود و توى اطاق و توى خانه مى نشست براى خودش و هى زيارت عاشورا مى خواند و تسبيح مى گرداند نمانده بود چيزى. هياهو مى خواهد، هر مكتبى هياهو مى خواهد، بايد پايش سينه بزنند، هر مكتبى تا پايش سينه زن نباشد تا پايش گريه كن نباشد تا پايش توى سر و سينه زدن نباشد، حفظ نمى شود.
اينها اشتباه مى كنند، بچه اند اينها، نمى دانند كه اين نقش روحانيت و نقش اهل منبر چه هست در اسلام، خودتان هم شايد خيلى ندانيد. اين نقش يك نقشى است كه اسلام را هميشه زنده نگه داشته، آن گلى است كه هى آب به آن مى دهند زنده نگه داشته، اين گريه ها زنده نگه داشته مكتب سيدالشهداء را. اين ذكر مصيبت ها زنده نگه داشته مكتب سيدالشهداء را. ما بايد براى يك شهيدى كه از دستمان مى رود علم بپا كنيم نوحه خوانى كنيم، گريه كنيم، فرياد كنيم، ديگران مى كنند ديگران فرياد مى زنند وقتى يكى از آنها كشته بشود، فرض كنيد كه از يك حزبى يكى كشته بشود ميتينگ ها مى دهند، فريادها مى كنند.
     
اين يك ميتينگ و فريادى است براى احياء مكتب سيدالشهداء و اينها ملتفت نيستند، توجه ندارند به مسائل، همين گريه ها نگه داشته اين مكتب را تا اينجا و همين نوحه سرايى ها، همين هاست كه ما را زنده نگه داشته، همين هاست كه اين نهضت را پيش برده، اگر سيدالشهداء نبود، اين نهضت هم پيش نمى برد، سيدالشهداء همه جا هست «كُلُّ ارْضٍ كَرْبَلا» همه جا محضر سيدالشهدا است، همه منبرها محضر سيدالشهداست، همه محراب ها از سيدالشهداست.
    
... امام حسين نجات داد اسلام را، ما براى يك آدمى كه نجات داده اسلام را و رفته كشته شده هى سكوت كنيم؟ ما هر روز بايد گريه كنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براى حفظ اين مكتب، براى حفظ اين نهضت ها، اين نهضت ها مرهون امام حسين (ع) هست.
    
از اين هماهنگ تر چه؟ شما در كجا سراغ داريد كه يك ملتى اينطور هماهنگ بشود؟ كى اينها را هماهنگ كرده؟ اينها را سيدالشهداء هماهنگ كرده است. در تمام كشورهاى اسلامى، ملت هاى اسلامى در روز عاشورا و تاسوعا و مثلًا هشتم و چندم.
   
اين دستجات با آن عظمت، با آن محتوا همه جا، كى مى تواند يك همچنين اجتماعى درست كند؟ در كجاى عالم شما سراغ داريد كه اين مردم اينطور هماهنگ باشند، برويد هندوستان همين بساط، برويد پاكستان همين بساط، برويد اندونزى همين بساط، برويد عراق همين بساط، برويد افغانستان، هر جا برويد همين بساط، كى اينها را هماهنگ كرده؟
 
اين هماهنگى را از دست ندهيد.
  
در اين مجالس عزا و سوگوارى و نوحه سرايى براى سيد مظلومان و اظهار مظلوميت يك كسى كه براى خدا و براى رضاى او جان خودش و دوستان و اولاد خودش را فدا كرده است، اينطور ساخت جوانانى را كه مى روند در جبهه ها و شهادت را مى خواهند و افتخار به شهادت مى كنند و اگر شهادت نصيب شان نشود متأثر مى شوند و آنطور مادران را مى سازد كه جوان هاى خودشان را از دست مى دهند و باز مى گويند باز هم يكى دو تا داريم. اين مجالس عزاى سيدالشهداست و مجالس دعا و دعاى كميل و ساير ادعيه است كه مى سازد اين جمعيت را اينطور و اساس را اسلام از اول بنا كرده است، به طورى كه با همين ايده و با همين برنامه به پيش برود.
   
حالا يك دسته اى آمده اند مى گويند كه نه، ديگر روضه نخوانيد. نمى فهمند اينها كه روضه يعنى چه، اينها ماهيت اين عزادارى را نمى دانند چيست. نمى دانند كه اين نهضت امام حسين آمده تا اينجا، تا اين نهضت را درست كرده، اين تابع، اين يك شعاعى است از آن نهضت، نمى دانند كه گريه كردن بر عزاى امام حسين، زنده نگه داشتن نهضت و زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمى در مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد. مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد و «نه» گفت هر روز بايد در هر جا اين «نه» محفوظ بماند و اين مجالسى است كه هست، مجالسى است كه دنبال همين است كه اين «نه» را محفوظ بدارد. بچه ها و جوان هاى ما خيال نكنند كه مسأله، مسأله ملت گريه است، اين را ديگران القاء كردند به شماها كه بگوييد ملت گريه. آنها از همين گريه ها مى ترسند براى اينكه گريه اى است كه گريه بر مظلوم است فرياد مقابل ظالم است، دسته هايى كه بيرون مى آيند مقابل ظلم هستند، قيام كرده اند.
     
در آنوقت  يكى از حرف ها كه هى رايج بود مى گفتند: ملت گريه، براى اينكه مجالس روضه را از دستشان بگيرند. اينكه همه مجالس روضه را آن وقت تعطيل كردند، آن هم به دست كسى كه خودش در مجالس روضه مى رفت و آن بازى ها را در مى آورد. قضيه مجلس روضه بود يا از مجلس روضه آنها يك چيز ديگر مى فهميدند و آن را مى خواستند از بين ببرند؟ قضيه عمامه و كلاه بود يا از عمامه يك چيز ديگرى آنها مى فهميدند و روى آن ميزان عمامه را با آن مخالفت مى كردند؟ آنها فهميده بودند كه از اين عمامه يك كارى مى آيد كه نمى گذارد اينها آنى را كه مى خواهند عمل كنند و از اين مجالس عزادارى يك كارى مى آيد كه نمى گذارد اينها كارهايشان را انجام بدهند. وقتى يك ملتى در ماه محرم، سر تا سر يك مملكت، يك مطلب را مى گويند اين مجلس ها مردم را همچو مجتمع مى كنند و يك وجهه مى دهند، سى ميليون، سى و پنج ميليون جمعيت در دو ماه محرم و خصوصاً دهه عاشورا يك وجهه، طرف يك راه مى روند، اينها را در اين ماه محرم، خطبا و علما در سر تا سر كشور مى تواند بسيج كند براى يك مساله. اين جنبه سياسى اين مجالس بالاتر از همه جنبه هاى ديگرى است كه هست.
      
و اينها مى بينند كه اين مجالس، مجالس روضه، ذكر مصائب مظلوم و ذكر جنايات ظالم در هر عصرى مقابل ظالم قرار مى دهد. اينها ملتفت نيستند كه اينها خدمت دارند مى كنند به اين
كشور، خدمت دارند مى كنند به اسلام، توجه ندارند جوان هاى ما، بازى اين بزرگ ها را نخوريد، اينها خيانتكارند، اينهايى كه تزريق مى كنند به شما ملت گريه، ملت گريه، اينها خيانت مى كنند بزرگ هايشان و ارباب هايشان از اين گريه ها مى ترسند، دليلش اين است كه رضاخان آمد همه اينها را برد از بين و مامور بود دليلش اين است كه رضا خان آخرش كه رفت، انگلستان در راديوى دهلى اعلام كرد كه ما اين را آورديم، حالا هم برديم، راست هم مى گفتند. آورده بودند براى سركوب كردن اسلام و يكى از راه هايش همين بود كه اين مجالس را از دست شما بگيرند. جوان هاى ما خيال نكنند كه دارند يك خدمتى مى كنند مى روند توى مجلس، اگر صحبت عزا بشود، مى گويند نه. اين را نگو، غلط است اين حرف، بايد اين را بگويد، بايد اين ظلم ها را بگويد تا مردم بفهمند كه چه گذشته آن وقت و بايد هر روز اين كار بشود، اين جنبه سياسى دارد، جنبه اجتماعى دارد.
      
در دفعه اول كه مرا از قم گرفتند و بردند، در بين راه- اين- بعضى از اين مامورينى كه بودند در آن اتومبيل من، مى گفت كه ما كه آمديم سراغ شما، از اين چادرهايى كه در قم بود مى ترسيديم كه مبادا اينها مطلع بشوند و ما نتوانيم انجام وظيفه كنيم. اينها كه هيچ، قدرت هاى بزرگ از اين چادرها مى ترسند، قدرت هاى بزرگ از اين سازمانى كه بدون اينكه دست واحدى در كار باشد كه آنها را مجتمع كند، خود به خود ملت را به هم جوشانده اند در سراسر يك كشور، كشور پهناور، در ايام عاشورا و در دو ماه محرم و صفر و در ماه مبارك، اين مجالس است كه مردم را دور هم جمع كرده است. و اگر يك مطلبى بخواهد براى اسلام خدمتى بكند و شخصى بخواهد كه مطلبى را بگويد، سر تا سر كشور به واسطه همين گويندگان و خطبا و ائمه جمعه و جماعت يكدفعه منتشر مى شود و اجتماع مردم در تحت اين بيرق الهى، اين بيرق حسينى، اسباب اين مى شود كه سازمان داده شده باشد. اگر قدرت هاى بزرگ در منطقه هاى خودشان بخواهند كه يك اجتماعى ايجاد كنند، با فعاليت هاى زيادى كه شايد چند روز يا چند دهه مى كنند، در يك شهرى، يك عده فرض كنيد صد هزار نفرى، پنجاه هزار نفرى با خرج هاى زياد و زحمت هاى زياد مجتمع مى شوند و به قول آن كسى كه مى خواهد صحبت كند، گوش مى دهند لكن شما مى بينيد كه براى خاطر همين مجالسى كه مردم را به هم پيوند داده است اين مجالس عزائى كه مردم را به هم جوش داده است، به مجرد اينكه يك مطلبى پيش مى آيد، در يك شهر نه، در سرتاسر كشور، تمام قشرهاى مردم و عزاداران حضرت سيدالشهداء مجتمع مى شوند و احتياج به اينكه زياد زحمت كشيده بشود و تبليغات بشود، ندارد با يك كلمه، وقتى مردم ببينند كه اين كلمه از حلقوم سيدالشهداء (ع) بيرون مى آيد، همه با هم مجتمع مى شوند.   


منبع : منبع: قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، (تبيان، آثار موضوعى امام، دفتر سوم) تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ دوم، 1373.
  269
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر