فارسی
شنبه 21 تير 1399 - السبت 20 ذي القعدة 1441
  357
  0
  0

عون بن على عليه السلام‏

عون بن على عليه السلام‏

در بسيارى از منابع تاريخى و رجالى، عون فرزند امام على عليه السلام از اسماء بنت عميس قلمداد شده، امّا از حضور و شهادت وى در كربلا سخنى به ميان نيامده است. ولى مؤلف روضة الشهدا و چند تن ديگر از متأخران عون را شهيد كربلا قلمداد كرده و مى نويسند:
  
عون صورتى زيبا و سيرتى نيكو داشت و پس از شهادت امام على عليه السلام به امام حسن و امام حسين عليهما السلام پيوست و بادوازده تن از برادران خويش همراه آن حضرت از مدينه به كربلا آمد.
  
مامقانى مى گويد: عون نخستين فردى بود كه پس از شهادت جمع زيادى از ياران امام حسين عليه السلام بر ساير برادرانش پيشى گرفت و از آن حضرت اجازه ميدان خواست.
  
سيدالشهدا به او نگاه كرد و فرمود:
 
 «يا اخى أَ اسْتَسْلَمْتَ للموت؟»
 
برادرم، آيا آماده مرگ شده اى؟
 
گفت: چگونه تسليم مرگ نشوم در حالى كه تو را تنها و بى ياور مى بينم. امام فرمود: برو خداوند پاداش نيكت دهد. ولى به گفته مؤلف روضة الشهدا، عون پس از عثمان بن على عليه السلام، از برادر بزرگوارش اجازه گرفت و به ميدان نبرد شتافت و جمع زيادى از دشمن را به هلاكت رساند. ابن الاهجار با دو هزار پياده و سواره، او را احاطه كردند. اما وى محاصره را شكست و خدمت امام عليه السلام رسيد. امام حسين عليه السلام از عون تمجيد كرد و سر و رويش را بوسيد و از او خواست تا كمى استراحت كند و سپس عازم ميدان شود. عون گفت:
  
مى خواستم دوباره به فيض ديدارت نايل شوم، كه مقصودم برآورده شد. عون به فرمام امام عليه السلام دستور داد اسب ادْهَمْ را كه حضرت امير عليه السلام به او هديه داده بود. زين كردند و به ميدان شتافت.
   
هنگامى كه عون زخمى شد صالح بن يسار كه در زمان امام على عليه السلام به جرم نوشيدن شراب به دست عون شلاق خورده بود براى انتقام نزد او آمد و زبان به دشنام گشود. عون، صالح بن يسار و برادرش بدر را به هلاكت رساند و سرانجام به دست خالد بن طلحة به فيض شهادت نايل گشت. او در آخرين لحظات اين گونه زمزمه مى كرد:
  
 «بسم اللَّه وباللَّه وعلى ملّة رسول اللَّه»
      
رجز منسوب به حضرت اباالفضل عليه السلام را كه جمعى از معاصرين به عون نسبت داده اند چنين است:
  
          اقاتِلُ الْقَوْمَ بِقَلْبٍ مُهْتَدٍ             اذُبُّ عَنْ سِبْطِ النبىِ احْمَدِ
  
             اضْرِبُكُمْ بِالصارِمِ المُهَنَّدِ             حَتّى تَحيدوا عَنْ قِتالِ سَيّدى
     
با قلبى ره يافته با اين لشكر مى جنگم و از نوه پيامبر [كه ] احمد [نام دارد] دفاع مى كنم. شما را با شمشير بران مى زنم تا از جنگيدن با سرورم روى برگردانيد.


منبع : منبع: پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
  357
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر