فارسی
شنبه 27 شهريور 1400 - السبت 11 صفر 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

تفسیر قرآن ـ جلسه چهل و هشتم


تفسیر سوره حمد - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و هشتم 0 - -  

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الائمه المعصومین علیهم السلام 

مطالب اصولی و مهمی از آیه وایاک نستعین استفاده می‌شود اولًا این جمله که جمله حصریه هم است مانند جمل قبلش بحث دربار انسان‌است کاری به موجودات دیگر ندارد مطلب شامل هم موجودات گسترده است و مسئله فراگیر است انسان چه اینکه بیدار نسبت به این واقعیت باشد، چه اینکه غافل باشد، فرقی نمی کند آگاهی و غفلت ارتباطی به اصل مسئله ندارد ولی آگاه باشد یا غافل باشد فرقی نمی کند انسان به ماهو انسان، نه اینکه قدرت جامع و قدرت کامل نیست بلکه یک ضعیف کامل است، یک ناتوان کامل است، این ناتوانی کامل را، این ضعف کامل را، این سستی کامل را، یا به تعبیر قرآن کریم این فقر ذاتی را با عوامل گوناگونی چه در جهت مادی چه در جهت معنوی جبران می‌کنند، حالا آنهایی که آگاهند با عوامل مادی پاک با عوامل مادی صحیح. ضعف و ناتوانی را جبران می‌کنند فقر را جبران می‌کنند آنهایی که آگاه نیستند تکیه بر عوامل مادی دارند بر جبران فقر، ضعف و ناتوانیشان، ولی خوب هم آن فقر را، هم آن ناتوانی را که در دو جهت مادی و معنوی دارند، نمی توانند برعوامل مادی تنها جبران بکنند و هم عوامل مادی همه جا علاج درد نمی کند، یعنی عوامل مادی کلید کاملی نیست که به قفل هم مشکلات بخورد.

این را از آیه می‌توان فهمید که تمام انسانها فاقد قدرت هستند و دراین فقد قدرت به شدت محتاج و نیازمند تأمین خلأ قدرت هستند و باید از یک قدرتی غیر خودشان کمک بگیرند این کلی مسئله است. حالا آیه دارد راهنمایی می‌کند که منبع کامل و قدرت کاملی که در کنار ضعف، زبونی، سستی، فقر شما پاسخگوی نیازهای شماست و کمک واقعی شماست خداوند است، خیلی هم زیباست که ایاک نستعین بعد از پنج وصف الوهیت رحمانیت رحیمیت ربوبیت و مالکیت آمده یعنی خود شکل و ترکیب سور حمد دارد به خواهندگان یاری و کمک می‌گوید آنکه از آن کمک می‌خواهید توجه به آن داشته باشید که مستوجب صفات کمالیه است، الله به شما در دنیا و آخرت مهربان است، رحمان و رحیم است.

مدبّر همه شماست که برنامه‌ها در مجرای صحیح برایتان بیندازد ربّ است، زمام امور شما ملک اوست، مالک است، آن است که تمام‌فخر شما را، زبونی شما را، شکست شما را، کمبود شما را، خلأ شما را می‌تواند جبران بکند، کسی دیگر چنین صفاتی ندارد اگر از دیگری کمک بخواهید از یک زبون کمک خواستید، از یک فقیر کمک خواسته اید، از یک ناتوان و ندار کمک خواسته‌اید.

حصر معنیش این است که تمام انرژی و نیروی کمک کار شما پیش این وجود مقدس است. که الله رحمن رحیم رب مالک است آیا انسانی می‌تواند ادعا بکند که من قدرت کامل هستم نه چون این ادعا برای هیچ کس قابل قبول نیست، برای خودش هم قابل قبول نیست. ثابت برای هر انسانی که نیازمند است، ندار است، بی قدرت است، بی کمال است، بی نور است و برای تأمین هم خلأها به کمک نیاز دارد نیروهای کمک در فرمان پروردگار عالم هستند.

قطــره‌ای کــه از جویبـاری مـی‌رود

از  پـــی انجـــام کــاری مــی‌رود

سوزن ما دوخت هرجا هرچه دوخت

 آتش ما سوخت هرجا هرچه سوخت

نــاخـدایــان را کیــاست‌اندکیسـت

نـاخـدای کشتـی امکـان یکـی است

همان اندک را هم خود او عنایت کرده ﴿وَ اللَّهُ أَخْرَجَکمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکمْ لا تَعْلَمُونَ شَیئاً وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ﴾  (نحل 78)

همان کیاست اندک را با ابزار گوش چشم و فؤاد عنایت کرده. ناخدایان را کیاست اندکیست هر ناخدایی در هر زمینه ای ناخدای کشتی امکان یکی است.

یک بار در تهران با یک هواپیمای 60 نفره داشتم می‌رفتم لار حدود دوساعت باید در هوا می‌بودیم خلبان خبردار شد که من در هواپیما هستم سرمهمان دار را فرستاد، گفت: به ایشان بگو بیاید داخل کابین، من رفتم کنار خلبان نشستم تا فرود آمدن هواپیما سؤالات زیادی کردم در رابطه با اوج گرفتن هواپیما، نشستن هواپیما، ایامی که ابر هست ایامی که باد است، و امور فیزیکی هواپیما، بالی که در منتهی الیه هواپیما است چه کار می‌کند دو تا بال که بخشی از آن باز و بسته می‌شود چه کار می‌کند. همه اینها را برای من توضیح داد وزن موتور هواپیما و نهایتاً این خلبان به من گفت آقا روشن شدن هواپیما و حرکت روی باند و برخواستنش و رفتنش در فضا ساعتی 900 کیلومتر و بعد فرود آمدنش همه و همه کار یک موتور خارج از مجموع هواپیماست، گفتم کار کدام موتور است گفت: خدا گفت: من خلبان هستم ولی اگر یاری خدا نباشد اصلًا این وزن، این کارها را نمی تواند انجام بدهد حالا زمان پیغمبر هواپیما نبوده کشتی بوده است. خداوند مثل به کشتی زده، کشتی چند هزار تن آنهم در دریا، پروردگار عالم می‌فرماید حرکت کشتی کار من است. ﴿إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَرِیخَ لَهُمْ﴾ (1)

اگر بخواهم به آب می‌گویم که دهان باز کن کشتی 500 هزار تنی را ببرش پائین.

یک کتاب 300 صفحه ای را یک بار یک کسی به من داد در امریکا ترجمه شده بود، شرح حال یک کشتی با عظمتی بود که در اروپا اولین بار با آن همه تجهیزات ساخته شده بود به نام تایتانیک، یک کشتی عظیمی بود با تمام کشتی‌ها با تمام تجهیزات فرق می‌کرد، من تمام شرح حال این کشتی را خواندم از اول ساختش، طرحش را، نقشه اش را، مهندسانش را، حتی طرحهای هندسی و مهندسی را دیدم، یک مطلبی را که اعلام کردند راجع به این کشتی این بود.

باز آن جمله امیرالمؤمین را عرض بکنم که می‌فرماید «من ابدی صفحته للحق هلک» (2). سینه تان را در مقابل خدا سپر نکنید آنجا جای پیروزی نیست به قول خود پروردگار ﴿فَسَوَّاها﴾  یعنی پاک مساویتان می‌کند با کمال غرور اعلام کرده اند که این کشتی از اروپا حرکت میکند به طرف امریکا و هیچ بلائی نمی تواند سرش بیاید.

بخاطر این تجهیزات و قدرتی که موتور دارد واین بدنه بسیار پرقدرت، ولی کشتی وسط اقیانوس دیدش که یک قطره ای یخ آب منجمد شده خیلی جالب است پروردگار در قرآن مجید می‌فرماید: من در جنگی که با متکبران می‌کنم هیچ ارتشی نیاز ندارم ﴿ما أَنْزَلْنا عَلی قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما کنَّا مُنْزِلِینَ﴾ (3)

نیازی ندارم هیچ کشتی در آب دارد می‌رود، مغرور هم هستند سالم به امریکا می‌رود به یک قطعه می‌گویم خودت را میزان این کشتی کن، از هر طرف هم فرمان داد تو از همان طرف بیا بالاخره این کشتی به یخ برخورد کرد کشتی شکست آب فراوان دریا وارد کشتی شد، کشتی از نوک بلند کرد به طرف عمق آب بسیاری از اهالی کشتی در دریا غرق شدند و غذای کوسه‌ها شدند کشتی هم رفت ته آب، هشتاد یا نود سال بعد جای فرو رفتنش را پیدا کردند و رفتند و یک مقدار اجناس باقی مانده های شکسته را درآوردند، خدا ارتشی لازم ندارد، خدا اگر مستکبری را از تکبر بیندازد یا با پشه می‌اندازد یا با طیر ابابیل می‌اندازد یا با یک مقدار باد می‌اندازد مثل قوم عاد یک مقدار آب مثل قوم فرعون و چون حرکت قلب هم کامل در اختیار اوست اشاره می‌کند به قلب دیگر باز و بسته نشو.

انسان چه آگاه باشد و چه نباشد به وضع خودش، قدرت کامل نیست، قوت کامل نیست، بلکه ضعف کامل است و فقر محض است اینجا واقعاً من باید از فلاسف الهی و حکمای الهی و عارفانی که عرفانشان عرفان انبیاء و اهل بیت است تقدیر بکنم که در زمین فقر ممکنات، چه قدر زیبا مطلب نوشته اند.

سیه رویی زممکن در دو عالم ج (ع) دا هرگز نشد والله اعل (ع) م‌ممکن که کل موجودات هستند ماسوی الله خوانده اید، در فلسفه نسبت وجود و عدم مساوی الطرفین هستند نه وجودشان واجب است‌که پدید بیاید و نه واجب است که در عدم باشند مساوی الطرفین هستند، باشند نباشند برای خدا فرقی نمی کند.

«کان الله و لم یکن معه شی‌ء»(4) آنوقت که بود کم نداشت حالا موجودات را که خلق کرد اضافه به آن نشد، بود، هست، خواهد بود چیزی در آن اثر نخواهد گذاشت، چیزی به او اضافه نخواهد کرد.

اما آیه شریفه ﴿إِیاک نَعْبُدُ وَ إِیاک نَسْتَعِینُ﴾  اگر من مشکل داشته باشم، اگر من خلأ داشته باشم و ذات من که فقر محض است در اتاق بشینم و درب را ببندم و بگویم از تو یاری می‌طلبم این کار صحیح است و توسل به ابزار و آلات به عنوان این که ابزار حق هستند این خیلی مسئله مهمی است.

ذرّه ذرّه کان درین ارض جنس خود را همچون کاه و کهرباست‌نیاز موجودات به یکدیگر و جمله ذرات زمین و آسمان لشکر حق هستند گاهی امتحان ببینیم، توسل به ابزار توحید است و خلاف ایاک نستعین باشد یعنی من در گرسنگی چه کار باید بکنم بایدبگویم: خدایا! من دهانم را باز می‌کنم لقمه را بگذار در دهانم از عالم بالا، یا اگر متوسّل به زمین به تراکتور و به کاشتن و به درو کردن به آسیا بردن بشوم این شرک است و خلاف ایاک نسعین است؟! به داوود می‌گوید از من وقتی آگاه باشی که همه چیز در مسیر زندگی تو از من است و کمک من است این برای قبول شدن پیش من بس است و همین هم شکر است

خوب یک مسأل عام عرض شد که کل انسانها زبون محض هستند و بی قدرت محض هستند، ناتوان محض هستند، فقر محض هستند، چه آگاه باشند، چه نباشند در دو آیه قرآن خداوند متعال به این مقدمه ای که عرض کردم اشاره دارد یکی سور مبارک فاطر آی 15. ﴿یا أَیهَا النَّاسُ﴾  یعنی کل شما چون قرآن گاهی خطابش به انسان به صورت یا بنی آدم است گاهی ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا*﴾  گاهی یا ایها الناس اینجا که دیگر فراگیر است به فرد فرد انسانهاست ﴿أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ﴾  کلتان نیازمندید ﴿وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی﴾  من بی نیازم، من احتیاج ندارم، من خلأ ندارم، من ضعف ندارم، من ناتوانی ندارم، من در هم زمینه‌ها غنی بالذات مطلق و ازلی و ابدی هستم و حمید هم هستم غنای من به خاطر صفات باارزشم و صفات ستوده ام است، شما هم فقر محض هستید یعنی هم فقر علمی داریم، هم فقر معنوی داریم، هم فقر قدرتی داریم، هم فقر فکری داریم.

خیلی از نیازهایتان تکوینی است که من با امور طبیعت به یاریتان شتافتم خیلی از آنها معنوی است که با رحمتم با قدرتم، با بعثت انبیاء با نزول کتب با ولایت اهل بیت به کمکتان آمده ام یعنی دو نوع رزق برایتان قرار داده‌ام، دو نوع کمک برایتان قرار داده‌ام، دو نوع ابزار یکی مادی یکی معنوی و شما با آگاهی به اینکه تمام نعمتها مال من است چه مادی چه معنوی.

«ما بنا من نعمة فمنک»(5) اگر سراغ ابزار طبیعی و معنوی بروید و هر دو جهت وجودتان را علاج کنید و خلأش را برطرف بکنید شما در حوز ایاک نستعین قرار دارید، شرک نیست، خلاف خدا نیست، خودم به شما می‌گویم نعمتهای من را ﴿کلُوا وَ اشْرَبُوا﴾ (6) خودم به شما می‌گویم که ﴿أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ﴾  خودم دارم میگویم ﴿وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ﴾ (7) خودم دارم می‌گویم ﴿هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ﴾ (8)

خودم دارم می‌گویم دنبال این امور بروید، این امور اصلًا در تمام عالم کمک من است، نصرت من است، یاری من است، این آیه برای این است که ما در کنار هر امر مادی و معنوی توجه به حضرت خودش داشته باشیم که او سفر مادی و معنوی را برای ما پهن کرده و ما هم به صورت مضارع می‌گوییم من تا زنده ام ﴿نَسْتَعِینُ﴾  فقط دنبال یاری تو هستم من کمک از ربا نمی خواهم، کمک‌از زنا برای شهواتم نمی خواهم، کمک ازدروغ برای چرخاندن زندگی نمی خواهم، کمک از بت نمی خواهم، فقط کمک از ابزار طبیعی پاک تو و ابزار معنوی پاک تو می‌خواهم.

اما سور مبارکه نساء چون این آیه خیلی را به اشتباه و انحراف هم می‌اندازد که آری، درد دل خودت را به کسی نگو. خوب آنها می‌آمدند پیش پیغمبر درد دل می‌کردند حضرت چه کار می‌کرد، می‌گفت: هر مشرکی خودش گاهی بلند می‌شد به مردم می‌گفت: این نیاز دارد، جزء ماست، اهل ایمان است شما مؤمن هستید شما مخاطب به ﴿تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ﴾ (9) هستید کمک بدهید ولی من وقتی این کمک را از خدا بدانم ایرادی ندارد.

 ﴿إِیاک نَسْتَعِینُ﴾  یعنی من کمک از غیر تو و آثار رحمت تو نمی خواهم اهل توحید هستم از بت های جاندار و بی جان کمک نمی خواهم، از حرام کمک نمی خواهم آنها هم یک نوع کمک است ولی کمک های ضد خدایی سوره مبارک نساء آی 28. «خلق الانسان ضعیفاً»  اصلًا آفرینش تو بر اساس نداشتن قدرت است خیلی آی جالبی است، خلقتت، اصلًا خمیرت، و ماد وجودت ضعف است عدم قدرت است، نبود توان است، آنوقت تو موجود ضعیف که ضعف ذات تو است، حقیقت تو است، موجودیت تو است، کجا داری زندگی می‌کنی دنیا چیست.

«دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة»(10) دنیا خان انواع بیماریها، مصائب، شکستها، خطرات، حوادث جریانات تلخ و شیرین است و تو اگر یک یاری خدا را نداشته باشی به خزی دنیا و عذاب آخرت گرفتار می‌شود. درتمام جریانات اگر یاری خدا نداشته باشی سور فجر را ملاحظه کنید:

 «فامّا اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه» (11) یکی از حوادث تنگی معیشت است اگر این را درست نگاه نکنی، اگر برای جبران تنگی معیشت سراغ خدا نروی، اگر سراغ ابزارهای حلال مادی خدا که کمک خدا به تو هستند نروی، اگر سراغ ابزارهای مادی نروی حسابی منحرف می‌شوی آن وقت دادت بلند می‌شود.

 ﴿فَیقُولُ رَبِّی أَهانَنِ﴾  می‌گویی خار شدن من، بیچاره شدن من، زبون شدن من، بی آبرو شدن من، کار خود خداست یعنی به این نکته می‌رسی که خدا عادل نیست خدا رحیم نیست خدا مهربان نیست خدا یک قلدر ضعیف کش است این می‌شود. و بعد می‌گوید ﴿کلَّا﴾  نه اینجور نیست که تو فکر می‌کنی خدا کریم است رحیم است عظیم است مهربان است.

 ﴿کلَّا بَلْ لا تُکرِمُونَ الْیتِیمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ وَ تَأْکلُونَ التُّراثَ أَکلًا لَمًّا﴾  تو بجای اینکه از من یاری بخواهی، رفتی مال یتیم را خوردی و از بین بردی پول حرام را به کمک زندگی گرفتی، بخل را کمک گرفتی ﴿وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا﴾  معبود تو پول شد. فکر کردی این کلید همه جا به هر قفلی می‌خورد و ﴿تَأْکلُونَ التُّراثَ أَکلًا لَمًّا﴾ (12)

ارث خواهر و برادر با بازی گری با این و آن، دیدن و با فتنه گری بالا کشیدی فکر کردی اینها یار زندگی تو هستند. نه همینها پدر تو را در آوردند، هم حرام‌ها تو را به خاری نشاندند کار خدا نبوده. خوب این مقدمه حصرش هم که عرض کردم توسل به ابزارهای مادی به عنوان این که خدا از باب محبت برای من قرار داده و اینها همان یاری پروردگار است که در سور انفال می‌بینی.

 ﴿هُوَ الَّذِی أَیدَک بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ﴾ (13) به پیغمبر می‌گوید یعنی مؤمنین یاری پروردگار هستند ابزار پروردگار هستند کمک پروردگار هستند مستقیم، کمک نمی کند که حالا به پیغمبر بگوید تک و تنها برو جنگ بدر، من هم تمام دشمنانت را جلوی چشمت آتش می‌زنم، تکه پاره‌اش می‌کنم، سوسکش می‌کنم، نه ﴿هُوَ الَّذِی أَیدَک بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ﴾  که ابزار من هستند و ابزار پاک من تو را یاری داده ام اید یعنی یاری دادند تأیید کردند. آنی که خیلی مهم است همین است که خدا می‌خواهد ما از حرامها، از طاغوتها از ابزار ضد او، از شیاطین کمک نگیریم برای جبران خلأ ها، نساء آیه 60 این از آیات بسیار مهم قرآن است.

الم تر تر در اینجا از افعال قلوب است خیلی اتفاق می‌افتد که در آیات آدم اشتباه می‌کند حتی مترجمین هم اشتباه زیاد دارند، در ترجمه هایشان مثلًا شاید ده تا ترجمه را بعد از ترجم خودم نگاه می‌کردم ببینم آنها چه کار کردند شاید اشتباهاتی داشتم دیدم در سوره مبارکه اسراء. ﴿فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً﴾ (14)

تقعد به معنی قعود و نشستن گرفتند که این کار را نکن که اگر این کار زشت‌را انجام بدهی افراط بکنی در انفاق یا تفریط بکنی ملامت شده خواهی نشست در حالی که تقعد دو تا مفعول گرفته ملوماً محسورا جزء افعال قلوب است دو مفعولی است به معنی صار است، تقعد یعنی تصیر ملوماً محسورا خواهی شد.

در این آیه ﴿أَ لَمْ تَرَ﴾  یعنی آیا ندانستی، نه آیا ندیدی، آیا ندانستی استفهام انکاری که حبیب من کاملًا می‌دانیم.

 ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیک وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک﴾  صحبت مؤمنین ضعیف است، مؤمنینی که باطنشان هنوز پر نشده، مؤمنینی که ترسو و شتاب زده هستند، مؤمنینی که عجول هستند، مؤمنینی که حقیقت را لمس نکردند.

 ﴿أَ لَمْ تَرَ﴾  خیال می‌کنند، گمان می‌کنند به قرآن ایمان آورده اند اما اگر ایمانشان واقعی بود این اتفاقی که بعداً در آیه بیان می‌کند نمی افتاد اینکه ایمانشان ایمان گمانی است ایمان یقینی نیست. ﴿وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک یرِیدُونَ أَنْ یتَحاکمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ﴾  این است که به ابزارهای ضد خدا تکیه بکنند، از ابزارهای ضد خدا یاری بخواهند و کمک‌بخواهند از حکومتهای طاغوتی و قدرت های طاغوتی ﴿أَنْ یتَحاکمُوا﴾  فرمانروایی آنها را برای حلّ مشکلات و پر کردن خلأ هایشان بپذیرند.

 ﴿وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یکفُرُوا بِهِ﴾  با اینکه کراراً در قرآن مجید من فرمان داده ام که به این ابزارهای باطل، به این ابزارهای ضد خدا، به این منابع ضد حق کفر بورزید منکرشان بشوید سراغش نروید و تذکر هم داده ام که اگر یک کمکی به شما بکند مفت این کار را نمی کند بلکه نقشه اش این است که ﴿وَ یرِیدُ الشَّیطانُ أَنْ یضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِیداً﴾ (15)

شما را انقدر از خدا و ابزارهای الهی دور بکند، از آن چرخ ﴿إِیاک نَسْتَعِینُ﴾  اینقدر دورتان بکند که دیگر یاد خدا نیافتید ﴿أَنْ یضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِیداً﴾  واقعاً اگر یاری خدا نباشد چه کاری می‌خواهد پیش برود. در حالیکه جاذبه های زیادی در کنار ما هست، چرا طلبه شدیم یاری خدا، خدا به دل ما کمک داد، خدا ما در این شهر نگه داشته، اصلًا پیچید به یاری خدا در هم امور هستیم، نفس کشیدن ما به یاری خدا است، ضربان به یاری اوست، گردش خون ما به یاری اوست اصلًا برنامه های مثبت ما همه عین یاری اوست و عین کمک اوست.

تکرار ﴿إِیاک نَسْتَعِینُ﴾  به صورت واجب روزی ده بار بخاطر این است که ما توجه داشته باشیم برای پر کردن خلأها و نیازها به ابزارهای حلال و پاک، چه در امر مادی و چه در امر معنوی متوسل می‌شویم.

______________________________

(1) یس (36): 43.

(2) نهج البلاغه: حکمت 188.

(3) یس (26): 28.

(4) تفسیر الصافی: 3/ 288، سوره مریم آیه 67.

(5) البلد الأمین: 13، تعقیب نماز ظهر.

(6) اعراف (7): 31.

(7) نساء (4): 59.

(8) زمر (39): 9.

(9) مائده (5): 2.

(10) نهج البلاغه: خطبه 226.

(11) فجر (89): 16.

(12) فجر (89): 16- 20.

(13) انفال (8): 62.

(14) اسراء (17): 29.

(15) نساء (4): 60.


0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
- تفسير سوره حمد - جلسه پنجاه و چهارم - تفسير سوره حمد - جلسه پنجاه و سوم - تفسير سوره حمد - جلسه پنجاه و دوم - تفسير سوره حمد - جلسه پنجاه و یکم - تفسير سوره حمد - جلسه پنجاهم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و نهم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و هفتم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و ششم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و پنجم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و چهارم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و سوم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و دوم - تفسير سوره حمد - جلسه چهل و یکم - تفسير سوره حمد - جلسه چهلم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و نهم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و هشتم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و هفتم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و ششم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و پنجم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و چهارم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و سوم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و دوّم - تفسير سوره حمد - جلسه سي و يكم - تفسير سوره حمد - جلسه سي ام - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و نهم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و هشتم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و هفتم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و ششم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و پنجم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و چهارم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و سوّم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و دوم - تفسير سوره حمد - جلسه بيست و یکم - تفسير سوره حمد - جلسه بيستم - تفسير سوره حمد - جلسه نوزدهم - تفسير سوره حمد - جلسه هجدهم - تفسير سوره حمد - جلسه هفدهم - تفسير سوره حمد - جلسه شانزدهم - تفسير سوره حمد - جلسه پانزدهم - تفسير سوره حمد - جلسه چهاردهم - تفسير سوره حمد - جلسه سيزدهم - تفسير سوره حمد - جلسه دوازدهم - تفسير سوره حمد - جلسه يازدهم - تفسير سوره حمد - جلسه دهم - تفسير سوره حمد - جلسه نهم - تفسير سوره حمد - جلسه هشتم - تفسير سوره حمد - جلسه هفتم - تفسير سوره حمد - جلسه ششم - تفسير سوره حمد - جلسه پنجم - تفسير سوره حمد - جلسه چهارم - تفسير سوره حمد - جلسه سوّم - تفسير سوره حمد - جلسه دوّم - تفسير سوره حمد - جلسه اوّل
پربازدیدترین
امتیاز شما به این مطلب ؟

گزارش خطا