فارسی
چهارشنبه 22 ارديبهشت 1400 - الاربعاء 29 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هشتم


روش تربیتی امام رضا(ع) - شب هشتم سه شنبه (26-5-1395) - ذی القعده 1437 - بیت الاحزان -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

گرچه کتاب خدا نزدیک به هزار بار عقل را فکر را، لبّ را، و فواد را که نیروی فهم و درک است مطرح کرده و پیغمبر و اهل بیت هم به اندازه یک کتاب عقل را تعریف کردند ولی تجربه تاریخ زندگی بشر از زمانی که به وجود آمده که ما ابتدای تاریخ به وجود آمدنش را نمی‌دانیم ولی با علاقه‌ای که به پیگیری این مسائل دارم آخرین خبری را که تا چند سال پیش در مجلات علمی به دست آوردم این بوده که جمجمه‌هایی که در یکی از مناطق هند پیدا کردند و خاک به گونه‌ای بوده  که آنها را کاملا نپوسانده بود به آزمایشگاه‌های علمی که منتقل کردند به این نتیجه رسیدند که صاحبان این جمجمه‌ها پانزده میلیون سال قبل از دنیا رفتند.

باز هم ما شروع دقیق زندگی انسان را در این سیاره خاکی نمی‌دانیم، ولی از وقتی زندگی را شروع کرده تا امروز عقل با همه ارزشش با همه فعالیت‌ش، با همه مثبت بودنش راهنمای کاملی برای انسان نبوده، چراغ عقل آنقدر پرفروغ نیست که نورش همه حقایق را فراگیر باشد و تا اعماق قیامت را بتواند به ما نشان بدهد. اما یک نیروی باارزشی است که ما به وسیله او می‌توانیم حق را از باطل تشخیص بدهیم، اما این که بتواند دست ما را بگیرد و در حق ثابت نگهمان دارد و نگذارد که رد بشویم و وارد باطل بشویم نه چنین قدرتی را ندارد که از این عقل عقل ما نه عقل انبیا و ائمه طاهرین اهل بیت تعبیر می‌کنند به عقل جزئی، یعنی برای همه چیز تکیه نده به عقل، عقل قدرت درک همه واقعیات را ندارد و یک راهنمای پخته جامع کاملی نیست دلیلش هم این است که با بودن این همه عاقل در اروپا و امریکا و افریقا و منطقه شرق زمین زندگی آلوده به انواع مفاسد است، به انواع نواقص است، به انواع عیوب است و به انواع کمبودهای روحی و روانی است.

عاقل هستند ولی غرق در فسادند، عاقلند ولی خودکشی می‌کنند، عاقلند ولی دچار اختلال روانی می‌شوند، عاقلند ولی ظلم می‌کنند، ستم می‌کنند، می‌کشند می‌برند، غارت می‌کنند هیچکدامشان هم دیوانه زنجیری نیستند که بگیرند و ببرند در دیوانه‌خانه یا در یک گوشه‌ای حبسشان بکنند من در این زمینه خیلی مطالب دارم برایتان بگویم حدود پنجاه سال پیش ارتش فرانسه در الجزایر ارتش دانشگاه‌ دیده، ارتش لیسانس‌دار و فوق لیسانس‌دارو دکتری دار، وقتی که دیدند الجزایری‌های مسلمان بیدار شدند حاضر به سجده به این بت نیستند، حاضر به اینکه زیر بار افکار و تحمیلات فرانسوی‌ها بروند نیستند در دستگیری مرد و زن حدود صد هزار نفر را دستگیر کردند با بردزل بیابان بیرون شهر گودالی را دست کردند و د راین گودال نفت سیاه ریختند هر صد هزار نفر را زنده زنده ریختند در آن و سوزاندند.

علم داشتند، عقل داشتند، اندیشه داشتند ولی ایستادند زنده زنده سوختن این صد هزار نفر را تماشا کردندو رقصیدند و خندیدند، دوران خودتان هم که می‌بینید چه خبر است چطوری می‌کشند، می‌دانید که یک روز در طول دو ساعت در پادگان موصل سه هزار سرباز جوان را ردیف کردند و کشتند دو ساعت، می‌دانید یکی از دوستان ما با زنش و دو تا بچش سامره بود به سامره حمله شد نتوانست از حمله بیاید بیرون گرفتند اول جلوی چشمش زنش و دو تا بچش را سر بریدند بعد هم خودش را تکه تکه کردند، خیلی از اینها هم اروپایی‌ هستند، درس‌خوانده هستند دانشگاه دیده هستند، لعنت به این درس، لعنت به این دانشگاه‌ها با اینجور دانشجو تربیت کردن عقل دارند ولی عقلشان هدایتگر نیست یک هدایت کامل، دو عقل قدرت بازدارندگی ندارد، ندارد یک کنفرانسی بود در اروپا درباره دخانیات، من هم در مجلات خواندم بنا بود چند طبیب متخصص دهان و دندان ریه درباره ضررهای دخانیات صحبت کنند از جمله سیگار، یعنی نوبت بحث برای مضرات سیگار به یک دانه از این متخصص‌ها داده شد حدود سه ربع سخنرانی کرد بعد که امددر اتاق برای استراحت قهوه برایش آوردند اول از جیبش سیگار وینستون درآورد آتش کرد گذاشت کنار لبش گفت من با سیگار خستگی‌ام را رفع کنم بعد قهوه می‌خورم، گفتند تو که الان سه ربع علیه دود سیگار و مضراتش برای دهان و دندان و گلو و ریه حرف زدی گفت نمی‌توانم نکشم عقل داشت علم داشت بازدارنده نیست عقل. علم هم بازدارنده نیست چون عقل دراک همه حقایق نیست، چون علم بازدارندگی ندارد.

پروردگار عالم انبیاء خودش را و ائمه طاهرین را به عنوان امام هدایت جعلناهم ائمة یهدون بامرنا انتخاب کرد که قلب مردم را از دو حقیقت بازدارنده پر بکنند، یک حقیقت بازدارنده ایمان به پروردگار است، که وقتی انسان دلبسته به خدا شد و این را فهمید که خدا خبیر است، علیم است، مراقب است، ماه رمضان در گرمای پنجاه درجه خانه هم هیچ کس نیست برق هم رفته از گرما دارد می‌میرد، عرق دارد می‌ریزد دو سه جور شربت و لیوان آب هم در یخچال است بلند نمی‌شود برود بخورد، ایمان به خدا نمی‌شود آدم خدا را باور داشته باشد ربا بخورد، زنا بکند، مال مردم را ببرد، غارتگر بشود، ظالم بشود، خائن بشود، یک مرحله دیگر این باور ایمان به قیامت است، لازم هم نیست ما بیش از هزار آیه معاد را در قرآن بیاوریم در ذهنمان، نه به ما هم نگفتند این هزار تا را حفظ بکنید، بس است که یک مومن به خدا از هزار و چند آیه معاد فقط این آیه شعار قلبش بشود نه زبان وَ نَضَعُ اَلْمَوٰازِينَ اَلْقِسْطَ لِيَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ ﴿الأنبياء، 47﴾ من ترازوهای عدالت را برای قیامت برپا می‌کنم حالا این ترازوها چیست بحثش در روایات کامل ارائه شده ترازوی قیامت نه دو تا کفه است نه دارای زبان است نه برقی است، نه باطری دارد سه تا ترازو در قیامت برپا می‌شود چون موازین جمع است یک ترازو قرآن کریم است، یک ترازو وجود انبیاست، یک ترازو وجود ائمه است، نجف خواندیددر حرم فدایش بشوم نه فدای قنبرش بشوم من کی هستم فدای علی بشوم، السلام علیک یا میزان الاعمال، یعنی خدا قیامت قرآن را می‌آورد بنده و زن و بچه‌ام را با کسبم و با اخلاقم و با رفتارم و با معاشرتم و با حالاتم و با قرآن مجید معیارگیری می‌کند اگر پرونده مخالف با قرآن باشد می‌گوید سرت را بینداز پایین خودت برو جهنم وگرنه با زنجیر می‌کشندت من را با انبیا یک جوان خوشگل اینی که می‌گویم حرفهای امام صادق است بخواهم هی مدرک برایتان بگویم خسته‌تان می‌کند.

امام صادق می‌فرماید هر چی جوان خوشگل دخترباز زن‌باز رابطه‌دار نامشروع زناکار است قیامت همه را خدا یک جا جمع می‌کند چرا زنا کردی؟ چرا رابطه نامشروع برقرار کردی؟ چرا تجاوز به زن شوهردار کردی؟ بدبخت‌ها به پروردگارها می‌گویند خوشگل ما را خلق کردی موهای به این زیبایی به ما دادی اندام به این خوشگلی به ما دادی کی می‌توانست خودش را  نگه دارد؟ اینقدر دختر و زن با همه سلول‌های وجودشان قربان صدقه  ما رفتند که ما اصلا به زانو درآمدیم خدا می‌فرماید یوسف را بیاورید، میزان خدا به جوان‌ها می‌گوید شما خوشگل‌تر هستید یا این، موی این قشنگ‌تر است یا برای شما؟ اندام این زیباتر است یا برای شما؟ چطور این جوان بی‌شهوت هم که نبوده در سن چهارده تا بیست و یک، کپسول شهوت جنسی در دربار با بهترین فرشها و پرد‌ه‌ها عشوه‌گری‌ها و افسون‌گری‌های بنیان برانداز زلیخا در برابرش بود چطور این نه نگاه به او کرد نه فکر زنا کرد، نمی‌شد؟ غلط کردید که نمی‌شد این هم یک انسان بود چرا شد؟ اگر بنا به نشدن بود برای همه باید نشود با این ترازو محکوم می‌شوند تمام رئیس جمهورهای دنیا را قیامت ردیف می‌کند امیرالمومنین را می‌آورد می‌گوید او چهار سال و هفت ماه رئیس جمهور بود یکیتان به این می‌مانید؟ که من نجاتتان بدهم؟ خداوند در قرآن در قیامت یک ترازویش قرآن است، یک ترازویش انبیا هستند، یک ترازویش هم ائمه طاهرین علیهم السلام هستند.

خب حالا یک کسی که پیوند به قیامت می‌خورد هیچ نیاز نیست هزار و دویست سیصد تا آیه معاد را بزند در ذهنش، بچسباند داخل ذهنش، همین یک آیه را به عنوان وحی به عنوان قرآن، بدهد به دلش صدای آیه را هم از دل بشنود از دل، لمن کان له قلب این هم آیه قران، از دل بشنود، وَ نَضَعُ اَلْمَوٰازِينَ اَلْقِسْطَ لِيَوْمِ اَلْقِيٰامَةِ وای وَ إِنْ كٰانَ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ اگر عمل شما به وزن دانه ارزن باشد أَتَيْنٰا بِهٰا می‌آورم در صحنه محشر فکر نکنید آسمان‌ها به زمین ریخت زمین به هم ریخت غوغایی شد قیامت برپا شد عملت گم شده؟ اصلا عملتان گم نشده می‌آورم وقتی این عمل به اندازه دانه ارزن را آوردم فَلاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً، خیلی خدای خوبی هستم، ذره‌ای در کیفر این عمل یا پاداش این عمل ظلم نمی‌کنم، ذره‌ای، هیچی را لحاظ نمی‌کنم، بگویم سیاه هستی سفید هستی، شاه هستی، رعیت هستی، مرجع تقلید هستی مقلد هستی هیچی را لحاظ نمی‌کنم فقط سنجش عملتان را لحاظ می‌کنم این یک ذره را یا با  ابراهیم یا با یوسف یا با امیرالمومنین یا با پیغمبر یا با حضرت سید الشهدا. می‌سنجند.

اما ظلم بهتان نمی‌کنم و کفی بنا حاسبین، بندگانم بس‌تان باشد که حسابگر پرونده‌تان خودم هستم، خب آنی که خودش را باور دارد، آنی که قیامتش را باور دارد، هم هدایت شده هم بازدارندگی دارد اهل این دو تا کار را نمی‌تواند بکند ابدا اروپا از قرن هجدهم گول عقل را خورد گفت عقل دارم نیازی به خدا و پیغمبر و نبوت و کلیسا ندارم کل‌شان از کلیسا بیرون آمدند رابطه هم با کشیش و پاپ قطع شد آنها هم لنگ نماندند چون ثروتمندترین نهاد کره زمین کلیسای کاتولیک است ملت بروند یا نروند کشیش‌ها و کاردینال‌ها نان‌شان در روغن است بروند یا نروند ابدا.

من به یک دانشجو در انگلستان گفتم هفته‌ای یک بار کلیسا می‌روی؟ گفت نه گفتم چرا؟ گفت برای اینکه مریم و مسیح پول برایم نمی‌سازند ما دنبال پول هستیم کلیسا کدام است مسیح کدام است مریم کدام است، اروپا بعد از جدا شدن از کلیسا رفت سراغ عقل، رفتن سراغ عقل یعنی وحی را از زندگی حذف کن نبوت را حذف کن، امامت اهل بیت هم حذف کن، بچسب به عقلت آنی که عقلت بهت می‌گویددین همان است، همان است، اگر عقل بهت می‌گوید زنا لذت دارد حلال است همان دینت است اگر عقل می‌گوید تمام بانک‌ها را براساس ربا بیاورید بالا این همان دین است، نمی‌داند چه جنایتی کنار عقل تا حالا شده نمید‌انید نمی‌دانید این عقلهای جزئی چقدر فرهنگ ختم شونده به ایسم درست کردند و به خورد این دانشگاه‌ها و جوان‌ها و ماهواره‌ها و روزنامه‌ها و مجلات  سایت‌ها دادند، نمی‌دانید بشر جدای از خدا و قیامت شبانه‌روز چه بلاها دارد به سر خودش و دیگران می‌آورد نمی‌دانید.

عقل خوب است اما هدایتگر نیست، عقل خوب است جوان عزیز درسخوانده فوق لیسانس و دکتری بازدارنده نیست، آنی که بازدارنده است آنی است که انبیا و وحی به ما القا کرده معاد، خدا، ایمان به پروردگار، ایمان به قیامت، خب بدون انبیا یقینا بشر جاده را گم می‌کند یقینا، منحرف می‌شود یقینا، بی‌بازدارندگی می‌ماند عقل هم دارد دکتری هم دارد، ولی بازدارندگی در درونش نیست، نیست.

ما خیلی استاد متدین داریم، معلم خوب خیلی داریم آدم خوب خیلی داریم  اما بالاخره در این جنس دوپا عاقل عالم بی‌دین هم کم نداریم، گاهی خبر از حلال و حرام خدا ندارند چند هزار نامه تا حالا در این پنجاه سال برای من آمده من بیشترش را پاره کردم گاهی دختران دانشجو نامه می‌دهند که درسمان با یک استاد است استاد هم خیلی استاد است ولی  امروزی است، ما دو نمره گاهی کم می‌آوریم به ما می‌گوید من شش نمره بهت می‌دهم یک شب بیا با من باش، علم که بازدارندگی ندارد، عقل که هدایتگر نیست، در نبود دین استاد هم زناکار می‌شود، در نبود دین عالم هم رباخور می‌شود، در نبود دین هزار فساد آدم می‌کند عقلش هم سر جایش است علمش هم سر جایش است ای کاش دوباره ملت ایران به ارزش دین برابر با استدلالات قرآن واقف می‌شدند، ای کاش قدرت هدایتگری دین خدا را نه کلیسا و کنیسه و آتشکده را، می‌فهمیدند ای کاش مقام بازدارندگی را می‌فهمیدند، انبیاء آمدند جاده را گم نکنند انبیاء آمدند چراغ هدایت به من بدهند راه را تا بهشت بروم، اهل بیت آمدند من را به عالیترین راه صراط اقوم هدایت کنند، اما این بشر عاقل عالم با درک دین این خیلی عجیب است برایم، حل نیست خودش می‌داند با درک دین پروردگار در سوره اعراف احتمالا آیه صد و چهل و شش یا پنج می‌فرماید إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ اَلرُّشْدِ لاٰ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ﴿الأعراف‏، 146﴾، خیلی این آیه عجیب است انگار امروز نازل شده برای کل مردم غرب و برای بدنه ملت ایران انگار همین امروز نازل شده.

ان یرو سبیل الرشد می‌بینند راه درست را، می‌بینند قران را، می‌فهمند نبوت را، می‌فهمند ولایت اهل بیت را خوب می‌فهمند، إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ اَلرُّشْدِ لاٰ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً انتخاب نمی‌کنند، خوب می‌فهمد عقل دارد علم دارد دکتری دارد می‌گوید نه قران قدیمی است، نبوت برای هزار و پانصد سال به پیش است، امامان هی مردم عالمی بودند در مدینه و جای دیگر زندگی کردند و مردند اصلا چه ربطی به این روزگار دارد می‌فهمند این خیلی عجیب است إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ اَلرُّشْدِ لاٰ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً می‌فهمند و راه هدایت و کمال را انتخاب نمی‌کنند وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ اَلغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً اما وقتی چشمشان به فرهنگ مسیحیت، یهودیت، صهیونیست، فرهنگ تلاویو، فرهنگ لندن، فرهنگ واشنگتن، فرهنگ پاریس می‌افتد چی دارد می‌گوید قرآن آیه که برای هزار و پانصد سال پیش بود آنها که مردند قرآن با زنده‌ها دارد حرف می‌زند، مدینه‌ای‌ها که مردند، مکه‌ای‌ها هم که مردند الان آیه به کی دارد می‌گوید؟ وقتی فرهنگ مسیحیت و یهودیت و صهیونیست را با مراکزشان را می‌بینند یتخذوه سبیلا، می‌گویند جاده این است. ما در این راه می‌توانیم زندگی کنیم کیف کنیم، از بدنمان همه جور استفاده بکنیم از بدنها هم همه جور استفاده بکنیم آزادی کامل است دیگردر آن جاده، آزادی کامل، حرامخوری رباخوری، زناکاری، محسنه، غیرمحسنه، به قول پیغمبر در آن روزگار یعنی این روزگار اصلا همجنس‌بازی قانونی می‌شود در یک روایت می‌گوید کیف بکم  اذا رایتم منکر معروفا و المعروف منکرا.

ازدواج را می‌گویند زشت است، ما غریزه داریم هر جوری که می‌تواند ما را ارضا بکند می‌رویم یکیش هم همجنس بازی است مرد با مرد زن با زن است، مجالسشان هم که از همین ملت در لندن و در تلاویو و در واشنگتن تشکیل شده رای دسته جمعی می‌دهند به اینکه ازدواج مرد با مرد زن با زن قانونی است به اینجاها هم می‌کشد یعنی کشیده، شیطان غرب فرهنگش را تا مشرق و یک بدنه‌ای از شیعه حاکم کرده، شیعه است یک شب باهات اینجا نمی‌آید یک ماه رمضان یک شبش را نمی‌آید، یک شب احیا نمی‌آید، نمی‌آید از اینجا از شیراز از تبریز می‌کوبد چند تا ماشین می‌شوند شمال در ویلاهایی که دارند همان سه شبانه روز تعطیل احیا انواع فسادها را مرد و زن مخلوط مرتکب می‌شوند.

و ان یرو سبیل الغی یتخذوه چرا اینجوری شدند ملت؟ خودش می‌گوید علتش را پروردگار ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا وَ كٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِينَ، اینها خورده خورده آمدند گفتند حجاب یعنی چی، ربا یعنی چی؟ نماز یعنی چی؟ روزه یعنی چی؟ خورده خورده آیات من، قرآن من، احکام من، امامت اهل بیت من، اینها را انکار کردند و کانوا عنها غافلین و با تمام وجود بی‌توجه به این حقایق شدند. می‌دانند و اینجوری شدند این خیلی عجیب است. 

زنهای بی‌حجاب دخترهای بی‌حجاب، جلسات مخلوط مرد و زن نمی‌دانند بد است، یعنی یک آقایی که زنش نیمه عریان است در یک جلسه سی تا مرد دارند می‌پایند بعد هم بلند می‌شوند با هم می‌رقصند یعنی دلش گواهی می‌دهد که این کار  کار درستی است؟ ناموسش در بغل دیگران است، دخترش در بغل این و آن است، نمی‌فهمد؟ خود قران می‌گوید می‌فهمد که این یرو سبیل الرشد لا یتخذوه می‌بیند و انتخاب نمی‌کند.

آن وقت چه خبرهایی به ما دادند کمرشکن، نه برای من و شما و زنمان و مادرمان و خواهرمان نه یکیش را من برایتان بخوانم از این خبرهای کمرشکن، اسبغ ابن نباته راوی بسیار بزرگواری است عاشق امیرالمومنین است این قطعه را می‌گوید سمعته یقول، خودم شنیدم از امیرالمومنین شنیدم داشت می‌فرمود خودم کسی برایم نگفت که علی گفته خودم شنیدم، کجا نقل شده این روایت؟ من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق یکی از چهار کتاب اصولی شیعه، کافی، مکارم الاخلاق، وسائل الشیعه باب نکاح، این چهار تا کتاب خیلی اصولی این چهار تا طلای بیست و چهار عیار است بیشتر جوان‌های ما هم از این کتابها خبر ندارند نمی‌دانند اصلا اینها چیست.

سمعته من از امیرالمومنین شنیدم فرمود تظهر فی اخر الزمان فی اقتراب الساعة در آخر الزمان و نزدیک ساعت اینجا من امروز روایت را فکر می‌کردم نزدیک ساعت یا نزدیک عصر ظهور است یا نزدیک برپا شدن قیامت است بیشتر به عصر ظهور می‌خورد چون بعد از آمدن امام زمان این کثافت‌کاریها اصلا دیگر پیدا نمی‌شود، تظهر فی آخر الزمان و  اقتراب الساعة نصفه اسبغ آخر الزمان نزدیک ظهور امام دوازدهم زنانی پیدا می‌شوند پیدا شدند آن وقت که نبودند علی می‌گویددر آینده پیدا می‌شوند، در آینده، کاشفات عاریات سر و سینه و مو کامل برهنه، بودند بعد از انقلاب یک پارچه مسخره روی سر انداختند آن هم الان در ماشین‌ها و شبها در پارکها برمی‌دارند آینده نزدیک کل روسری‌دارها هم بی‌روسری می‌شوند وگرنه حرف علی دروغ از آب درمی‌آید؟

کاشفات مکشفا، همه می‌توانند ببینند، عاریات برهنه هستند چطوری برهنه هستند؟ ما زن برهنه نداریم اینجا در ایران، چرا داریم عاریات کاسیات اسبغ لباسهای بسیار نازک می‌پوشند تمام بدن از زیر آن لباسها پیداست لخت لباس‌دار، متبرجات اسبغ در خانه درآرایشگاه‌های زنانه می‌نشینند آرایش غلیظ می‌کنند متبرجات به قصد اینکه با این آرایش مو و سر و صورت و لباس خاص پوشیدن بروند بیرون حسابی خودشان را بنمایانند اصلا به قصد نمایاندن خودشان به مردم کوچه  و بازا رمی‌روند بیرون.

اسبغ من الدین خارجات، یکیشان دین ندارددروغ می‌گوید من مسلمانم دین چی، و فی الفتن داخلات، فتن اسبغ در هنرپیشگی، سینما، سینمای هالیوود، سینمای شرقی، سینمای غربی، گول زدن مردها، به تور انداختن مردهای زن دار، به طلاق کشیدن زنان مردم در تمام فتنه‌ها وارد می‌شوند، و فی الفتن داخلات و الی الشهوات مایلات رغبت عجیبی به هوا و هوس دارند، هوا و هوس.

و الی اللذات مسرعات اینها فرهنگ ضد امام هدایت است، در این فرهنگ زن عاقله و لیسانسه و فوق لیسانسه و دکتری تا دلتان بخواهد داریم الی اللذات مسرعات اصلا چهار اسبه اسبغ به طرف لذت‌های حرام می‌تازند، شمال عروسی است شب نشینی است مجلس مختلط است رقص و دانس است هست، ما امسال منزلمان در حاشیه شهر است، از برکت اینجور زنها و مردها ما تا سه نصف شب بیدار دامب و دومب و تصنیف و رقص و عربده و آواز هستیم، باید درها را جوری ببندیم که صدا داخل نیاید.

و الی اللذات  مسرعات اسبغ مستحلات للمحرمات همه حرام‌های خدا را حلال می‌دانند حجاب واجب است اما اینها حلال می‌دانند بی‌حجابی را، پایان کارشان و فی جهنم خالدات، اسبغ اینگونه زنان در جهنم دائمی هستند نجات‌دهنده ندارند. خدایا یک حرف هم به خودت بزنیم، یک شب یک شهری آن وقت سرحال بودم خسته نمی‌شدم شب جمعه بود در مسجد جامع آن شهر که نزدیک هشت نه هزار متر بود کمیل بود و تا خیابان جمعیت بود دقیق یادم نیست کجای کمیل بودم، گریه مردم مهلت به من نمی‌داد حرف بزنم، اینجای کمیل بوده کجای کمیل بوده الهی و ربی من لی غیرک من گفتم  خدایا تاریک هم بود اصلا هیچی را من نمی‌دیدم گفتم خدایا تو گفتی من تقرب علیّ شبرا تقلبت الیّ زراعا بنده  من اگر یک قدم بیای ده قدم می‌آیم، یک متر بیایی ده متر می‌آیم، یک کسی بغل دستم بود من نمی‌دیدم قیافه‌اش را خیلی تاریک بود، خیلی هم گریه می‌کرد، آرام با دستش زد به پهلوی من مردم هم در حال گریه بودند می‌شد دو سه لحظه کمیل را قطع کند این آقا.

گفت آقا هیچ وقت دیگر تا آخر عمرت در دعای کمیل این روایت را نخوان که خدا گفته  اگر یک قدم بیایی ده قدم می‌آیم، به خدا بگو من اینقدر مریضم که یک قدم هم نمی‌توانم بیایم، آن هم خودت بیا. خدایا ما مشکل داریم با این اوضاع جامعه، با این فساد برای خودمان، برای زنمان، برای دخترمان، برای عروسمان، برای بچه‌هایمان برای نوه‌هایمان خیلی نگران هستیم نگران هستیم یک وقت ما با اینهایی که در اختیارمان هستند جمعی جهنمی نشویم، مریض هستیم، افتادیم، خیلی مریض‌ها هستند خدایا دکتر می‌آید بالای سرشان تو بیا طرف ما.

 

 

 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
ذی القعده 1395 اصفهان بیت الاحزان اصفهان بیت الاحزان ذی القعده 1395 سخنرانی هشتم ذی القعده 1395 سخنرانی هشتم
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا