فارسی
پنجشنبه 08 آبان 1399 - الخميس 12 ربيع الاول 1442

تهران _ دهه دوم شعبان 1395 - بقعه شیخ طرشتی - سخنرانی دوم


ارزش شیعه و نشانه های آن - روز دوم چهارشنبه (29-2-1395) - شعبان 1437 - بقعه شیخ طرشتی -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

شنیدید خداوند عالم، خداوندی که تمام جهان را آفریده و به ظاهر و باطن جهان آگاه است در قرآن مجید هم خبر از گذشته جهان داده، از زمانی که جهان را شروع کرده خلقتش را و هم از همه ملت‌ها و اقوام قبل از نزول قرآن خبر داده است و هم از آینده جهان که چه حوادثی اتفاق خواهد افتاد و پایان جهان و شروع قیامت چگونه خواهد بود.

در ضمن خبرهایی که از آینده جهان می‌دهد پروردگار خبر از یک حکومت شایسته‌ای به دست شایستگان می‌دهد که در آن روزگار تمام کره زمین به دست مردمی صالح خواهد افتاد و اداره زندگی به عهده آنان قرار خواهد گرفت و سفره هر نوع ظلمی از کره زمین برچیده میشود و بستر عدالت در همه شئون زندگی در اختیار مردم قرار می‌گیرد.

چنان‌که تمام خبرهایی که از گذشته داده حق است، و حتی بخشی از علوم دقیق بشری این خبرها را تبیین کرده و حق بودنش را دریافته همه خبرهای آینده قرآن هم حق است و تحقق خواهد یافت و شکی هم در ظهور این خبرهای آینده نخواهد بود.

البته بعد از قرآن روایات ما هم از قول رسول خدا تا وجود مبارک امام عسکری از این آینده ویژه یعنی افتادن تمام کره زمین به دست بندگان شایسته پروردگار خبر داده که این روایات هم تعدادش کم نیست و جالب این است که بخشی از این روایات را علمای بزرگ اهل سنت در مهمترین کتابهایشان نقل کردند آنقدر هم زیاد است که یکی از علمای شیعه که من بارها خدمتش رسیده بودم خیلی زحمت کشیده آن هم در زمانی که این ابزار و وسائل نبود تمام روایات اهل سنت را درباره آینده جهان به رهبری امام دوازدهم در یک کتاب مستقل جمع کرد و چاپ کرد تحت عنوان مهدی در کتب اهل سنت.

یعنی وقتی آدم آیات قرآن رادرباره آینده‌نگری زندگی انسان و این روایات عظیم گسترده را می‌بیند تمام راه‌های شک و تردید در این حقیقت به رویش بسته می‌شود اما قرآن کریم در سوره انبیاء خیلی برای من جالب است که این سه تا آیه در سوره انبیا است، در سوره انبیا خداوند متعال از تعدادی از پیغمبران اولوالعزم و غیر اولوالعزم و اهدافشان یاد می‌کند که اهداف انبیاء خدا عبارت بوده از نجات مردم، از گمراهی، از شهوات حرام، از اسارت در دست دیو خطرناک هوای نفس، ایجاد امنیت اجتماعی، ایجاد اقتصاد سالم، ایجاد عقل در همه شئون زندگی انسان. که خب خودتان باید زحمت بکشید سوره مبارکه انبیاء را ببینید اهداف پیغمبران خدا را که دلسوزترین انسان‌ها به بندگان خدا بودند مشاهده کنید دیدن سوره انبیاء با تفسیر قرآن یا با یک ترجمه مناسب قرآن خیلی چیزها را به علم شما، به دانایی شما اضافه می‌کند.

وجود مبارک صالحان کارشان در آینده جهان در همه کره زمین کار صد و بیست و چهار هزار پیغمبر است، فرق صالحان آینده در کار و در عمل با انبیاء الهی این است که انبیاء الهی نیروی لازم را برای سر و سامان دادن به زندگی در کره زمین نداشتند یک مقدار اهدافشان در یک بدنه محدودی از ملت‌ها عملی شد، اما در آینده نیروی لازم برای گستردن عدالت در همه شئون زندگی با اراده خدا پدید خواهد آمد.

حالا متن این سه آیه را من قرائت می‌کنم ببینید چه آیات فوق العاده‌ای است، و لقد هر کجای قرآن در یک آیه شما به حرف قد، قاف و دال برخورد کردید که سر این حرف قد یک لام تنها آمده بود که می‌شود لقد این به معنای این است که مطلبی را که دارم خبر میدهم انجامش، پدید آمدنش، وقوعش، حتمی و صددرصد است، وَ لَقَدْ كَتَبْنٰا فِي اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّكْرِ، کلمه ذکر در اینجا به معنا تورات موسی بن عمران است، چون قرینه در آیه شریفه است زبور نازل شده بر داود است، داود از انبیاء بنی اسرائیل است، و داود نبوتش بعد از زمان موسی است من بعد الذکر یعنی بعد از تورات، یعنی به طور قطع صددرصد ما در تورات موسی این مسئله را ثبت کردیم، وحی کردیم، و پابرجا کردیم، از آیات تورات موسی و بعد از تورات همان را مادر زبور آوردیم که چی؟ که أَنَّ اَلْأَرْضَ يَرِثُهٰا عِبٰادِيَ اَلصّٰالِحُونَ  ﴿الأنبياء، 105﴾، در آینده از کجای آیه می‌فهمیم آینده؟ از جمله یرث، یرث فعل مضارع است یعنی خبر از آینده دارد می‌دهد، فعل ماضی ورث است که در قرآن مجید هم آمده و ورث سلیمان داود، حضرت سلیمان از پدرش داود ارث برد، این خبر از گذشته است، یرث یعنی به دست می‌آورند در آینده، چی را به دست می‌آورند؟ تمام کره زمین را، از کجا می‌فهمیم تمام کره زمین را؟ از الف و لامی که روی کلمه ارض آمده ارض یعنی زمین، ال در ادبیات عرب یعنی کل، یعنی الف و لام  استغراق بهش می‌گویند، الف و لام استغراق، یعنی کل زمین را تمام پنج قاره را، تمام کشورها را، تمام دریاها را، تمام مناطق را به دست می‌آورند مالک می‌شوند، همه کاره زمین می‌شوند، چه کسانی؟ عبادی الصالحون، بندگان من که بندگان صالحی هستند صالح یعنی چی؟ یعنی از نظر اعتقادات قلبی اعتقاد درست دارند از نظر اخلاق اخلاق حسنه و صحیح دارند، هیچ سیئه اخلاقی در آنها پیدا نمی‌شود، آنها بخیل ندارند، حریص ندارند، طمع‌کار ندارند، منافق ندارند، دورو ندارند، نظرتنگ ندارند، آنها اخلاقشان مهر است، محبت است، جود است، کرامت است، شرافت است، اصالت است، صدق است، صداقت است، و از نظر عملی هم معصیت ندارند، نه چشم گنهکاری دارند، نه دست خائنی دارند، نه قدمی به طرف مجالس حرام دارند که مجالس حرامی هم آن وقت پیدا نمی‌شود، نه حرامخور هستند و نه اهل گناهان غریزه جنسی هستند این معنی صالح است.

عبادی الصالحون، این یک آیه، آیه بعدش این آیه هم خیلی آیه فوق العاده‌ای است حالامن که کارم قرآن است تفسیر و ترجمه قرآن است بیان قران است، برای من آیات فوق العاده است، معمولی و عادی نیست، ان هذا، یعنی این آینده‌ای که به وجود می‌آید هذا در عربی اسم اشاره است، هذا یعنی همین مطلبی که در آیه قبل گفتم که ان الارض یرثها عبادی الصالحون، إِنَّ فِي هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِينَ  ﴿الأنبياء، 106﴾، در آن روزگار هر چی من بنده دارم، یعنی بنده خدا هستند، نه بنده شکم، نه بنده شهوت بندگان شکم و شهوت قبل از اینکه زمین به دست بندگان شایسته من بیفتد با همدیگر درگیر می‌شوند پیغمبر می‌فرماید دو سوم مردم کره زمین در این درگیری به دست خودشان نابود می‌شوند، نابود کردن مردم کار بندگان شایسته نیست، بندگان شایسته به رهبری وجود مبارک امام دوازدهم اصلاحگر هستند، سر و سامان‌دهنده هستند، قبل از ظهور این بندگان صالح و شایسته فرض بکنید اگر کره زمین شش میلیارد جمعیت داشته باشد دو سومش نابود می‌شوند به دست خودشان، اگر نه میلیارد جمعیت داشته باشد، شش میلیارد با روشن شدن اسلحه‌های مخرب نابود می‌شوند، زمین از جمعیت متراکم خالی می‌شود و این قتل و نابودی به دست خود بشر اتفاق می‌افتد، ظَهَرَ اَلْفَسٰادُ فِي اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ بِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِي اَلنّٰاسِ ﴿الروم‏، 41﴾، نه ایدی صالحین از عباد خدا، جنگ‌های دریایی، هوایی، زمینی، دو سوم مردم را به دست خودشان نابود می‌کند.

خب وقتی که دو سوم نابود شدند یک سوم باقی مانده می‌شوند خسته ازظلم، خسته از نابسامانی، خسته از عدم امنیت همه برای نجات شب و روز ناله می‌کنند و دنبال منجی می‌گردند، این آمادگی خدا هم به ندای مظلومان جهان جواب می‌دهد صالحان از بندگانش را ظهور می‌دهد و یک حکومت عدالت همه جانبه تشکیل می‌دهند که همه عاشقانه آن حکومت را قبول می‌کنند و همه عاشقانه از آن حکومت اطاعت می‌کنند آنهایی هم که بنده خدا بودند مثل ماها که در حدی بنده خدا بودیم پدید آمدن حکومت شایستگان پروردگار می‌فرماید لبلاغا لقوم عابدین تمام بندگان من را در سایه آن حکومت به اوج تمام ارزش‌ها و کمالات می‌رساند.

بلاغ یعنی رساننده، این حکومت صالحان رساننده بندگان من هستند به اوج ارزشها و کمالات یک نمونه‌اش را برایتان بگویم که در روایات بسیار مهم در کتاب‌های قابل اعتماد و معتبرمان آمده، وقتی حضرت می‌آید کف دستش را اشاره می‌کند به روی مردم، یعنی با کف دست اعلام محبت می‌کند موجی از دست حضرت این موج در دست موسی هم بوده، سوره طه را بخوانید خدا در کوه طور بهش می‌گوید وَ مٰا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يٰا مُوسىٰ  ﴿طه‏، 17﴾، در دستت چیست؟ عرض می‌کند چوب دستی، عصا، عصا برای چی می‌خواست؟ قٰالَ هِيَ عَصٰايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهٰا، بهش تکیه می‌کنم وَ أَهُشُّ بِهٰا عَلىٰ غَنَمِي، گوسفندهایم را راه می‌اندازم و برگ برایشان می‌ریزم، وَ لِيَ فِيهٰا مَآرِبُ أُخْرىٰ  ﴿طه‏، 18﴾ یک اهداف دیگری هم من از این چوبدست دارم پروردگار می‌فرماید چوبت را بینداز روی زمین، چوب را که می‌اندازد روی زمین فَأَلْقىٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِيَ ثُعْبٰانٌ مُبِينٌ  ﴿الشعراء، 32﴾، یک مرتبه این چوب خشک تبدیل به یک اژدهای عظیمی می‌شود که به سرعت حرکت می‌کند جوری بود که بنده خالص پروردگار ترسید، خدا به او فرمود لا تخف نترس، گرده اژدها را دست بگذار وقتی دست می‌گذارد درجا تبدیل به عصا می‌شود. خطاب می‌رسد برای رفتن به مصر این یک معجزه، یک معجزه دیگر دستت را بکن زیر بغلت، وَ اُضْمُمْ يَدَكَ إِلىٰ جَنٰاحِكَٰ ﴿طه‏، 22﴾، دستت را بکن زیر بغلت بیاور بیرون موسی بن عمران وقتی دست می‌کند زیر بغلش می‌آورد بیرون قران مجید می‌گوید تَخْرُجْ بَيْضٰاءَ یک نور بسیار درخشان سفیدی از سر انگشتان موسی می‌زند بیرون تا چشم کار می‌کرد این نور دیده می‌شد، امام عصر وقتی می‌آید باید این موج نوری حالا قابل دیدن مردم نیست از دستان حضرت انتقال به مردم پیدا بکند، این موج در روایات دارد که عقل مردم را همان آن کامل می‌کند.

یعنی مردم اگر عقلشان عقل جزئی است با عنایت او و محبت او و نظر او عقلشان  می‌شود عقل کامل، عقل وقتی کامل شد دیگر می‌توانند تمام پیچیدگی‌های علمی و مجهولات را بفهمند، بعد از کمال عقل لذا امام باقر می‌گوید از زمان آدم تا زمان ظهور الف علم آشکار شده، این همه دانشمندان، کتابها، تحقیقات، تلسکوپ‌ها، میکروسکوپ‌ها الف علم را ظاهر کرده ولی وقتی دوازدهمی ما بیاید از ب علم تا یعلم پرده‌برداری می‌شود و مردم همه چیز را می‌فهمند، چه علمی گیر مردم آن زمان می‌آید، چقدر خوب است ملت ایران کشت و کشتار را به دست امام زمان از ذهنشان بیرون کنند، چقدر خوب است خونریزی را به دست او از ذهنشان بیرون کنند، چقدر خوب است این حرف یاوه را که وقتی می‌آید از خونی که می‌ریزد سنگ‌های آسیاب به گردش می‌آید را دور بریزند، مصلح کارش این نیست.

امام هدایت کارش این نیست، امام هدایت موج محبت است، موج نور است، موج اصلاحگری است، موج ایجاد امنیت است چقدر خوب است مردم نگاهشان به وجود مقدس او که طاووس اهل جنت است عوض بشود، اگر نگاهشان را عوض بکنند اگر گویندگان هنر به خرج بدهند نگاه مردم را عوض بکنند مردم عاشق او می‌شوند و دیگر در دلشان از او احساس ترس نمی‌کنند، معمولا وقتی مردم بفهمند دلشان نمی‌خواهد او بیاید، اما وقتی مردم نترسند و بدانند آغوش او آغوش رحمت الهی است و بدانند کار او کامل کردن عقل است، و بدانند کار او پرده‌برداری از همه علوم و مجهولات است، و بدانند که در روزگار او گرگ تشنه می‌آید لب چشمه آب بخورد می‌بیند یک گوسفند تشنه هم آمده آب بخورد گرگ هم گرسنه است بغل همدیگر با محبت آب می‌خورند سیراب می‌شوند گرگ می‌رود سراغ کار خودش گوسفند هم راحت می‌آید قاطی گله می‌شود این وضع زمان اوست.

یعنی گرگ‌ها هم دیگر ازدرندگی درمی‌آیند، یعنی گوسفندها دیگر از گرگ‌ها نمی‌ترسند، شاید هم کنایه باشد که دیگر کسی ظالم نیست مظلوم ازش بترسد، شاید کنایه باشد کسی دیگر اخلاق گرگ‌ها را ندارد که مردم نرم‌خو از او بترسند، دیگر هر مظلومی مظلومیتش از بین می‌رود، هر ظالمی هم ظالمیتش جمع می‌شود، مظلوم و ظالم می‌شوند دو تا عاقل عاشق بامحبت کنار هم زندگی می‌کنند احتمالا هم کنایه باشد که روایت می‌گوید در آن زمان گرگ و میش کنار یک چشمه با هم آب می‌خورند، نه میش می‌ترسد نه گرگ حمله می‌کند برای پاره کردن او، این کنایه باید باشد که مظلوم مظلومیتش از بین می‌رود ظالم هم ظلمش از بین می‌رود هر دو می‌شوند دو تا برادر دینی، دو تا رفیق، دو تا کانون محبت، دو تا کانون عشق این آیه دوم. ان هذا چقدر زیباست این آیه لبلاغا لقوم عابدین.

این حکومت و این شایستگان تمام بندگان من را به اوج ارزشها و کمالات انسانی و الهی می‌رسانند، خیلی جالب است من وقتی داشتم اصول کافی را ترجمه می‌کردم که چهار هزار روایت است به بعضی از روایات برخوردم که بهترین یاران ائمه، می‌آمدند خدمت ائمه و به شدت از اوضاع زمان گلایه می‌کردند به شدت از حکومت بنی عباس و بنی امیه گلایه می‌کردند، به شدت از ظلم و ستم و جور گلایه می‌کردند چون زمینه برای ائمه ما برای قیام همگانی نبود ائمه ما آنها را دلداری می‌دادند و می‌گفتند شمادر این اوضاع دینتان را حفظ کنید، پاکی‌تان را حفظ کنید آنچه که شما می‌خواهید فقط در زمان دوازدهمی ما تحقق پیدا می‌کند، شما به انتظار خوب‌تر شدن نباشید. خوب‌تر شدن برای زمان اوست که همه زمینه‌ها برای خوب‌تر شدن همه چیز آماده میشود.

مثلا در زمان حکومت صالحان ابرها به اندازه و با عدالت باران می‌بارند که هیچ زمینی تشنه نمی‌ماند و باران هم به گونه‌ای نمی‌آید که سیل بلند شود و زمین‌های کشاورزی را نابود کند خانه‌ها را هم آب ببرد، اصلا سیل اتفاق نمی‌افتد، باران يُرْسِلِ اَلسَّمٰاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرٰاراً  ﴿نوح‏، 11﴾، باران مدراری یعنی فراوان به موقع و بدون زیان، خب کشاورزی عجیب اوج می‌گیرد آن زمان هم بشر به این همه کارخانه‌های اسلحه‌سازی و بمب و موشک نیاز ندارد تمام پولها خرج امنیت می‌شود، اینقدر فراوانی می‌شود که در معارف ما آمده مردم در مغازه‌ها نشستند هر کسی می‌آید رد بشود می‌گوید آقا پارچه نمی‌خواهی برای زن و بچه‌ات؟ کت و شلوار نمی‌خواهی، کفش نمی‌خواهی، طلا نمی‌خواهی؟ جواهر برای عروسی دخترت نمی‌خواهی؟ می‌گوید نه چرا نه؟ می‌گوید دارم، می‌گوید پول نمی‌خواهم فراوان است بیا ببر می‌گوید جا ندارم این زندگی در زمان شایستگان.

یک جمله‌ای هم از سلمان نقل بکنم، وقتی که حق امیرالمومنین را غارت کردند سلمان آمد در مسجد، گفت و رفت، گفت مردم اگر بعد از پیغمبر حق امیرالمومنین را غارت نکرده بودید و علی را در جایی که خدا قرار داده پیروی می‌کردید، و مطیع او می‌شدید کارتان بعد از مدتی در سایه حکومت علی به جایی می‌رسید که کنار پنجره‌های خانه‌تان نشسته بودید پرندگان حلال گوشت می‌آمدند پر بزنند شما صدایشان می‌کردید قرقابل بیا، مرغابی بیا، غاز بیا، تمام پرندگان حلال گوشت تاصدایشان می‌کردید می‌آمدند کنار پنجره، این را احتجاج طبرسی نقل می‌کند می‌آمدند کنار پنجره می‌گرفتید، ذبح می‌کردید، گوشتشان را می‌پختید، می‌خوردید، استخوان‌هایشان را در پرهایشان جمع می‌کردید بهشان می‌گفتید کاری به کارتان دیگر نداریم بروید زنده می‌شدند و پر می‌زدند و می‌رفتند خیلی ضرر کردید، رویگردانی از پروردگار ضرر کاملی است، روی‌گردانی از انبیاء ضرر کاملی است، رویگردانی از ائمه طاهرین علیهم السلام ضرر کامل است ضرر کامل، ضررش هم مردم دنیا دارند می‌بینند آنهایی هم که در ایران بی‌دین هستند آنها هم دارند می‌بینند، اما آنهایی که متدین واقعی هستند حداقل در درونشان احساس امنیت می‌کنند دلگرم به پروردگار هستند، از نعمت حلال الهی بهره‌مند هستند وجدانشان معذب نیست که بگویند ای داد در این پنجاه سال گذشته عمرمان چقدر ظلم کردیم و حق مردم را بردیم و حالا نزدیک مرگمان است و حالا جواب خدا را باید چی بدهیم؟ حداقل امنیت را مطیعان خدا و انبیاء و ائمه دارند ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک لهم الامن، ببینید این خبر پروردگار عزیز عالم است.

نمونه‌اش راهم در خودتان شاید باشد، ما گاهی با رفقا که می‌رویم سفر بعد شب که می‌شود می‌گویند بخوابیم می‌گویم خب چراغ‌ها را خاموش کنید بخوابیم، من وقتی که می‌خوابم صبح که برای نماز بلند می‌شوم بعضی از دوستانی که خبر از حال من ندارند اینجور برخوردشان برخورد اول است می‌گویند ما یک و دو و سه نگفتیم شما خواب خواب بودی چطوری است من بهشان می‌گویم والله من بدهکار به احدی نیستم طلبکار از کسی هم نیستم اگر هم پولی دستی دادم طلبی دارم نتوانستند بدهند حلالشان کردم، مال حرامی هم در زندگی‌ام نیاوردم حالا چرا دغدغه خواب داشته باشم؟

یک آدم متدین باید اعصابش کاملا آرام باشد، یک آدم متدین باید راحت بخوابد، یک آدم متدین باید راحت از خواب بلند شود، یک آدم متدین باید کم مریض بشود، یعنی در سایه  ایمان و امنیت و آرامشش خیلی کم باید بیمار بشود مگر یک غذای نابابی که نداند ناباب است بخورد و مریض بشود، وگرنه اگر غذای ناباب هم نخورد نه به این زودی بدن متلاشی نمی‌شود اگر ائمه ما را نمی‌کشتند ما نمی‌دانیم چقدر زنده می‌ماندیم نمی‌دانیم، خیلی از اولیاء خدا را کشتند، آنهایی را هم که نکشتند عمرهای خیلی طولانی داشتند، خیلی به خاطر همین ایمان، آرامش.

خب إِنَّ فِي هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِينَ  ﴿الأنبياء، 106﴾ آیه سوم، و ما ارسلناک این سه تا آیه دنبال هم است، وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِينَ  ﴿الأنبياء، 107﴾ چی؟ للعالمین اما آیا ما الان رحمت پیغمبر را در جهانیان حس می‌کنیم؟ نه جهان نا امن است جهان پر از دزد است، پر از ظالم است، پر از گرگ است، پر از غارتگر است، پر اززورگو است جهان می‌بینید که شما که دیگر جلوی چشمتان است زورگویی امریکا، و اروپایی‌هارا علیه ایران، علیه افغانستان علیه عراق، علیه یمن دارید مشاهده می‌کنید، کو آن رحمت؟ این رحمة للعالمین به دست امام دوازدهم و یاران صالحش در تمام جهان گسترده می‌شود، نهایتا سه کلمه بهتان بگویم که یادتان بماند و یادتان نرود، امام زمان که می‌آید با محبت می‌آید، با عدالت می‌آید و با امنیت می‌آید جامعه جهانی در زمان او جامعه عشق و محبت می‌شود، جامعه عقل و عدالت می‌شود، جامعه امان و امنیت می‌شود.

خدایا اگر مصلحت ما رامی‌دانی روزگار او را به مابنمایان.

خدایا دیدار روزگار او را نصیب ما بگردان اگر هم مصلحت ما نمی‌دانی و ما عمرمان کفاف دیدن او و روزگار او را نمی‌دهد حداقل خدایا ما را جزو یاران او حساب کن. ما را جزو یاران او قرار بده.

شر داعش و دیگر دشمنان را ریشه‌کن کن، دین ما، مرجعیت ما، محراب و منبر ما، این مردم بزرگوار باارزش ما را و رهبری ما را از حوادث حفظ فرما. خدایا این ایام وقتش است به وجود مبارک امام عصر این ماموریت را بده او را دعاگوی ما و زن و بچه‌ها و نسل ما قرار بده.

 

 

سخنرانی های مرتبط
سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی ها تهران _ دهه دوم شعبان 1395 - بقعه شیخ طرشتی - سخنرانی دوم
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز