فارسی
دوشنبه 04 مرداد 1400 - الاثنين 15 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

تهران_ دهه دوم شعبان -1395  حسینیه دبیرستان رستگاران -  سخنرانی اول


معارف اسلامی - شب اول سه شنبه (28-2-1395) - شعبان 1437 - حسینیه دبیرستان رستگاران -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

در رابطه با کار بسیار مهمی که بر عهده برادران روحانی حاضر در مجلس است و کاری تحت عنوان یقینا جهاد اکبر است خلاصه ای از آیاتی که بعد از نماز قرائت شد و مفصل این آیات را همراه با مهم ترین نکات در تفسیر حکیم نوشتم هم به محضر مبارک شما که عهده دار پرورش و تعلیم هستید هم به محضر پدران و مادرانی که در جلسه حضور دارند عرضه می دارم.

شنیدید وجود مقدس حق از حضرت زکریا نقل کرد هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ﴿آل‏عمران‏، 38﴾ خدایا یک نسل پاکی به من ببخش. پیش از این آیه ی شریفه این آیه قرائت شد, إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى اَلْعٰالَمِينَ  ﴿آل‏عمران‏، 33﴾ اصطفی یعنی انتخاب کردن یعنی گزینش انسان هایی یا اهل بیتی از بین همه جهانیان. خب این اصطفی مفت انجام می گیرد؟ مجانی انجام می گیرد؟ بدون علت و بدون سبب انجام می گیرد؟ یقینا جوابش منفی است. اگر کسی بخواهد در دایره ی اصطفاي پروردگار عالم قرار بگیرد یک سلسله ارزش هایی را باید در کشور وجود خودش تحقق بدهد تا لزوما و ضرورتا این اصطفی انجام بگیرد. ما در انتخاب و گزینش های تاریخ و مردم امروز کره ی زمین همین را می بینیم, یعنی یک سلسله مسائلی باید در وجود انسانی انسان هایی تحقق پیدا کند تا مورد گزینش قرار بگیرند هیچ وقت نمی آیند در خیابان ها بگردند یک آدم معمولی را یک آدم ضعیفی را یک آدم سست بدنی را انتخاب کنند بگویند ما می خواهیم در رسانه ها, مجلات, روزنامه ها به عنوان یک شخصیت ورزشی, یک شخصیت طبی, یک شخصیت علمی, یک شخصیت اجتماعی معرفیت کنیم هیچ وقت این گزینش هیچ کجا نه صورت گرفته و نه صورت می گیرد. در تمام رشته هایی که گزینش صورت می‌گیرد بر اساس همین قاعده صورت می گیرد حالا افرادی که گزینش می شوند یا دارای ارزش های ظاهری و مادی اند یا دارای ارزش های باطنی و معنوی. کسانی که آمدند خواسته های پروردگار عالم را پذیرفتند و به وجود مقدس حق به راستی و درستی اعلام تسلیم کردند در آیات مربوط به ابراهیم می خوانیم که این مربوط به ایام جوانیش است زمانی است که تازه خداوند مهربان از طریق وحی با او ارتباط گرفته, إِذْ قٰالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ ﴿البقرة، 131﴾ جالب آیه این است که نمی فرماید اذ قال الله له, إِذْ قٰالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ ﴿البقرة، 131﴾ یعنی مالک ابراهیم, صاحب اختیار ابراهیم, مدبر ابراهیم, معلم ابراهیم به او اعلام کرد اسلم, تسلیم شو. خب تسلیم چی شو؟ تسلیم وجود مقدسی که علم بینهایت است, کمال بینهایت است, بصیرت بینهایت است, قدرت بینهایت است یک تسلیم صددرصد مثبت.

 چون تسلیم غلط هم داریم که کلنگی به جان ساختمان انسانیت است این تسلیم تسلیم حرام است که امام مجتبی در یکی از فرمایشاتشان وقتی که اهل غفلت را معرفی می کنند نشانه هایی بیان می کنند یکی از نشانه هایش این است طاعتک المفسد, اگر دربست در اختیار یک مفسد قرار بگیری که هرچه بگوید بگویی چشم, تو می شوی جزء غافلان عالم. حالا باید رفت سراغ آیات قرآن ببینیم غافلان عالم چه کسانی هستند؟

این آیه در سوره ی مبارکه اعراف است خیلی آیه ی قابل توجهی است لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ يَفْقَهُونَ بِهٰا ﴿الأعراف‏، 179﴾ نیروی درک بهشان دادم, لهم, یعنی برایشان نیروی درک هست ولی از این نیروی درک برای شناخت هیچ حقی استفاده نمی کنند. یعنی نیروی درک بی کار, نیروی درک انسانیشان بی کار است این نورافکن قرار داده شده ی الهی در پیشانی وجودشان خاموش است ولی نیروی درک حیوانیشان خوب دارد کار می کند. چه بخورند؟ خیلی خوب بلدند, چه بپوشند؟ خیلی خوب بلدند, چگونه پول دربیاورند؟ خیلی خوب بلدند, چه خانه ای بخرند؟ چه مرکبی بخرند؟ يَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا اینها را خوب بلدند. نیروی درکشان تمام مسائل مربوط به شکم و غرائض وابسته به شکم و بدن را درک می کند وَ هُمْ عَنِ اَلْآخِرَةِ هُمْ غٰافِلُونَ  ﴿الروم‏، 7﴾ولی روی دل به طرف جهان دیگر که جهان توحید است جهان قیامت است جهان تربیت است جهان درستی هاست ندارند. وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاٰ يُبْصِرُونَ بِهٰا ﴿الأعراف‏، 179﴾ نه لاینظرون بها, لاٰ يُبْصِرُونَ بِهٰا اصلا چشم خدایی را بسته اند و آن چشم الهی که تا عمق حقایق نفوذ می‌کند این را از دیدن انداخته اند. و الا اگر آن چشم باشد خب آدم یک برگ سبز را در همین بهار یا یک درخت یا یک نهال, به یک گل که می بیند آناً فریاد توحیدی سر می دهد.

                 برگ درختان سبز در نظر هوشیار                   هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار

ولی آن چشم را ندارند یعنی چشمشان چشم گاو و شتر و الاغ است ظواهر جهان را می بینند هیچ چیز هم از این ظواهر برداشت نمی کنند فقط یک تماشا است همین. هشتاد سال است دارد می بیند خورشید طلوع می کند غروب می کند, ماه در حالت هلال است در حالت تربیع است در حالت بدر است در حالت محاق است اما هیچ برداشتی ندارد, هشتاد سال است می بیند این خاک مرده با یک مقدار آب با یک مقدار هوا با یک مقدار نور از این چهارتا کلی که خارج نیست, میلیون ها نبات متنوع و موجود زنده از آن به وجود می آید اما هیچ چیز نمی گیرد فقط می بیند درک با این چشمش نمی کند.

یک آیه ی جالبی قرآن خطاب به پیغمبر دارد می فرماید تَرٰاهُمْ این مشرکین مکه را می بینی حبیب من, وَ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نگاهت می کنند وَ هُمْ لاٰ يُبْصِرُونَ  ﴿الأعراف‏، 198﴾ نمی شناسند تو را, نمی فهمند تو را نگاهشان این است, این آقا همان یتیم عبدالله است دیگر نه! اما اگر آن چشم سلمانی را داشتند تا وارد مدینه شدی و یک مدت اندکی گذشت سلمان آمد مدینه تو را یتیم عبدالله ندید تو را محمد بن عبدالله دید. فرق می کند این دوتا دیدن یک دیدنی که شبیه آدم های کور است این نگاه, نگاه در تاریکی است. وَ تَرٰاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لاٰ يُبْصِرُونَ  ﴿الأعراف‏، 198﴾ چشم حیوانی فقط می بینند حرکاتی را هم می بینند اما اینکه حالا حرکات خورشید, حرکات ستارگان, حرکت زمین به دور خودش, به دور خورشید محرکش چه کسی است؟ هشتاد سال است آن نگاه را نکردند که محرک را از کنار حرکت بفهمند فقط حرکت می بینند فقط.

وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ يَسْمَعُونَ بِهٰا ﴿الأعراف‏، 179﴾ صدای صد و بیست و چهار هزار پیغمبر در این دنیا بلند شد و ماندگار شد ماندگار شده صدای ابراهیم, صدای نوح, صدای یوسف, صدای یونس همه ماندگار است صدایشان هم می آید گوش می خواهد بشنود. پیغمبر اکرم می فرمودند خیلی جمله ی عجیبی است خیلی, لولاء, خیلی جمله‌ی عجیبی است اگر شیاطین درون شما را مرتع خود قرار نمی دادند اگر, له رایتم ما أری و له سمعتم ما اسمع, اگر کشور وجود شما و سرزمین وجود شما مرتع شیاطین نبود حالا یا شیاطین اخلاقی مثل حسد و کبر و ریا و بخل و نفاق یا وسوسه های شیاطین بیرونی. اگر نبود له سمتعم ما اسمع, شما هم آنطور که من می شنیدم می شنیدید یعنی تا سخن حق می آمد به گوش قبول قبول می کردید می شنیدید له رایتم ما أری, وقتی که بهار را می دیدید قیامت را می دیدید له رایتم ما أری, حالا در حد خودتان حالا گوش وجود مقدس او که اینقدر باز بود و قوی که صدای ملکوتیان را می شنید و پشت پرده عالم را هم می دید آن حداقل را ما هم می توانیم بشنویم و آن حداقل را ما می‌توانیم ببینیم یعنی خدا بن بستی برای ما قرار نداده و به یک جایی که می رسیم به ما نمی گوید ایست! جلوتر نرو! همه اش خدا و انبیا می گویند برو جلوتر برو جلوتر. به قول طلبه ها حد یقفی ندارد.

این قطعه را در یک کتابی من برای خودم خیلی زیبا بود و آموزنده بود واقعا آموزنده بود نوشته بود که شب احیاء در نیشابور در مسجد جامع نیشابور ابوسعید ابوالخیر آن عارف معروف را برای احیا گرفتن دعوت کردند. ابوسعید یک چند فرسخ بیرون نیشابور زندگی می کرد من رفتم آن منطقه را دیدم یک دهی است آن جا زندگی می کرده شاگردهایش هم آن جا پیشش درس می خواندند وقتی دهان به دهان به مردم نیشابور خبر رسید که امشب ابوسعید می خواهد احیا بگیرد آن کتاب نوشته بود آن مسجد را من دیدم داخلش هم نماز خواندم از مساجد بزرگ ایران است, تمام صحن مسجد پر بود هوا هم خوب بود ملت آمده بودند روی پشت بام ها را هم پر کرده بودند مثل جلسات ما که ناظم جلسه یا خادم مسجد بلند می شود می گوید من اسم امام عصر را می برم بلند شوید یک قدم بیایید جلو خادم آمد دم منبر خیلی شلوغ بود راه نبود یک عده دم در مانده بودند ابوسعید بالای منبر نشسته بود هنوز خطبه را شروع نکرده بود خادم مسجد بلند شد, آن وقت ها هم آلودگی صوتی نبود از دم منبر صدا تا آخر مسجد می رسید هوا از موانع خالی بود, گفت مردم یک قدم بیایید جلوتر ابوسعید هم از بالای منبر آمد پایین. آقا برخورد بهتان؟ فرمود نه! آقا چرا احیا نگرفتی؟ گفت نیازی به احیا گرفتن نمی بینم. چرا آقا؟ ده هزار جمعیت برای احیای شما آمدند, گفت این خادم حرفی را که زد حرف صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بود یک قدم از خودتان از نفستان از دنیایتان از شکمتان از پولتان بیایید جلوتر آزاد می شوید کلتان اسیرید گفت یک قدم به حرف این خادم گوش دهید بروید جلوتر به خدا برسید. گوش دارند نمی شنوند یعنی حق را نمی شنوند صداها را که می شنوند اما نمی فهمند صدا صدای حق است و عالمانه هم می خواهند نفهمند صدا صدای حق است عالمانه.

أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْغٰافِلُونَ  ﴿الأعراف‏، 179﴾ خب آدم اگر تسلیم مفسد شود می رود جزء گروه غافلان. پروردگار به ابراهیم در جوانی هایش فرمود إِذْ قٰالَ لَهُ رَبُّهُ ﴿البقرة، 131﴾یعنی ابراهیم خیلی خوب می دانست که مالکش من هستم مدبرش من هستم ربش من هستم منم که تمام درهای فیوضات را باز می کنم لذا آیه ی شریفه رب را به کار گرفته این آدم عالم به ربوبیت من بود رب ابراهیم به ابراهیم گفت أَسْلِمْ آن هم آن جا جواب داد یک جواب راست, یک جواب درست, یک جواب بی شوخی, یک جواب جدی أَسْلِمْ قٰالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِينَ  من تسلیم مدبر و پرورش دهنده و مالک همه ی جهانیان شدم در دایره تسلیم انسان همه ی خواسته های حق را قبول می کند همه ی این خواسته ها می شود ارزش ها, عامل انتخاب و گزینش می شود.

و الا زمان ابراهیم نمرود هم بود چرا خدا انتخابش نکرد؟ عمویش آذر بت تراش مدیر بت خانه ی پست کافر مخالف با حق هم بود که ابراهیم خیلی آدم نرمی بوده قرآن مجید می فرماید لَحَلِيمٌ أَوّٰاه ﴿هود، 75﴾ ابراهیم اصلا اهل عصبانیت و از کوره در رفتن نبود مثل انبیاء قبل از خودش و انبیاء بعد از خودش, خیلی بردبار بود و رفیق بود و مهربان بود با عمویش خیلی صحبت کرد راجع به بطلان بت, بت پرستی, بت تراشی نهایتا عمویش گفت از پیشم برو اگر بمانی سنگسارت می کنم تا نفست بند بیاید. چرا آن را گزینش نمی کند؟ آنها را جهنم گزینش می کند آنها را شیاطین گزینش می کنند شیاطین, قرآن می گوید وقتی ولایت شیاطین را قبول کنید خب آنها شما را برای خودشان برمی دارند این گزینش خدا. إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفىٰ آدَمَ ﴿آل‏عمران‏، 33﴾ چرا؟ برای ارزش هایی که در خود تحقق داد. معلوم است کم هم نیست ارزش های آدم, قُلْنَا اِهْبِطُوا مِنْهٰا جَمِيعاً فَإِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ ﴿البقرة، 38﴾ این یکی از ارزش های آدم که پیروی کرد هدایت خدا را پیروی کرد خوب هم پیروی کرد. فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ  ﴿البقرة، 38﴾ هدی مصدر است یعنی تمام جهات هدایت, ذٰلِكَ اَلْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ  ﴿البقرة، 2﴾ هدی مصدر است یعنی کل این آیات هدایت کننده است. چون در دل مصدر همه چیز هست دیگر, یعنی تمام شهوقی که از مصدر درمی آید چهارده تا ماضی, چهارده تا مضارع, چهارده تا جمع, چهارده تا امر, چهارده تا نهی همه در دل همین هدی است. هدی این معنی مصدر است ذٰلِكَ اَلْكِتٰابُ لاٰ رَيْبَ فِيهِ هُدىً یعنی این شش هزار و ششصد و شصت و چند آیه تک تکش هدایت است اگر مردم همه مثل شما اهل قبول هدایت باشند. در یک زندگی سالم, یک زندگی پاک, یک زندگی درست, یک زندگی بی دغدغه بی حزن و بی خوف داشته باشند اما همه اهل هدایت نیستند خدا هم که احدی را مجبور به قبول هدایت نمی کند خدا ارائه طریق می کند ایصال به مطلوب ندارد چون ایصال به مطلوب بوی جبر می دهد فقط ارائه طریق می کند. قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ ﴿البقرة، 256﴾ بندگان من این راه است کنارش هم چاه است, این خداست این هم شیطان است, این حق است این باطل است, این نور است این ظلمت است, این جهنم است این بهشت است همین. قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ ﴿البقرة، 256﴾ حالا ملت دو دسته شدند از زمان خود آدم, یک عده ای الغی را قبول کردند رفتند بیچاره ها جهنم اینهایی هم که زنده اند ان شاءالله چند وقت دیگر همه شان می روند جهنم. یک مشتی هم هدایت را قبول کردند.

یک کسی نماز نمی خواند یک عالمی خیلی با او حرف زد قبول کرد نماز بخواند برای اینکه تشویقش کند گفت هر یک باری که می خواهی نماز واجب بخوانی من برای وضو گرفتنت دو تومان به تو می دهم پنج تا نماز است ده تومان, سه تا نماز است با هم می خوانی شش تومان. گفت برو بابا نمازت را بخوان که قیامت هم اهل نجات باشی, یک روز آمد عالم به او گفت حالا خوشحالی گفت نه! من خوشحالی حس نمی کنم چون قیمت وضویی که تعیین کردی کم بود من همه نمازها را بی وضو خواندم اگر هر وضویی پنج تومان می دهی من شروع کنم به نماز با وضو.

خب یک عده ای الغی را انتخاب کردند یک عده ای هم هدایت را. آدم به طور کامل هدایت الله را که اسلام پروردگار است, چون قرآن کلمه دین را تثنیه نیاورده جمع هم نیاورده کلمه نور را هم تثنیه نیاورده جمع هم نیاورده یک دانه دین خدا دارد إِنَّ اَلدِّينَ عِنْدَ اَللّٰهِ اَلْإِسْلاٰمُ ﴿آل‏عمران‏، 19﴾ همین که حقیقتش قوانین و حلال و حرامش است و واقعیت این حقیقت هم تسلیم بودن دیندار به وجود مقدس پروردگار مهربان عالم است. خب وقتی پروردگار دید آدم اختیارا ارزش های دین را در خودش تحقق داد برگزیده خدا شد انتخاب شد به اینکه تو بنده ی خوب منی.  نِعْمَ اَلْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ  ﴿ص‏، 30﴾ تو بنده ی درست منی, تو بنده ی قابل قبول منی این گزینش. نوح همینطور, آل ابراهیم یعنی تمام انبیاء متولد شده ی از اسحاق و وجود مقدس رسول خدا و دوازده امام و صدیقه کبری متولد شده ی از اسماعیل آل ابراهیم, همه را خدا گزینش کرده همه را. آل ابراهیم, چون اگر کسی آن شرائط درش نباشد امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید آل نیست بیگانه است ابولهب هم از نسل ابراهیم است هیچ گزینشی نشده تَبَّتْ يَدٰا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ  ﴿المسد، 1﴾ جهنم گزینشش کرده ولی آل ابراهیم یعنی آنهایی که مطیعش بودند این آیه هم از آیات جالب قرآن است خیلی جالب است که پروردگار عالم می فرماید إِنَّ یعنی محققا إِنَّ أَوْلَى اَلنّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ آن للذین اتبعوه چه کسی است؟ وَ هٰذَا اَلنَّبِيُّ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا که ائمه طاهرین علیهم السلام اند. این است آل همه که آل حساب نمی شوند إِنَّ أَوْلَى اَلنّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اِتَّبَعُوهُ آن وقت خود حضرت حق توضیح می دهد للذین اتبعوه چه کسانی هستند؟ وَ هٰذَا اَلنَّبِيُّ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا خب وَ آلَ عِمْرٰانَ عمران یک شخصیت والای الهی و دینی در زمان حضرت زکریا بوده آلَ عِمْرٰانَ  همسرش را که مادر مریم است مادر را یعنی مادر مریم و مریم دختر این مادر و فرزند مریم مسیح اینها آل عمران اند چون دیگر عیسی هم همسر نداشت بچه دار نمی شد همسر نداشت که بچه داشته باشد آل عمران همسر خود عمران بود و مریم و حضرت مسیح. آیه ی بعد می گوید ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ وَ اَللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ  ﴿آل‏عمران‏، 34﴾ من می دانستم آدم و نوح و ابراهیم و آل عمران و آل ابراهیم چه می خواهند از من شنوای حرفشان هم بودم یعنی قبول کردم دعاهایشان را. حالا یک دانه از آنها شده مریم یعنی در آیات بعد دیگر سخن از مریم است و سخن از ذریه ی طیبه, این ابراهیم و آلش, عمران و آلش, حضرت نوح حالا آدم که دو طرف را نداشت سراغ او نمی رویم اما نوح و آل ابراهیم و آل عمران نتیجه ی کل اینها یکی اش حضرت مریم است ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا به چهار منبع طهارت این نطفه وصل بود که شد مریم. یک منبع طهارت مادرش بود مادرش, یک منبع طهارت پدر این دوتا می شوند یک منبع. پدر و مادر پاک و گزیده شده ی پروردگار یک, این یک منبع طهارت. منبع طهارت دوم غذای مریم بود غذا خیلی موثر است مرحوم فیض در محجة البیضاء نقل می کند كه امام صادق مي فرمايد الحرام يبین فی الذریة, این را از قول رسول خدا می گوید. شما ببینید عباس عموی پیغمبر تا وقتی اسیر شد رئیس رباخواران مکه بود که پیغمبر پنج بار در سفر آخر حجشان, دو بار در مسجد الحرام, یک بار عرفات, دو بار منا اعلام کردند ربا را باطل می کنم حتی ربای عمویم عباس را, ولی این عمو که مسلمان هم شد مسلمان هم مرد ولی نسلش شدند بنی عباس چه نسل نجسی, چه نسل آلوده ای.

یک منبع برای پدید آمدن یک انسان پاک پدر و مادر پاک است, یک منبع غذای پاک است, كُلَّمٰا دَخَلَ عَلَيْهٰا زَكَرِيَّا اَلْمِحْرٰابَ وَجَدَ عِنْدَهٰا رِزْقاً قٰالَ يٰا مَرْيَمُ أَنّٰى لَكِ هٰذٰا قٰالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشٰاءُ بِغَيْرِ حِسٰابٍ  ﴿آل‏عمران‏، 37﴾ روزی که خدا عطا می کند نه رزقی که از ربا و غصب و دزدی و کلاه برداری و این حرف ها به دست می آید قٰالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ این لقمه زکریا وصل به خود حق است. خب باید این لقمه پاک مریم بسازد پدر مادر پاک, لقمه پاک و معلم پاک که این معلمی را خدا به شما برادرانم که از راه های خیلی دور تا هزار کیلومتر در این جلسه شرکت کردید واقعا عنایت فرموده. وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً وَ كَفَّلَهٰا زَكَرِيّٰا یک پیغمبر معلمی و کفالت مریم را به عهده گرفت وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً این معلم انبتها فاعلش زکریاست نه خدا, خدا مستقیم کار نکرده که خدا معلمی خودش را در زکریا تجلی داده او در مریم تجلی داد تبدیلش کرد به شجره ی حسنه. وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حَسَناً یعنی این دختر با معلمی زکریا رحمش آمادگی پیدا کرد که چهارمین پیغمبر اوللعظم خدا را به دنیا بیاورد این سومین منبع.

چهارمین منبع پاک هم خود مریم بود خود مریم, وَ إِذْ قٰالَتِ اَلْمَلاٰئِكَةُ يٰا مَرْيَمُ إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفٰاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اِصْطَفٰاكِ عَلىٰ نِسٰاءِ اَلْعٰالَمِينَ  ﴿آل‏عمران‏، 42﴾ طهارت در طهارت. عمران طاهر, خانومش طاهر, غذا طاهر, معلم طاهر, وجود خود مریم طاهره مجموعا مریم کبری را به وجود آورد مجموعا.

من واقعا باید به شما عرض کنم قدر این معلمیتان را بدانید این دنباله ی معلمی زکریاست. پروردگار به شما توفیق داده در کمربند کشور کار وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً یا انبته اگر پسران در کلاس های شما هستند نباتا حسنا.

خدایا به حقیقت امام عصر و به آبروی علی اکبر علیهم السلام توفیق فهم آیات قرآن را بیش از پیش به ما عنایت فرما, شوق عبادت و بندگی و معلمی زن و بچه و دیگران را در ما زیاد فرما, نفرت از گناه را در ما کامل گردان, وجود مبارک امام زمان را دعاگوی ما و زن و بچه های ما و نسل ما قرار بده, نسل جوان این مملکت را از ارزش های حضرت علی اکبر بهره مند فرما, دین کشور مرجعیت رهبری محراب منبر را از حوادث حفظ فرما, عیدی امت اسلام را در سه عید گذشته و عید شب یکشنبه نابودی داعش و دشمنان قسم خورده شان قرار بده.

 

  

 

 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
تهران تهران_ دهه دوم شعبان -1395  حسینیه دبیرستان رستگاران -  سخنرانی اول حسینیه دبیرستان رستگاران دهه دوم شعبان 1395
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا