فارسی
يكشنبه 30 خرداد 1400 - الاحد 9 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

لامرد- حسینیه بیت­العباس دهه اول صفر 94، جلسه نهم


خیر و شر - شب نهم - صفر 1437 - لامرد - حسینیه بیت العباس -  

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم اَلحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمین الصَّلاۀُ وَالسَّلام علی سیِّدِ الاَنبیاءِ وَالمُرسَلین حَبیبِ اِلهِنا وَ طَبیبِ نُفوسِنا اَبوالقاسِمِ مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِّبین الطَّاهِرینَ المَعصومینَ المُکَرَّمین.

در ارزیابی امیر مؤمنان علیه السّلام قیمت انسان بهشت تعیین شده است. اِنَّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلَّا الجَنَّۀ. وقتی که ارزش انسان را حضرت بیان می کنند یک نصیحت حکیمانه هم می فرمایند: فَلا تَبیعوها اِلّا بِها. خودتان را به غیر این قیمت که بهشت است معامله نکنید چرا که به هر قیمتی که معامله کنید ضرر کردید و دچار خسارت شدید. این قیمتی که امیرالمؤمنین می فرماید چگونه باید به دست آورد؟ از چه کسی باید راهنمایی خواست که من انسان چه کار کنم که به این قیمت و به این ارزش برسم؟

از آیات قرآن و روایات استفاده می شود که انسان ابتدا باید خداباور بشود تا بعد خداباوری خدامحور بشود، تا بعد خدامحوری قیمتش را به دست بیاورد. خدامحوری یعنی توحید، یعنی نفی هرگونه معبود باطل، هر بت، می خواهد بت جاندار باشد و می خواهد بت بی جان. بت مجسمه باشد یا به قول سیدالشّهدا پول باشد یا به قول امیرالمؤمنین این بت شهوت باشد، یا به قول قرآن کریم این بت مجموعه ی خواسته های نامشروع و غیر منطقی باشد.

«اَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلَهَهُ هَواه» اله یعنی معبود. یعنی آنی که حلقه به گوشش هست و به همه ی خواسته هایش، حرف هایش، جهت گیری هایش تسلیم است.

اَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلَهَهُ: دیدی حبیب من کسی که معبود خودش را، اله خودش را هوای خودش قرار داد. هوا یعنی همین مجموعه ی خواسته ها و امیال بی محاسبه و غیر منطقی که پیروی از آن ها سبب سقوط انسان است. خود لغت هوا یعنی از بالا به پایین افتادن، ساقط شدن.

پس ما سه مسئله را باید دنبال کنیم: خداباوری، خدامحوری تا ببینیم در خدامحوری خود پروردگار ما را برای رسیدن به آن قیمت چگونه راهنمایی می کند که راهنمایی خدا مجموعاً در قرآن مجید دو راهنمایی است، بیشتر نیست که توفیق عنایت بکند آن دو راهنمایی را امشب برایتان می گویم. خیلی مهم است.

خب چگونه باید خداباور شد که باورم هم باوری باشد که تردید، شک، وسوسه، سفسطه زخم به آن نزند. یک باور ثابت، دائم، از دست نرفتنی. «اِنَّما المؤمِنونَ الَّذین آمَنوا بِاللهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ لَم یَرتابوا» ایمانی که در هر گونه شک و تردیدی را مؤمن به روی آن بسته است. مثل این که الان ما زیر چراغ روشن نشستیم، اگر کل جمعیت کره ی زمین بتوانند امشب با ما ملاقات بکنند و بگویند در این جلسه ای که نشستید نور چراغ وجود ندارد، ما حرف این هفت میلیارد را قبول نمی کنیم چون می دانیم دروغ دارند می گویند. چراغ هست و نور هم هست و ما هم زیر روشنایی نشستیم. باور ما را از این نور نمی توانند بگیرند. خیلی هم که اصرار بکنند، به ما بگویند نوری نیست، تاریکی است باور کن، آخرش ما می گوییم که امشب دچار چه دیوانه هایی شدیم، دچار چه احمق هایی شدیم، خب چراغ روشن است، در جلسه نور هست، ما می بینیم، حس می کنیم، درک می کنیم، باور کردیم، نمی توانیم این درکمان را و این باورمان را از دست بدهیم.

قرآن می گوید یک چنین خداباوری شما لازم دارید. یکی به یکی گفت عالم خدا ندارد چون هر کسی هم می گوید عالم خدا ندارد دلیل ندارد فقط ادعا می کند ندارد. اما هیچ دلیلی از زمان آدم تا حالا یک نفر خردمندی، عاقلی، دانشمندی، آگاهی، خبیری بر نبود خدا ارائه نکرده است. کسانی که لائیک هستند فقط می گویند خدا در عالم وجود ندارد. به چه دلیل؟ دلیل ندارد. شما هم می دانید ادعای بی دلیل در پیشگاه عقل و علم صددرصد باطل است. در مسجد باز بود پیغمبر هر روز در مسجد بود یهودی را قبول می کرد، مسیحی را قبول می کرد، مشرک را قبول می کرد، بی دین را قبول می کرد. به زبان آن روز دهری را و به زبان امروز ماتِریالیست را قبول می کرد. پروردگار به او گفته بود حرف همه را گوش بده، تا پایان سخن گفتنشان در حرف زدنشان وارد نشو، بگذار حبیب من هرچه دارند بگویند. این ادب اسلام است، این آزادمنشی در اسلام است، این تحمل اسلام است که می گوید حرف مخالف را صددرصد گوش بده، در سینه اش نزن، او را پرت نکن، به او فحش نده، کلامش را قطع نکن، نگو داری کفر می گویی نجس، پلید، آلوده، گم شو نه این ها روش اسلامی نیست. می گوید گوش بده تمام که شد به آن ها بگو این هایی که گفتید ادعا بود حالا نوبت اثبات ادّعایتان است. برای اثبات ادعا دلیل بیاورید، اگر دلیل مبتکی بر عقل و حکمت و علم بود من از جانب خدا وظیفه دارم حرفتان را قبول کنم، بگویم درست است.

می گویی عالم خدا ندارد خب «فَسأَلوا» به آن ها بگو که دلیل بیاورید. «قُل هاتوا بُرهانَکُم» بر مطلبتان استدلال عقلی بکنید، استدلال علمی بکنید، استدلال حکیمانه بکنید «اِن کُنتُم صادِقین» اگر حرفتان راست است، درست است، دلیل بیاورید. همینطوری می آیید در مسجد به من پیغمبر می گویی عالم خدا ندارد خب این ادّعا است، حالا دلیل بیاور دلیل عقل پسند و علم پسند که عالم خدا ندارد، من هم موظف هستم حرف با دلیل را بپذیرم. این اسلام است. خیلی زیبا است اسلام. اسلام خیلی زیبا است.

من در پاریس یک دکتری به من گفت: یک کشیش کلیسای پاریس از روی سایت دیده است شما آمدید پاریس، دلش می خواهد با شما ملاقات کند. گفتم بگو بیاید. ناهار می آید به او بگو بیاید، شام می آید به او بگو بیاید. قرار یک بعد از ظهر را به ساعت پاریس گذاشت. کشیش آمد، خیلی هم کشیش باادبی بود، خوشبختانه از اول ملاقاتش با من فیلم گرفته شد که الان فیلم در مؤسسه ی دارالعرفان ما در قم است، حرف هایمان را هم ضبط شد. من به او گفتم که شما شروع کن به حرف، قبول کرد، آدم باسوادی بود، درس خوانده بود، شروع کرد به حرف. قسمت به قسمت می گفت جواب این حرف چیست؟ من جواب می دادم. شیعه جواب هایی که دارد و حرف هایی که دارد بر چند ریشه بنیان دارد: عقل، علم، حکمت، محبت، دلیل. من حرف هایی که جواب می دادم براساس همین مسائل بود: علم، حکمت، عقل، محبت، دلیل. ای کاش امشب فیلمش بود و روی پرده می افتاد و می دیدید.

در تمام دنیا هم فقط شیعه حرف درست و حسابی دارد. اگر ماهواره های ادیان دیگر را می بینید جوان ها به سرعت گول نخورید، وسوسه هایشان، شک اندازی هایشان، تردیداندازی هایشان البته همه را شیعه جواب داده است، از قرن اول جواب این ها را داده است تا الان. این همه هم عالم دارند در مکه، در مدینه، در مناطق دیگر، در زاهدان، سیستان، غرب، شرق، اروپا. جواب درست و حسابی به ما ندادند، هرچه در کتاب هایشان است علیه ما یا فحش است، یا لعنت است، یا تهمت است، یا دروغ است، اصلاً جواب علمی ندارند، هیچ جواب علمی ندارند، تهمت تا دلتان بخواهد.

مثلاً می گویند شیعه بعد از سلام نماز سه مرتبه می گوید: خانَ الاَمین، خانَ الاَمین، خانَ الاَمین. می گویند شیعه می گوید: جبرئیل خیانت کرد خدا به او گفته بود به جبرئیل که چه کار بکند نبوت را ببر بده به پیغمبر، شیعه می گوید جبرئیل خیانت کرد باید نبوت را می آورد برای علی اما خائن از آب درآمد، یک نفرشان حاضر نیست بی خبر بیاید در مسجدهای ما، در حسینیه های ما، در دهات های ما، در کوره دهات های ما بنشیند بغل یک شیعه و نگوید من غیر شیعه هستم، نگوید. گوش بدهد ببیند ما بعد تمام شدن نماز سه بار چه می گوییم. می گوییم اللهُ اَکبَر، اللهُ اَکبَر، اللهُ اَکبَر. هنوز هم در تلویزیون هایشان می گویند شیعه بعد از نمازش می گوید خانَ الاَمین.

کارشان تهمت زدن است، دروغ پردازی است. مثلاً می گویند شیعه به خدا سجده نمی کند، خدا را نمی پرستد، این مهری که جلویش می گذارد این را می پرستد، بت است، در حالی که یکی از آن ها نمی آید در کوره دها ت ها، در پشت کوه ها به یک شیعه بگوید شما برای چه روی این خاک سفت سجده می کنید تا به او بگوید خدا ما را از خاک آفریده است، بهترین حال سجده این است که در پیشگاه او صورت روی خاک بگذاریم ولی نمی آیند بپرسند، فقط تهمت. در این ماهواره هایشان پر تهمت است، همه را ما چهارده قرن است جواب دادیم اما از رو نمی روند، از دروغ دست بر نمی دارند، از تهمت دست بر نمی دارند، جوان ها گول نخورید دین این ها بر پایه ی دروغ و تهمت و کفر است. خیلی از گناهان را هم مجوز می دهند، خیلی. من یک روز در یکی از مهم ترین خیابان های دبی در ماشین بودم، رد می شدم، دیدم رو شیشه ی یک فروشگاه سیصد ـ چهارصد متری سوپر نوشته الخِنزیرُ الحَلال. خوک حلال. من به این راننده که شیعه بود گفتم من تا حالا خوک حلال نشنیدم صریح قرآن است: «حُرِّمَت عَلَیکُمُ الدَم وَ لَحمَ الخِنزِیر» امت من گوشت خوک را بر شما حرام کردم. این ها آیا مسیحی هستند؟ گفت: نه صاحب سوپر مسلمان است.

گفتم: گوشت خوک حلال یعنی چه؟ گفت: این ها علمایشان فتوا دادند خوک هایی که در بیابان هستند، نجاست می خورند، گوشتشان آلوده است و حرام است. شما صبر کنید خوک بچه بزاید همان وقت بچه را بیاورید در یک جای بهداشتی شیر به او بدهید، گوشت خوب بدهید، علف خوب بدهید، گوشتش می شود حلال. یعنی دینشان براساس دروغ و تهمت و کفر و آزادی گناهان است.

شما گول نخورید، شما بیایید دینتان را از امیرالمؤمنین بگیرید، از صدیقه ی کبرا بگیرید، از امام صادق و امام باقر بگیرید. چهار ساعت حرف من با این کشیش طول کشید. یعنی از یک بعد از ظهر تا چهار. دو ـ سه بار به من گفت خسته نشدی؟ گفتم: نه علم، حکمت، عشق، عاطفه، دلیل خستگی ندارد. از قرآن پرسید، از پیغمبر پرسید، از خدا پرسید، از حلال و حرام پرسید، از اخلاق پرسید، از علم پرسید، ساعت چهار بعد از ظهر بود که دوتا دستش را گذاشت روی دو طرف کاناپه، راحتی، مبل بلند شد، هنوز تمام قد نایستاده بود، نیم خیز بود به من گفت حالا او گفت ولی به خدا من این نیستم، او گفت استاد چون با بودن انبیاء و ائمه ما شاگرد هستیم ولو فوق مرجع تقلید بشویم. گفت استاد من دارم از روی کاناپه بلند می شوم، آخرهای حرفت در دلم اسم خودم را گذاشتم محمّد و بعد از این که خودم را نامگذاری کردم از میان همه ی مکتب های اسلامی که بعضی هایش را مطالعه کرده بودم شیعه ی دوازده امامی شدم.

بعد دیگر مستقیم ایستاد. گفت من به تو قول می دهم که هر کسی از طریق کلیسا با من آشنا بوده و روزهای یکشنبه می آمده کلیسا به سخنرانی من گوش می داد قول می دهم تک تک آن ها را بخواهم با دلیل با آن ها حرف بزنم و آن ها را هم شیعه کنم. این دین خدا است. دلیل. ادعا پوچ است، ادّعا بی ارزش است. عالم خدا ندارد خب دلیلش را بگو، دلیل ندارد. اما حالا چندتا دلیل بر وجود خدا هست؟ به شمار کل موجودات عالم، به شمار همه ی موجودات. یک دانه اش را من برایتان بگویم. یک دانه اش را. شما صبح ها شیر می خورید؟ این شیرهایی که تولید می شود و در اروپا و خارج شیر گاو است. قرآن مجید ساخت و ساز شیر را می گوید. کجا؟ سوره ی نحل. گاو را که می کشند، معده اش را که قصاب در می آورد با نوک چاقو پاره می کند، پر از شکمبه است، یعنی جویده شده ی کاه، جویده شده ی یونجه، جویده شده ی جو و زرد و بدبو. همین. اسم آن چیزی که در معده ی گاو است شکمبه است عربی فرث است با ثاء  سه نقطه.

این مال معده ی گاو است، شکمبه. یعنی جویده شده ی کاه و یونجه و جو به رنگ زرد و بوی بد. و اما قصاب که سر گاو را می برد خون غلیظ قرمزی که خوردنش حرام است از بدن گاو می ریزد بیرون. درست؟ پروردگار می گوید من از بین شکمبه ی معده ی گاو یعنی آن جنس جویده ی بدبو و از خون قرمز غلیظ «مِن بَینِ فَرثٍ وَ دَم لَبَناً خالصا سائِغاً مَریئاً» شیر سفید خوش گوار خوردنیِ تأمین کننده ی تمام ویتامین هایی که بدن تو کم دارد در می آورم، اگر عالم خدا ندارد اروپا، آمریکا، ایران، کارخانه ها در قصابخانه پر از شکمبه ی گاو است با بوی بد و متعفّن، خون هم زیاد است بردارید بیاورید داخل کارخانه، این خون و این شکمبه را با هم مخلوط کنید و از توی آن شیر در بیاورید، تا حالا که میلیون ها سال است نتوانستید، اگر عالم خدا ندارد شما هم شیرساز می شدید، شما هم می توانستید از میان جویده ی گندیده ی شکمبه ی گاو و خون، شیر سفید خوش گوارِ پرویتامینِ نزدیک به شیر مادر را در می آوردید.

مادرانی که شیر ندارند بهترین شیر برای بچه شان شیر اصلی گاو است چون به شیر مادر نزدیک ترین شیر است. این مال حیوانات. اما خانم هایی که بچه هایشان را شیر دادند این کارخانه ی شیرسازی کجای بدن این خانم هاست؟ کجایش است؟ با چه برقی کار می کند؟ چند هزار پیچ و مهره دارد؟ چند هزار چرخ دارد؟ چه وقت هایی ساییده می شود؟ چه وقت هایی روغن کاری می خواهد؟ چه وقت هایی مکانیک می خواهد، چه وقت هایی مهندس می خواهد؟ ماشاءالله برای بعضی هایتان شش تا ـ هفت تا بچه آورده است یکدفعه دستگاه شیرسازی اش خراب نشده است، پیچ و مهره اش شل نشده است، حرکتش کند نشده است، عالم اگر خدا ندارد پس در سینه ی مادر چه کسی است دارد این کار را می کند؟ استخوان های مرده است؟ پوست است؟ رگ است؟ گوشت است؟ غضروف است؟

چیز دیگری که در بدن مادر نیست، بدن مادر همین ها است یعنی دنده های سینه اش است و پوست روی سینه است، خونی که در جریان است و عصب ها و رگ ها. شیر از کجا تولید می شود؟ از کجا؟ تمام حیوانات عالم، دریایی و صحرایی که می زایند و بچه دار می شوند، کل حیوانات این را ثابت کرده اند فقط به اندازه ی بچه هایشان شیر تولید می کنند. فقط. گربه به اندازه ی بچه اش شیر تولید می کند، خفاش به اندازه ی بچه اش شیر تولید می کند، سگ به اندازه ی بچه اش شیر تولید می کند ولی پروردگار عالم تولید شیر گاو و گوسفند و شتر را چند برابر کرده است که بچه ی خودش را سیر کند و به هفت میلیارد جمعیت هم شیر بدهد.

این تنظیم را چه کسی انجام داده است که کل حیوانات تولید شیر به اندازه ی بچه شان است مال چهارپایان حلال گوشت بیشتر است. اگر عالم خدا نداشت تولید باید یکنواخت بود یعنی مال گاو هم فقط باید اندازه ی بچه اش بود چرا اضافه دارد؟

خب یک کسی هست که دارد این کارها را می کند. این خداباوری است. یک کسی هست. شما دست تان زخم می شود هزار و هشتصد و بیست تا سلول، گلبول می میرد. درست؟ بدنتان را به گونه ای ساخته است که خودش زخم را ترمیم می کند و هزار و هشتصد و بیست تا سلول مرده را نه یک دانه کم، نه یک دانه زیاد کبد می فرستد داخل بدن تا بیاید سر انگشت جای آن هزار و هشتصد و بیست تایی که مردند را پر بکند. این نظام را چه کسی به کبد داده است؟ از کجا کبد می فهمد سر انگشت هزار و هشتصد و بیست تا سلولش مرده است؟ چرا دو هزارتا نمی فرستد؟ چرا هزار و پانصدتا نمی فرستد؟ عالم خدا ندارد؟ خب عیبی ندارد دلیل بیاور، دلیل. قبل از این که گاز بیاید همه ی ما کپسول می خریدیم. کپسول اکسیژن است، کبریت به آن بزنید می سوزاند، یعنی خودش را می سوزاند، شعله می کشد، اکسیژن. شعله ور می شود، هیدروژن خودش را می سوزاند. اکسیژن آتش است، آتشی که نمی بینیم، کبریت بزنید خودش را نشان بدهد. هیدروژن را کبریت بزنید خودش را نشان می دهد.

پروردگار مهربان عالم از این دوتا آتش از یکی از آن ها دو بخش و از یکی از آن ها هم یک بخش مخلوط کرده است، آب روان خوش گوار برطرف کننده ی تشنگی، مایه ی حیات، آبیاری باغ ها، گلستان ها، نهرها، چشمه ها، جوی ها، کل این آبی که در کره ی زمین است ترکیبی از دوتا آتش است. عالم اگر خدا ندارد چه کسی به این منظمی 2 و 1 آتش را ترکیب کرده که شده است آب؟ داستان چیست؟ چیست؟ ما یک دانه کله بیشتر نداریم که. یک کله یک وجب است، اینقدری نیست، زیر زبان ما جفت چشمه ی آب شیرین راه انداخته است تا روز مرگمان آب می دهد. چون اگر آب ندهد خشک می شود، زبانمان هم خشک می شود و می شکند. همیشه باید درون دهان خیس باشد. خیس. با آب شیرین. چهار انگشت بالاتر هشتاد سال چشممان آب شور دارد چون پیه است، باید با آب شور نگاه داشته بشود، با آب شیرین چشم نمی ماند. چهار انگشت این طرف تر گوش است، آبِ تلخِ بدبویی دارد که ما نود سال بوی بدش به دماغمان نمی خورد ولی شب که خواب هستیم اگر هزارپا بخواهد برود در گوشمان یا سوسک نرسیده به گوش از بوی تعفن آن آب در می رود. چه کسی این کار را کرده است که در یک وجب جا سه جفت چشمه ی شیرین، یک چشمه ی شور، یک چشمه ی تلخ.

اگر عالم خدا نداشت کار باید یکنواخت بود؟ یعنی هم دهان آبش شیرین بود، هم چشم، هم گوش. آنی که برای چشم آب شور داده، برای گوش آب تلخ، برای دهان آب شیرین عالم است، حکیم است، قدیر است، خبیر است، آگاه است. خداباوری کاری ندارد که. چهارتا حقیقت عالم را آدم رویش فکر می کند می شود خداباور. چهارتا حقیقت. از شما جوان ها می پرسم آب در دمای چند درجه جوش می آید؟ 97 ـ 98. اگر حرارت 50 درجه باشد آب به اندازه ی نصف جوش داغ می شود، خیلی آرام تر آبِ جوش بخار می شود و هیچ چیزی در کاسه نمی ماند.

آب در صفر درجه یخ می بندد این قانون بر سراسر آب های عالم حاکم است. آب در صفر درجه یخ می زند، در 98 درجه می جوشد و بخار می شود، در 50 درجه نصف آب جوش است. در چشم ما هشتاد سال آب هست. کسانی که در سیبری شوروی زندگی می کنند، یا در شهرهای ایران که زمستان 20 درجه زیر صفر است چشمشان آبش یخ نمی زند، در لامرد هم در 50 درجه حرارت آب بخار نمی شود، رد می شود. این چه آبی است؟ این آب که با آب های دیگر فرقی ندارد. چطور زیر 20 درجه یخ نمی زند؟ پیدا کردید خدا را؟ او را باور کردید؟ حالا کسی می تواند این باور ما را بگیرد؟ خب حالا شدیم خداباور حالا یک سؤال می کنیم از خدا ما را برای چه آفریده ای؟ یعنی خاک را برداشتی تبدیل به یک انسان معتدل القامه، عاقل، باوجدان، بافطرت به وجود آوردی، میلیاردها چرخ را به کار گرفتی تا این مشت خاک شد انسان به صورت نطفه و بعد جنین و بعد به دنیا آمد و بعد حالا شدیم 15ساله، 20ساله، 30ساله. با ما چکار داری؟ بیخودی که ما را نیافریدی، تو که اهل هوا و هوس نیستی، تو که اهل بازیگری نیستی، تو عالم هستی، تو حکیم هستی، تو دانا هستی برای چه ما را آفریدی؟

جواب می دهد: برای این که در این ظرف گلی پنج تا سرمایه ی ویژه بگذارم. چطور به درخت سیب گذاشتم، چطور به نخل خرما گذاشتم، چطور به درخت نارنگی و لیمو دادم، چطور به یک شاخه گریپ فروت دادم، تو هم شاخه ی قدرت من هستی، شاخه ی علم من هستی، پنج تا میوه در شاخه ی وجود تو گذاشتم: خلافت، معرفت، هدایت، کرامت، عبادت. دوتا کار از تو می خواهم، با این پنج تا سرمایه تجارت کنی، بشوی سلمان، مقداد، ابوذر، حبیب بن مظاهر، علی اکبر، قمر بنی هاشم، یک مؤمن به تمام معنا، انسان کامل، این یک کار که از تو می خواهم.

برای کار کردن با این پنج تا سرمایه هم من به انبیاء گفتم، در کتاب های آسمانی ام هم آوردم که چکار باید بکنی. دستورالعمل و نقشه ی تو در این تجارت قرآن است و حرف های اهل بیت پیغمبر. این یک کار که باید انجام بدهی که به لقاء من، به وصال من، به رضایت من، به بهشت من برسی.

اگر این پنج تا سرمایه در تو معطل بماند و بپوسد می شوی هیزم جهنم. کار دوم من این است که تو یک دشمن داری، اسمش شیطان است، بزرگ شیطان ابلیس است، در هر لباسی هم هست، این دشمن مواظب باش این دشمن پنج تا سرمایه ای را که به تو دادم غارت نکند یعنی تو باید از طرفی بکوشی و از طرفی مواظب باشی دشمن مالت را نبرد. «اِنَّ الشَّیطانَ لِلاِنسانِ عَدُوٌّ مُبین» تو را دوست ندارد، تو را نمی خواهد، ابزارش هم زیاد است. قدیم ها ابزار متناسب با زمان را داشت، الان هم ابزارهای خیلی سنگین جاذبه داری دارد. بسیار. ماهواره ها، سایت ها، فیلم ها، عکس ها، هالیوودها، صهیونیست ها، همه ی این ها شیطان است. همه. خب قناعت کنیم به همین مطالب.

 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی ها سخنرانی حضرت استاد انصاریان سخنرانی استاد حسین انصاریان لامرد- حسینیه بیت­العباس لامرد- حسینیه بیت­العباس دهه اول صفر 94، جلسه نهم
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا