فارسی
چهارشنبه 17 آذر 1400 - الاربعاء 4 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

تهران مسجد هدایت بازار دهه سوم محرم سخنرانی اول


معارف اسلامی - روز اول - محرم 1437 - مسجد هدایت بازار -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

کلمه اولیاء از نظر ادبی و لغت عرب جمع است، به معنای دوستان است، البته در این آیاتی که می‌خواهم توضیح بدهم، وگرنه این کلمه مفردش که ولی است معانی متعددی دارد کسی که در آیات قران کریم تخصص داشته باشد یا د ر روایات، از قرینه کلام می‌تواند بفهمد که از معانی مختلفی که این کلمه دارد کدام معنا مورد نظر است.

قرآن مجید این لغت را در آیاتی به معنای دوستان آورده، مردمی که به قول خودمان قلبشان یک جا گیر کرده است. پیوند خورده است، بسته شده است، کتاب الهی آمده اولیاء را به دو دسته تقسیم کرده است، یک گروهی را صریحا می‌گوید اولیاء الشیطان، وَ إِنَّ اَلشَّيٰاطِينَ لَيُوحُونَ إِلىٰ أَوْلِيٰائِهِمْ لِيُجٰادِلُوكُمْ﴿الأنعام‏، 121﴾ کلمه شیاطین هم در آیه جمع است، مفردش شیطان است ریشه‌اش سه حرفی است شطن.

شطن یعنی یک موجود خطرناک، یک موجود ضربه‌زن، یک موجودی که بی‌رحمانه خسارت می‌زند، کاری هم ندارد که طرفش کیست، این شیاطین هم خود پروردگار که بالاخره آگاهی و علمش فراگیر است به تمام جریانات عالم، آنها را بر دو دسته تقسیم کرده است، شیاطین جنی، یعنی خسارت‌زنندگان و ضربه‌زنندگانی که پنهانند، خلقتشان عنصر مادی نیست، با چشم نمی‌شود دید، البته اینها کفار از جن هستند، در گروه جن که دیده  نمی‌شوند جنیانی هستند که مومن به پروردگارند و اهل توحیدند و ایمان به نبوت پیغمبر دارند، اهل قرآنند، مکلف هستند، و همشان هم دعوت به عبادت شدند وَ مٰا خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ  ﴿الذاريات‏، 56﴾.

خیلی خوب بخواهید مومنان جن را بشناسید به سوره مبارکه جن مراجعه کنید کاملا پروردگار وضعشان را، ایمانشان را، هجومشان را به اعتقاد پیدا کردن رسالت پیغمبر را، اینکه گوش به قرآن هستند، بیان کرده است. خب آنها با اهل ایمان در یک راه هستند، می‌کوشند زحمت می‌کشند برای اینکه رضایت الله را به دست بیاورند، ما هم از خلقتشان خبری نداریم من مارج من نار هستند این نار هم این آتش معمولی نیست که ملت با آن غذا می‌پزند، کارهای دیگر با آن دارند و کوره را روشن می‌کنند، خودش می‌داند که مایه وجود جن که مارج من نار است چیست.

کافرانشان هم مثل کافران دوره تاریخ بشر است، یک موجودات پست ظالم خطرزای خسارت‌ ا یجاد کن، این جنی‌های کافر که خدا اسمشان را شیطان گذاشته شیطاطین الجن، اینها اندک راه نفوذی به مردم دارند به زن و مرد، کاری هم  که اینها می‌کنند حالا من کیفیت کارشان را نمی‌دانم، نمی‌دانم چگونه است ولی قرآن مجید می‌گوید وسوسه‌انداز در دلها، آدم را نسبت به حقایق به شک می‌اندازند حالا چه جوری با دل ما ارتباط می‌گیرند معلوم نیست و ما نمی‌دانیم، می‌خواهند به توحید انسان ضربه بزنند به ایمان به انبیا ضربه بزنند، به ایمان به حلال و حرام ضربه بزنند، که در این هنگام که انسان احساس کرد دچار وسوسه شده است، راهش این است که انسان به اله ناس ملک ناس، رب ناس مراجعه کند، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلنّٰاسِ  ﴿الناس‏، 1﴾ مَلِكِ اَلنّٰاسِ  ﴿الناس‏، 2﴾ إِلٰهِ اَلنّٰاسِ  ﴿الناس‏، 3﴾ مِنْ شَرِّ اَلْوَسْوٰاسِ اَلْخَنّٰاسِ  ﴿الناس‏، 4﴾ اَلَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ اَلنّٰاسِ  ﴿الناس‏، 5﴾

خب ما که خدا را با چشم نمی‌بینیم که بهش بگوییم گیر وسوسه افتادیم ای طبیب طبیبان ما را معالجه کن قران هم نمی‌گوید خودت را آماده کن خدا را ببینی با او حرف بزنی، خداوند در همه امور حیات به وسیله قرآنش با تو حرف زده، مثلا تو را وسوسه می‌کند که عالم خدا دارد یا ندارد، خب آدم می‌رود سراغ قرآن مجید، یعنی سراغ خدا، که تو هستی یا نیستی؟ خودت را به من بنمای، بالای هفتصد آیه در قرآن مجید روبروی مردم است مثل آئینه که می‌توانند خدا را در این هفتصد آیه ببینند که یک موردش را برایتان من بگویم یعنی یک موردی که محوری است.

اینکه و فی انفسکم افلا تبصرون، نمی‌خواهید بینا به خودت بشوی بنده من که کی تو را ساخته، اگر بگویی پدر و مادرم دروغ است، پدر و مادرت در ساخت تو دست اندر کار نبودند، پدرت یک نطفه‌ای که برای تو بوده  انتقال داده به رحم همسر حلالش تمام، آن نطفه‌ای هم که پدرت انتقال داده آن هم ساخت پدرت نبوده، نطفه نتیجه غذاهایی است که پدرت خورده، غذاها نتیجه میوه‌ها و گیاهان و حبوباتی است که میلیاردها چرخ در این عالم گشته هوا و خورشید و آب و خاک به وجود آمده بدون اینکه اصلا پدرت خبر داشته باشد، آن نطفه را هم پدرت نساخته آن خاک را هم پدرت نساخته، آن درختان را هم نساخته آن گیاهان و حبوبات را هم نساخته، پس پدرت سازنده نبوده حالا برو سراغ خاک، به خاک بگو خودت خودت را ساختی؟ اگر خودش خودش را ساخته بود که بود، باید یک چیزی باشد که خودش خودش را بسازد این یک حرف صددرصد غلط است اگر بوده خب بوده دیگر نیاز ندارد خودش را بسازد بود، ولی همه دانشمندان شرقی و غربی و کمونیست و بی‌دین و عوضی و مشروب‌خور هست که می‌گویند خاک سبب ساخت خودش نیست این یک حرف غلطی است اگر کسی بزند، خب همین سوال را از بقیه موجودات می‌شود کرد، درختها خودتان خودتان را ساختید؟ نبودند که خودشان را بسازند اگر بودند ازلی بودند، ولی همیشه بودند و همیشه هم خواهند بود، آنی که خودش خودش را ساخته خب بوده که این معنی ندارد خودش را بسازد خودش بوده، چنین بودی باید ازلی باشد و ابدی، به قول جلال الدین ای کاش این موجودات عالم زبان داشتند و به ما با زبان گویا حالی می‌کردند که در حق ما اشتباه نکنید ما نبودیم به ما وجود دادند، کل موجودات عالم نبودند بهشان وجود داده شده.

تمام موجودات عالم هم در حرکتند، هیچ دانشمندی نمی‌گوید حرکت ذاتی است این چرخ‌هایی که در کارخانه‌ها می‌چرخد حرکت برای ذاتشان است؟ نه محرک دارد، محرکشان کیست؟ برق، اصلا هیچ چرخی حرکت ذاتی ندارد زمین هم شبانه روز یک بار دور خودش می‌چرخد ولی محرک خودش نیست. موجودات دیگر هم همینطور.

ما یک دانه لوبیا که می‌کاریم درمی‌آید حرکت برای خودش نیست که حرکت هست با محرک، خب کل جهان در حرکت است كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ  ﴿الأنبياء، 33﴾این حرکت‌ها محرک می‌خواهد، آن محرک پروردگار است اسمش الله است، خب اگر وسوسه‌ات کرد خدا را کی ساخته ممکن است وسوسه کند، خدا هستی محض است سازنده نمی‌خواهد، اگر بگوییم کی خدا را ساخته؟ باید برویم دنبال آنی که خدا را ساخته بهش بگوییم تو را کی ساخته؟ بعد باید برویم دنبال آن یکی که تو را کی ساخته؟ خب ما تا قیامت هم بشینیم دچار تسلسل می‌شویم. مخلوق ساخته شده است، سازنده اصلی هستی وجودش ازلی و ابدی است.

با این استدلال قرآن اگر قبولش نکنم دلم مریض است،  اوضاعم خراب است، چون بالاخره دلیل حکمت، عقل را قانع می‌کند من اگر به قناعت عقل خودم گوش ندهم کافر هستم یعنی منکر حقایق همراه دلیل هستم. من دیگر خبر ندارم شیاطین جن غیر از وسوسه کردن کاری دیگر هم از دستشان برمی‌آید؟ فکر نمی‌کنم چون نمی‌بینیم جاذبه هم برای ما ندارند، جاذبه برای دیدنی‌هاست، خب هیچ شیطان جنی را نمی‌بینیم و جاذبه هم برایمان ندارد کارش فقط وسوسه است پس موجود ضعیف است، می‌آید تقسیم بعدی شیاطین انسی. یعنی یک مشت جنس دوپا از زمان آدم بوده تا حالا که نسبت به پروردگار و دینش و انبیائش دشمنی داشتند، علت دشمنی‌شان هم قران می‌گوید حسد است.

خب این شیاطین انسی از زمان آدم که یک دانه بود، قابیل که هیچکدامشان هم شیطان آفریده نشدند شیطان شدند، اصلا خدا خلقت شرّ ندارد، قُلِ اَللّٰهُمَّ مٰالِكَ اَلْمُلْكِ تُؤْتِي اَلْمُلْكَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْكَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِيَدِكَ اَلْخَيْرُ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ  ﴿آل‏عمران‏، 26﴾، خدا ظلم نیست که شر بسازد شر برای ظالم است، شر برای آدم بی‌حیاست، برای آدم جسور است، برای آدم منحرف است، خدا رحمت بی‌نهایت است، عدل است، کرم است، رب است، شرّ ندارد.

در قران هم نیامده که ابلیس روز قیامت به خدا می‌گوید می‌خواستی من را ابلیس نسازی، ابلیس شیطان نبوده در تمرد از حکم خدا که سجده نکرد خدا می‌گوید کان من الکافرین، مومن بود کافر شد، بد نبود. این هم یک جوابی که قرآن به ذهن‌ها می‌دهد که چرا  خدا شیطان ساخته خدا شیطان‌ساز نیست خدا آدم‌ساز است، ملائکه‌ساز است، انبیاء ساز است، ائمه‌ساز است، قرآن‌ساز است، خورشیدساز است، خدا هر چی را می‌سازد خوب است و خیلی هم خوب است.

این شیاطین انسی روزگار ما همه ابزارهای الکترونیک در اختیارشان است، خیلی هم مرد و زن در استخدامشان است، زنانی که در ماهواره‌ها، من هم از آنهایی که ماهواره دارند شنیدم به حضرت عباس من ماهواره ندارم، من کانال‌های ایران هم هفت هشت تا می‌گیرد تلویزیون‌مان مریض است، اینها انواع دختران در کمال بی‌حیایی را در اختیار دارند و چون چشم‌ها می‌بیند پرجاذبه هم هستند، جوان‌ها گول دو روز شهوت جنسی را می‌خورند، یا گول دو تا فیلم را می‌خورند، یا گول دو تا دری وری‌هایی که در ماهواره‌ها علیه خدا و انبیا می‌گویند را می‌خورند، اینها هم قران می‌گوید به اهل ذکر مراجعه کنید برو پیش طبیب، سوال علاج از طبیبان حق کن، توسل به ارواح آن طیبین کن، نگذاریم در این مدت کوتاه عمرمان شصت هفتاد سال صید شیاطین بشویم. چه شیاطین جنی، چه شیاطین انسی.

اگر ما را صید بکنند تخلیه‌مان می‌کنند از دین، از وفاداری، از محبت، از عبادت، از فضیلت. تخلیه می‌کنند سنگال یک رئیس جمهور پیدا کرد این بچه آخوند بود، حالا آخوندش سنی بود اما سنی خوبی بود آدم آرامی بود، پدر مسلمان، مادر مسلمان، پدربزرگ و مادربزرگ همه مسلمان، این بچه خیلی زرنگی بود، کلیسا در سنگال این را شناسایی کرد، مثلا گفتند بچه‌تان را بفرستید مدرسه ما پول هم نمی‌خواهیم، سرویس هم می‌دهیم خوب هم درس می‌خواند اگر بیاید پیش ما، یک دانشمند بسیار قوی شد که در اروپا استاد اعظم دانشگاه‌های علمی اروپا شد این را از سیزده چهارده سالگی که بردند مسیحی کردند، بعد هم آوردند رئیس جمهور سنگال کردند، چقدر خیانت به دین خدا کرد خدا می‌داند وقتی آدم در دام شیاطین انسی بیفتد تخلیه می‌شود، از خدا، از انبیاء، از خوبی‌ها، از فضیلت‌ها، بعد هم یک نفره می‌آورند در راس حکومت می‌گذارند  که دین همه را تخلیه کند. همه را بکشد جهنم.

أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دٰارَ اَلْبَوٰارِ  ﴿إبراهيم‏، 28﴾، اینها دل مردم را می‌برند چون زیبایی دارند، انواع موسیقی‌ها را دارند، انواع فیلم‌ها را د ارند، انواع دختران و زنان را دارند آدم را علاقه‌مند می‌کنند آن وقت اینها می‌شوند اولیاء الشیاطین، خب وقتی شیاطین را دوست دارد عاشق است هر چی بهش می‌گویند عمل می‌کند، این یک گروه.

یک گروه د یگر دوستانند، دلشان یک جا گیر است، دل تعلق شدید دارد، آنها دوستان کی هستند؟ سوره مبارکه یونس سه تا آیه پشت سر هم است، که حالا امروز نمی‌رسم توضیح بدهم اما چه آیاتی است، ألا خدا می‌گوید بفهمید، ألا یعنی بفهمید، آگاه بشوید حالیتان بشود، اولیاء الله، عاشقان من، آنهایی که دلشان پیش من گیر کرده، أَلاٰ إِنَّ أَوْلِيٰاءَ اَللّٰهِ لاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ  ﴿يونس‏، 62﴾، این یک آیه. بعدی اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ كٰانُوا يَتَّقُونَ  ﴿يونس‏، 63﴾، دو تا، بعدی، لَهُمُ اَلْبُشْرىٰ فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ فِي اَلْآخِرَةِ لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اَللّٰهِ ذٰلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِيمُ  ﴿يونس‏، 64﴾ حالا ببینیم اینها کی هستند و این خصوصیاتشان چیست، واقعا چیست.

نماز خواندید، نماز ظهر به جماعت هم خواندید، جماعت پیغمبر می‌فرماید از ده نفر که بگذرد با امام جماعت و مامومین بشوند یازده دوازدهمی هم پیدا نکنند جن و انس ثواب این نماز را نمی‌توانند ثبت کنند. اولیاء خدا هجده تایشان بیشتر زنده نمانده بودند السلام علیکم یا اولیاء الله و احباء، از این هجده تا یکیشان آمد پیش ابی عبدالله وسط میدان کربلا روبرو سی هزار تیر و شمشیر و نیزه و عمود گفت آقاجان ما یک نماز دیگر می‌توانیم بخوانیم چون ما هجده تا یک ساعت دیگر قطعه قطعه می‌شویم، الان هم ظهر است، من دوست دارم این نماز آخرم را با جماعت بخوانم آن هم به تو اقتدا کنم، بهش فرمود جعلک الله من المصلین، خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد، خب صف عرضی نمی‌توانند ببندند یک صف، چون چهار هزار تیرانداز نشستند منتظرند اینها وارد نماز بشوند درجا همه را بکشند این اولیاء شیاطین یعنی اینهایی که دلشان پیش یزید و دلار یزید گیر کرده، امام جلو ایستاد، هجده نفر طولی ایستادند که کمتر کشته بدهند، زهیر ابن قین و سعید ابن عبدالله حنفی از صف آمدند بیرون گفتند حسین جان با آرامش نمازت را بخوان، ما جلویت می‌ایستیم، اگر زنده ماندیم ما هم نمازمان را می‌خوانیم اگر نماندیم که، نماز خوف یعنی میدان جنگ دو رکعت است، رکعت اول تمام شد سعید ابن عبدالله قطعه قطعه شده و چیزی نمانده بود سر  و گوش و چشم و گلو و گردن و سینه و شکم و پا، زهیر بدن قوی‌تری داشت، خیلی تیر خورده بود اما مرتب تیرها را نگاه می‌کرد دارد می‌آید به طرف ابی عبدالله خودش را سپر می‌کرد، حسین جان یارانت را هیچ کس نداشته، امام سلام نماز را که داد دو سه نفس مانده بود از زهیر، سر زهیر را به دامن گرفت، سوالش را ببینید چقدر گریه‌آور است گریه شوق چشمش را باز  کرد، گفت ارضیت منی یا ابی عبدالله؟ حسین جان از من راضی شدی؟ جواب ابی عبدالله را ببینید فرمود زهیر همین الان که وارد عالم بعد می‌شوی پیغمبر می‌آید به استقبالت، آغوشش باز است تو را بغل می‌گیرد وقتی رفتی در آغوش پیغمبر سلام من را به جدم برسان.

 

 


0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین سخنرانی ها

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^