فارسی
جمعه 28 خرداد 1400 - الجمعة 7 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
[ویرایش]

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی بیست و سوم


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه بیست و سوم _ روز 27 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

روایاتی که در همه بخش‌های دین در کتاب‌های اهل سنت و کتابهای شیعه است، مهم‌ترین، باارزش‌ترین، و قابل قبول‌ترین روایاتی است که سند دارد، مستند است، مثلا در شیعه روایتی را فضل ابن شازان نیشابوری که از اصحاب دو سه امام معصوم است، نقل می‌کند می‌گوید من این روایت را از یونس ابن عبدالرحمان شنیدم، انسان مطمئن و صدقه، او فرموده من روایت را از محمد ابن مسلم شنیدم انسان بسیار والا، او فرموده من روایت را از زرارة ابن اعین شنیدم شخصیتی کم‌نظیر، او فرموده من روایت را از معاویة ابن وهب این فرد فوق العاده مطمئن شنیدم که او فرموده قال ابوعبدالله.

امام صادق فرمودند که اگر این مسائل را رعایت کنید مورد عطای دنیا و آخرت خداوند قرار می‌گیرید. البته من برای نمونه عرض کردم فضل ابن شازان که اول اسم بردم بیش از پنجاه جلد کتاب دارد که همه رادر عصر امامانی که با آنها معاصر بوده  نوشته، دیگر راویان  هم همینطور که تقریبا نقل‌کننده روایات که در سند روایت هستند چهره‌های برجسته، زاهد، عابد، مومن و باکرامت هستند، ما نام این روایت را گذاشتیم روایت صحیحه، این نوع روایت باارزش‌ترین روایت است، حالا بعد از این روایت صحیحه روایت  حسن هم داریم، روایت موثق هم داریم، روایت مرسل هم داریم، روایت عام و خاص هم داریم، روایت مجهول هم داریم، که سند ندارد، نقل‌کننده  معلوم نیست کیست، البته ما برای اینکه این نوع روایات را به مردم برسانیم متنش را یا باید با روایات صحیحه ارزیابی کنیم یا با قرآن مجید.

اگر درست درآمد قابل بیان برای مردم است، اگر درست  درنیامد هر کتابی که می‌خواهد نوشته باشد ولو کتاب باعظمت کافی، مردود است. عین برنامه ما را اهل سنت در کتابهای خودشان دارند، یک راویانی دارند که به آنها مطمئن هستند، و این راویان متن‌هایی را نقل کردند که واقعا با حقیقت هماهنگ است، متن‌هایی هم دارند مثل ما که با حقیقت یکی نیست قابل رد است، مردود است.

روایات ما اغلبش منتهی می‌شود در آخرین راوی به اصحاب وجود مبارک حضرت زین العابدین امام باقر، امام صادق، موسی ابن جعفر و حضرت رضا، چون بیشترین روایات را ما از آن چند بزرگوار داریم، از حضرت مجتبی، ابی عبدالله، امام جواد، حضرت هادی، حضرت عسکری روایات فراوانی نداریم چون روزگار با آنها  مساعد نبود یا محدود بودند یا زندان بودند یا تبعید بودند یا در بیست و سه چهار سالگی کشته شدند مثل حضرت جواد، روایات اهل سنت هم بیشتر برمی‌گردد به آن اولین نقل‌کننده که عبارت است چون من آشنا هستم با کتب اهل سنت و رجالشان، ابوسعید خدری، شما خیلی روایات را می‌بینید وقتی که ده تا راوی نقل می‌کنند می‌رسد به ابوسعید خدری یا ریشه می‌رسد به ابوحریره، یا می‌رسد به معاذ ا بن جبل، یا می‌رسد به عایشه یا می‌رسد به عبدالله ابن عمر ابن خطاب، اینها عمده روایاتشان از این چند نفر نقل شده است.

در کتابهای علمای بزرگ اهل سنت امروز من روایتی را دیدم با سلسله سند، یعنی درجا در کتاب نبود سند داشت، آخرین نفر می‌رسید به عبدالله ابن  عمر، که البته در زمان پیغمبر یک نوجوانی بود، اینقدر این روایت برای من مهم بود که یک قطعه کاغذ برداشتم و بالایش نوشتم روایتی بسیار مهم و در کتاب قرار دادم که حالا کسی در کتابخانه من، یا بعد از من به این کتاب مراجعه کرد ابتدای کار وسط این کتاب را ببیند. خب من چهره‌های راویان را نیازی ندارد برایتان بگویم روایت سند دارد. کتابی که دست من است کل روایاتش برای اهل سنت است صد روایت است کامل.

رجال روایاتش هم نوشته شده، حدود شش تا راوی دنبال هم هستند تا می‌رسد به عبدالله ابن عمر، البته حالا من نمی‌دانم زمانی که این سوال را از پیغمبر کرده میانه‌ای با امیر المومنین  داشته یا نداشته، احتمالا آن‌وقت هنوز در این بازیگری‌ها نیفتاده بوده، اگر افتاده بود و اینها را از پیغمبر می‌شنید کتمان می‌کرد و نمی‌گفت اما کتمان نکرده، او برای یک شخصی به نام نافع گفته، آن نافع برای یک شخصی به نام عبدالله گفته، او برای شخصی به نام محمد ابن عبید گفته، او برای شخصی به نام عبدالله ابن جعفر گفته او برای شخصی به نام ابوخلیفة فضل ابن همام جمعی گفته، او برای شخصی به نام ابوبکر محمد ابن احمد ابن القعیف الجرجانی گفته، عبدالله ابن عمر می‌گوید سئلنا رسول الله عن علی ابن ابیطالب ما یک جمعی بودیم آمدیم پیش پیغمبر درباره علی ابن ابیطالب نظر خواستیم از پیغمبر که نظرتان راجع به علی چیست؟ روایت برای مدینه است، پیغمبر اکرم بین مردم بود زمانی که از پیغمبر پرسیدند طبق قرائن امیر المومنین بیست و سه چهار، بیست و پنج شش سالشان بود، از پیغمبر راجع به علی ابن ابیطالب که نظرخواهی کردیم فغضب پیغمبر برآشفت، خشمگین شد، رنجیده شد، قال ما بال اقوام ینکرون من له منزلة عندالله کمنزلتی چشان است افرادی که منکر فضائل امیر المومنین و کسی هستند که جایگاهش پیش خدا وزن جایگاه  من است، و مقام کمقامی ارزشش پیش خدا مثل ارزش من است الی النبوة، فقط پیغمبری را ندارد، حالا بقیه‌اش را گوش بدهید که اعجاب‌انگیز است یک زمانی دارد می‌گوید که علی ابن ابیطالب بیست و سه چهار سالش است، علی این علی هشت نه بار در روایت است، یعنی آگاه باشید، و من احب علیا فقد احبنی، هر کسی علی را دوست دارد من را دوست دارد و من احبنی رضی الله عنه، هر کسی من را دوست دارد خدا از او راضی است، کافره بالجنة، با دوست داشتن علی لازم می‌شود که  خدا پاداشی مثل بهشت به محب علی عنایت  کند، و من احب علیا استغفرت له الملائکة و فتحت له ابواب الجنة یدخل من ای باب شاع بغیر حساب، کسی که علی را دوست دارد تمام فرشتگان برایش طلب مغفرت کردند، فرشتگان د عایشان مستجاب است، هشت در بهشت را خدا به رویش باز می‌کند، قیامت بدون اینکه پرونده‌اش را برسند از هر دری که دلش می‌خواهد به عشق علی می‌تواند وارد شود. این را اهل سنت دارن نقل می‌کنند.

علی و من احب علیا اعطاء الله کتابه بیمینه و حاسبه الله حساب الانبیا، هر کسی علی را دوست دارد قیامت پرونده‌اش دست راستش است این علامت نجات در قیامت است و خدا پرونده‌اش را عین پرونده صد و بیست و چهار هزار نفر بازبینی می‌کند، یعنی در پرونده انبیاء عیبی نمی‌بیند خدا در پرونده عاشق علی هم عیبی  نمی‌بیند، پس عیب‌های ما کجا می‌رود؟ همه را حرارت عشق علی در پرونده پاک می‌کند می‌سوزاند.

علی و من احب علیا لا یخرج من الدنیا حتی یشرب من حوض الکوثر، هر کسی علی را دوست دارد از دنیا بیرون نمی‌رود مگر اینکه از آب کوثر بخورد از میوه درخت طوبی بخورد، و یری مکانه من الجنة، جایش را در بهشت ببیند بعد بمیرد، علی و من احب علیا این خیلی شادی‌آفرین است، علی چیزی که همه ازش می‌ترسند، علی و من احب علیا هون‌الله علیه سکرات الموت و جعل قبره روضة من ریاض الجنة، هر کسی علی را دوست دارد خدا تمام سختی‌های مردن را بهش آسان می‌کند، و وقتی وارد برزخ می‌شود برزخش باغی از باغ‌های بهشت است، من در این مورد داستان‌های عجیبی دارم.

شما اگر مشرف شدید قم از آن سه تا چند تا قبری که بالای سر است سه تایش ردیف هم است سنگ قبر مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری را بخوانید، حاج شیخ عبدالکریم از دنیا رفته بود مرحوم آیت الله العظمی صدر برای روی سنگ قبرش شعر عربی سرود، نیم بیت آخر شعر این است که روی قبر نوشته، هل ضیفا عبدا الکریم عند ربه، تاریخی که از این نیم بیت شعر درمی‌آید به حروف ابجد برای سال وفات حاج شیخ عبدالکریم است این را کی گفت؟ که عبدالکریم بنده‌ای است که مهمان خدای کریم  است، تا سنگ قبر را درست کردند چهار پنج ماه  کشید یا بیشتر سنگ را آوردند روی قبر، مرحوم آیت الله صدر من خدمتشان رسیده بودم می‌فرمودند بعد از چند ماه از این شعر هل ضیفا عند الکریم عبده من یک شب خواب دیدم مرجع تقلید می‌گوید آدم عادل می‌گوید، آدم زاهد می‌گوید آدمی که امام عصر بهش توجه داشته می‌گوید. می‌گوید وارد یک باغی شدم نمونه‌اش در دنیا ندیده بودم ایشان هم باغ زیاد دیده بود چون سالها مشهد بود باغهای اطراف مشهد هم خیلی زیباست، وسط باغ یک قصر بود بی‌نظیر، دیدم کسی جلویم را نمی‌گیرد وارد قصر شدم دیدم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم در سالن بزرگ قصر روی تخت نشسته به من گفت آقای صدر بیا بالا بغل من بنشین من رفتم بغلش نشستم، حالا من این شعر را مثلا بعد از شب هفتش گفتم سنگ را پنج شش ماه بعد انداختند، گفتم حاج شیخ برزخت چه خبر؟ به من گفت که هل ضیفا عند الکریم عبده حاج شیخ مرده بود، من شعر را بعد از شب هفت گفتم، دو سه ماه بعد روی سنگ قبرش نوشتم گفتم حالت چطور است شعر خود من را خواند گفت عبدالکریم مهمان کریم است، یک قدح هم شربت جلویش بود خیلی در چشم می‌زد نمونه‌اش را من ندیده بودم رنگش را، بویش را گفتم که اجازه می‌دهید من از این شربت بخورم گفت نه چون هنوز در دنیا هستی خواستی بیایی بهت می‌دهند این محب علی است.

خداوند سختی‌های جان‌ کندن را آسان می‌کند و برزخش را باغی از باغ‌های بهشت قرار می‌دهد. علی و من احب علیا اعطاه الله فی الجنة بکل عرق فی بدنه حوراء، هر کسی عاشق علی است خدا در بهشت به هر رگی که در بدنش است یک حورالعین به او عطا می‌کند و شفعه  فی طین نفرا من اهل بیته، بهش می‌گویند عاشق علی اجازه داری شصت نفر از خانواده خودت را شفاعت کنی بیاوری بهشت ما قبول می‌کنیم. هر کسی را می‌خواهی، بچه‌هایت، عروس‌هایت، دامادهایت، پدرت مادرت، و له بکل شعرة علی بدنه مدینة فی الجنان، بهش می‌گویند تو به تعداد موهای بدنت شهر در بهشت ملکت است، چند تا شهر می‌شود؟ از کرم خدا که تعجب نمی‌کنید خزانه خدا هم که خالی نمی‌شود. به هر موی بدن یک شهر در بهشت به عاشق علی می‌دهند. این را علمای بزرگ اهل سنت با سند خودشان از عبدالله ابن عمر نقل کردند واقعا این حرفهایی که نقل کردند چه مایه‌هایی است برای اضافه شدن عشق ما به امیر المومنین.

علی این دو خط را خیلی دقت کنید، علی و من احب علیا بعث الله الیه ملک الموت کما یبعث الی الانبیا خداوند به ملک الموت می‌گوید داری می‌روی جان عاشق علی را بگیری، عین اینکه جان انبیاء را گرفتی جان او را بگیر، این را اهل سنت برای ما دارند نقل می‌کنند، و دفع عنه احوال  منکر و نکیر و به  نکیر و منکر می‌گوید می‌خواهی بروی سراغ بنده من یک جوری با یک شکلی برو که تو دل برو باشی، بنده من  نترسد. قیافه شما دو تا را ببیند شاد بشود، و نور قبره، برزخش را پرنور می‌کند، و فصحه مسیرة سبعین عام، از هر طرف برزخش را تا هفتاد سال مسیر را بروی گسترده می‌کند و بیض وجهه یوم القیامة، روز قیامت که عاشق علی وارد می‌شود نورانی وارد می‌شود. علی و من احب علیا اضل الله فی ضل عرشه مع الصدیقین و الشهدا و الصالحین، هر کسی عاشق علی است خدا او را با صدیقین و شهدا و صالحین زیر سایه عرشش قرار می‌دهد و آمنه من الفزع ا لاکبر و احوال ساخة، از تمام سختی‌ها و موارد ترس‌آور قیامت او را در امان خودش قرار می‌دهد. علی این هم باز خیلی شادی‌آور است این جمله، علی الحمدلله خوب داریم از ماه رمضان بیرون می‌رویم، علی و من احب علیا تقبل  الله منه حسناته و تجاوز عن سیئاته، هر کسی علی را دوست داشته باشد تمام عبادات و خدمت‌های به مردمش را خدا قبول می‌کند تمام گناهانش هم از پرونده‌اش می‌شورد پاک می‌کند.

و کان فی الجنة می‌برد بهشت عاشق علی را یک رفیق هم می‌گذارد بغل دستش، پیغمبر می‌فرمایدآن رفیق حمزه سید الشهدا است می‌آید کنار عاشقان علی می‌نشیند می‌روند و می‌آیند دیگر. علی و من احب علیا اثبت الله الحکمة فی قلبه، هر کسی عاشق علی است خدا حکمت را همین مقدار چیزهایی که شما بلد هستید از قرآن از روایات، از رساله‌ها، این حکمت است این رادر دلش پابرجا می‌کند و اجری  علی لسانه ثواب، یک زبان درستگویی بهش می‌دهد که درستگویی بر زبانش جاری بشود، و فتح الله علیه ابواب الجنة از همان وقتی که عاشق علی می‌شود درهای بهشت را به رویش باز می‌کند علی و من احب علیا ناداه ملک من تحت العرش، بدانید هر کسی علی را دوست داشته باشد فرشته‌ای از زیر عرش صدایش می‌زند الان یا عبد الله استانف العمل، کارهایت را از سر بگیر فقد غفر الله لک الذنوب کلها، خدا همه  گناهان گذشته‌ات را بخشید. علی و من احب علیا جاء یوم القیامة وجهه کالقمر لیلة البدر هر کسی عاشق علی است از قبر که  درمی‌آید چهره‌اش مثل ماه شب چهارده است، علی و من احب علیا وضع الله علی رأسه تاج الکرامه عاشق علی را خدا قیامت تاج کرامت روی سرش می‌گذارد و البسه کلة عز، لباس آبرو و عزت بهش می‌پوشاند، علی و من احب علیا مرّ علی الصراط کالبرق الخاتف هر کسی عاشق علی است از صراط مثل برق جهنده رد می‌شودو لم یر صعوبة المرور در رد شدنش هم هیچ رنجی نمی‌کشد، علی و من احب علیا کتب الله له برائة من النار، هر کسی عاشق علی است خدا کارت آزادی از دوزخ را برایش امضا کرده و کنار گذاشته و برائت من النفاق، عاشق علی را دلش را نمی‌گذارد دچار نفاق بشود، و جواز علی الصراط، گذرنامه عبور از صراط را دستش می‌دهد و ورقه امان از عذاب را بهش می‌دهد این امانا من العذاب این در ذهنتان باشد من در یک روایت مهمی که در کامل الزیارات است بهش برسم و بگویم. علی و من احب علیا لا ینشر له دیوان، هر کسی عاشق علی است خدا پرونده‌اش را جلوی مردم باز نمی‌کند. و لا ینصب له میزان، برای کشیدن اعمالش هم ترازو نمی‌گذارد می‌گوید عشق علی اینقدر سنگین است  که نمی‌خواهد پرونده‌ات برود در ترازو.

و قیل له ادخل الجنة بغیر حساب، بهش می‌گویند برو بهشت حسابی با هم نداریم، علی و من احب علیا امن من الحساب و المیزان و الصراط، هر کسی عاشق  علی است از حساب و میزان و صراط نترسد، خدا بهش امان‌نامه می‌دهد. خب حالا در جملات بعد پیغمبر زهرا و امام مجتبی و ابی عبدالله را هم آورده در این مسائل، علی و من مات علی حب آل محمد، هر کسی براساس عشق به اهل بیت بمیرد صافحته الملائکه فرشتگان با او مصافحه می‌کنند و زارته برای برزخ است ارواح الانبیا، تا دفنش می‌کنند روحش وارد برزخ می‌شود انبیاء به زیارتش می‌آیند روح انبیا، نه بدنشان ارواح و قضی الله له  کل حاجت کانت له عند الله، هر چی حاجت پیش خدا داشته و در دنیا برآورده  نکرده همه را نهایتا در قیامت برآورده می‌کند.

علی و من  مات علی حب آل محمد کسی که براساس عشق اهل بیت بمیرد مات علی الایمان، بر  ایمان مرده، بر ایمان مرده یک روایتی نقل شده از پروردگار که فرموده به عزت و جلالم سوگند مومن را به دوزخ وارد نمی‌کنم، به عزت و جلالم سوگند، اما جمله امان من النار، من به عاشق علی ورقه امنیت از جهنم می‌دهم، حالا آن ورقه را ما نمی‌دانیم چیست حتما ورقه در باطنمان به ما داده می‌شود این جمله را امان من النار، کامل الزیاره نقل می‌کند عجب روایتی است، عجب کتابی است، سلیمان اعمش از شیعیان است می‌گوید یک همسایه داشتم خیلی ازش دلگیر بودم، ناراحت بودم علت دلگیری هم این بود که زیارت ابی عبدالله را، رفتن به کربلا را مسخره می‌کرد، می‌گفت تمام این زیارت‌ها و ثواب‌هایی که می‌گویید من درآوردی است و بیخود است.

بدئت است، زیارت رفتن من درآوردی است، ثواب‌های زیارتش همه  من درآوردی است، گفت یک شب نصف شب سحر یعنی گفتم که من دیگر طاقتم تمام شد، تحمل این مرد را ندارم، بروم در بزنم تا در را باز کرد به شدت با او درگیر می‌شوم، به هر جا می‌خواهد برسد، یا  می‌کشم یا  من را می‌کشد یعنی دیگر بی‌صبر و بی‌تاب شده بودم. حدودهای سحر بود نزدیک نماز صبح آرام در خانه‌اش را زدم، خانمش آمد  دم در در را باز کرد، من را دید، گفت با کی کار داری؟ گفتم با شوهرت، گفت نیست، گفتم کجاست؟ گفت دیشب که شب جمعه بود نصف شب یک دفعه از خواب پرید من را بیدار کرد گفت زن همین الان بی‌معطلی دارم می‌روم کربلا، خدایا این آدم که مخالف زیارت بود، این آدم که می‌گفت زیارت بدئت است ثواب‌های این زیارت را شما شیعه‌ها به دروغ ساختید، گفت من هم از همانجا رفتم حالا دیگر ننوشته چقدر راه را رفتم کی رسیدم می‌گوید وقتی وارد حرم ابی عبدالله شدم دیدم کنار ضریح صورتش را گذاشته به قبر خیلی دارد گریه می‌کند، بهش گفتم مگر تو نگفتی زیارت بدئت است؟ مگر تو نگفتی این ثواب‌ها دروغ است گفت من غلط کردم، من شب  جمعه خواب دیدم که یک محملی از آسمان دارد می‌آید پایین، یک ورقه‌هایی هم مرتب از این محمل پخش می‌کنند آمدم جلو گفتم در این محمل چه کسانی هستند؟ گفت زائران ابی عبدالله، گفتم زائرها کی هستند؟ گفتند  مادرش فاطمه، مادربزرگش خدیجه کبری، این ورقه‌ها که می‌ریخت گفتم این ورقه‌ها چیست گفتند رویش نوشته امان من النار لزوار الحسین، یوم القیامة محمل نزدیک شد، صدا زدم خانم کدامتان این را داری پخش می‌کنی زهرا هستی خدیجه هستی، یک دانه هم بدهید به من، گفتند برو کنار مگر تو منکر زیارت عزیز ما نیستی، این ورقه‌ها به منکر نمی‌رسد، از هول این خواب پریدم همان شب بقچه‌ام را بستم، پیاده به طرف حرم راه افتادم، همش می‌گفتم خدایا من نمیرم تا به قبر ابی عبدالله برسم.

السلام علیک یا ابا عبدالله، و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار خدایا و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم. خدایا این سلام و زیارت را آخرین سلام ما، آخرین زیارت ما قرار نده. خیلی عجیب است امام صادق این سلام‌ها را گفته دارد از خدا می‌خواهد می‌گوید من نمیرم زنده بمانم فقط برای زیارت ابی عبدالله، نمی‌گوید زنده بمانم برای نماز وروزه و احیا می‌گوید این را آخرین زیارت من قرار نده.

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین یعنی سلام بر علی اکبر قطعه قطعه، یعنی سلام بر شش ماهه تیر سه شعبه خورده، یعنی سلام بر زین العابدین کتک خورده. و علی اصحاب الحسین.

خدایا دنیا و اخرت ما را زائر ابی عبدالله قرار بده، خدایا  مرگ ما را در راه حسین قرار بده، خدایا مرگ ما را در حال گریه بر ابی عبدالله قرار بده، خدایا نسل ما را تا قیامت حسینی زنده بدار و حسینی بمیران. خدایا آنچه ابی عبدالله در دوره عمرش دعا کرده شب عاشورا روز عاشورا در  گودال همه را در حق ما و زن و بچه‌ها و نسل ما مستجاب بگردان.

 

 

0% ( نفر 0 )
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
مسجد امیر مسجد امیر تهران استاد انصاریان مسجد حضرت امیر سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی استاد انصاریان در مسجد امیر سخنرانی ها امیرالمومنین
امتیاز شما به این مطلب ؟
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا