فارسی
شنبه 21 تير 1399 - السبت 20 ذي القعدة 1441

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی  شانزدهم


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه شانزدهم _ 19 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

به تناسب ارزشهای وجودی امیر مومنان علیه السلام به وسیله پیغمبر و ائمه طاهرین تعبیراتی از ایشان شده است، خیلی از این تعبیرات را شنیدید یاسو بالدین، قائد قر المحجبین، امام قرره، دو تعبیر در روایات بسیار مهم ‌ما آمده که شاید کمتر به علت این دو تعبیر و مفهوم این دو تعبیر توجه شده باشد، فهم این تعابیر امام‌شناسی است، یعنی ما را به وجود امام، به جایگاه امامت آشنا می‌کند، خیلی در تفسیر این تعابیر نمی‌مانم چون روایت بسیار  مهمی را از یکی از مهم‌ترین کتابهای چند جلدی اهل سنت می‌خواهم برایتان قرائت کنم.

به تعبیری که از ایشان شده و تعبیر برای شخص پیغمبر است تعبیر به قمر است، پیغمبر می‌فرمایند وقتی خورشید غروب بکند جایش را می‌دهد به ماه، خب ماه یک کارهایی در این نظام منظومه شمسی بر عهده‌اش است، یکی از مهمترین کارهای ماه جزر و مد است، یعنی بالا بردن،پایین بردن، مدّ یعنی بالا آوردن، جزر یعنی پایین بردن، وجود مبارک امیر المومنین یک وجود جزر و مدی است آنان که لیاقت و شایستگی نشان بدهند من نمی‌توانم بگویم آنهایی که لیاقت دارند، و شایستگی دارند، کل انسان‌ها لیاقت دارند و شایستگی دارند، مثل کلمه شانس است، که در زبان مردم ایران رایج است می‌گویند فلانی شانس دارد فلانی ندارد، این یک حرف دروغی است، هر انسانی که به دنیا می‌آید شانس‌دار به دنیا می‌آید، هر انسانی که به دنیا می‌آید لایق و شایسته به دنیا می‌آید، حالا برای نمونه من یک روایت و یک آیه در این زمینه برایتان بخوانم آیه در سوره روم است، فَأَقِمْ وَجْهَكَ وجه یعنی وجوهت نه یعنی صورت، فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اَللّٰهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا ﴿الروم‏، 30﴾ یعنی کل مردم، لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللّٰهِ ذٰلِكَ اَلدِّينُ اَلْقَيِّمُ من تمام انسان‌ها را براساس شایستگی و لیاقت فطری می‌آفرینم، در این آفرینش من هیچ تغییری نخواهد بود تا قیامت، این روش استوار من پروردگار است، که همه را با لیاقت و شایستگی  فطری خلق بکنم، و همه هم شانس‌دار آفریده می‌شوند نباید گفت فلانی بی‌شانس است باید گفت شانس داشته خودش پشت پا به شانسش زده باید گفت فلانی لیاقت داشته شایستگی داشته، ولی خودش روی لیاقت و شایستگی‌اش پوشش ایجاد کرده، آنی که لیاقت داشته‌اش را و شایستگی داشته‌اش را به وجود مبارک امیر المومنین چه در زمان حیات ظاهرش چه در زمان حیات برزخی‌ امیر المومنین نشان بدهد، یعنی با نیت قاطعانه با امیر المومنین پیمان ببندد که من به طور جد و حقیقی تصمیمم است شیعه و پیرو تو باشم، امیر المومنین از نظر مقام کجاست؟ ما نمی‌دانیم ما به زبان ساده می‌توانیم بگوییم مقام اول هستی پروردگار است، مقام دوم هستی پیغمبر اسلام است، مقام سوم امیر المومنین است. یک روایت هم خودشان دارند می‌فرمایند من دو سال از خدا کوچکتر هستم یعنی دو مرتبه از خدا عقب‌تر هستم یک مرتبه خود پروردگار است یک مرتبه پیغمبر است، من بعد از آن دو تا مرتبه سوم هستم. خب ایشان در یک چنین مقامی است که برای ما هم واقعا قابل درک نیست، حالا قابل درک هم نباشد چیزی از ما کم نمی‌کند خب عقل ما نمی‌رسد این تقصیر ما نیست اما  اگر کسی آن لیاقت و شایستگی و شانس داشته خلقتی‌اش را برای اینکه  این لیاقت و شانس است که آدم را به کلام مطلوبش می‌رساند و خیر البریه می‌شود به امیر المومنین نشان بدهد، یعنی حالا زمان حیاتش آنهایی که بودند الان زمان حیات برزخی‌اش نشان بدهد که من می‌خواهم فقط به وجود مقدس تو اقتدا بکنم و از تو پیروی بکنم و شیعه تو باشم مد امیر المومنین شامل حالش می‌شود، یعنی علی دست قدرت معنوی‌اش را دراز می‌کند دست آن لایق و شایسته را می‌گیرد و می‌برد بالا می‌رود بالا، می‌رود بالا.

تا جایی که این آدمی که در مدّ امیر المومنین قرار گرفته در حد گنجایش خودش با علی وحدت پیدا بکند، این را من خیلی دلم می‌خواهد خوب معنی بکنم اما نمی‌دانم از عهده‌ام برمی‌آید یا نه، ببینید این یکی دو روزه که حضرت در بستر افتاده بودند خب شمشیر شمشیر ویژه‌ای بوده، هزار تومان به پول آن زمان ابن ملجم داده بود لبه تیز این شمشیر را زهر بهش داده بودند زهری که نپرد ماندگار باشد، آمده  فرق را تا پیشانی و تا پشت  گردن شکافته خون با زهر آمیخته شده، تمام بدن را گرفته زرد شده بدن، با  اینکه مغز را از وسط نصف کرده ولی باز علی علی مانده یعنی لمس نشده، کور نشده، کر نشده، از کار نیفتاده، مانده همان علی قبل از شمشیر خوردن مانده معلوم می‌شود علی معجزه خداست، غیر از این چیزی نمی‌شود گفت، شما  این مسأله ضربت خوردن تا روی بینی تا پشت گردن شکسته استخوان نصف شده، مغز هم نصف شده، این را پیش هر دکتر ایرانی خارجی اروپایی شرقی و غربی ببر بگو چطوری قابل حل است می‌گوید من نمی‌دانم این یک معجزه است اصلا با طب ما قابل حل نیست بحثش را نکنید  این انسان که افتاده در رختخواب حالا شیعیانش کاری به مردم آن منطقه ندارم، بالاخره یک شیعیان خوبی داشته که عددشان امام باقر می‌فرماید از چهل تا کمتر بوده اینها دلشان می‌خواست بیایند عیادت، امام مجتبی خیلی با محبت همه را منع کرد گفت نمی‌شود ببینید حالا به قول ما حال ندارد دائم دارد درد می‌کشد تحمل ندارد خب شیعه‌ها هم گوش می‌دادند امام معصوم است دیگر امام مجتبی می‌گوید بروید اصرار نمی‌کنند حکم امام واجب است. همه رفتند.

اما آنی که خیلی قوی در مدّ امیر المومنین قرار گرفته یعنی مدّ این ماه  معنوی، ماه مادی آب دریا را مد می‌کند یعنی چند متر می‌اورد بالا تمام نخلستان‌ها را آب می‌دهد بدون اینکه کسی با بیل دنبال آب باشد، حالا مدّ امیر المومنین ببینید با آنی که لیاقت بیشتر شایستگی بیشتر نشان می‌دهد چی کار می‌کند، مردی که به اجازه خودش امام مجتبی شیعیان خوب را عذرخواهی دارد می‌کند می‌گوید مزاحمش نشوید، حال ندارد، نفسش به شماره افتاده نمی‌تواند حرف بزند، این را تا اینجا داشته باشید، حالا آن مدّ اکمل را ببینید، در این حال که گاهی چشم‌هایش روی هم می‌افتد گاهی باز می‌کند آن لحظه‌ای که توانست چشمش را باز کند مثل فردا روز بیستم، دید حضرت مجتبی کنارش نشسته اینقدر گریه کرده پای چشمش مجروح شده، فرمود حسن جان حالا من توضیح می‌دهم یک کاری برایم می‌کنی، گفت بابا من هر کاری شما بگویید شما واجب الاطاعه من هستید امام من هستید چه کاربکنم؟ فرمود خودت بلند شو برو در خانه حجر ابن عدی دلم برایش تنگ شده بردار و بیاورش، این مدّ امیر المومنین است.

تعبیری که پیغمبر کرده علی قمر است، خب کار قمر چیست؟ ما نمی‌دانیم صدها کار قمر می‌کند یک دانه‌اش جزر و مد است، و این مدّ امیر المومنین است. البته همین مدّ نصیب ما هم شده ما روز نوزدهم هم گریان هستیم هم خوشحال، گریان هستیم برای مصیبت علی، خوشحال هستیم برای اینکه مدّ علی ما را گرفته از کلی فساد بالا نگهمان داشته، ما را مسجد می‌برد، می‌آورد احیا می‌برد می‌آورد اشکمان را می‌ریزد، قران می‌خوانیم این مدّ امیر المومنین است که شامل حال ماست یقینا.

من آن را می‌گویم کاری به خودمان ندارم چون گاهی آدم پشت پا به لیاقت و شانس و شایستگی می‌زند من کاری به خود حضرت دارم، ماه کارش را می‌کند، ماه حاضر نیست مدّ را از روی سر ما بردارد او دائم در حال بالا بردن ماست مگر اینکه خدا نیاورد خدا نخواهد، پیش نیاید من بخواهم اختیارا از حوزه مدّ امیر المومنین جدا شوم خب از آن بالا  می‌افتم پایین سقوط می‌کنم. کجا سقوط می‌کنم؟ اولا چیزی ازم نمی‌ماند که حالا بگویم کجا سقوط می‌کنم حالا بلند می‌شوم اگر بیفتم دیگر افتادم، این را باید مواظب بود، که از حوزه مدّ ولایت امیر المومنین بیرون نیفتیم. خب این یک تعبیر است علی قمر است اذا غابت الشمس خودش را می‌گوید وقتی آفتاب غروب بکند از دنیا و به آخرت طلوع بکند مردم باید دنبال ماه باشند، حالا مردم دنیا اگر ماهی به قدرت جزر و مدّ علی ابن ابیطالب سراغ دارید ما هزار و پانصد سال است معطل هستیم معرفی کنید. کسی که مد داشته باشد ما را بالا ببرد ببرد تا به وصال پروردگار برسیم.

یک جمله هم از همسرش نقل بکنم، صدیقه کبری می‌گوید رها کردن علی یعنی رها کردن پرهای بسیار قوی و چسبیدن پرهای بسیار ضعیفی که در پرواز نقشی ندارند، زهرا می‌گوید پرنده‌ها دو نوع پر دارند یک ریزپر دارند یک قوی‌پر دارند، می‌گوید پرنده‌ها با آن پر قوی پر می‌زنند شما پرهای قوی را بچینید تمام پرهای کوچک را برایش بگذارید اگر توانست بپرد، رها کردن علی یعنی رها کردن پرهای قوی و دنبال غیر رفتن یعنی چسبیدن به پرهای ضعیف که  اصلا خدا قدرت پرواز نداده به آن پرهای کوچک.

و گفت این بار شما با کنار گذاشتن علی تا قیامت به مقصد نخواهد رسید، اما یک تعبیر دیگر این تعبیر در یک روایتی در جلد اول عربی اصول کافی آمده در باب امامت، من فکر نمی‌کنم در باب امامت روایتی علمی‌تر، مهم‌تر، قوی‌تر، بتون آرمه‌تر از این روایت باشد که گوینده‌اش وجود مبارک حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام است چهار پنج صفحه کتاب کافی است. حضرت در آنجا می‌گوید الامام هو شمس الطالعه علی الانام اگر درست خوانده باشم، امام خورشیدی است که در حال طلوع بر انسان‌هاست این یک جا، یک جا در دعای ندبه است این الشموس الطالعه خورشیدهای طالع کجا هستند؟ خب خورشید اولا نور خورشید را کسی نمی‌تواند خاموش کند اصلا کسی قدرت ندارد نور خورشید را خاموش کند یک، فکر کنم بزرگترین دانشمند نحوی جهان اسلام خلیل ابن احمد می‌گوید من تعجب هستم دشمنان تمام سرمایه‌گذاری را برای خاموش کردن علی ریختند و دوستان از ترس کشته نشدن اسم بچه‌هایشان را علی نمی‌گذاشتند، ولی ما می‌بینیم علی در کره زمین از همه مشهورتر است، خورشید را نمی‌شود خاموش کرد، پس فوتش نکن فوت نکن حالا ایستادی روی کره زمین کله‌ات را کردی رو به آسمان خورشید را فوت می‌کنی که خاموش بشود، يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ ﴿الصف‏، 8﴾ نمی‌گوید الله می‌گوید الله و الله به پیر به پیغمبر طبق روایات بسیار قوی‌مان و طبق آیه که نور را جدا گرفته الله را جدا، نور را اضافه کرده به الله، این نوری که می‌گوید خاموش شدنی نیست علی است. یریدون يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ، در زیارتش هم می‌خوانید السلام علیک یا نور الله. و خورشید خاموش نمی‌شود، چرا به خودتان اینقدر زحمت می‌دهید که علی را بپوشانید خاموشش بکنید، نمی‌شود علی نه با داعش خاموش می‌شود نه با بنی امیه، نه با بنی عباس، نه با سلجوقیان، نه با  غزنویان، نه با حکومت پهلوی نه با چنگیز نه با تیمور این همه حمله کردید این همه  کشتید هیچ گروهی در دنیا به اندازه شیعه  کشته نداده، هیچ گروهی، ولی علی خاموش نشد.

این خورشید خاموش شدنی نیست یک، دو تا زمانی که نظام هستی برپاست خورشید غروب نمی‌کند،  فقط این کرات هستند دورش می‌چرخند هیچ وقت خودش نمی‌آید دور کرات بچرخد، علی غروب نمی‌کند، باید دور علی چرخید علی را خدا اجازه نداده دور کسی بچرخد علی مقامش مقام خورشید در منظومه شمسی است، ما باید بلند شویم برویم گردن کج کنیم با التماس و گریه قبولمان کند دورش بگردیم یعنی اقتدا بهش بکنیم. غروب هم نمی‌کند، خاموش هم نمی‌شود، ابر می‌آید رویش را می‌گیرد ولی پنهانش نمی‌کند وقتی هوا ابر است ایران روشن است، حالا خورشید هم نمی‌بینید پشت ابر است ولی نمی‌توانند کامل بپوشانند، هر چی هم پوشش برایش قرار بدهند این نورش را پخش می‌کند، علی نورش پنهان نمی‌ماند، به هیچ عنوان، حالا اگر کسی در مدار این خورشید ولایت قرار بگیرد، حرارتی که از او می‌گیردخونگرم می‌شود، با محبت می‌شود، با اخلاق می‌شود با کرامت می‌شود، با شخصیت می‌شود، عظمت پیدا می‌کند، و روز قیامت هم خدا به شیعیان او توجه ویژه دارد یک توجهش این است که هم اهل سنت و هم شیعه دوتایی نقل کردند که چهره شیعیان او در قیامت مبیضت وجوههم کلیلة بدر، چهره شیعیان او با تابش نور خورشید علی در قیامت مثل ماه شب چهارده می‌ماند آخه قمر از خورشید نور می‌گیرد، اما آنهایی که علی را از زندگی حذف کردند يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ ﴿آل‏عمران‏، 106﴾ قران می‌گوید قیامت سیاه‌چهره، بی‌ریخت، تاریک، بدگل، وارد قیامت می‌شوند به قیافه الانت نگاه  نکن به آینده‌ات نگاه کن که روایات می‌گوید پیروان علی قیامت قیافه مثل ماه شب چهارده و سپید مبیضة وجوههم کلیلة البدر، این هم یک تعبیر از وجود مقدس او.

یکی از تعابیر بسیار مهم امیر المومنین است من اگر مومن باشم علی در دنیا و آخرت امیر من است، یعنی آن است که به من فرمان می‌دهد در دنیا دیندار باش، چشم از فرمانده‌ام اطاعت می‌کنم عجب فرماندهی خدا نصیبم کرده، روزه بگیر خمس مالت را بده، این حرف علی است علی قرآن است وقتی من خمس ندهم دارم از خورشید خودم را دور نگه می‌دارم، از مدّ امیر المومنین دور نگه می‌دارم، پول نباید از عهده من سنگینی بکند که نتوانم بردارم این بار را از روی دوشم، امیر المومنین، من وقتی مومن باشم امیرم علی است، اگر مومن نباشم امیرم کیست؟ بله؟ وَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيٰاؤُهُمُ اَلطّٰاغُوتُ ﴿البقرة، 257﴾ امیر ما می‌شوند شیاطین جنی و انسی، این متن قرآن است. و وقتی مومن نباشم دیگر امیر المومنین امیر من نیست من مومن نیستم که او امیر من باشد، ا و امیر مردم مومن است، قیامت خدایی که این فرمانده را تعیین کرده است و فرماندهی‌اش را در دنیا به احسن وجه عمل کرده است کجا می‌برد این فرماندهی را؟ آدرسش را قران داده فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ  ﴿القمر، 55﴾ این فرمانده جایش در فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ  ﴿القمر، 55﴾ یعنی در عالیترین درجات بهشت آن هم با عندیت داشتن با پروردگار وقتی که به علی می‌گوید حرکت کن به طرف پاداشت، روایات آیات هر دو می‌گویند تمام فرمانبران دنبال فرمانده حرکت می‌کنند اینها هم می‌روند فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ  ﴿القمر، 55﴾ آیه‌اش هم این است يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ ﴿الإسراء، 71﴾ من قیامت وقتی می‌خواهم گروه‌ها را صدا بزنم همراه با امامشان صدا می‌زنم، می‌گویم ابلیس امام کافران و منافقان و فاسقان با دار و دسته‌ات بیایید کجا؟ جهنم، بودا با دار و دسته‌ات بیا، عمرو ابن لها پایه‌گذار بت‌پرستی در دنیا با دار و دسته‌ات بیا هر گروهی را با امامشان صدا می‌کنم و هر جا امامشان را می‌برم گروه دنبالش باید بروند.

و وقتی علی را صدا بکند، يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ ﴿الإسراء، 71﴾ علی را تنها صدا نمی‌کنند، می‌گویم علی بیا با کل آنهایی که پیرو تو بودند، خب کجا می‌برند علی را؟ شماها را کجا می‌برند دنبال علی؟ ما در دنیا جدا نبودیم قیامت جدایمان می‌کنند چه حرفی است؟ ما از اول بچگی‌مان که یادمان هم نیست آن وقت اصلا در این حال و هوا نبودیم تازه می‌خواستیم بلند شویم می‌افتادیم این مادرمان برای اینکه ما نیفتیم هنوز زبانمان هم هنوز درست کار نمی‌کرد می‌گفت مامان جان بگو یا علی، خب ما تا حالا که موی سر و صورت خیلی‌هایمان سفید شده داریم می‌رویم از علی جدا نشدیم فکر می‌کنید قیامت مثلا حالا به  ما نگاه بکنند با یک خرده نماز و یک خرده روزه و اینها را بگذار کنار آن سرمایه نماز و روزه و خمست نیست، آن سرمایه‌ات این است که علی را در وجودت تجلی دادی یعنی تو یک علی در باطنت داری آن علی بیرون را  که  دارند می‌برند علی باطن تو هم دنبال حقیقت بیرونی‌اش حرکت می‌کند، جدایمان می‌کنند؟ کجا جدایمان می‌کنند؟

حالا من کاری به برادرانی که تیپ درویشی دارند را ندارم حالا سروکاری دارند با درویشی، با خانقاه آنها را من الان حرفی ندارم ولی یک واعظی بالای منبر بود یک درویش هم وسط جمعیت نشسته بود آرام داشت گوش می‌داد واعظ گفت هر کسی این کار را بکند می‌رود جهنم، این کار را بکند می‌رود جهنم، حرف ادامه پیدا کرد جهنم جهنم جهنم یک دفعه درویش از وسط جمعیت بلند شد گفت آقا  گفت بله بفرمایید، گفت مگر قیامت آقام علی مرده که همه را داری می‌بری جهنم چی کار داری می‌کنی؟ بله نگفتند شیعه معصوم است، خود امیر المومنین می‌گوید شیعه هم گاهی لغزش دارد خب ما هم داشتیم اما این لغزش‌ها که توبه هم باهاش بوده احیا هم بوده، گریه هم بوده، کربلا هم بوده، کنار لغزشهای ما هزار جور نیرو خواباندیم که لغزش جم نخورد قیامت بخواهد غلطی بکند علیه ما آن علی وجود ما دنبال آن علی بیرون جاذبه دارند نسبت به هم، راه می‌افتد ما را هم راه می‌اندازد، کجا ما را جدا می‌کنند؟ کجا؟ روایت طلبتان کجا ما را جدا می‌کنند.

 

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
استاد مسجد استاد حسین انصاریان مسجد امیر مسجد حضرت امیر سخنرانی استاد انصاریان سخنرانی مکتوب استاد انصاریان سخنرانی استاد انصاریان در مسجد امیر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز