فارسی
جمعه 13 تير 1399 - الجمعة 12 ذي القعدة 1441

تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی ششم


امیرالمومنین علی (ع) - جلسه ششم _ 7 رمضان - رمضان 1436 - مسجد حضرت امیر -  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

اولین کسی که برای سنجش درستی‌ها، نادرستی‌ها، خوبی‌ها، بدی‌ها، تشخیص دادن حق از باطل، در دو عالم ماده و معنا ترازو قرار داد وجود مبارک پروردگار مهربان عالم بود، سخن از ترازو برمی‌گردد به زمان خلقت آسمان‌ها و زمین، وَ اَلسَّمٰاءَ رَفَعَهٰا وَ وَضَعَ اَلْمِيزٰانَ  ﴿الرحمن‏، 7﴾.

البته برای هر عنصری، هر ماده‌ای، هر حقیقتی، هر یک امر معنوی ترازوی مخصوص به خودش را و متناسب با آن موجود را قرار داد، زندگی انسان که در کره زمین شروع شد انسان در هر دو مرحله مادیت و معنویت نیازمند به ترازو بود، این ترازوهای مادی را که در مغازه‌ها و کارخانه‌ها  ملاحظه می‌کنید به خاطر نیازی که انسان داشت اختراع کرد، که بتواند جنس را صحیح درست، وزن بکند، و به مردم بپردازد مطابق آن وزن هم پول بگیرد، یا جنس دیگری بگیرد. مجموع ا ین ترازوهای اختراعی انسان را پروردگار قبول کرد امضا کرد، در رابطه با این ترازوهای اختراعی مردم سه مسئله را در قرآن مجید مطرح  کرد، در سوره مبارکه اسراء سوره مبارکه شعراء، سوره مبارکه الرحمن.

یک تهدید بسیار سنگینی هم به خائنان در ترازو در قرآن مجید دارد در سوره مبارکه مطففین، اما سه سفارشی که به مردم فرمود، در سوره اسراء و شعراء دو بار سفارش کرد اگر جنس‌هایتان جنس کشیدنی است اگر جنس‌هایتان جنس متری است، اگر جنس‌هایتان  جنس‌های ظریف و دقیق است، اگر جنس‌تان ملکی است که می‌خواهید بفروشید این اجناس را وَ زِنُوا بِالْقِسْطٰاسِ اَلْمُسْتَقِيمِ  ﴿الشعراء، 182﴾، با ترازوی درست، ترازوی سالم، ترازویی که راستی در جنس را نشان می‌دهد وزن کنید، با ترازوی خراب، با ترازویی که جنس را درست نشان نمی‌دهد، با  ترازویی که  جنس را کم نشان می‌دهد ولی مشتری متوجه نمی‌شود هیچ جنسی را وزن نکنید، با متری که دو سانتش در اثر کثرت کار سائیده شده به جای صد سانتی متر پارچه را نود و هشت سانتی متر می‌کشد کار نکنید، سعی‌تان بر این باشد ترازویتان سالم باشد، بی‌عیب و نقص باشد، امرش هم در این زمینه امر واجب است وزنوا امر است، این امر هم دلالت بر وجوب دارد، یعنی به کار گرفتن ترازوی سالم ترازوی صحیح، ترازویی که جنس را به صورت حقیقی وزنش را نشان می‌دهد بر شما واجب است، این یک سفارش.

سفارش دوم در سوره مبارکه الرحمن است أَلاّٰ تَطْغَوْا فِي اَلْمِيزٰانِ  ﴿الرحمن‏، 8﴾، نسبت به ترازو و ترازوداری آدم متجاوز طغیانگر ظالمی نباشید، مخصوصا در جنس‌های بالا جنس‌هایی که صد تن است، دویست تن است، ده هزار لیتر است، چهل هزار متر است، دویست هزار متر زمین است، در معیارگیری و اندازه‌گیری طغیانگر نباشید، یک دقتی در آیات قرآن مجید داشته باشید ببینید خداوند چه کسانی را به عنوان  انسان طغیانگر معرفی کرده اگر آدم در ترازو طغیان بکند، تجاوز بکند می‌شود یک نمونه کوچکی از آن نمونه‌های بزرگ طغیانگران، اذهبا، خطاب به  موسی و برادرش، اِذْهَبٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغىٰ  ﴿طه‏، 43﴾، در چی طغیان کرده بود فرعون؟ در همه چیز مربوط به خودش و همه چیز مربوط به ملت، تابع معیار سالم صحیح نبود، تابع هوای نفسش بود، همه چیز را بدون معیار حق واردش می‌شد. خون می‌ریخت، می‌کشت بدون معیار حق، معیار حق در خونریزی این است که قاتلی به عمد کسی را کشته باشد او را در مقابل آن قتل بکشند یک نفر، فَلاٰ يُسْرِفْ فِي اَلْقَتْلِ ﴿الإسراء، 33﴾اسراف در کشتن نکنند چون یک نفر کشته شده حالا سی تا را بکشند، معیارتان حق باشد، درستی باشد، در ترازوهای متعددی که اختراع کردید و من هم قبول کردم و امضا کردم آدمهای متجاوز و طغیانگری نباشید این سفارش دوم.

و اما سفارش سوم پروردگار، وَ أَقِيمُوا اَلْوَزْنَ بِالْقِسْطِ ﴿الرحمن‏، 9﴾در کشیدن اجناس یا متر کردن اجناس عدالت را رعایت کنید یعنی یک میلیون تومان پول دارد بهت می‌دهد مشتری مطابق یک میلیون بهش جنس بده این سه سفارش پروردگار درباره ترازو، یکی اینکه ترازوهایتان صددرصد سالم باشد، چون ترازوی خراب حق مردم را پایمال می‌کند ده گرم طلا می‌خواهد ترازوی خراب ممکن است هشت گرم طلا بدهد به مشتری، ده خروار برنج می‌خواهد ممکن است نه خروار و نیم برنج به مشتری بدهد یکی اینکه ترازویتان سالم باشد، یکی طغیان در ترازو نکنید، درستکار پشت ترازو باشید، یکی هم عدالت را در ترازو رعایت بکنید، ده گرم می‌خواهد ده گرم بده، یک خروار می‌خواهد یک خروار بده، دویست لیتر می‌خواهد دویست لیتر بده دستکاری نکن که دویست لیتر نشان بدهد ولی صد و هشتاد لیتر ریخته باشی. اینقدر هم پروردگار مهربان عالم نسبت به این مسئله ترازو دقیق است و اهمیت می‌دهد که از صد و چهارده سوره قرآنش یک سوره‌اش علیه کم‌فروشان است یعنی متجاوزان به ترازو، ویل من هم از قول مفسرین نقل می‌کنم بسیاری از مفسرین شیعه و غیرشیعه می‌گویند این هفت بار، هشت باری که کلمه ویل در قرآن مجید آمده ویل للمکذبین، ویل للمصلین، ویل للمطففین می‌گویند این ویل یک چاهی است در طبقه آخر دوزخ  که عذابش با عذاب هفت طبقه فرق دارد سخت‌تر است، سنگین‌تر است. بعضی‌ها می‌گویند نه کلمه ویل فریاد خدا به سر کم‌فروشان است، خب اگر خدا از دست کم‌فروشان فریاد داشته باشد کم ‌فروش بعد از فریاد خدا عاقبتش چه خواهد شد؟ جهنم، چه فرقی دارد که ویل فریاد باشد یا یک چاهی در جهنم نتیجه یکی است، وقتی خدا از دست کسی ناراضی باشد و این انسان هم رضایت او را جلب نکند خب معلوم است پایان کار این انسان دوزخ است، ویل للمطففین. یا آن چاه جهنم یا فریاد غضب من بر کم‌فروشان.

اَلَّذِينَ إِذَا اِكْتٰالُوا عَلَى اَلنّٰاسِ يَسْتَوْفُونَ  ﴿المطففين‏، 2﴾ اینها مردمی هستند که وقتی جنس را، متر را، متر مربع را، کیل را از مردم می‌خرند کاملا دقت می‌کنند کامل بخرند، یک وقت من یک جا نشسته بودم یک کسی داشت یک ملکی را با یکی معامله می‌کرد، قیمت گرفت، بعد گفت سند ملک را ببینم، سند ملک را گرفت من هم دیدم سند را  مثلا نوشته بود هفتاد و پنج متر و ده سانتی متر و پنج میلیمتر خیلی دقیق زمین را اندازه‌گیری کرده بودند ماشین حسابش را  درآورد با قیمتی که طرف داده بود متری چند شروع کرد محاسبه کردن گفت که من این قیمت را قبول دارم قیمت عادلانه است، سوال هم کردم از دو سه تا بنگاهی،ولی جنابعالی چهل و شش هزار دویست تومان از من داری اضافه می‌گیری، چون من هم سانتی‌متر ملکت را آوردم در ماشین حساب، هم میلیمتر را، من باید جنس را کامل بخرم، نه کم نه اضافه. فروشنده ملک هم قبول کرد. پروردگار می‌فرماید مطففین دو اخلاق دارند، در یک اخلاقشان که زمان خرید جنس است کاملا دقت می‌کنند ارزنش هم حساب بکنند یکصدمین میلیمترش هم حساب بکنند یک هزارم مثقالش هم حساب بکنند پر بخرند وَ إِذٰا كٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ  ﴿المطففين‏، 3﴾ اما وقتی می‌خواهند به مردم جنس بفروشند اگر جنس کیلی است، لیتری است، یا اگر جنس وزنی است کم می‌گذارند از مردم، این ها باید بروند در آن چاه جهنم.

ای مردم بزرگوار ایران با همین سه آیه سوره مطففین معلوم می‌شود که چقدر حق مردم ولو یک مثقال ولو یک سانتی‌متر، ولو یک میلیمتر پیش پروردگار عالم ارزش دارد، که نباید از حق مردم کاست، نباید از حق مردم کم کرد، کم کردن حق مادی و جنسی و کیلی و پارچه‌ای و زمینی مردم جهنم دارد، کم کردن حق معنوی مردم قیامت چی دارد؟ یعنی من بیایم بشینم ده تا جوان را وسوسه کنم از پیغمبر ببرند، از امیر المومنین ببرمشان، از قرآن مجید قطعشان کنم، از عبادت خدا دورشان کنم، از حلال و حرام خدا پرتشان کنم، این چه عذابی در قیامت خواهد بود، وقتی که کم گذاشتن گندم و طلا و نقره و نخود و لوبیا و پارچه و زمین عذابش ویل باشد کاستن از معنویت مردم چه عذابی خواهد داشت، این است که امام صادق در تاویل آیه شریفه وَ مَنْ أَحْيٰاهٰا فَكَأَنَّمٰا أَحْيَا اَلنّٰاسَ جَمِيعاً ﴿المائدة، 32﴾ می‌فرماید بی‌دین کردن یک نفر، حالا پدر بچه‌اش را بی‌دین می‌کند، مادر بچه‌اش را بی‌دین می‌کند، مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِي اَلْأَرْضِ فَكَأَنَّمٰا قَتَلَ اَلنّٰاسَ جَمِيعاً ﴿المائدة، 32﴾ درست آیه این بود، برادر برادر را بی‌دین می‌کند، استاد شاگرد را در کلاس بی‌دین می‌کند، مرد همسرش را از دین بیرون می‌کند، زن شوهر را از دین بیرون می‌کند این را امام صادق اسمش را گذاشته  کشتن دین در ذیل این آیه و می‌فرماید گناه کشتن دین یک نفر مساوی با کشتن دین کل انسان‌هایی است که خدا خلق کرده و می‌کند.

اینها را بیشتر مردم کم دقت هستند فکر می‌کنند اگر در یک جلسه مهمانی چهار تا وسوسه بیندازند و چهار تا جوان بی‌دین بشوند و چهار تا دختر بی‌دین شوند یا از خدا و پیغمبر ببرند مسئله خیلی مهمی نیست نه قرآن مجید می‌گوید کشتن دین یک نفر برابر با  کشتن دین کل انسانهای آفریده شده  خداست این پرونده را قیامت کی تحمل جوابش را دارد؟ کی؟ کی می‌تواند جواب بدهد؟هیچکس کسی گرده این جوابها را در قیامت ندارد.

و اما در امر معنوی، همینطوری که پروردگار در نظام مادی خودش ترازو برپا کرده، و السماء رفعها و وضع المیزان، در امر معنوی هم ترازو برپا کرده، ترازوی سالم، صحیح، برای اینکه مردم با تکیه بر این ترازوی سالم الهی حق و باطل را بفهمند، مکتب‌های انحرافی را از سالم بفهمند، راه مستقیم و انحرافی را بفهمند، با این ترازوی سالم بهشت و جهنم را در اعما ل و اخلاق و رفتارشان تشخیص بدهند، بزرگان اهل سنت علمای مایه‌دار، در همین زمینه روایت بسیار پرقیمتی را نقل کردند بسیار پرقیمت. از وجود مبارک رسول خدا آدرس روایت تاریخ بغداد کتابها همه برای علمای اهل سنت است و باید به اینها گفت باریک الله احسنت که چنین روایات پرارزش پرنور پرمعنویتی را نقل کردید حداقل به ما کمک دادید که در طول عمرمان حق را از باطل بشناسیم، راه را از چاه بشناسیم، بهشت را از دوزخ بشناسیم. تاریخ بغداد جلد سیزده صفحه صد و هشتاد و هشت، البته چاپ‌های این کتابها هم عوض شده، ممکن است صفحات چاپ‌های مختلف با هم فرق کند اما سه چهار صفحه این طرف و آن طرف در چاپهای بعدی روایت دیده می‌شود تاریخ مدینه دمشق، جلد  چهل و دو صفحه چهارصد و هفتاد و دو، کنز العمال فاضل هندی، جلد یازده، صفحه ششصد و چهارده، ابو ایوب انصاری، که زمان پیغمبر بوده، عن النبی ابو ایوب می‌گوید خودم شنیدم بودم، پیغمبر عظیم الشان قال لعمار، به عمار یاسر گفت:  عمار شخصیت بسیار معتبری است، کتب شیعه و اهل سنت نقل کردند آیه شریفه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان در حق عمار نازل شده خیلی حرف است قلبه مطمئن بالایمان را خدا دارد می‌گوید. خدایی که  اشراف به ذات و به باطن قلب بندگانش دارد در قرآن امضا کرده برای همیشه قلب عمار مطمئن بالایمان خداباوری، پیغمبرباوری، قرآن باوری، معادباوری عمار کامل است.

کتابها نقل کردند من این مطلب را از مجالس المومنین قاضی نور الله شوشتری شهید مدفون در هند نقل می‌کنم که عمار در سن نود سالگی در جنگ صفین در حال جنگ با دشمن در نود سالگی شهید شد، جنگ مغلوبه بود، برای اینکه جنازه عمار زیر دست و پای اسبان و سم اسبان تکه تکه نشود یاران جنازه را سریع از میدان بیرون بردن در یک خیمه گذاشتند آمدند به امیر المومنین خبر دادند امام دست از جنگ کشید آمد در آن خیمه این را  خیلی‌ها نوشتند، سر عمار را گذاشت روی دامنش، دیگر بلندتر از دامن علی کجا را می‌خواهیم عرش خداست دیگر، یک نگاه به این چهره خون‌آلود کرد، اشک ریخت علی برای آدم گریه کند معلوم است  خیلی آدم مقام دارد، اشک ریخت، سرش را بلند کرد در حال گریه کردن گفت ملک الموت تو که تا زمین آمدی جان عمار  را گرفتی جان علی را هم می‌گرفتی که من دیگر بعد از عمار زنده نمانم، آدم به اینجاها هم می‌رسد؟ خب رسیدند دیگر، رسیدند، که علی به آدم بگوید بعد از مرگ تو دیگر من زندگی نمی‌خواهم، عمر نمی‌خواهم، نمی‌خواهم دیگر در دنیا بمانم چون بعد از مرگ تو احساس غربت می‌کنم، این سه کتاب بسیار مهم اهل سنت آنهایی که اهلش هستند می‌دانند این سه کتاب در مکتب برادران اهل سنت چقدر مهم است مخصوصا کنز العمال  که شانزده جلد هفتصد صفحه فقط روایت است، عن النبی قال لعمار، پیغمبر به عمار فرمود یا عمار اذا دارد آینده را می‌گوید اذا در قرآن و لغت عرب مربوط به آینده است، اذا وقعت الواقعة، وقعت فعل ماضی است، اما چون سر این فعل اذا آمده فعل گذشته را تبدیل به آینده کرده یعنی زمانی که قیامت واقع بشود، معنی‌اش این نیست زمانی که قیامت واقع شد، قیامت که هنوز واقع نشده ولی فعل ماضی است، اما اذا خبر از آینده است، یا عمار الله اکبر اذا رایت علیا قد سلک وادیا، اگر در آینده دیدی علی در یک جاده‌ای است این جاده کدام جاده است؟ غیر از صراط مستقیم، اگر در آینده علی را در جاده‌ صراط مستقیم دیدی سلوکش در آن راه است، و سلک الناس وادیا غیره کل مردم را دیدی در راهی غیر از راه علی قرار گرفتند، این از مهمترین روایات  کتب عزیزان اهل سنت است، اگر دیدی علی در راهی است اما ناس مردم نه امت ناس، یعنی هر چی آدم در شرق  و  غرب است در یک جاده دیگری است، فاسلک مع علی، برو طرف علی، و دعی الناس و کل مردم دنیا را بزن کنار، نگو هفت میلیارد نفر شیطان‌پرست هستند، پس حق با اینهاست چون کثرت دارند، ولی این عالم ربانی این امام معصوم تک و تنها در یک راه دیگر است، حق با آن است، که در آن راه مستقیم است. یعنی عمار در آینده اگر اوضاع فکری را به هم ریختند آشفته‌بازار اندیشه و افکار به وجود آمد حق را گم نمی‌کنی با بودن علی، علی میزان شناخت حق است، علی ترازوی خداست، علی شاه غول خداست،  علی خط کش خداست، عمار فانه لم یدلک علی ردی، ا گر تو و علی تا ابد زنده بمانید علی تو را به طرف وادی هلاکت و بدبختی و شقاوت نمی‌کشاند، عمار و لن یخرجک من هدی، علی نمی‌گذارد از خدا جدا بشوی، علی نمی‌گذارد از قرآن جدا بشوی، علی نمی‌گذارد از حق جدا شوی، علی نمی‌گذارد از بهشت جدا شوی، و لم یخرجک من هدی همه فیوضات الهی در همین هدی قرار دارد بنابراین عمار یادت باشد اگر کل هفت میلیارد جمعیت گمراه شدند طرف آنها  نرو، اگر علی تنها در یک وادی بود حق با علی است، بهشت با علی است، خدا با علی است، من با علی هستم، قرآن با علی است.

محبت می‌فرمایید من یک روایت دو سه خطی دیگر را از علمای بزرگ اهل سنت نقل بکنم که با بودن با علی چه سودی دارد، این همه پیغمبر می‌گوید علی علی علی با حق است، علی با قرآن است، علی منصوص فی ذات الله است، علی جواز بهشت می‌دهد، دشمن علی بوی بهشت را استشمام نمی‌کند، این روایت را هم عنایت کنید. خیلی امروز من با دیدن این روایت در کتب علمای بزرگ اهل سنت شاد شدم، هنوز هم شاد هستم، تا آینده هم شاد هستم، خوارزمی از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب مکتب ا لحسین جلد یک صفحه سی و نه، مناقب صفحه سی و یک کتاب دوم، قال رسول الله خلق الله من نور وجه علی ابن ابیطالب سبعین الف ملک، خدا آن نوری را که می‌خواست علی را با آن بسازد از همان نور هفتاد هزار فرشته آفرید، از همان نور این هفتاد هزار فرشته تا قیامت یستغفرون له و لشیعته، دائم تا قیامت از خدا برای علی و برای شیعه علی و اقتداکننده به علی درخواست آمرزش دارد، و لمحبین برای آنهایی هم که شیعه نیستند ولی علی را دوست دارند فقط، درخواست آمرزش دارند، اما شما یقین بدانید این هفتاد هزار فرشته‌ای که برای محب علی درخواست آمرزش دارند این آمرزش برای محب علی کار می‌کند، کار می‌کند عاقبت او را شیعه بار می‌آورد، این استغفار کاربرد دارد،

خب دیروز پایان سخن از یک علی سخن گفتم که خیلی در این عالم قیمت دارد. شش ماهش بود، ولی بسیار پرقیمت. امروز هم از یک علی دیگر بگویم این علی اصلا برای ما قابل درک نیست ائمه  ما می‌دانستند این علی چیست ما نمی‌دانیم.

 

سخنرانی های مرتبط
پربازدیدترین
ماه مبارک رمضان رمضان مسجد امیر ماه رمضان مسجد امیر تهران استاد انصاریان مسجد حضرت امیر متن سخنرانی استاد انصاریان
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز