فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 214 - خطبه به هنگام تلاوت آيه «يا ايها الانسان ما غرّك بربك الكريم»


مطلب قبلی خطبه به وقت تلاوت آيه «رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله»
خطبه در بيزارى از ظلم مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
قالَهُ عِنْدَ تِلاوَتِهِ «يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ»
به هنگام تلاوت: «یا اَیُّهَا الاِْنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ»
اَدْحَضُ مَسْئُول حُجَّةً، وَ اَقْطَعُ مُغْتَرٍّ مَعْذِرَةً،
دلیل مغرورشده به کرم حق درحین بازخواستْ باطلترین دلایل، و عذر آن فریب خورده بی‌ پایه ترین عذرهاست،
لَقَـدْ اَبْـرَحَ جَهالَـةً بِنَفْسِـهِ.
او در این زمینه بر جهالت خود اصرار ورزیده.
يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ ما جَرَّاَكَ عَلى ذَنْبِكَ، وَ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ،
ای‌ انسان، چه چیز تو را بر انجام گناه جرأت داد؟ و چه چیز تو را به پروردگارت مغرور کرد؟
وَ ما آنَسَكَ بِهَلَكَةِ نَفْسِكَ؟! اَما مِنْ دائِكَ بُلُولٌ؟ اَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمِكَ
و چه چیز تو را به هلاکت خود واداشت؟ آیا دردت را درمان، و خوابت را بیداری‌
يَقَظَةٌ؟ اَما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِكَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِكَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى
نیست؟ چرا به همان صورتی‌ که به دیگری‌ رحم می‌ کنی‌ به خود رحم نمی‌ نمایی‌؟ چه بسا کسی‌ را
الضّاحِىَ مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ فَتُظِلُّهُ، اَوْ تَرَى الْمُبْتَلى بِاَلَم يُمِضُّ
در حرارت آفتاب می‌ بینی‌ پس بر او سایه می‌ اندازی‌، یا شخصی‌ را دچار دردی‌ می‌ نگری‌ که بدنش را
جَسَدَهُ فَتَبْكى رَحْمَةً لَهُ، فَما صَبَّرَكَ عَلى دائِكَ، وَ جَلَّدَكَ
می‌ سوزاند و تو از روی‌ رحمت بر او گریه می‌ کنی‌، پس چه چیز تو را بر این دردت صبر داده، و بر بلاهایت
بِمُصابِكَ، وَ عَزّاكَ عَنِ الْبُكاءِ عَلى نَفْسِكَ، وَ هِىَ اَعَزُّ الاَْنْفُسِ
توانمند نموده، و چه شادی‌ و سروری‌ تو را از گریه بر جان خود که نزد تو عزیزترین جانهاست بازداشته
عَلَيْكَ؟! وَ كَيْفَ لايُوقِظُكَ خَوْفُ بَياتِ نِقْمَة وَ قَدْ
و دل تسلاّیت داده؟! چگونه بیم شبیخون خشم حق تو را از خواب غفلت بیدار نمی‌ کند در صورتی‌ که
تَوَرَّطْتَ بِمَعاصيهِ مَدارِجَ سَطَواتِهِ؟! فَتَداوَ مِنْ داءِ الْفَتْرَةِ فى قَلْبِكَ
به علّت گناهانت در راه های‌ قهر و سلطه او افتاده ای‌؟! درد سستی‌ دل را به قوّت اراده
بِعَزيمَة، وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فى ناظِرِكَ بِيَقَظَة. وَ كُنْ لِلّهِ مُطيعاً،
معالجه کن، و به هوشیاری‌ خواب غفلت را درمان نما. خدا را بنده باش،
وَ بِذِكْرِهِ آنِساً، وَ تَمَثَّلْ فى حالِ تَوَلّيكَ عَنْهُ اِقْبالَهُ عَلَيْكَ، يَدْعُوكَ
و به یاد او انس بگیر، و در حال روی‌ گرداندن از خدا روی‌ آوردن او را به سوی‌ خود مجسم کن که تو را به
اِلى عَفْوِهِ، وَ يَتَغَمَّدُكَ بِفَضْلِهِ، وَ اَنْتَ مُتَوَلٍّ عَنْهُ اِلى غَيْرِهِ!
عفوش دعوت می‌ کند، و به فضلش می‌ پوشاند، و تو از او روی‌ می‌ گردانی‌ و به غیر او روی‌ می‌ آوری‌!
فَتَعالى مِنْ قَوِىٍّ ما اَكْرَمَهُ! وَ تَواضَعْتَ مِنْ ضَعيف ما اَجْراَكَ عَلى
بلندمرتبه است خدایی‌ که با این قدرتش چه کریم است! و تو با این ناتوانی‌ و پستی‌ چه جرأتی‌ بر
مَعْصِيَتِهِ! وَ اَنْتَ فى كَنَفِ سِتْرِهِ مُقيمٌ، وَ فى سَعَةِ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ،
معصیت او داری‌ ! در حالی‌ که در پناه پوشش او مقیمی‌، و در فراخنای‌ احسانش می‌ گردی‌،
فَلَمْ يَمْنَعْكَ فَضْلَهُ، وَ لَمْ يَهْتِكْ عَنْكَ سِتْرَهُ، بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ
فضلش را از تو باز نداشته، و پرده حرمتت را ندریده است، بلکه در نعمتی‌ که برای‌ تو ایجاد می‌ کند،
مَطْرَفَ عَيْن، فى نِعْمَة يُحْدِثُها لَكَ، اَوْ سَيِّئَة يَسْتُرُها عَلَيْكَ، اَوْ بَلِيَّة
و گناهی‌ که بر تو می‌ پوشاند، و بلایی‌ که از تو دور می‌ نماید چشم به هم زدنی‌
يَصْرِفُها عَنْكَ، فَما ظَنُّكَ بِهِ لَوْ اَطَعْتَهُ؟! وَايْمُ اللّهِ لَوْ اَنَّ هذِهِ
از لطفش محروم نیستی‌، پس به او چه گمان می‌ بری‌ اگر او را بندگی‌ کنی‌؟! به خدا قسم اگر
الصِّفَةَ كانَتْ فى مُتَّفِقَيْنِ فِى الْقُوَّةِ، مُتَوازِنَيْنِ فِى الْقُدْرَةِ لَكُنْتَ اَوَّلَ
این برنامه بین دو نفر بود که در قوّت و قدرت برابر بودند، تو اولین کسی‌ بودی‌
حاكِم عَلى نَفْسِكَ بِذَميمِ الاَْخْلاقِ، وَ مَساوِئِ الاَْعْمالِ. وَ حَقّاً
که بر زشتی‌ اخلاق و بدی‌ اعمالت به زیان خود حکم می‌ کردی‌. به حق
اَقُولُ: مَا الدُّنْيا غَرَّتْكَ وَلكِنْ بِهَا اغْتَرَرْتَ، وَ لَقَدْ كاشَفَتْكَ الْعِظاتِ،
می‌ گویم: دنیا تو را فریب نداده بلکه تو فریفته آن شده ای‌، دنیا پندها را برایت آشکار نمود،
وَ آذَنَتْكَ عَلى سَواء، وَ لَهِىَ بِما تَعِدُكَ مِنْ نُزُولِ الْبَلاءِ بِجِسْمِكَ،
و بر عدل و انصاف دعوتت کرد، دنیا با وعده ای‌ که از رسیدن بلا و درد بر جسمت،
وَالنَّقْصِ فى قُوَّتِكَ، اَصْدَقُ وَ اَوْفى مِنْ اَنْ تَكْذِبَكَ اَوْ تَغُرَّكَ.
و کم شدن نیرویت به تو می‌ دهد راستگوتر و وفادارتر از این است که به تو دروغ بگوید یا تو را بفریبد.
وَ لَرُبَّ ناصِح   لَها عِنْدَكَ مُتَّهَمٌ، وَ صادِق مِنْ خَبَرِها
چه بسا پنددهنده ای‌ از امور دنیا که پیش تو متّهم است، و چه بسا راستگویی‌ از اخبار آن که نزد تو
مُكَذَّبٌ! وَ لَئِنْ تَعَرَّفْتَها فِى الدِّيارِ الْخاوِيَةِ، وَ الرُّبُوع  ِ الْخالِيَةِ
دروغگو به شمار آید! اگر دنیا را از روی‌ مناطق خراب شده، و خانه های‌ خالی‌ مانده بشناسی‌
لَتَجِدَنَّها مِنْ حُسْنِ تَذْكيرِكَ وَ بَلاغ  ِ مَوْعِظَتِكَ بِمَحَلَّةِ
آن را با پند نیکویی‌ که به تو می‌ دهد و موعظه رسایی‌ که به گوش تو می‌ رساند همچون دوست مهربانی‌ خواهی‌ یافت
الشَّفيقِ عَلَيْكَ، وَالشِّحيحِ بِكَ. وَ لَنِعْمَ دارُ مَنْ لَمْ يَرْضَ
که در رسیدن زیان و ضرر به شخص تو به شدّت خودداری‌ می‌ کند. دنیا سرای‌ خوبی‌ است برای‌ آن که آن را
بِها داراً، وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ يُوَطِّنْها مَحَلاًّ. وَ اِنَّ السُّعَداءَ
خانه خود نداند، و محل نیکویی‌ است برای‌ کسی‌ که آن را به عنوان وطن انتخاب ننماید. نیک بختان
بِالدُّنْيا غَداً هُمُ الْهارِبُونَ مِنْهَا الْيَوْمَ.
دنیا در قیـامت آنانی‌ هستند که امـروز از دنیا فرارینـد.
اِذا رَجَفَتِ الرّاجِفَةُ، وَ حَقَّتْ بِجَلائِلِهَا الْقِيامَةُ، وَ لَحِقَ بِكُلِّ
به وقتی‌ که زمین بلرزد، و رستاخیز با سختی‌ ها و شدائدش محقق شود، و به هر
مَنْسَك اَهْلُهُ، وَ بِكُلِّ مَعْبُود عَبَدَتُهُ، وَ بِكُلِّ مُطاع اَهْلُ طاعَتِهِ،
آیینی‌ اهلش، و به هر معبودی‌ بندگانش، و به هر امامی‌ پیروانش ملحق شوند،
فَلَمْ يُجْزَ فى عَدْلِهِ وَ قِسْطِهِ يَوْمَئِذ خَرْقُ بَصَر فِى الْهَواءِ، وَ لا هَمْسُ
در آن روز هیچ نگاه خلافی‌، و قدم نابجایی‌ کیفر داده نشود
قَدَم فِى الاَْرْضِ اِلاّ بِحَقِّهِ. فَكَمْ حُجَّة يَوْمَ ذاكَ داحِضَةٌ، وَ عَلائِقِ
مگر به عدل و درستی‌. چه دلیل ها که در آن روز باطل شود، و چه عذرها که شخص به آن دلگرم
عُذْر مُنْقَطِعَةٌ! فَتَحَرَّ مِنْ اَمْرِكَ ما يَقُومُ بِهِ عُذْرُكَ، وَ تَثْبُتُ بِهِ
بود مردود گردد! پس به برنامه ای‌ روی‌ آور که عذرت به آن پذیرفته شود، و برهانت به آن
حُجَّتُكَ، وَ خُذْ ما يَبْقى لَكَ مِمّا لاتَبْقى لَهُ،
استوار گردد، و از دنیایی‌ که برای‌ آن باقی‌ نمی‌ مانی‌ برای‌ آخرتت انتخاب کن آنچه را برایت ماندنی‌ است
وَ تَيَسَّرْ لِسَفَرِكَ، وَ شِمْ بَرْقَ النَّجاةِ، وَ ارْحَلْ مَطايَا التَّشْميرِ.
وبرای‌ سفرآخرت آماده باش،به برق نجات دیده بگشا، و بار وتوشه آخرت را برپشت مرکبهای‌ همّت محکم ببند.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا