فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 189 - خطبه در سفارش به تقوا و وصف اسلام و پيامبر(صلی‌ الله عليه وآله)


مطلب قبلی خطبه درباره اختصاص خود به پيامبر(صلى الله عليه وآله)
خطبه در وصيّت به يارانش مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه های‌ آن حضرت است
در سفارش به تقوا و وصف اسلام و پیامبر(ص)
يَعْلَمُ عَجيجَ الْوُحُوشِ فِى الْفَلَواتِ، وَ مَعاصِىَ الْعِبادِ فِى الْخَلَواتِ،
خداوند آواز وحوش را در بیابانها، و گناهان بندگان را در نهانها،
وَاخْتِلافَ النِّينانِ فِى الْبِحارِ الْغامِراتِ، وَ تَلاطُمَ الْماءِ بِالرِّياحِ الْعاصِفاتِ.
و آمد و شد ماهیان را در دریاهای‌ ژرف، و تلاطم امواج آب را با وزش تندبادها خبر دارد.
وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً نَجيبُ اللّهِ وَ سَفيرُ وَحْيِهِ وَ رَسُولُ رَحْمَتِهِ.
و شهادت می‌ دهم که محمّد برگزیده خدا و سفیر وحی‌ و رسـول رحمت اوسـت .
اَمّا بَعْدُ، فَاِنِّى اُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ الَّذى ابْتَدَأَ خَلْقَكُمْ، وَ اِلَيْهِ
اما بعد، شما را به پروای‌ از خدایی‌ سفارش می‌ کنم که آفرینش شما را آغاز کرد، و بازگشت
يَكُونُ مَعادُكُمْ، وَ بِهِ نَجاحُ طَلِبَتِكُمْ، وَ اِلَيْهِ مُنْتَهى رَغْبَتِكُمْ، وَ نَحْوَهُ
شما به او، و برآورده شدن حاجاتتان به قدرت او، و پایان رغبت شما به سوی‌ او، و راه معتدل
قَصْدُ سَبيلِكُمْ، وَ اِلَيْهِ مَرامى مَفْزَعِكُمْ. فَاِنَّ تَقْوَى اللّهِ دَواءُ داءِ
شما به جانب او، و پناه از همه بیمها حضرت اوست. زیرا تقوا داروی‌ درد
قُلُوبِكُمْ، وَ بَصَرُ عَمى اَفْئِدَتِكُمْ، وَ شِفاءُ مَرَضِ اَجْسادِكُمْ، وَ صَلاحُ
دلهایتان، بینایی‌ کوری‌ باطنتان، شفای‌ بیماری‌ اجسادتان، صلاح
فَسادِ صُدُورِكُمْ، وَ طَهُورُ دَنَسِ اَنْفُسِكُمْ، وَ جَلاءُ عَشا اَبْصارِكُمْ،
فساد سینه هایتان، پاکی‌ چرک نفوستان، جلای‌ پرده دیدگانتان،
وَ اَمْنُ فَزَع  ِ جَأْشِكُمْ، وَ ضِياءُ سَوادِ ظُلْمَتِكُمْ. فَاجْعَلُوا طاعَةَ اللّهِ
ایمنی‌ خوف دلهایتان، و روشنی‌ تاریکی‌ جهلتان می‌ باشد. طاعت خدا را جامه
شِعاراً دُونَ دِثارِكُمْ، وَ دَخيلاً دُونَ شِعارِكُمْ، وَ لَطيفاً بَيْنَ
جان کنید نه پوشش جسم، به باطن فرمانبردار حق باشید نه به ظاهر، طاعت را چون رگ و پی‌ در اعضاء
اَضْلاعِكُمْ، وَ اَميراً فَوْقَ اُمُورِكُمْ، وَ مَنْهَلاً لِحينِ وُرُودِكُمْ،
و جوارحتان قرار دهید، و آن را بر همه امورتان حاکم گردانید، و آن را آبشخور به هنگام ورود به قیامت
وَ شَفيعاً لِدَرَكِ طَلِبَتِكُمْ، وَ جُنَّةً لِيَوْمِ فَزَعِكُمْ، وَ مَصابيحَ لِبُطُونِ
و شفیع رسیدن به آرزوها، و سپر روز وحشت، و چراغهای‌ دل
قُبُورِكُمْ، وَ سَكَناً لِطُولِ وَحْشَتِكُمْ، وَ نَفْساً لِكُرَبِ مَواطِنِكُمْ. فَاِنَّ
گورها، و آرامش دهنده ترسهای‌ طولانی‌، و زداینده اندوه مواطن پروحشت خود قرار دهید. زیرا
طاعَةَ اللّهِ حِرْزٌ مِنْ مَتالِفَ مُكْتَنِفَة، وَ مَخاوِفَ مُتَوَقَّعَة، وَ اُوارِ
طاعت خدا نگهدارنده از عوامل فراگیر هلاک، و حافظ از امور وحشتناک، و مانع گرمای‌
نيران مُوقَدَة. فَمَنْ اَخَذَ بِالتَّقْوى عَزَبَتْ عَنْهُ الشَّدائِدُ بَعْدَ دُنُوِّها،
آتشِ افروخته شده است. آن که دست به دامن تقوا بزند سختی‌ ها پس از نزدیک شدن از او دور می‌ گردد،
وَاحْلَوْلَتْ لَهُ الاُْمُورُ بَعْدَ مَرارَتِها، وَ انْفَرَجَتْ عَنْهُ الاَْمْواجُ بَعْدَ
و امور بعد از تلخی‌ برای‌ او شیرین می‌ شود، و امواج فتنه ها پس از تراکم از اطراف او
تَراكُمِها، وَ اَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعابُ بَعْدَ اِنْصابِها، وَ هَطَلَتْ عَلَيْهِ
پراکنده می‌ گردد، و دشواریها پس از رنجاندنش بر او آسان می‌ شود، و باران کرامت
الْكَرامَةُ بَعْدَ قُحُوطِها، وَ تَحَدَّبَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ بَعْدَ نُفُورِها،
پس از نایاب شدن بر او می‌ بارد، و رحمت رمیده شده به او روی‌ می‌ آورد،
وَ تَفَجَّرَتْ عَلَيْهِ النِّعَمُ بَعْدَ نُضُوبِها، وَ وَبَلَتْ عَلَيْهِ الْبَرَكَةُ بَعْدَ
و چشمه نعمت پس از خشک شدن بر او به جوشش می‌ آید، و برکات کاسته شده بر او فراوان
اِرْذاذِها.
مـی‌ گــردد .
فَاتَّقُوا اللّهَ الَّذى نَفَعَكُمْ بِمَوْعِظَتِهِ، وَ وَعَظَكُمْ بِرِسالَتِهِ،
پروای‌ از خدایی‌ را پیشه کنید که شمارا به موعظه خود سود بخشید، و به پیامش شما را پند داد،
وَامْتَنَّ عَلَيْكُمْ بِنِعْمَتِهِ. فَعَبِّدُوا اَنْفُسَكُمْ لِعِبادَتِهِ، وَاخْرُجُوا اِلَيْهِ مِنْ
و به نعمتش بر شما منّت نهاد. پس وجودتان را برای‌ عبادت او رام کنید، و حق طاعتش
حَقِّ طاعَتِهِ.
را بـه جـا آوریـد.
ثُمَّ اِنَّ هذَا الاِْسْلامَ دينُ اللّهِ الَّذِى اصْطَفاهُ لِنَفْسِهِ، وَاصْطَنَعَهُ
سپس (بدانید) این اسلام همان دین خداست که آن را برای‌ خود انتخاب کرد، و آن را به دیده
عَلى عَيْنِهِ، وَ اَصْفاهُ خِيَرَةَ خَلْقِهِ، وَ اَقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ.
عنایت پرورید، و بهترین خلق را برای‌ ارائه آن برگزید، و ستونهای‌ آن را بر پایه محبت خود استوار نمود.
اَذَلَّ الاَْدْيانَ بِعِزَّتِهِ، وَ وَضَعَ الْمِلَلَ بِرَفْعِهِ، وَ اَهانَ اَعْداءَهُ بِكَرامَتِهِ،
ادیان را با عزت آن خوار کرد، و به رفعتش سایر آیین ها را به پستی‌ نشاند، و به کرامتش دشمنان را ذلّت داد،
وَ خَذَلَ مُحادِّيهِ بِنَصْرِهِ، وَ هَدَمَ اَرْكانَ الضَّلالَةِ بِرُكْنِهِ، وَ سَقى مَنْ
به یاریش مخالفان را سرکوب کرد، و به رکن قوی‌ آن ارکان گمراهی‌ را نابود ساخت، تشنگان معنی‌
عَطِشَ مِنْ حِياضِهِ، وَ اَتْاَقَ الْحِياضَ بِمَواتِحِهِ. ثُمَّ جَعَلَهُ لاَ انْفِصامَ
را از حوضهایش سیراب نمود، و آبگاهش را با نیروی‌ الهی‌ِ آبکشان پر کرد. آن گاه اسلام را چنان قرار
لِعُرْوَتِهِ، وَ لا فَكَّ لِحَلْقَتِهِ، وَ لاَ انْهِدامَ لاَِساسِهِ، وَ لا زَوالَ لِدَعائِمِهِ،
داد که رشته اش نگسلد، حلقه هایش نگشاید، اساسش منهدم نگردد، ارکانش زوال نپذیرد،
وَ لاَانْقِلاعَ لِشَجَرَتِهِ، وَ لاَ انْقِطاعَ لِمُدَّتِهِ، وَ لا عَفاءَ لِشَرائِعِهِ،
درختش ریشه کن نشود، مدّتش به آخر نرسد، قوانینش کهنه و پوسیده نگردد،
وَ لا جَذَّ لِفُرُوعِهِ، وَ لا ضَنْكَ لِطُرُقِهِ، وَ لا وُعُوثَةَ لِسُهُولَتِهِ،
شاخه هایش قطع نگردد، راههایش تنگ نشود، آسانیش به دشواری‌ نرسد،
وَ لا سَوادَ لِوَضَحِهِ، وَ لا عِوَجَ لاِنْتِصابِهِ، وَ لا عَصَلَ فى عُودِهِ،
سپیدش سیاه نگردد، قامت راستش کج نشود، چوبه اش نپیچد،
وَ لا وَعَثَ لِفَجِّهِ، وَ لاَ انْطِفاءَ لِمَصابيحِهِ، وَ لا مَرارَةَ لِحَلاوَتِهِ. فَهُوَ
و راهش صعب العبور نگردد، چراغهایش خاموش، و شیرینیش تلخ نشود. اسلام
دَعائِمُ اَساخَ فِى الْحَقِّ اَسْناخَها، وَ ثَبَّتَ لَها اَساسَها،
ستونهایی‌ است که خداوند پایه هایش را در حق کار گذاشته، و بنیان آن ستونها را محکم کرده،
وَ يَنابيعُ غَزُرَتْ عُيُونُها، وَ مَصابيحُ شَبَّتْ نيرانُها، وَ مَنارٌ اقْتَدى بِها
چشمه هایی‌ است که نهرهایش پر آب، و چراغهایی‌ است که نورش تابان، و مشعلگاهی‌ است که مسافران به آن
سُفّارُها، وَ اَعْلامٌ قُصِدَ بِها فِجاجُها، وَ مَناهِلُ رَوِىَ بِها وُرّادُها.
راه جویند، و نشانه هایی‌ است که راهها به آن قصد می‌ شود، و آبشخورهایی‌ است که واردان به آن سیراب می‌ گردند.
جَعَلَ اللّهُ فيهِ مُنْتَهى رِضْوانِهِ، وَ ذِرْوَةَ دَعائِمِهِ، وَ سَنامَ طاعَتِهِ.
خداوند نهایت خشنودی‌، و برترین قوانین، و بالاترین مرتبه طاعت را در اسلام قرار داده.
فَهُوَ عِنْدَاللّهِ وَثيقُ الاَْرْكانِ، رَفيعُ الْبُنْيانِ، مُنيرُ الْبُرْهانِ،
بنابراین ارکانش پابرجا، بنایش رفیع، برهانش نورانی‌،
مُضىءُ النّيرانِ، عَزيزُ السُّلْطانِ، مُشْرِفُ الْمَنارِ، مُعْوِزُ الْمَثارِ.
شعله اش فروزان، سلطنتش شکست ناپذیر، و نشانه اش بلند، و ستیز با آن غیرممکن است.
فَشَرِّفُوهُ وَاتَّبِعُوهُ، وَ اَدُّوا اِلَيْهِ حَقَّهُ، وَ ضَعُوهُ مَواضِعَهُ.
پس اسلام را محترم دارید و از آن پیروی‌ نمایید، و حقّش را ادا کنید، و آن را در جایگاه خود قرار دهید.
ثُمَّ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِالْحَقِّ
آن گاه خداوند محمّد ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را به حق برانگیخت
حينَ دَنا مِنَ الدُّنْيَا الاِْنْقِطاعُ، وَ اَقْبَلَ مِنَ الاْخِرَةِ الاِْطِّلاعُ، وَ اَظْلَمَتْ
وقتی‌ که دنیا به سپری‌ شدن نزدیک شده، و آخرت روی‌ آورده، و سرسبزی‌
بَهْجَتُها بَعْدَ اِشْراق، وَ قامَتْ بِاَهْلِها عَلى ساق، وَ خَشُنَ مِنْها مِهادٌ،
دنیا پس از روشنی‌ تاریک، و اهلش را در مشقّت قرار داده بود، آن زمان که بستر دنیا ناهموار،
وَ اَزِفَ مِنْها قِيادٌ. فِى انْقِطاع   مِنْ مُدَّتِها، وَاقْتِراب مِنْ اَشْراطِها،
و آماده نابودی‌ و نیستی‌ بود. زمانش رو به پایان، و نشانه های‌ زوالش نزدیک شده بود،
وَ تَصَرُّم مِنْ اَهْلِها، وَانْفِصام مِنْ حَلْقَتِها، وَانْتِشار مِنْ سَبَبِها،
آن زمان که اهل دنیا رو به نابودی‌، و حلقه اش رو به شکسته شدن، و ریسمانش رو به پاره شدن،
وَ عَفاء مِنْ اَعْلامِها، وَ تَكَشُّف مِنْ عَوْراتِها، وَ قِصَر مِنْ طُولِها.
و نشانه هایش رو به کهنه شدن، و عیب هایش رو به مکشوف شدن، و درازی‌ مدّتش رو به کوتاه شدن می‌ رفت.
جَعَلَهُ اللّهُ سُبْحانَهُ بَلاغاً لِرِسالَتِهِ، وَ كَرامَةً لاُِمَّتِهِ، وَ رَبيعاً لاَِهْلِ
خداوند پاک آن حضرت را تبلیغ کننده رسالت، و وسیله کرامت امّت، و بهار اهل
زَمانِهِ، وَ رِفْعَةً لاَِعْوانِهِ، وَ شَرَفاً لاَِنْصارِهِ.
زمان، و بلندی‌ مرتبت یاران، و شرف هواخواهان خود قـرار داد.
ثُمَّ اَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتابَ نُوراً لاتُطْفَاُ مَصابيحُهُ، وَ سِراجاً لا يَخْبُو
سپس قرآن را بر او نازل کرد، نوری‌ که چراغهایش خاموش نمی‌ شود، و چراغی‌ که افروختگی‌ اش
تَوَقُّدُهُ، وَ بَحْراً لايُدْرَكُ قَعْرُهُ، وَ مِنْهاجاً لايُضِلُّ نَهْجُهُ،
کاهش برنمی‌ دارد، و دریایی‌ که قعرش درک نمی‌ گردد، و راهی‌ که حرکت در آن گمراهی‌ ندارد،
وَ شُعاعاً لا يُظْلِمُ ضَوْءُهُ، وَ فُرْقاناً لايَخْمَدُ بُرْهانُهُ،
و شعاعی‌ که روشنی‌ آن تاریک نمی‌ شود، و جداکننده حق و باطلی‌ که برهانش خاموشی‌ ندارد،
وَ تِبْياناً لاتُهْدَمُ اَرْكانُهُ، وَ شِفاءً لا تُخْشى اَسْقامُهُ، وَ عِزّاً
و ساختمانی‌ که پایه هایش ویران نگردد، و دارویی‌ که بیم بیماریهای‌ آن نمی‌ رود، و بلندمرتبه ای‌ که
لاتُهْزَمُ اَنْصارُهُ، وَ حَقّاً لاتُخْذَلُ اَعْوانُهُ. فَهُوَ مَعْدِنُ الاْيمانِ
یارانش را شکست نرسد، و حقّی‌ که مددکارانش دچار شکست نشوند. قرآن معدن ایمان
وَ بُحْبُوحَتُهُ، وَ يَنابيعُ الْعِلْمِ وَ بُحُورُهُ، وَ رِياضُ الْعَدْلِ وَ غُدْرانُهُ،
و میانْ سرای‌ آن، چشمه های‌ دانش و دریاهای‌ آن، باغهای‌ عدل و داد و حوضهای‌ آن،
وَ اَثافِىُّ الاِْسْلامِ وَ بُنْيانُهُ، وَ اَوْدِيَةُ الْحَقِّ وَ غيطانُهُ، وَ بَحْرٌ لايَنْزِفُهُ
پایه های‌ اسلام و اساس آن، وادیهای‌ حق و دشت های‌ سرسبز آن است، دریایی‌ است که آب برداران
الْمُسْتَنْزِفُونَ، وَ عُيُونٌ لايُنْضِبُهَا الْماتِحُونَ، وَ مَناهِلُ
آبش را تمام نکنند، و چشمه هایی‌ است که آبکشان آب آنها را به آخر نرسانند، و آبشخورهایی‌ است
لايُغيضُهَا الْوارِدُونَ، وَ مَنازِلُ لايَضِلُّ نَهْجَهَا الْمُسافِرُونَ،
که واردان از آن کم ننمایند، و منازلی‌ است که مسافران راهش را گم نکنند،
وَ اَعْلامٌ لا يَعْمى عَنْهَا السّائِرُونَ، وَ آكامٌ لا يَجُوزُ عَنْهَا الْقاصِدُونَ.
و نشانه هایی‌ است که از چشم راهروان پنهان نماند، و تپّه هایی‌ است که روندگان از آنها نگذرند.
جَعَلَهُ اللّهُ رِيّاً لِعَطَشِ الْعُلَماءِ، وَ رَبيعاً لِقُلُوبِ الْفُقَهاءِ، وَ مَحاجَّ
خداوند آن را سیرابی‌ تشنگی‌ دانایان قرارداد، و نیز بهار قلوب بینایان، و مقصد
لِطُرُقِ الصُّلَحاءِ، وَ دَواءً لَيْسَ بَعْدَهُ داءٌ، وَ نُوراً لَيْسَ مَعَهُ ظُلْمَةٌ،
راههای‌ صالحان، و دوایی‌ که پس از آن بیماری‌ نیست، و نوری‌ که با آن تاریکی‌ نباشد،
وَ حَبْلاً وَثيقاً عُرْوَتُهُ، وَ مَعْقِلاً مَنيعاً ذِرْوَتُهُ،
و ریسمانی‌ که جای‌ چنگ زدن به آن محکم است، و حصار با بنیانی‌ که آفات را بر اوج آن راه نیست،
وَ عِزّاً لِمَنْ تَوَلاّهُ، وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ، وَ هُدًى لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ،
و برای‌ دوستدارانش عزّت، و برای‌ واردش صلح و ایمنی‌، و برای‌ اقتداکننده به آن راهنما،
وَ عُذْراً لِمَنِ انْتَحَلَهُ، وَ بُرْهاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ،
و برای‌ آن که آن را مذهب خود قرار دهد عذر و دلیل، و برهان کسی‌ که با آن سخن گوید،
وَ شاهِداً لِمَنْ خاصَمَ بِهِ، وَ فَلْجاً لِمَنْ حاجَّ بِهِ، وَ حامِلاً
و شاهد آن که به وسیله آن به جدال با دشمن برخیزد، و پیروزی‌ آن که به آن حجّت آورد، و راهبر
لِمَنْ حَمَلَهُ، وَ مَطِيَّةً لِمَنْ اَعْمَلَهُ، وَ آيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ،
کسی‌ که به آن عمل نماید، و مرکب آن که آن را به کار اندازد، و نشانه واضح برای‌ کسی‌ که نشانه جوید،
وَ جُنَّةً لِمَنِ اسْتَلاَْمَ، وَ عِلْماً لِمَنْ وَعى،
و سپر بازدارنده از بلا برای‌ آن که آن را در برکند، و دانش برای‌ کسی‌ که آن را در گوش جای‌ دهد،
وَ حَديثـاً لِمَـنْ رَوى، وَ حُكْمـاً لِمَـنْ قَضـى.
و خبری‌ صحیح برای‌ آن که روایت کند، و حکمی‌ حقّ برای‌ کسی‌ که با آن حکم نماید.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا