فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 175 - خطبه در پند و اندرز و فضل قرآن و نهی‌ از بدعت


مطلب قبلی خطبه در پند و اندرز، و بيان نزديكى خود به پيامبر(صلى الله عليه وآله)
خطبه در باره حكمين مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه های‌ آن حضرت است
در پند و اندرز و فضل قرآن و نهی‌ از بدعت
انْتَفِعُوا بِبَيانِ اللّهِ، وَاتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللّهِ، وَاقْبَلُوا نَصيحَةَ اللّهِ،
از بیان خداوند سود گیرید، و از موعظه های‌ الهی‌ پند پذیرید، و نصیحت خدا را قبول کنید،
فَاِنَّ اللّهَ قَدْ اَعْذَرَ اِلَيْكُمْ بِالْجَلِيَّةِ، وَ اَخَذَ عَلَيْكُمْ الْحُجَّةَ. وَ بَيَّنَ لَكُمْ
که خداوند با آیات روشنش راه عذر را بر شما بسته، و حجّتش را بر شما تمام کرده، و از اعمال آنچه
مَحابَّهُ مِنَ الاَْعْمالِ وَ مَكارِهَهُ مِنْها، لِتَتَّبِعُوا هذِهِ
را دوست داشته و آنچه را مورد نفرتش بوده برای‌ شما بیان فرموده، تا محبوبش را انجام دهید،
وَ تَجْتَنِبُوا هذِهِ، فَاِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانَ يَقُولُ:
و منفورش را ترک نمایید، رسول خدا ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ مکرّر می‌ فرمود:
«اِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكارِهِ، وَ اِنَّ النّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَواتِ».
«بهشت پیچیده به سختی‌ ها، و دوزخ آمیخته به شهوات است».
وَاعْلَمُوا اَنَّهُ ما مِنْ طاعَةِ اللّهِ شَىْءٌ اِلاّ يَأْتِى فى كُرْه، وَ ما مِنْ
بدانید طاعتی‌ نیست جز اینکه انجامش گران، و گناهی‌ نیست
مَعْصِيَةِ اللّهِ شَىْءٌ اِلاّ يَأْتى فى شَهْوَة. فَرَحِمَ اللّهُ رَجُلاً نَزَعَ عَنْ
مگر اینکه انجامش لذّت بخش است. پس رحمت خدا بر کسی‌ که از شهوت
شَهْوَتِهِ، وَ قَمَعَ هَوى نَفْسِهِ، فَاِنَّ هذِهِ النَّفْسَ اَبْعَدُ شَىْء مَنْزِعاً،
بازایستد، و هوای‌ نفس را ریشه کن کند، که این نفس دورترین چیزی‌ است که از شهوت قطع شود،
وَ اِنَّها لا تَزالُ تَنْزِعُ اِلى مَعْصِيَة فى هَوًى.
و پیوسـته میل به هوسـرانی‌ و معصیـت دارد.
وَاعْلَمُوا عِبادَاللّهِ اَنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُصْبِحُ وَ لا يُمْسى اِلاّ وَ نَفْسُهُ
بندگان خدا، بدانید که مؤمن شب را به روز و روز را به شب نمی‌ برد مگر آنکه به نفس خود
ظَنُونٌ عِنْدَهُ، فَلايَزالُ زارِياً عَلَيْها وَ مُسْتَزيداً لَها. فَكُونُوا
بدگمان است، هماره از خود عیبجویی‌ می‌ کند، و خواهان افزایش کار نیک از نفس است. در امر دین
كَالسّابِقينَ قَبْلَكُمْ وَ الْماضينَ اَمامَكُمْ، قَوَّضُوا مِنَ الدُّنْيا
چون گذشتگان که پیش از شمابودند، و رفتگانی‌ که دربرابر شما از دنیا رفتند باشید، از دنیاخیمه برکندند
تَقْويضَ الرّاحِلِ، وَ طَوَوْها طَىَّ الْمَنازِلِ.
همچون خیمه برکندن کسی‌ که کوچ می‌ کند، و آن را طی‌ّ کردند چنانکه منازل را طی‌ کنند.
وَاعْلَمُوا اَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذى لايَغُشُّ، وَ الْهادِى
بدانید که قرآن خیرخواهی‌ است که خیانت نمی‌ کند، و هدایتگری‌ است
الَّذى لا يُضِلُّ، وَالْمُحَدِّثُ الَّذى لا يَكْذِبُ. وَ ما جالَسَ هذَا الْقُرْآنَ
که گمراه نمی‌ نماید، و سخنگویی‌ است که دروغ نمی‌ گوید. احدی‌ با قرآن ننشست
اَحَدٌ اِلاَّقامَ عَنْهُ بِزِيادَة اَوْ نُقْصان: زِيادَة فى هُدًى، اَوْ نُقْصان مِنْ
جز اینکه به فزونی‌ یا کمی‌ از پیش آن برخاست: فزونی‌ در هدایت، و کم شدن در
عَمًى. وَاعْلَمُوا اَنَّهُ لَيْسَ عَلى اَحَد بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَة، وَ لا لاَِحَد
کوردلی‌. بدانید که برای‌ کسی‌ بعد از بودن با قرآن تهیدستی‌ نیست، و برای‌ احدی‌
قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى. فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ اَدْوائِكُمْ، وَاسْتَعينُوا بِهِ عَلى
منهای‌ قرآن بی‌ نیازی‌ نمی‌ باشد. از قرآن برای‌ بیماریهای‌ خود شفا جویید، و از آن برای‌ پیروزی‌ بر
لاَْوائِكُمْ، فَاِنَّ فيهِ شِفاءً مِنْ اَكْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَىُّ
مشکلات یاری‌ خواهید، که شفای‌ از بزرگترین بیماریها که کفر و نفاق و تباهی‌ و ضلالت می‌ باشد در
وَ الضَّلالُ. فَاسْاَلُوا اللَّهَ بِهِ، وَ تَوَجَّهُوا اِلَيْهِ بِحُبِّهِ، وَلاتَسْاَلُوا بِهِ
قرآن است. پس به وسیله قرآن از خدا بخواهید، و با عشق به قرآن به خدا توجه کنید، و بهوسیله آن از
خَلْقَهُ، اِنَّهُ ما تَوَجَّهَ الْعِبادُ اِلَى اللّهِ بِمِثْلِهِ.
مردم چیزی‌ مخواهید، قطعاً عباد الهی‌ در این دنیا با وسیله ای‌ به مانند قرآن به خداوند توجه نکرده اند.
وَاعْلَمُوا اَنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَ قائِلٌ مُصَدَّقٌ;
بدانید که قرآن شافعی‌ است که شفاعتش پذیرفته گشته، و گوینده ای‌ است که گفتارش تصدیق شده است;
وَ اَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ شُفِّعَ فيهِ، وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ
آن که قرآن در قیامت به شفاعتش برخیزد شفاعتش در مورد او قبول است، و از هر که شکایت نماید
يَوْمَ الْقِيامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ، فَاِنَّهُ يُنادى مُناد يَوْمَ الْقِيامَةِ: «اَلا اِنَّ كُلَّ
شکایتش پذیرفته است، زیرا ندادهنده ای‌ در قیامت ندا می‌ دهد: «امروز هر انسانی‌ دچار بذری‌ است که
حارِث مُبْتَلًى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ».
افشانده و گرفتار نتیجه عمل خود است جز آنان که زارع بذر قرآن در سرزمین حیات خود بودند».
فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلى رَبِّكُمْ، وَاسْتَنْصِحُوهُ
پس از بذرافشانان قرآن و تابعان آن باشید، آن را رهنمای‌ بر خدای‌ خود قرار دهید، برای‌ خود از قرآن
عَلى اَنْفُسِكُمْ، وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آراءَكُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فيهِ
طلب نصیحت کنید، آراء خود را که بر خلاف قرآن است متّهم نمایید، و خواهش خود را که مخالف
اَهْـــواءَكُـــمْ .
قرآن است خائن بدانید.
الْعَمَلَ الْعَمَلَ! ثُمَّ النِّهايَةَ النِّهايَةَ! وَالاِْسْتِقامَةَ الاِْسْتِقامَةَ!
عمل! عمل! سپس عاقبت! عاقبت! پایداری‌! پایداری‌!
ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ! وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ! اِنَّ لَكُمْ نِهايَةً فَانْتَهُوا اِلى
آن گاه صبر! صبر! پاکدامنی‌! پاکدامنی‌! قطعاً برای‌ شما پایانی‌ است، خود را به آن
نِهايَتِكُمْ، وَ اِنَّ لَكُمْ عَلَماً فَاهْتَدُوا بِعَلَمِكُمْ، وَ اِنَّ لِلاِْسْلامِ غايَةً
برسانید; و شما را نشانه ای‌ است، به آن هدایت جویید، و اسلام را هدفی‌ است
فَانْتَهُوا اِلى غايَتِهِ; وَ اخْرُجُوا اِلَى اللّهِ بِمَا افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَقِّهِ،
به آن برسید; با انجام آنچه خداوند از حق خود بر شما واجب نموده، و تکالیفی‌ که
وَ بَيَّنَ لَكُمْ مِنْ وَظائِفِهِ. اَنَا شاهِدٌ لَكُمْ، وَ حَجيجٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَنْكُمْ.
برای‌ شما بیان داشته به خداوند روی‌ آورید، من شاهد شمایم، و روز قیامت به نفع شما اقامه حجت می‌ کنم.
اَلا وَ اِنَّ الْقَدَرَ السّابِقَ قَدْ وَقَعَ، وَالْقَضاءَ الْماضِىَ قَدْ تَوَرَّدَ،
بدانید که آنچه در علم الهی‌ مقدر گشته بود واقع شد، و قضایی‌ که باید انجام می‌ شد تدریجاً وارد گشت،
وَ اِنّى مُتَكَلِّمٌ بِعِدَةِ اللّهِ وَ حُجَّتِهِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «اِنَّ الَّذينَ قالُوا
من از وعده خدا و حجت او سخن می‌ گویم، خدای‌ تعالی‌ فرموده: «آنان که گفتند
رَبُّنا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّتَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا
پروردگار ما اللّه است، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود می‌ آیند که نترسید و محزون
وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنتُمْ تُوعَدُونَ». وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللّهُ،
نباشید، و شاد باشید به بهشتی‌ که وعده داده می‌ شدید». شما گفتید پروردگار ما خداست،
فَاسْتَقيمُوا عَلى كِتابِهِ، وَ عَلى مِنْهاجِ اَمْرِهِ، وَ عَلَى الطَّريقَةِ
پس بر کتاب خدا و بر طریق فرمان او، و بر راه شایسته بندگیش
الصّالِحَةِ مِنْ عِبادَتِهِ، ثُمَّ لاتَمْرُقُوا مِنْها، وَ لاتَبْتَدِعُوا فيها،
استقامت ورزید، و از آن طریقه بیرون نروید، و بدعت در آن مگذارید،
وَلاتُخالِفُوا عَنْها، فَاِنَّ اَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ بِهِمْ عِنْدَ اللّهِ يَوْمَ
و با آن مخالفت نورزید، زیرا آنان که از راه بیرون شوند در قیامت به خداوند
الْقِيامَةِ.
راه نیـابنـد.
ثُمَّ اِيّاكُمْ وَ تَهْزيعَ الاَْخْلاقِ وَ تَصْريفَها، وَاجْعَلُوا اللِّسانَ
از شکستن و دگرگون کردن اخلاق پسندیده برحذر باشید، و زبان را
واحِداً، وَلْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسانَهُ، فَاِنَّ هذَا اللِّسانَ جَمُوحٌ بِصاحِبِهِ،
یکی‌ کنید، مرد باید زبان خود را ضبط کند، زیرا زبان نسبت به صاحبش چموش است،
وَاللّهِ ما اَرى عَبْداً يَتَّقى تَقْوى تَنْفَعُهُ حَتّى يَخْزُنَ لِسانَهُ. وَ اِنَّ
به خدا سوگند بنده باتقوایی‌ را نمی‌ بینم که تقوایش او را سود دهد مگر آنکه زبانش را حفظ کند. قطعاً
لِسانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَراءِ قَلْبِهِ، وَ اِنَّ قَلْبَ الْمُنافِقِ مِنْ وَراءِ لِسانِهِ،
زبان مؤمن پشت قلب او، و دل منافق پشت زبان اوست،
لاَِنَّ الْمُؤْمِنَ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلام تَدَبَّرَهُ فى نَفْسِهِ، فَاِنْ كانَ خَيْراً
زیرا مؤمن چون بخواهد سخنی‌ گوید درباره آن در دل خود اندیشه نماید، اگر خیر بود
اَبْداهُ، وَ اِنْ كانَ شَرًّا واراهُ. وَ اِنَّ الْمُنافِقَ يَتَكَلَّمُ بِما اَتى عَلى لِسانِهِ،
آشکارش کند، و اگر شر بود نهفته اش دارد. و منافق هرچه به زبانش آید بگوید،
لايَدْرى ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَيْهِ. وَ لَقَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ
نمی‌ فهمد چه سخنی‌ برای‌ او سودمند و کدام گفتار برای‌ او زیان آور است. رسول خدا صلّی‌ اللّه علیه
وَ آلِهِ: «لايَسْتَقيمُ ايمانُ عَبْد حَتّى يَسْتَقيمَ قَلْبُهُ، وَلايَسْتَقيمُ قَلْبُهُ
وآله فرمود: «ایمان بنده ای‌ استوار نمی‌ شود مگر دلش استوار شود، و دلش استوار نمی‌ گردد
حَتّى يَسْتَقيمَ لِسانُهُ». فَمَنِ اسْتَطاعَ مِنْكُمْ اَنْ يَلْقَى اللّهَ تَعالى وَ هُوَ
مگر زبانش استوار شود». پس هریک از شما بتواند خدا را ملاقات کند در حالی‌ که
نَقِىُّ الرّاحَةِ مِنْ دِماءِ الْمُسْلِمينَ وَ اَمْوالِهِمْ، سَليمُ اللِّسانِ مِنْ
دستش از خون و مال مسلمین پاک، و زبانش از هتک آبروی‌ آنان
اَعْراضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ.
سالم باشـد بایـد چنین کنـد.
وَاعْلَمُوا ـ عِبادَ اللّهِ ـ اَنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَحِلُّ الْعامَ مَا اسْتَحَلَّ عاماً
بندگان خدا، بدانید قطعاً مؤمن در امسال حلال می‌ داند آنچه را سال اول حلال
اَوَّلَ، وَ يُحَرِّمُ الْعامَ ما حَرَّمَ عاماً اَوَّلَ. وَ اَنَّ ما اَحْدَثَ النَّاسُ لايُحِلُّ
دانسته، و این سال حرام می‌ داند آنچه را سال نخست حرام می‌ دانسته، بدعتی‌ که مردم پایه گذاری‌
لَكُمْ شَيْئاً مِمّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ، وَلكِنَّ الْحَلالَ ما اَحَلَّ اللّهُ، وَ الْحَرامَ
کرده اند چیز حرام را بر شما حلال نمی‌ کند، بلکه حلال همان است که خدا حلال کرده، و حرام همان
ما حَرَّمَ اللّهُ. فَقَدْ جَرَّبْتُمُ الاُمُورَ وَ ضَرَّسْتُمُوها، وَ وُعِظْتُمْ بِمَنْ كانَ
است که خدا حرام نموده. به تحقیق امور را تجربه کرده و خوب آزمایش نموده اید، و از اوضاع گذشتگان
قَبْلَكُمْ، وَ ضُرِبَتِ الاَْمْثالُ لَكُمْ، وَ دُعيتُمْ اِلَى الاَْمْرِ الْواضِحِ،
پندتان داده اند، و برای‌ شما مثلها زده اند، و به آیینی‌ واضح دعوت شده اید،
فَلايَصَمُّ عَنْ ذلِكَ اِلاّ اَصَمُّ، وَ لايَعْمى عَنْ ذلِكَ اِلاّ اَعْمى، وَ مَنْ
از شنیدن دعوت کر نمی‌ شود مگر بی‌ گوش، و از دیدن آن کور نمی‌ شود مگر بی‌ چشم، آن که
لَمْ يَنْفَعْهُ اللّهُ بِالْبَلاءِ وَ التَّجارِبِ لَمْ يَنْتَفِعْ بِشَىْء مِنَ الْعِظَةِ، وَ اَتاهُ
خداوند از آزمایش ها و تجربه ها سودش نرساند به موعظه دیگر سود نبرد، و او را از پیش رو
التَّقْصيرُ مِنْ اَمامِهِ حَتّى يَعْرِفَ ما اَنْكَرَ، وَ يُنْكِرَ ما عَرَفَ.
و آشکارا کوته فکری‌ درآید تا آنجا که آنچه را نمی‌ شناخته پندارد که می‌ شناسد، و آنچه راکه می‌ شناخته ناشناخته انگارد.
وَ اِنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ: مُتَّبِعٌ شِرْعَةً، وَ مُبْتَدِعٌ بِدْعَةً لَيْسَ مَعَهُ مِنَ اللّهِ
زیرا مردم دو دسته اند: تابع شریعت، و پدیدآورنده بدعت که او را از جانب خدا
سُبْحانَهُ بُرْهانُ سُنَّة وَ لا ضِياءُ حُجَّة.
نه برهانی‌ از سنّت و نه نوری‌ از دلیل و حجّت است.
وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يَعِظْ اَحَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ، فَاِنَّهُ حَبْلُ اللّهِ
خداوند احدی‌ را به مانند این قرآن پند نداده، که قرآن رشته متین خدا
الْمَتينُ وَ سَبَبُهُ الاَْمينُ، وَ فيهِ رَبيعُ الْقَلْبِ وَ يَنابيعُ الْعِلْمِ، وَ ما لِلْقَلْبِ
و وسیله امین اوست، در آن بهار دل و چشمه های‌ دانش است، دل را به غیر آن
جَلاءٌ غَيْرُهُ، مَعَ اَنَّهُ قَدْ ذَهَبَ الْمُتَذَكِّرُونَ، وَ بَقِىَ النّاسُونَ
مایه جلا نیست، با آنکه پندپذیران از قرآن از دنیا رفتند، و فراموشکاران یا آنان که
اَوِ الْمُتَناسُونَ. فَاِذا رَاَيْتُمْ خَيْراً فَاَعينُوا عَلَيْهِ، وَ اِذا رَاَيْتُمْ شَرًّا
خود را به فراموش زده اند ماندند. چون خیری‌ دیدید آن را کمک کنید، و چون شری‌ مشاهده نمودید
فَاذْهَبُوا عَنْهُ، فَاِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانَ يَقُولُ:
از آن دوری‌ جویید، که رسول خدا ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ هماره می‌ فرمود:
«يَا بْنَ آدَمَ، اِعْمَلِ الْخَيْرَ وَ دَعِ الشَّرَّ فَاِذا اَنْتَ جَوادٌ قاصِدٌ».
«ای‌ فرزند آدم، کار خیر انجام ده، و کار شرّ را رها کن، که در این حال نیکوکار و معتدلی‌».
اَلا وَ اِنَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لايُغْفَرُ، وَ ظُلْمٌ لايُتْرَكُ، و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ
بدانید ستم سه گونه است: ستمی‌ که بخشیده نشود، و ستمی‌ که بازخواست شود، و ستمی‌ که بخشیده شود
لايُطْلَبُ. فَاَمَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللّهِ، قالَ اللّهُ تَعالى:
و بازخواست نشود. اما ستمی‌ که آمرزیده نشود شرک به خداوند است، خداوند سبحان فرموده:
«اِنَّ اللّهَ لايَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ.» وَ اَمَّا الظُّلْمُ الَّذى يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ
«خداوند این گناه را که به او شرک آورند نمی‌ آمرزد.» اما ستمی‌ که آمرزیده شود ستم عبد
نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَناتِ. وَ اَمَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبادِ
بر خود است در ارتکاب بعضی‌ از گناهان کوچک. امّا ستمی‌ که بازخواست شود ستم بعضی‌ از مردم
بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصاصُ هُناكَ شَديدٌ، لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدى،
بر بعض دیگر است. قصاص در قیامت شدید است، و آن زخم زدن با کارد،
وَ لاضَرْباً بِالسِّياطِ، وَلكِنَّهُ ما يُسْتَصْغَرُ ذلِكَ مَعَهُ. فَاِيّاكُمْ وَالتَّلَوُّنَ
یا ضربه زدن با تازیانه نیست، بلکه برنامه ای‌ است که اینها در برابرش اندک است. از تلوّن و رنگ به رنگ
فى دينِ اللّهِ، فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَة
شدن در دین خدا بپرهیزید، زیرا اتّفاق در آنچه که از حق میل ندارید از تفرقه در آنچه
فيما تُحِبُّونَ مِنَ الْباطِلِ، وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَداً بِفُرْقَة
از باطل دوست دارید بهتر است، و خداوند پاک به هیچ یک از گذشتگان
خَيْراً مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقِىَ.
و فعلی‌ ها بر اثر تفرقه خیری‌ عطا نکرده است.
يا اَيُّهَا النّاسُ، طُوبى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النّاسِ،
ای‌ مردم، خوشا به حال کسی‌ که عیب خودش او را از دنبال کردن عیوب مردم بازدارد،
وَ طُوبى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ، وَ اَكَلَ قُوتَهُ، و اشْتَغَلَ بِطاعَةِ رَبِّهِ،
و خوشا آن که در خانه اش بنشیند، روزی‌ خود را بخورد، به طاعت پروردگارش مشغول باشد،
وَ بَكى عَلى خَطيئَتِهِ، فَكانَ مِنْ نَفْسِهِ فى شُغُل، وَ النَّاسُ مِنْهُ
و بر گناهش گریه کند; او سرگرم کار خود بوده، و مردم از او
فى راحَـة .
در آسایش باشند.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا