فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 17 - خطبه درباره كسی‌كه در ميان مردم عهدهدار منصب قضاوت شود


مطلب قبلی خطبه هنگامى كه در مدينه با او بيعت شد
خطبه در نكوهش اختلاف علما در فتاوى مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
فى صِفَةِ مَنْ يَتَصَدّى لِلْحُكْمِ بَيْنَ الاُْمَّةِ وَلَيْسَ لِذلِكَ بِاَهْل
درباره کسی‌ که در میان مردم عهده دار منصب قضاوت شود ولی‌ شایسته آن نباشد
اِنَّ اَبْغَضَ الْخَلائِقِ اِلَى اللّهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّهُ اِلى نَفْسِهِ،
مبغوض ترین مردم نزد خداوند دو کس اند: انسانی‌ که خداوند او را به حال خود واگذاشته،
فَهُوَ جائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبيلِ، مَشْغُوفٌ بِكَلامِ بِدْعَة، وَ دُعاءِ ضَلالَة.
تا جایی‌ که از راه راست منحرف شده، به سخن آمیخته با بدعت و دعوت به گمراهی‌ دل خوش نموده است.
فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضالٌّ عَنْ هَدْىِ مَنْ كانَ قَبْلَهُ،
او فتنه ای‌ است برای‌ فتنه جویان، ره گم کرده ای‌ است از راه روشن گذشتگان،
مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدى بِهِ فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ وَفاتِهِ، حَمّالٌ
گمراه کننده کسانی‌ است که بهوقت زنده بودن او یا پس از مرگش از او پیروی‌ کنند، هم بار گناهان
خَطَايا غَيْرِهِ، رَهْنٌ بِخَطيئَتِهِ.
دیگران را به دوش کشد، و هم گروگان خطاهای‌ خود باشد.
وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً، مُوضِعٌ فى جُهّالِ الاُْمَّةِ،
و دیگر انسانی‌ است که انبوهی‌ از نادانی‌ را در خود جمع کرده، و در میان جاهلان امت جهت فریبشان می‌ شتابد
عاد فى اَغْباشِ الْفِتْنَةِ، عَم بِما فى عَقْدِ الْهُدْنَةِ. قَدْ سَمّاهُ اَشْباهُ
در تاریکهای‌ فتنه ها می‌ تازد، و نسبت به مصالحی‌ که در پیمان صلح است نابیناست. انسان نماها دانشمندش
النّاسِ عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ. بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْعِ ما قَلَّ مِنْهُ خَيْرٌ مِمّا
دانند در حالی‌ که بی‌ دانش است. از آغاز وقتش را صرف انباشتن چیزهایی‌ کرده که اندکش از بسیارش
كَثُرَ، حَتّى اِذَا ارْتَوى مِنْ ماء آجِن، وَ اكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طائِل،
بهتر است، همین که از آب گندیده سراب شد، و امور بیهوده را روی‌ هم انباشت،
جَلَسَ بَيْنَ النّاسِ قاضِياً، ضامِناً لِتَخْليصِ مَا الْتَبَسَ عَلى غَيْرِهِ!
به ناحق بر کرسی‌ قضاوت میان مردم می‌ نشیند، تا بیان مسائلی‌ را که بر دیگران مشتبه شده به عهده گیرد!
فَاِنْ نَزَلَتْ بِهِ اِحْدَى الْمُبْهَماتِ هَيَّأَ لَها حَشْواً رَثّاً مِنْ رَأْيِهِ،
چون با مسأله مبهمی‌ روبرو شود آراء بی‌ فایده و بی‌ پایه اش را به میدان آورده، قاطعانه
ثُمَّ قَطَعَ بهِ. فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهاتِ فى مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ،
حکم می‌ کند. از این رو در برابر شبهات به مانند مگسی‌ در تارهای‌ سست عنکبوت گرفتار است،
لايَدْرى اَصابَ اَمْ اَخْطَأَ؟ فَاِنْ اَصابَ خافَ اَنْ يَكُونَ قَدْ اَخْطَأَ،
این بی‌ مایه نمی‌ داند رأیش بر صواب است یا بر خطا؟ اگر حکمی‌ به صواب راند می‌ ترسد بر خطا باشد،
وَ اِنْ اَخْطَأَ رَجا اَنْ يَكُونَ قَدْ اَصابَ. جاهِلٌ خَبّاطُ جَهالات.
و چون به خطا حکم کند امیدوار است که راه صواب رفته باشد! در امواج جهالتهایش گم شده.
عاش رَكّابُ عَشَوات، لَمْ يَعَضَّ عَلَى الْعِلْمِ بِضِرْس قاطِع.
با دیده کور در تاریکی‌ های‌ نادانی‌ راه پوید، هیچ امر مشتبهی‌ را قاطعانه بر اساس دانش حل نمی‌ کند.
يُذْرِى الرِّواياتِ اِذْراءَ الرّيحِ الْهَشيمَ. لامَلىءٌ وَ اللّهِ بِاِصْدارِ
روایات را همچون کاهی‌ که بر باد می‌ رود می‌ پراکند. به خدا قسم این بی‌ خرد را نه در حل مسائلی‌ که بر او وارد
ما وَرَدَ عَلَيْهِ، وَلا هُوَ اَهْلٌ لِما فُوِّضَ اِلَيْهِ، لايَحْسَبُ الْعِلْمَ
می‌ شود مایه ای‌ از دانش و علم است، و نه شایسته مسندی‌ است که به او واگذار شده، در آنچه انکار کرده علمی‌
فى شَىْء مِمَّا اَنْكَرَهُ، وَلايَرى اَنَّ مِنْ وَراءِ ما بَلَغَ مَذْهَباً لِغَيْرِهِ.
را که برخلاف انکار او باشد گمان نمی‌ برد، و رأیی‌ بالاتر از رأی‌ خود برای‌ دیگری‌ نمی‌ بیند.
وَ اِنْ اَظْلَمَ عَلَيْهِ اَمْرٌ اكْتَتَمَ بِهِ لِما يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ.
چون امری‌ بر او تاریک گردد بر آن سرپوش نهد زیرا به نادانی‌ خود واقف است.
تَصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضائِهِ الدِّماءُ، وَ تَعِجُّ مِنْهُ الْمَواريثُ.
از داوریهای‌ ظالمانه اش خونهایی‌ که به قضاوت او ریخته شده، و میراثهای‌ به غارت رفته فریادها دارند.
اِلَى اللّهِ اَشْكُو مِنْ مَعْشَر يَعيشُونَ جُهّالاً، وَ يَمُوتُونَ ضُلاّلاً.
از این طایفه ای‌ که نادان زندگی‌ می‌ کنند، و گمراه می‌ میرند به خداوند شکایت می‌ برم.
لَيْسَ فيهِمْ سِلْعَةٌ اَبْوَرُ مِنَ الْكِتابِ اِذا تُلِىَ حَقَّ تِلاوَتِهِ،
به نزد این بی‌ مایگان متاعی‌ بی‌ ارزش تر از قرآن نیست آن گاه که به شیوه صحیح معنی‌ شود،
وَلاسِلْعَةٌ اَنْفَقُ بَيْعاً وَلا اَغْلى ثَمَناً مِنَ الْكِتابِ اِذا حُرِّفَ عَنْ
و هیچ کالایی‌ پررونق تر و گرانبهاتر از قرآن نیست زمانی‌ که بر اساس هوا و هوس
مَواضِعِهِ، وَ لا عِنْدَهُمْ اَنْكَرُ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَلااَعْرَفُ مِنَ الْمُنْكَرِ.
معنی‌ شود، و برای‌ اینان چیزی‌ زشت تر از معروف، و مسأله ای‌ زیباتر از منکر نیست.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا