فارسی
شنبه 02 مرداد 1400 - السبت 13 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 16 - خطبه هنگامی‌ كه در مدينه با او بيعت شد


مطلب قبلی خطبه در رابطه با برگرداندن املاك بيت المال
خطبه درباره كسىكه در ميان مردم عهدهدار منصب قضاوت شود مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خطبة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
لَمّا بُويِعَ بِالْمَدينَةِ
هنگامی‌ که در مدینه با او بیعت شد
ذِمَّتى بِما اَقُولُ رَهينَةٌ، وَ اَنَا بِهِ زَعيمٌ. اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ
عهده ام در گرو درستی‌ سخنم قرار دارد، و نسبت به آن ضامن و پای‌ بندم. کسی‌ که عبرتهای‌ روزگار
عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ.
کیفرهای‌ پیش رویش را بر او آشکار کند تقوا او را از درافتادن در اشتباهات مانع گردد.
اَلا وَ اِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عادَتْ كَهَيْئَتِها يَوْمَ بَعَثَ اللّهُ نَبِيَّكُمْ صَلَّى اللّهُ
هشیار باشید که روزگارِ آزمایش به همان شکل خود در روز بعثت پیامبر(ص) به شما
عَلَيْهِ وَ آلِهِ. وَ الَّذى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً، وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً،
بازگشته. به خدایی‌ که او را به حق فرستاد هرآینه همه درهم ریخته می‌ شوید،و هرآینه غربال می‌ گردید،
وَلَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتّى يَعُودَ اَسْفَلُكُمْ اَعْلاكُمْ، وَ اَعْلاكُمْ
و همچون محتوای‌ دیگ جوشان درهم و برهم گشته تا آنجا که ذلیل شما گرامی‌ و بالانشینتان
اَسْفَلَكُمْ. وَ لَيَسْبِقَنَّ سابِقُونَ كانُوا قَصَرُوا، وَلَيَقْصُرَنَّ سَبّاقُونَ كانُوا
پست شود. واپس مانده ها که کوتاهی‌ کردند پیش افتند، و پیش افتاده های‌ گذشته پس
سَبَقُوا. وَاللّهِ ما كَتَمْتُ وَشْمَةً، وَلا كَذَبْتُ كِذْبَةً، وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهذَا
مانند. به خدا قسم سخنی‌ را مخفی‌ ننموده، و دروغی‌ بر زبان نیاورده ام، و به این اوضاع و چنین
الْمَقامِ وَ هذَا الْيَوْمِ.
زمانی‌ آگاهیم داده اند.
گناه و تقوا
اَلا وَ اِنَّ الْخَطايا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ
بدانید خطاها اسبان سرکشند که افسارگسیخته سواره های‌ خود را به پیش می‌ برند
لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ. اَلا وَ اِنَّ التَّقْوى مَطايا ذُلُلٌ حُمِلَ
تا به جهنم وارد کنند. آگاه باشید که تقوا مرکب های‌ راهوار است که مهارشان به دست
عَلَيْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ. حَقٌّ وَ باطِلٌ،
سواره های‌ آنها سپرده شده، در نتیجه آنان را وارد بهشت می‌ نمایند. این وضع حق و باطل است،
وَ لِكُلٍّ اَهْلٌ، فَلَئِنْ اَمِرَ الْباطِلُ لَقَديماً فَعَلَ، وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما
که هر یک را خریداری‌ است، اگر باطل بسیار باشد از گذشته چنین بوده، و اگر حق اندک باشد زیاد شدنش
وَ لَعَلَّ. وَ لَقَلَّما اَدْبَرَ شَىْءٌ فَاَقْبَلَ.
را امید هست. هر آینه کم است جریانی‌ که از دست رفته به جای‌ اصلی‌ خود برگردد.
- اَقُولُ: اِنَّ فى هذَا الْكَلامِ الاَْدْنى مِنْ مَواقِعِ الاِْحْسانِ ما لاتَبْلُغُهُ مَواقِعُ
می‌ گویم: در این سخن کوتاه جایگاهی‌ از زیبایی‌ است که از هر گونه توصیف
الاِْسْتِحْسانِ، وَ اِنَّ حَظَّ الْعَجَبِ مِنْهُ اَكْثَرُ مِنْ حَظِّ الْعَجَبِ بِهِ.
بیرون است، بهره ای‌ که از شگفتی‌ در این کلام به انسان می‌ رسد بیش از درک حقایقی‌ است که در آن وجود دارد.
فيهِ مَعَ الْحالِ الَّتى وَصَفْنا زَوائِدُ مِنَ الْفَصاحَةِ لايَقُومُ بِها لِسانٌ، وَلايَطَّلِعُ فَجَّها
در این سخن علاوه بر آنچه گفتیم اضافاتی‌ از فصاحت هست که زبان از بیانش عاجز، و اندیشه از رسیدن به
اِنْسانٌ. وَ لايَعْرِفُ ما اَقُولُ اِلاّ مَنْ ضَرَبَ فى هذِهِ الصِّناعَةِ بِحَقٍّ،
ژرفایش ناتوان است. این گفتار مرا نمی‌ فهمد مگر کسی‌ که عمرش را در صنعت فصاحت صرف کرده،
وَ جَرى فيها عَلى عِرْق، «وَ ما يَعْقِلُها اِلاَّ الْعالِمُونَ».-
و اندیشه اش به ریشه های‌ آن نفوذ کرده باشد، «و جز دانایان احدی‌ قدرت تعقّل این کلام را ندارد».
وَ مِنْ هذِهِ الْخُطْبَةِ
و از همین خطبه است
اقسام مردمان
شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَالنّارُ اَمامَهُ. سَاع سَريعٌ نَجا، وَ طالِبٌ بَطىءٌ
کسی‌ که بهشت و دوزخ را پیش رو دارد آسوده نیست. کوشنده باشتاب نجات یافت، و جوینده کندرو
رَجا، وَ مُقَصِّرٌ فِى النّارِ هَوى. اَلْيَمينُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّريقُ
را امید هست، و مقصّر در آتش سرنگون است. راست و چپ گمراهی‌ است، و راه میانه
الْوُسْطى هِىَ الْجادَّةُ، عَلَيْها باقِى الْكِتابِ، وَ آثارُ النُبُوَّةِ،
جاده اصلی‌ است، کتابِ ماندگار الهی‌ و آثار نبوت بر این راه است،
وَ مِنْها مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ اِلَيْها مَصيرُ الْعاقِبَةِ. هَلَكَ مَنِ ادَّعى،
و گذرگاه سنّت از این راه است، و بازگشت کار همه به این جایگاه است. مدّعی‌ِ به ناحق هلاک شد،
وَ خَابَ مَنِ افْتَرى. مَنْ اَبْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ. وَ كَفى بِالْمَرْءِ
و دروغباف زیان دید. آن که در برابر حق بایستد به هلاکت رسد. و در جهالت انسان همین بس
جَهْلاً اَنْ لايَعْرِفَ قَدْرَهُ. لايَهْلِكُ عَلَى التَّقْوى سِنْخُ اَصْل، وَلايَظْمَأُ
که اندازه خود را نشناسد. ریشه ای‌ که بر تقوا روییده نابود نگردد، و زراعت قومی‌ که
عَلَيْها زَرْعُ قَوْم. فَاسْتَتِرُوا بِبُيُوتِكُمْ، وَاَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ،
آب تقوا خورده تشنه نشود. پس (برای‌ دوری‌ از فتنه) درخانه ها بمانید، و امور بین خود را اصلاح کنید،
وَالتَّوْبَةُ مِنْ وَرائِكُمْ. وَلايَحْمَدْ حامِدٌ اِلاّ رَبَّهُ، وَلايَلُمْ لائِمٌ اِلاّ نَفْسَهُ.
توبه پیش روی‌ شماست. نباید هیچ ستایشگری‌ جز خدا را بستاید، و هیچ ملامتگری‌ جز خود را ملامت نماید.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا