فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 156 - خطبه در تشويق به پرهيزكاری‌


مطلب قبلی خطبه خطاب به اهل بصره در خبر از پيشامدهاى سخت
خطبه درباره پيامبر و قرآن، و دولت بنىاميّه مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه های‌ آن حضرت است
در تشویق به پرهیزکاری‌
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ، وَ سَبَباً لِلْمَزيدِ مِنْ
سپاس خدایی‌ را که حمد را کلید یادش، و سبب فزونی‌
فَضْلِهِ، وَ دَليلاً عَلى آلائِهِ وَ عَظَمَتِهِ.
فضلش، و دلیل بر نعمت ها و بزرگیش قرار داد.
عِبادَ اللّهِ، اِنَّ الدَّهْرَ يَجْرى بِالْباقينَ كَجَرْيِهِ بِالْماضينَ. لا يَعُودُ
بندگان خدا، روزگار بر باقیماندگان چنان گذرد که بر گذشتگان گذشت. آنچه سپری‌
ما قَدْ وَلّى مِنْهُ، وَ لا يَبْقى سَرْمَداً ما فيهِ. آخِرُ فِعالِهِ كَاَوَّلِهِ. مُتَسابِقَةٌ
شد بازنگردد، و آنچه هست جاویدان نماند. کار آخرش همچون کار اوّل آن است. امورش (در فناپذیری‌)
اُمُورُهُ، مُتَظاهِرَةٌ اَعْلامُهُ. فَكَاَنَّكُمْ بِالسّاعَةِ تَحْدُوكُمْ حَدْوَ
از هم پیشی‌ می‌ گیرند، و پرچمهایش پشتیبان یکدیگر است. گویا حاضر در قیامت هستید، شما را می‌ راند
الزّاجِرِ بِشَوْلِهِ. فَمَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ
چون ساربانی‌ که شترهای‌ چابکش را می‌ راند. پس هر کس خود را به آنچه که شایسته او نیست سرگرم کند
تَحَيَّرَ فِى الظُّلُماتِ، وَارْتَبَكَ فِى الْهَلَكاتِ، وَ مَدَّتْ بِهِ شَياطينُهُ
در تاریکیها سرگردان گردد، و در مهلکه ها گرفتار شود، و شیطانهایش او را به
فى طُغْيانِهِ، وَ زَيَّنَتْ لَهُ سَيِّئَ اَعْمالِهِ. فَالْجَنَّةُ غايَةُ السّابِقينَ،
راه سرکشی‌ کشند، و کارهای‌ زشتش را در نظرش جلوه دهند. بهشت نهایت کار پیشی‌ گیرندگان در خیر،
وَ النّارُ غايَةُ الْمُفَرِّطينَ.
و آتش عاقبت کار مقصّران در بندگی‌ است.
اِعْلَمُوا عِبادَاللّهِ، اَنَّ التَّقْوى دارُ حِصْن عَزيز، وَالْفُجُورَ دارُ
بندگان خدا، بدانید تقوا قلعه ای‌ محکم و نفوذناپذیر است، ولی‌ گناه حصاری‌
حِصْن ذَليل، لا يَمْنَعُ اَهْلَهُ، وَ لا يُحْرِزُ مَنْ لَجَاَ اِلَيْهِ. اَلا وَ بِالتَّقْوى
پست است که اهلش را از خطرات نگاه نمی‌ دارد، و کسی‌ را که به آن پناه برده حفظ نمی‌ کند. آگاه باشید که
تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطايا، وَ بِالْيَقينِ تُدْرَكُ الْغايَةُ الْقُصْوى.
با تقوا زهر خطرناک گناه قطع شود، و با یقین منتها درجه مقصود به دست آید.
عِبادَ اللّهِ، اللّهَ اللّهَ فى اَعَزِّ الاَْنْفُسِ عَلَيْكُمْ، وَ اَحَبِّها
بندگان خدا، خدا را خدا را در پاییدن عزیزترین و محبوبترین نفوس در نزدتان که خود شما هستید
اِلَيْكُمْ. فَاِنَّ اللّهَ قَدْ اَوْضَحَ لَكُمْ سَبيلَ الْحَقِّ، وَ اَنارَ طُرُقَهُ،
منظور بدارید، زیرا بدون شک خداوند راه حق را برای‌ شما واضح کرده، و جادّه های‌ آن را روشن نموده،
فَشِقْوَةٌ لازِمَةٌ، اَوْ سَعادَةٌ دائِمَةٌ. فَتَزَوَّدُوا فى اَيّامِ الْفَناءِ
که پس از این معنا یا شقاوتی‌ است زایل نشدنی‌، یا سعادتی‌ است جاوید و ابدی‌. بنابراین از این دنیای‌ فانی‌
لاَِيّامِ الْبَقاءِ. قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزّادِ، وَ اُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ،
برای‌ آخرت توشه برگیرید، که بر توشه برداشتن هدایت شده اید، و شما را به کوچ کردن امر کرده اند،
وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسيرِ. فَاِنَّما اَنْتُمْ كَرَكْب وُقُوف لا يَدْرُونَ مَتى
و برای‌ رفتنتان از دنیا به شتابتان داشته اند. شما سوارانی‌ هستید ایستاده که نمی‌ دانید چه زمان
يُؤْمَرُونَ بِالسَّيْرِ. اَلا فَما يَصْنَعُ بِالدُّنْيا مَنْ خُلِقَ لِلاْخِرَةِ؟!
مأمور به رفتن خواهید شد. به هوش باشید، با دنیا چه می‌ کند کسی‌ که برای‌ آخرت آفریده شده؟!
وَ ما يَصْنَعُ بِالْمالِ مَنْ عَمّا قَليل يُسْلَبُهُ، وَ تَبْقى عَلَيْهِ تَبِعَتُهُ
و با ثروت چه معامله انجام می‌ دهد کسی‌ که به زودی‌ ثروت را از او می‌ گیرند، و جز وبال و بازپرسی‌
وَ  حِسـابُـهُ ؟!
نسبت به ثروت برایش نخواهد ماند؟!
عِبادَ اللّهِ، اِنَّهُ لَيْسَ لِما وَعَدَ اللّهُ مِنَ الْخَيْرِ مَتْرَكٌ، وَ لا فيما نَهى
بندگان خدا، آنچه را خداوند از خیر وعده داده جای‌ ترک آن نیست، و آنچه را از شر نهی‌
عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ. عِبادَاللّهِ، احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ فيهِ الاَْعْمالُ،
فرموده موردی‌ برای‌ رغبت به آن نمی‌ باشد. بندگان خدا، پروا کنید از آن روزی‌ که اعمال بررسی‌ می‌ شود،
وَ يَكْثُرُ فيهِ الزِّلْزالُ، وَ تَشيبُ فيهِ الاَْطْفالُ.
و تشویش و اضطراب در آن بسیار است، و اطفال از ترس آن پیر می‌ شوند.
اِعْلَمُوا عِبادَ اللّهِ، اَنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ اَنْفُسِكُمْ، وَ عُيُوناً مِنْ
بندگان خدا، بدانید که بر شما از خود شما مراقبانی‌ قرار داده شده، و از اندامتان جاسوسانی‌ بر
جَوارِحِكُمْ، وَ حُفّاظَ صِدْق  يَحْفَظُونَ اَعْمالَكُمْ، وَ عَدَدَ اَنْفاسِكُمْ.
وجودتان گمارده اند، و محافظانی‌ که از روی‌ راستی‌ اعمال و شماره نفسهایتان را ضبط می‌ کنند.
لا تَسْتُرُكُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَةُ لَيْل داج، وَ لا يُكِنُّكُمْ مِنْهُمْ بابٌ ذُو رِتاج  .
تاریکی‌ شب تار شما را از دید آنان نمی‌ پوشاند، و درب بزرگی‌ که محکم بسته شده شما را از آنان پنهان نمی‌ کند.
وَ اِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَريبٌ، يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِما فيهِ،
و بی‌ شک فردا که روز مرگ است به امروز نزدیک است، امروز با آنچه در آن است سپری‌ می‌ شود.
وَ يَجىءُ الْغَدُ لاحِقاً بِهِ، فَكَاَنَّ كُلَّ امْرِئ مِنْكُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الاَْرْضِ
و فردا از پی‌ امروز می‌ آید، گویا هر یک از شما به
مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ، وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ. فَيالَهُ مِنْ بَيْتِ وَحْدَة، وَ مَنْزِلِ
جایگاه تنهایی‌، و گودال قبرش رسیده. عجبا از خانه تنهایی‌، و جایگاه
وَحْشَة، وَ مُفْرَدِ غُرْبَة! وَ كَاَنَّ الصَّيْحَةَ قَدْ اَتَتْكُمْ، وَالسّاعَةَ قَدْ
وحشت، و محلّ بی‌ کسی‌ و غربت! انگار شما را نفخه صور آمده، و قیامت بر شما
غَشِيَتْكُمْ، وَ بَرَزْتُمْ لِفَصْلِ الْقَضاءِ. قَدْ زاحَتْ عَنْكُمُ الاَْباطيلُ،
محیط شده، و برای‌ داوری‌ بین حق و باطل ظاهر شده اید. آن روز امور باطل دنیا از شما دور شده،
وَاضْمَحَلَّتْ عَنْكُمُ الْعِلَلُ، وَاسْتَحَقَّتْ بِكُمُ الْحَقائِقُ، وَ صَدَرَتْ
و بهانه ها از بین رفته، و حقایق بر شما ثابت شده، و هر نیک و بدی‌
بِكُمُ الاُْمُورُ مَصادِرَها. فَاتَّعِظُوا بِالْعِبَرِ، وَاعْتَبِرُوا
از شما به جایگاههای‌ خود بازگشته است. بنابراین از عبرتها پند گیرید، و از تغییر اوضاع و احوال
بِالْغِيَـرِ ، وَ  انْتَفِعُـوا بِالنُّـذُرِ .
اندرز پذیرید، و از آنچه شما را ترسانده اند به نفع خود بهره گیرید.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا